روردگارت‌ نسبت‌ به‌ آنها گسترده‌ آمرزش‌ است‌» يعني: هرچند گناه ‌صغيره‌ از حكم‌ مؤاخذه‌ حق‌ تعالي‌ خارج‌ است‌، ليكن‌ خارج‌ از آن‌ نيست‌ كه‌ گناه ‌شمرده‌ شود اما خداوند متعال‌ آن‌ را به‌ رحمت‌ گسترده‌ و مغفرت‌ فراگير خود مي‌آمرزد و محو مي‌كند. بيضاوي‌ مي‌گويد: «شايد حق‌ تعالي‌ هشدار به‌ بدكاران‌ و مژده‌ به‌ نيكوكاران‌ را از آن‌ رو با اين‌ جمله‌ دنبال‌ كرد كه‌ مرتكب‌ گناه‌ كبيره‌ از رحمت‌ وي‌ نااميد نشده‌ و فرود آمدن‌ عذاب‌ را بر خود حتمي‌ و اجتناب‌ناپذير نداند بلكه‌ برود و با توبه‌ و انابت‌، دروازه‌هاي‌ رحمت‌ را بكوبد». «او به‌ احوال‌ شما داناتر است‌ از آن‌ دم‌ كه‌ شما را از زمين‌ پديد آورد» يعني: شما را در ضمن‌ آفرينش ‌پدرتان‌ آدم‌ از زمين‌ آفريد زيرا حق‌ تعالي‌ آدم‌(ع) را از گل‌ آفريد پس‌ او به‌ طبايع‌ وسرشت‌هاي‌ شما آگاه‌ و داناست‌ «و آن‌گاه كه‌ شما جنين‌هايي‌ در شكمهاي‌ مادرانتان‌ بوديد» يعني: در اين‌ حال‌ نيز حق‌ تعالي‌ مي‌دانست‌ كه‌ شما لابد به‌ گناهان‌ صغيره ‌آلوده‌ مي‌شويد «پس‌ خودتان‌ را تزكيه‌ نكنيد» يعني: از روي‌ خودستايي‌ و خودبزرگنمايي‌، خودتان‌ را ستايش‌ نكرده‌ و از گناه‌ پاك‌ و بي‌آلايش‌ معرفي‌ نكنيد و نگوييد كه‌ از گناهان‌ صغيره‌ پاك‌ و وارسته‌ بوده‌ و در هفت‌ لفافه‌ از عفاف‌ و پاكدامني‌ و نجات‌ قرار داريد. ولي‌ اگر ثنا و وصف‌ شما از خودتان‌ بر سبيل ‌اعتراف‌ به‌ نعمت‌ باشد، اين‌ كاري‌ نيكو است‌ «خدا به‌ حال‌ كسي‌ كه‌» در دنيا ازگناهان‌ «پرهيزگاري‌ نموده‌ داناتر است‌». نظير اين‌ آيه‌ است‌ آيه‌ «نساء/49» :(‏ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُمْ بَلِ اللّهُ يُزَكِّي مَن يَشَاءُ وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً ‏): (آيا نديدي‌ به‌سوي‌ كساني‌ كه‌ خود را تزكيه‌ مي‌كنند؟ بلكه‌ خداوند هر كه‌ را كه‌ خواهد تزكيه‌ مي‌كند وبه‌ اندازه‌ نخ‌ روي‌ هسته‌ خرمايي‌ هم‌ ستم‌ نمي‌بينند).
مسلم‌ در صحيح‌ خود حديث‌ شريف‌ ذيل‌ را از محمدبن‌عمروبن‌ عطاء(رض) روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود: ««من‌ دخترم‌ را (بره: نيكوكار) نام‌ گذاشتم‌ اما زينب‌بنت‌ابي‌سلمه‌ به‌ من‌ گفت: رسول‌ اكرم‌ ص از اين‌ اسم‌ نهي‌ نمودند و فرمودند: خود را تزكيه‌ نكنيد زيرا خداي‌ عزوجل‌ به‌ اهل‌ بر و نيكويي‌ از شما داناتر است‌. اصحاب‌ گفتند: پس‌ چه‌ اسمي‌ بر آن‌ دختر بگذاريم‌؟ فرمودند: زينب‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عبدالرحمن‌بن‌ابي‌بكره‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: مردي‌ نزد رسول‌ اكرم‌ ص از مرد ديگري‌ ستايش‌ كرد. رسول‌ خدا ص فرمودند: «ويلك‌ قطعت‌ عنق‌ صاحبك‌ ـ مرارا ـ إذا كان‌ أحدكم‌ مادحا صاحبه‌ لا محالة‌، فليقل: أحسب‌ فلانا والله‌ حسيبه‌ ولا أزكي‌ علي‌ الله أحدا، أحسبه‌ كذا وكذا، إن‌ كان‌ يعلم‌ ذلك: واي‌ بر تو، گردن‌ رفيقت‌ را قطع‌ نمودي‌ ـ اين‌ جمله‌ را چند بار تكرار نمودند پس‌ چنانچه‌ يكي‌ از شما خواه ‌ناخواه‌ مي‌خواهد رفيقش‌ را مدح‌ كند، بايد بگويد: فلان‌ را چنين‌ مي‌پندارم‌ و خداوند(ج) حسابگر اوست‌ و من‌ احدي‌ را بر خداوند(ج) تزكيه‌ نمي‌كنم‌، من‌ او را چنين‌ و چنان‌ مي‌پندارم‌. در صورتي‌ كه‌ به ‌اوصافي‌ كه‌ براي‌ وي‌ بر مي‌شمرد، داناست‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص دستور دادند تا بر روي‌ مداحان‌ خاك‌ پاشيده‌ شود.
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ از ثابت‌بن‌حارث‌ انصاري(رض) روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: چون‌ طفل‌ صغيري‌ از يهود مي‌مرد، مي‌گفتند: آن‌ طفل‌ صديق‌ است‌. پس‌ اين‌ خبر به‌ رسول‌ اكرم‌ ص رسيد، ايشان‌ فرمودند: «كذبت‌ اليهود، ما من‌ نسمة‌ يخلقه‌ الله‌ في‌ بطن‌ امه‌ إلا ويعلم‌ إنه‌ شقي‌ أو سعيد: دروغ‌ گفتند يهود زيرا هيچ‌ جنبنده‌اي‌ كه‌ خداوند(ج) او را در شكم‌ مادرش‌ مي‌آفريند، نيست‌ مگر اين‌كه ‌مي‌داند كه‌ او شقي‌ است‌ يا سعيد». پس‌ خداوند متعال‌ در اين‌ هنگام‌ اين‌ آيه‌ رانازل‌ فرمود: ﴿هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْض..).
 
سوره نجم آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ آيا آن‌ كسي‌ را كه‌ روي‌ برتافت‌» از خير و از پيروي‌ حق‌ «ديده‌اي‌؟». مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيات‌ (33 ـ 41) از واحدي‌ و ابن‌جرير نقل‌ كرده‌اند كه‌ اين‌ آيات‌ درباره‌ وليدبن‌مغيره‌ نازل‌ شد زيرا او در آغاز پيرو دين ‌رسول‌ خدا ص گرديد ولي‌ با طعن‌ و سرزنش‌ بعضي‌ از مشركان‌ روبرو شد و وقتي‌ به ‌او گفتند: چرا دين‌ بزرگان‌ را ترك‌ كرده‌ و راه‌ و رسم‌ آنان‌ را گم‌ كرده‌اي‌ و پنداشته‌اي‌ كه‌ آنان‌ در دوزخ‌اند؟ وليد گفت: من‌ از عذاب‌ خدا ترسيدم‌. سپس‌ آن‌ شخص‌ براي‌ وليد ضامن‌ و عهده‌دار اين‌ امر شد كه‌ اگر چيزي‌ از مال‌ خويش‌ را به‌ وي‌ بدهد و به‌ شرك‌ برگردد، وي‌ از جاي‌ او عذاب‌ خداي‌ سبحان‌ را تحمل ‌مي‌كند و برمي‌دارد! پس‌ در آغاز وليد بخشي‌ از مالي‌ را كه‌ براي‌ آن‌ شخص‌ در برابر اعطاي‌ آن‌ تعهد به‌ گردن‌ گرفته‌ بود داد اما پس‌ از آن‌ بخل‌ ورزيد و تمام‌ آن‌ رابه‌ وي‌ نپرداخت‌. آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ اين‌ آيات‌ را نازل‌ نمود. البته‌ در سبب‌ نزول‌اين‌ آيات‌، روايات‌ ديگري‌ نيز نقل‌ شده‌ است‌.
 
	سوره نجم آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَعْطَى قَلِيلاً وَأَكْدَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اندكي‌ بخشيد» از مال‌ «و باز ايستاد» از بخشيدن‌ بقيه‌ پس‌ پرداخت‌ آن‌ را به‌ اتمام‌ نرسانيد؟ گفته‌ مي‌شود: حفر فاكدي: حفر كرد اما به‌ زميني‌ سخت‌ وصخره ‌مانند رسيد كه‌ چاه‌كن‌ را از ادامه‌ كار و به‌ اتمام‌ رساندن‌ حفر آن‌ بازمي‌دارد. همچنين‌ وقتي‌ خير شخص‌ كم‌ شود، گفته‌ مي‌شود: اكدي‌ الرجل‌.
 
	سوره آل عمران آيه  157
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللّهِ وَرَحْمَةٌ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر در راه‌ خدا كشته‌ شويد» در جهاد «يا بميريد» در سفر، يا در غير آن‌ «قطعا آمرزشي‌ از خدا و رحمتي‌ از او، بهتر است‌ از آنچه‌ آنان‌ جمع‌ مي‌كنند» يعني‌: مزيت‌ كشته‌شدن، يا مردن‌ در راه‌ خدا(ج) و تأثير شگرف‌ آن‌ در جلب‌ مغفرت‌ و رحمت‌ الهي، بهتر از آن‌ چيزهايي‌ است‌ كه‌ مردم‌ از دنيا و منافع‌ آن، جمع‌آوري ‌مي‌كنند، پس‌ براي‌ مؤمن‌ شايسته‌ نيست‌ كه‌ آمرزش‌ خداي‌ عزوجل‌ و رحمت‌ وي ‌را بر بهره‌هاي‌ فاني‌ دنيا ترجيح‌ دهد زيرا آنچه‌ باقي‌ و ماندگار است، بهتر از چيزهاي‌ گذرا و فاني‌ است‌.
 
سوره نجم آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ أَعِندَهُ عِلْمُ