رخت‌ سدره‌ را فرو پوشانده‌ بود، به‌ گونه‌اي‌كه‌ هيچ‌ وصف‌ و عددي‌ به‌ آن‌ احاطه‌ نمي‌كند. بنا به‌ اقوالي: درخت‌ سدره‌ را ملخ‌هايي‌ از طلا، يا گروه‌هايي‌ از فرشتگان‌، يا فرمان‌ خدا(ج) فروپوشانده‌ بود. شاه‌ولي‌الله دهلوي‌ مي‌گويد: «در شب‌ معراج‌ انوار الهي‌ بود كه‌ سدره‌ را فرو پوشاند». مجاهد مي‌گويد: «شاخه‌هاي‌ درخت‌ سدره‌المنتهي‌ از مرواريد و ياقوت‌ و زبرجد بود و رسول‌ اكرم‌ ص آن‌ را ديدند و ايشان‌ پروردگارتان‌ را نيز به‌ قلب‌ خود ديدند».
 
	سوره نجم آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ديده‌اش‌ منحرف‌ نگشت‌» يعني: ديده‌ پيامبر ص از آنچه‌ ديده‌ بود، كژتابي ‌نكرد و به‌ چپ‌ و راست‌ متمايل‌ نشد «و از حد در نگذشت‌» يعني: ديده‌ وي‌ از مقصد خويش‌ و از آنچه‌ ديده‌ بود تجاوز نكرد پس‌ جز به‌ آنچه‌ كه‌ مأمور شده ‌بود، نگاه‌ نكرد و نخواست‌ تا آنچه‌ را كه‌ به‌ او بينانده‌ نشده‌ بود، بنگرد. بنابراين‌، رؤيت‌ جبرئيل‌(ع) و ديگر مظاهر ملكوت‌ خداي‌ عزوجل‌ از سوي‌ آن‌ حضرت‌ ص، رؤيتي‌ عيني‌ بود، نه‌ خدعه‌ و فريب‌ چشم‌ و اين‌ تأكيدي‌ است‌ بر اين‌ حقيقت‌ كه‌ معراج‌ رسول‌ خدا ص با روح‌ و جسم‌ هر دو انجام‌ گرفت‌.
 
	سوره نجم آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ راستي‌ كه‌ برخي‌ از نشانه‌هاي‌ بزرگ‌ پروردگارش‌ را ديد» يعني: به‌ راستي‌ كه ‌رسول‌ اكرم‌ ص در شب‌ معراج‌ از آيات‌ و نشانه‌هاي‌ بزرگ‌ پروردگارش‌ و از عجايب‌ ملك‌ و ملكوت‌ وي‌ چيزهايي‌ را ديد كه‌ در وصف‌ نمي‌گنجد.
 
	سوره نجم آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا شما لات‌ و عزي‌ را ديديد؟» لات: از اسم‌ الله گرفته‌ شده‌ و نام‌ بت‌ مؤنثي ‌بود كه‌ قبيله‌ ثقيف‌ در طايف‌ آن‌ را پرستش‌ مي‌كردند. يا لات‌ از ماده‌ «لت‌» به‌معني‌ آرد الك‌ شده‌ است‌ كه‌ به‌ فارسي‌ دري‌ نيز آن‌ را «لتي‌» مي‌گويند. علت ‌نامگذاري‌ آن‌ به‌ «لات‌» آن‌ بود كه‌ پيكر تراشيده‌اش‌ نماد مردي‌ را نشان‌ مي‌داد كه ‌آرد الك‌ شده‌ را با روغن‌ مي‌آميزد و حجاج‌ را اطعام‌ مي‌كند. اما «عزي‌» به‌قول ‌مجاهد، درختي‌ در ميان‌ مكه‌ و طايف‌ بود كه‌ قبيله‌ «غطفان‌» آن‌ را پرستش ‌مي‌كردند پس‌ رسول‌ اكرم‌ ص در سال‌ فتح‌ مكه‌، خالدبن‌وليد(رض) را فرستادند تا آن‌را قطع‌ نمايد و او چنين‌ كرد و در حالي‌كه‌ با تبر خود بر آن‌ مي‌كوفت‌؛ اين‌ شعر رامي‌خواند:
يا عزی كفرانك‌ لا سبحانك‌ إني‌ رأيت‌ الله  قد أهانك‌
اي‌ عزي‌! ناسپاسي‌ باد تو را، نه‌ پاكي‌ و تقدس‌؛
زيرا من‌ ديدم‌ كه‌ خدا تو را خوار كرد
 
	سوره نجم آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مناه‌» بتي‌ از آن‌ اوس‌ و خزرج‌ در ميان‌ مكه‌ و مدينه‌ بود كه‌ مشركان‌ خون‌ حيوانات‌ قرباني‌ را براي‌ آن‌ مي‌ريختند، از اين‌ جهت‌، آن‌ را «مناه‌» ناميدند و خداي‌ عزوجل‌ براي‌ تحقير و نكوهش‌ آن‌، از آن‌ چنين‌ ياد كرد: «آن‌ كه‌ سومين ‌بي‌قدر است‌» اخري: از تأخر در رتبه‌ است‌، يعني‌ مناه‌، متأخر، پست‌ و بي‌قدر است‌. ابن‌كثير مي‌گويد: «در جزيره‌ العرب‌ بتان‌ ديگري‌ نيز غير از اين‌ سه‌ بت‌ وجود داشت‌ كه‌ اعراب‌ آنها را بزرگ‌ مي‌داشتند اما مشهورترين‌ آنها همين‌ سه‌ بت‌ بود، از اين‌ جهت‌، قرآن‌ فقط از آنها ياد كرد».
 
سوره نجم آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَلَهُ الْأُنثَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا براي‌ شما پسر است‌ و براي‌ او دختر؟» يعني: به‌ من‌ از اين‌ خدايان‌ سه‌گانه‌ مؤنثي‌ كه‌ آنان‌ را دختران‌ خداي‌ سبحان‌ مي‌پنداريد، خبر دهيد؛ آخر چگونه‌ آنچه ‌را كه‌ خود دوست‌ نمي‌داريد، به‌ حق‌ تعالي‌ نسبت‌ مي‌دهيد؟.
 
	سوره نجم آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در اين‌ صورت‌، اين‌ تقسيم‌ ناعادلانه‌اي‌ است‌» ضيزي: تقسيم‌ شما در مورد اختصاص‌ دادن‌ دختران‌ به‌ خداي‌ سبحان‌، بر كنار از حق‌ و خارج‌ از عدل‌ و انصاف‌ است‌.
	سوره نجم آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنفُسُ وَلَقَدْ جَاءهُم مِّن رَّبِّهِمُ الْهُدَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اينها چيزي‌ جز نامهايي‌ نيستند كه‌ شما و پدرانتان‌ نامگذاري‌ كرده‌ايد» زيرا اين ‌بتان‌ نه‌ چيزي‌ را مي‌بينند، نه‌ مي‌شنوند و نه‌ درك‌ مي‌كنند، نه‌ زياني‌ مي‌رسانند و نه‌ نفعي‌ پس‌ اينها جز نامهاي‌ بي‌مسماي‌ چندي‌ نيستند كه‌ شما و پدرانتان‌ آنها را «خدايان‌» ناميده‌ايد و پسينيان‌ نيز اين‌ رسم‌ و راه‌ را از پيشينيان‌ به‌ تقليد نشخواركرده‌ و پسران‌ در آنها از پدران‌ دنباله‌ روي‌ كرده‌اند «الله بر ثبوت‌ آنها هيچ‌ سلطاني ‌فرود نياورده‌ است‌» يعني: حق‌ تعالي‌ هيچ‌ حجت‌ و برهاني‌ را كه‌ بدان‌ بر خدا بودن ‌اين‌ بتان‌ بي‌جان‌ حجت‌ آوريد، نازل‌ نكرده‌ است‌ «آنان‌ جز از پندار پيروي ‌نمي‌كنند» و مسلم‌ است‌ كه‌ پندار، حق‌ را ببار نياورده‌ و به‌ سوي‌ حق‌ راه‌ نمي‌برد «و» آنان‌ جز «از چيزي‌ كه‌ نفسها خواهش‌ مي‌كند» پيروي‌ نمي‌كنند بي‌آن‌كه‌ هيچ ‌توجه‌ و التفاتي‌ به‌ آنچه‌ كه‌ حق‌ است‌ و پيروي‌ از آن‌ واجب‌ مي‌باشد، داشته‌ باشند «با آن‌كه‌ به‌ راستي‌ از جانب‌ پروردگارشان‌ هدايت‌ برايشان‌ آمده‌ است‌» يعني: برايشان ‌در اين‌ مورد كه‌ بتان‌ خدا نيستند، بيان‌ واضح‌ و حجت‌ قاطعي‌ آمده‌ است‌ و قرآن‌ كه‌ حجت‌ و برهان‌ فروفرستاده‌ از نزد خداوند(ج) بر پيامبرش‌ مي‌باشد، جلوه‌گاه‌ اين ‌بيان‌ روشن‌ است‌، همان‌ پيامبري‌ كه‌ خداي ‌عزوجل‌ او را در ميان‌ مردم‌ برانگيخت‌ و او را از جنس‌ آنان‌ قرار داد.
 
	سوره نجم آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مگر انسان‌ آنچه‌ آرزو كند دارد؟» يعني: چنان‌ نيست‌ كه‌ انسان‌ هر چه‌ آرزو كند، به‌ دست‌ آورد پس‌ خداوند متعال‌ اين‌ پندار را كه‌ آنان‌ مي‌توانند بتاني‌ را داشته‌ باشند كه‌ به‌ آنان‌ نفع‌ رسانيده‌ و برايشان‌ شفاعت‌كنند؛ پندار و آرزوي ‌بي‌بنيادي‌ مي‌داند و چنين‌ پنداري‌ را زشت‌ و ناموجه‌ مي‌شناسد. از اين‌ جهت‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوهريره‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص فرمودند: «إذا تمني‌ أحدكم‌ فلينظر ما يتمني‌، فإنه‌ لايدري‌ ما يكتب‌ له‌ من‌ أمنيته: هرگاه‌ يكي‌ از شما آرزو مي‌كند،