ت‌ پس‌ چگونه‌ به‌ آن‌ منسوخ‌ مي‌شود؟ حقيقت‌ اين‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص مأمور بودند تا كفار را به‌ روشي‌ حكيمانه‌ و موعظه‌ نيكو به‌ سوي ‌حق‌ دعوت‌ كنند اما چون‌ آنها اين‌ دعوت‌ را نپذيرفتند و به‌ وسيله‌ اباطيلشان‌ با پيامبر ص معارضه‌ كردند، اين‌بار به‌ آن‌ حضرت‌ ص دستور داده‌ شد تا با آنان‌ به‌شيوه‌اي‌ كه‌ نيكوتر است‌ مجادله‌ كند، سپس‌ چون‌ اين‌ شيوه‌ نيز در هدايت‌ آنان ‌سودمند واقع‌ نگشت‌، پروردگارش‌ به‌ وي‌ فرمود: اينك‌ از آنان‌ روي‌ بگردان‌ و با آنان‌ به‌ دليل‌ و برهان‌ مقابله‌ نكن‌ زيرا آنان‌ از چيز ديگري‌ جز پندار خويش‌ پيروي‌ نمي‌كنند...  پس‌ چگونه‌ امر به‌ روي‌گرداني‌ از كفار مي‌تواند منسوخ‌ باشد؟».
 
	سوره نجم آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ منتهاي‌ علم‌ آنان‌ است‌» يعني: زندگاني‌ دنيا و خواهش‌هاي‌ آن‌، منتهاي ‌ميدان‌ دانش‌ كفار است‌ و آنها به‌ ما سواي‌ آن‌ ـ مانند كار دين‌ و معنويت‌ ـ هيچ ‌التفاتي‌ نمي‌كنند زيرا آنها دنيا را بر آخرت‌ ترجيح‌ داده‌اند. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف ‌به‌ روايت‌ عايشه‌ صديقه‌ رضي‌الله عنها آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص فرمودند: «الدنيا دار من‌ لا دار له‌، ومال‌ من‌ لا مال‌ له‌، ولها يجمع‌ من‌ لا عقل‌ له: دنيا سراي‌ كسي ‌است‌ كه‌ سراي‌ ديگري‌ ندارد و مال‌ كسي‌ است‌ كه‌ مال‌ ديگري‌ ندارد و كسي‌ براي‌ آن‌ گرد مي‌آورد كه‌ عقلي‌ ندارد». همچنين‌ در دعاي‌ منقول‌ از آن‌ حضرت‌ صآمده‌ است: «اللهم‌ لا تجعل‌ الدنيا اكبر همنا ولا مبلغ‌ علمنا: بار خدايا! دنيا را بزرگترين‌ انديشه‌ و مرام‌ ما نگردان‌ و نه‌ آن‌ را منتهاي‌ علم‌ ما قرار ده‌».
«بي‌گمان‌ پروردگار تو خود به‌ حال‌ كسي‌ كه‌ از راه‌ او گمراه‌ شده‌، داناتر و همو به‌ كسي‌كه‌ راه‌ يافته‌ است‌، نيز آگاهتر است‌» اين‌ جمله‌، بيان‌ علت‌ دستور دادن‌ پيامبر ص به‌اعراض‌ و رويگرداني‌ از كفار است‌. يعني: خداي‌ عزوجل‌ مي‌داند كه‌ چه‌ كسي ‌دعوت‌ حق‌ را اجابت‌ كرده‌ و چه‌ كسي‌ آن‌ را اجابت‌ نمي‌كند پس‌ اي‌ پيامبر ص! تو خود را در دعوت‌ آنان‌ رنجور نكن‌ زيرا جز ابلاغ‌ پيام‌ حق‌ چيز ديگري‌ بر عهده‌ تو نيست‌ و تو اين‌ مأموريت‌ را به‌ درستي‌ انجام‌ داده‌اي‌ و بدان‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌حال‌ هر دو گروه‌ داناتر است‌ و هر يك‌ را مطابق‌ عقيده‌ و عملش‌ جزا مي‌دهد.
 
	سوره نجم آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا بِمَا عَمِلُوا وَيَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هر چه‌ در آسمانها و هر چه‌ در زمين‌ است‌ از آن‌ خداوند است‌» يعني: آفريننده‌، مالك‌ و متصرف‌ فقط اوست‌ «تا سرانجام‌ بدكرداران‌ را به‌ سزاي‌ آنچه‌ انجام‌ داده‌اند جزا دهد و كساني‌ را كه‌ نيكي‌ كرده‌اند به‌ پاداشي‌ نيكو پاداش‌ دهد» يعني: سرانجام‌ كار خلق‌ كه‌ نيكوكار و بدكار هر دو در ميان‌ آن‌ وجود دارد، اين‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ هر يك‌ را مطابق‌ عمل‌ و كاركردش‌ جزا مي‌دهد. نيز احتمال‌ دارد كه‌ معني‌ چنين‌ باشد: پس‌، از كساني‌كه‌ روي‌ گردانيده‌اند، روي‌ بگردان‌ زيرا خداي‌ سبحان‌ بدكاران‌ و نيكوكاران‌ ـ هر دو ـ را مناسب‌ حالشان‌ جزا خواهد داد اما تو تكليفت‌ را انجام‌ داده‌ و پيام‌ حق‌ را به‌ آنان‌ ابلاغ‌ كرده‌اي‌.
 
سوره نجم آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ از گناهان‌ كبيره‌ پرهيز مي‌كنند» يعني: كساني‌ كه‌ نيكوكارند، همانانند كه‌ از گناهان‌ كبيره‌ پرهيز مي‌كنند. گناه‌ كبيره: هر گناهي‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ در برابر ارتكاب‌ آن‌، به‌ آتش‌ دوزخ‌ هشدار داده‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت ‌بخاري‌ و مسلم‌ از علي‌بن‌ابي‌طالب‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «از هفت‌ گناه‌ هلاك‌ كننده‌ بپرهيزيد:
1 ـ شرك‌ آوردن‌ به‌ خداوند متعال‌.
2 ـ سحر.
3 ـ قتل‌ نفسي‌ كه‌ خداوند متعال‌ كشتن‌ آن‌ را ـ جز به‌ حق‌ ـ حرام‌ كرده‌ است‌.
4 ـ خوردن‌ مال‌ يتيم‌.
5 ـ خوردن‌ ربا.
6 ـ روي ‌گردانيدن‌ در روز جنگ‌.
7 ـ متهم‌ كردن‌ زنان‌ پاكدامن‌ بي‌خبر مؤمن‌ به‌ فحشاء».
اما حافظ ذهبي‌ در كتاب‌ «كباير» خود گناهان‌ كبيره‌ را تا به‌ هفتاد بر شمرده ‌است‌. طبراني‌ روايت‌ مي‌كند كه‌ مردي‌ به‌ ابن‌عباس‌(رض) گفت: «گناهان‌ كبيره‌ هفت ‌گناه‌ بيش‌ نيست‌. ابن‌عباس‌(رض) فرمود: اين‌ گناهان‌ به‌ هفتصد گناه‌ نزديكترند تا به‌هفت‌ گناه‌، مگر بايد يادآور شد كه‌ همراه‌ با استغفار و آمرزش‌خواهي‌، گناهي‌كبيره‌ باقي‌ نمي‌ماند و همراه‌ با اصرار و پافشاري‌ بر گناه‌، گناهي‌ صغيره‌ باقي ‌نمي‌ماند». يعني: آن‌ گناه‌ صغيره‌ به‌ كبيره‌ تبديل‌ مي‌شود.
«و» نيكوكاران‌ همانانند كه‌ «از فواحش‌» يعني: از ناشايستي‌ها و بي‌حيايي‌ها؛ همچون‌ زنا و شرك‌ پرهيز مي‌كنند «مگر از لمم‌» كه‌ گناهان‌ صغيره‌ است‌. گفته ‌شده: گناه‌ كبيره‌ هر گناهي‌ است‌ كه‌ ختم‌ آن‌ در قرآن‌ به‌ آتش‌ دوزخ‌ بشود، فواحش‌ هر گناهي‌ است‌ كه‌ در آن‌ حد شرعي‌ مقرر باشد و گناه‌ صغيره‌؛ گناهي ‌است‌ پايين‌تر از زنا، مانند بوسه‌ و غمزه‌ و نگاه‌. بخاري‌، مسلم‌ و غير ايشان‌ از ابن‌عباس‌(رض) روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: چيزي‌ را شبيه‌تر به‌ «لمم‌» از اين‌ حديث‌ شريف ‌رسول‌ خدا ص نيافته‌ام‌ كه‌ فرمودند: «إن‌ الله‌ كتب‌ علي‌ ابن‌ آدم‌ حظه‌ من‌ الزني‌، أدرك ‌ذلك‌ لا محالة‌، فزني‌ العين‌ النظر، وزني‌ اللسان‌ النطق‌، والنفس‌ تتمني‌ وتشتهي‌ والفرج‌ يصدق‌ ذلك‌ أو يكذبه: بي‌گمان‌ خداوند متعال‌ بر فرزند آدم‌ بهره‌ وي‌ از زنا را نوشته‌ است‌ و او خواه‌ناخواه‌ اين‌ بهره‌ را در مي‌يابد پس‌ زناي‌ چشم‌ نظر كردن‌ است‌ و زناي‌ زبان‌ سخن‌ گفتن‌ و نفس‌ نيز آرزو و اشتها مي‌كند آن‌گاه‌ فرج‌ يا اين‌ اشتها را تصديق‌ مي‌كند يا تكذيب‌». يعني: آلت‌ تناسلي‌ يا اين‌ اشتها را تأييد كرده‌ و مرتكب‌ زنا مي‌گردد، يا به‌ آن‌ دست‌ رد زده‌ اشتهاي‌ خود را مهار مي‌كند و مرتكب ‌زنا نمي‌شود.
«بي‌گمان‌ پ