 بر آنان‌ بود كه‌ «با آنان‌ نرمخو شدي» يعني‌: نرمش‌ و مهرباني‌ پيامبرص بر مردم، نيست‌ جز به ‌سبب‌ رحمت‌ بزرگي‌ كه ‌به ‌عنوان‌ مددي‌ از سوي‌ حق‌ تعالي‌ بر آن‌ حضرت‌ص ارزاني‌ داشته‌ شد تا دلهاي ‌يارانشان‌ به‌ ايشان‌ گرايش‌ پيدا كند و كار دين‌ اوج‌ گيرد و استوار گردد «و اگر درشتخوي» فظ: تندخوي‌ درشتگوي، بي‌عاطفه‌ و بدخلق‌ «و سخت‌دل‌ بودي» غلظت‌ قلب‌: سنگدلي‌ و عدم‌ حساسيت‌ و انفعال‌ و تأثيرپذيري‌ آن‌ براي‌ خير است ‌«قطعا از پيرامون‌ تو پراكنده‌ مي‌شدند» و سر خود گرفته‌ هر يك‌ به‌ راهي‌ مي‌رفتند ومتفرق‌ مي‌شدند «پس‌ از آنان‌ درگذر» در آنچه‌ كه‌ به‌ تو تعلق‌ مي‌گيرد از حقوق‌ «و برآنان‌ آمرزش‌ بخواه» از خداوند(ج) در آنچه‌ كه‌ به‌ حق‌ خداي‌ سبحان‌ تعلق‌ مي‌گيرد «و با آنان‌ در كارها مشورت‌ كن» يعني‌: در اموري كه‌ در مانند آن‌ مشورت‌ صورت ‌مي‌گيرد، يا با آنان‌ در امر جنگ‌ مشورت‌ كن‌. اين‌ دستور به‌ علاوه‌ اين‌ كه‌ خاطر اصحاب‌ را خوش‌ساخته‌ و مودت‌ ايشان‌ را جلب‌ مي‌كند، معرف‌ مشروعيت ‌اصل‌ مشورت‌ در ميان‌ امت‌ بعد از رحلت‌ پيامبرص نيز هست‌. مراد: مشاوره‌ در اموري‌ است‌ كه‌ شرع‌ درباره‌ آنها موضع‌ روشن‌ و واضحي‌ اتخاذ ننموده‌ و ميدان‌ را براي‌ تضارب‌ آرا در آن‌ بازگذاشته‌ است، نه‌ در امور مسلم‌ شرعي‌ و رسول‌خداص عملا با يارانشان‌ در چنان‌ اموري‌ مشورت‌ مي‌كردند. ترمذي‌ ازابوهريره‌(رض) روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود: «هيچ‌كس‌ بيشتر از رسول‌ خداص مشورت‌ نمي‌كرد». چنان‌كه‌ آن‌ حضرت‌ص در غزوه‌ بدر، غزوه‌ خندق، غزوه‌حديبيه‌ و حتي‌ در داستان‌ افك‌ با اصحابشان‌ مشورت‌ كردند[9].
بنابراين، بر زمامداران‌ امور جامعه‌ اسلامي‌ واجب‌ است‌ كه‌ با علما در آنچه‌ كه نمي‌دانند، يا در آنچه‌ از امور دين‌ كه‌ برايشان‌ مشتبه‌ و مشكل‌ مي‌شود، با كارآگاهان‌ و فرماندهان‌ ارتش‌ در آنچه‌ كه‌ متعلق‌ به‌ امور جنگ‌ است، با خبرگان‌ و انديشه‌وران‌ مردم‌ در آنچه‌ كه‌ متعلق‌ به‌ مصالح‌ مردم‌ است‌ و با سران‌ رجال‌ ديواني، مأمورين‌ دولت‌ و وزرا در آنچه‌ كه‌ به‌ سازندگي‌ كشور و مصالح‌ آن‌ مربوط مي‌شود؛ مشاوره‌ و رايزني‌ كنند. قرطبي‌ مي‌گويد: «در وجوب‌ معزول ‌ساختن‌ زمامداري‌ كه‌ با اهل‌ علم‌ و دين‌ مشورت‌ نمي‌كند، هيچ‌ خلافي‌ نيست». «و چون ‌عزمت‌ را جزم‌ نمودي» يعني‌: چون‌ بعد از مشاوره، بر اجراي‌ امري‌ مصمم‌ گشتي‌ ودلت‌ بر آن‌ تصميم‌ مطمئن‌ شد «بر خدا توكل‌ كن» در انجام‌ آن‌ امر «زيرا خداوند توكل‌كنندگان‌ را دوست‌ مي‌دارد».
بايد دانست‌ كه‌ توكل‌ به‌ معناي‌ ترك‌ اسباب‌ نيست، بلكه‌ به‌ معناي‌ سپردن‌ نتايج ‌كارها به‌ حق‌ تعالي‌ بعد از توسل‌ به‌ اسباب‌ است‌. امام‌ رازي‌ مي‌گويد: «آيه‌ كريمه ‌دلالت‌ براين‌ دارد كه‌: توكل‌ اين‌ نيست‌ كه‌ انسان‌ خودش‌ را به‌ خودش‌ واگذارد و هيچ‌ كاري‌ انجام‌ ندهد ـ چنان‌كه‌ بعضي‌ از جهال‌ مي‌پندارند ـ و اگر چنين‌ باشد، امر به‌ مشورت، با امر به‌ توكل‌ در منافات‌ قرار مي‌گيرد، بلكه‌ توكل‌ بر حق‌ تعالي ‌اين‌ است‌ كه‌ انسان‌ اسباب‌ ظاهري‌ را به‌كار بندد، ليكن‌ در قلبش‌ بر آنها اطمينان ‌نداشته‌ باشد، بلكه‌ اطمينانش‌ بر پناه‌ و عصمت‌ حق‌ تعالي‌ باشد». و حديث‌ شريف ‌وارده‌ درباره‌ داستان‌ آن‌ اعرابي، حديث‌ مشهوري‌ است‌: اعرابي‌اي‌ نزد رسول‌خداص آمد و خواست‌ تا شتر خويش‌ را همين‌گونه‌ به‌ حال‌ خودش‌ رها كند وگفت‌: يا رسول‌ الله! آيا شتر خويش‌ را رها كنم‌ و بر خدا توكل‌ كنم، يا آن‌ را ببندم ‌و بر خدا توكل‌ نمايم‌؟ رسول‌ خداص فرمودند: «آن‌ را ببند و بر خدا توكل‌ كن». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ علي‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص از «عزم» موردسؤال‌ قرار گرفتند، پس‌ در تعريف‌ آن‌ فرمودند: «عزم، مشاوره‌ با اهل‌ رأي‌ و سپس‌ پيروي‌ از ايشان‌ است».
ابن‌عباس‌ك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: ﴿وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ﴾ درباره‌ ابوبكر وعمر رضي‌الله عنهما نازل‌ شد كه‌ حواريان‌ رسول‌ خداص و وزيران‌ ايشان‌ و پدر همه‌ مسلمين‌ بودند. همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص به‌ابوبكر و عمر رضي‌الله عنهما فرمودند: «اگر شما دو تن‌ در مشورتي‌ با يك‌ديگر هم‌رأي‌ و متفق‌ شويد، من‌ هرگز از رأي‌ شما برنمي‌گردم».
 
[9] نگاه‌ كنيد به‌ مختصر تفسير ابن‌كثير 331/1 و ترجمه‌ فارسي‌ تفسير المنير /3 168.
﴿ سوره‌ قمر ﴾
مكي‌ است‌ و داراي‌ (55)‌ آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ به‌ سبب‌ افتتاح‌ با خبر دادن‌ حق‌ تعالي‌ از دو پاره‌ شدن ‌ماه‌ به‌ عنوان‌ معجزه‌اي‌ براي‌ رسول‌ اكرم‌ ص، «قمر» ناميده‌ شد.
قبلا در بيان‌ فضيلت‌ سوره‌ «ق‌» نيز نقل‌ كرديم‌ كه‌ رسول‌ خدا ص دو سوره‌ «ق‌» و «قمر» را در نمازهاي‌ عيد اضحي‌ و فطر مي‌خواندند زيرا اين‌ دو سوره‌، مشتمل‌ بر مژده‌ها، هشدارها، بيان‌ آغاز و اعاده‌ آفرينش‌، توحيد، نبوت‌ و غير آن ‌از مقاصد عظيم‌اند.
صاحب‌ تفسير «في‌ ظلال‌ القرآن‌» مي‌گويد: «اين‌ سوره‌ از آغاز تا انجام‌ خود، حمله‌اي‌ سخت‌ كوبنده‌ و محكم‌ بر دلهاي‌ دروغ‌انگاران‌ هشدارهاي‌ الهي‌ است‌، به‌همان‌ اندازه‌ كه‌ آرامبخش‌ نيرومند و محكمي‌ براي‌ دلهاي‌ مؤمنان‌ و باورمندان ‌است‌».
 
سوره قمر آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«قيامت‌ نزديك‌ شد» يعني: قيامت‌ به‌ اعتبار زماني‌ كه‌ از عمر دنيا بعد از نبوت محمد ص باقي‌ مانده‌ و در مقايسه‌ با آنچه‌ كه‌ از عمر دنيا گذشته‌ است‌، نزديك ‌شد. البته‌ مرور قرنها بعد از نزول‌ اين‌ آيه‌ و گذشت‌ ده‌ها قرن‌ ديگر نيز، در عمر دنيايي‌ كه‌ آن‌ را دانشمندان‌ معاصر پنج‌ ميليارد سال‌ يا بيشتر از آن‌ تخمين‌ زده‌اند، چيزي‌ به‌ حساب‌ نمي‌آيد لذا قيامت‌ به‌ اين‌ اعتبار نزديك‌ است‌ كه‌ هر امر آمدني‌اي ‌نزديك‌ مي‌باشد. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ انس‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ روزي ‌رسول‌ اكرم‌ ص ـ در حالي‌ كه‌ آفتاب‌ مشرف‌ به‌ غروب‌ بود ـ براي‌ اصحابشان ‌سخنراني‌ مي‌كردند پس‌ فرمودند: «سوگند به‌ ذاتي‌ كه‌ جانم‌ در قبضه‌ قدرت ‌اوست‌، از عمر دنيا نسبت‌ به‌ آنچه‌ كه‌ از آن‌ گذشته‌، باقي‌ نمانده‌ است‌ جز به‌ اندازه ‌زماني‌ كه‌ از اين‌ روز شما نسبت‌ به‌ آنچه‌ كه‌ از آن‌ گذشته‌، باقي‌ مانده‌ است‌ و ما هم‌اكنون‌ جز چيز اندكي‌ از خورشيد نمي‌بينيم‌».
«و از هم‌ شكافت‌ ماه‌» يعني: ماه‌ ـ به‌ عنوان‌ معجزه‌اي‌ براي‌ رسول‌ اكرم‌ ص شق‌گرديد و دو پاره‌ شد. عث