رت‌ گيرد. آيه‌ كريمه‌ انگيزشي‌ است‌ بر فراگيري‌ و آموختن‌ قرآن‌، بسيار تلاوت‌ نمودن‌ آن‌ و شتاب‌ كردن‌ در طلب‌ فهم‌ معاني‌ آن‌. چنان‌كه‌نظير اين‌ معني‌ در آيه‌ (97) از سوره‌ «مريم‌» نيز آمده‌ است‌. ابن‌ عباسك مي‌گويد: «اگر خداي ‌عزوجل‌ قرآن‌ را بر زبان‌ انسانها آسان‌ نمي‌كرد، هرگز احدي‌ از خلق‌ نمي‌توانست‌ كه‌ به‌ كلام‌ وي‌ نطق‌ كند». حكمت‌ در تكرار (فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ‏) تجديد تنبيه‌ و هشدار در مورد لزوم‌ پند گرفتن‌ از قرآن‌ است‌ زيرا هر تكراري‌ در قرآن‌ براي‌ تثبيت‌ و پايدار ساختن‌ معاني‌ در نفوس‌ انسانها مي‌باشد.
 
سوره قمر آيه  18‏متن آيه : ‏‏ كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ‏
آيه  19‏متن آيه : ‏‏ إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«عاد به‌ تكذيب‌ پرداختند» عاد: قوم‌ هود(ع) بودند كه‌ او در ميانشان‌ به‌ پيامبري ‌مبعوث‌ شد اما به‌ تكذيب‌ وي‌ پرداخته‌ و او را آزار و شكنجه‌ دادند «پس‌ چگونه‌ بود عذاب‌ من‌ و هشدارهاي‌ من‌؟» يعني: بشنويد كه‌ عذاب‌ و انذار ما براي‌ آنان‌ چگونه‌ بود: «ما بر آنان‌ بادي‌ صرصر فرستاديم‌» يعني: بادي‌ بسيار سرد. به‌قولي: باد صرصر بادي‌ است‌ كه‌ صداي‌ سخت‌ و هولناكي‌ داشته‌ باشد «در روزي‌ شوم‌ دنباله‌دار» يعني: در روزي‌ كه‌ شومي‌ و ناخجسته‌گي‌ آن‌ پيوسته‌ و مستمر بود و با نحوست‌ خود چنان‌ برآنان‌ استمرار يافت‌ كه‌ تماما هلاك‌شان‌ گردانيد. ابن‌كثير مي‌گويد: «نحوست‌ آن‌ روز بدين‌ جهت‌ مستمر بود كه‌ عذاب‌ دنيوي‌ آنها را به‌ عذاب‌ اخروي‌ پيوست‌ گردانيد». ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «اين‌ عذاب‌ در آخرين‌ چهارشنبه‌ ماه‌ نازل‌ شد و كوچك‌ و بزرگ‌ آنان‌ را نابود كرد». مراد اين‌ است‌ كه ‌آن‌ روز، بر كفار قوم‌ عاد نحس‌ و شوم‌ بود، نه‌ بر پيامبرشان‌ و بر مؤمنان‌ پس‌ ذات‌ آن‌ روز نحس‌ نبود بنابراين‌، تشاؤم‌ به‌ عدد (13) و امثال‌ آن‌ از اعداد، شرعا صحيح‌ نيست‌.
 
آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اما فرشتگان‌ درماندند و «گفتند: منزهي‌ تو! ما را جز آنچه‌ كه‌ خود به‌ ما آموخته‌اي،هيچ‌ دانشي‌ نيست، تويي‌ داناي‌ حكيم‌» لذا به‌ قصور و ناتواني‌ خويش‌ اعتراف‌كردند. گفتني‌ است‌ كه‌ اين‌ خود به‌ برتري‌ آدم‌ و رمز گزينش‌ وي‌ بر فرشتگان‌ - كه‌آموختن‌ چيزهايي‌ به‌ وي‌ است‌ كه‌ فرشتگان‌ آنها را نمي‌دانند - اشاره‌ دارد، پس‌نبايد به‌ برتري‌ خويش‌ بر آدم‌ افتخار كنند.
سوره آل عمران آيه  161
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَغُلَّ وَمَن يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: آيه‌ كريمه‌ در مورد قطيفه‌ سرخ‌رنگي‌ نازل‌ گرديد كه‌ در روز بدر از اموال‌ غنيمت‌ گم‌ شد و يكي‌ از مردم‌ گفت‌: شايد رسول‌ خداص آن‌ را برداشته‌ باشند! «و هيچ‌ پيامبري‌ را نسزد كه‌ خيانت‌ ورزد» يعني‌: هرگز خيانت‌ از پيامبري‌ بر نمي‌آيد تا به‌ چيزي‌ از غنايم‌ دست‌ برده‌ و آن‌ را بدون‌ اطلاع‌ يارانش ‌به‌ خود اختصاص‌ دهد زيرا خداي‌ عزوجل‌ پيامبرانش‌ را از كارهاي‌ زشت‌ و فرومايه‌ معصوم‌ داشته‌ است، لذا كار نامناسب‌ از ايشان‌ صادر نمي‌شود.
اين‌ آيه‌ كريمه‌ انبياي‌ الهي‌ را از «غلول» تنزيه‌ مي‌كند. غلول‌: آن‌ است‌ كه‌ انسان ‌از مال‌ مسلمين‌ چيزي‌ را كه‌ حقي‌ در آن‌ ندارد، به‌ خودش‌ برگيرد، خواه‌ آن‌ چيز از اموال‌ غنيمت‌ باشد، يا از اموال‌ زكات، يا از اموال‌ هديه، و ـ بر اساس‌ اين‌ آيه‌كريمه‌ ـ غلول‌ حرام‌ است‌ و از گناهان‌ كبيره‌ مي‌باشد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌كه‌ رسول‌ خداص رشته‌ كركي‌ را از پشت‌ شتري‌ از شتران‌ غنيمت‌ برگرفته‌ و خطاب ‌به‌ يارانشان‌ فرمودند: «حق‌ من‌ در اين‌ موي‌ كرك، همانند حق‌ هريكي‌ ازشماست‌. پس‌ هان‌! از غلول‌ بر حذر باشيد زيرا غلول‌ در روز قيامت‌ خواري‌ ورسوايي‌اي‌ بر صاحب‌ خويش‌ است‌. حتي‌ بايد نخ‌ و سوزن‌ و مافوق‌ اين‌ از غنايم‌ راتسليم‌ كنيد». «و هركس‌ خيانت‌ ورزد، روز قيامت‌ با آنچه‌ در آن‌ خيانت‌ كرده، بيايد» اين‌ جمله، متضمن‌ تحريم‌ غلول‌ و خيانت‌ و برحذرساختن‌ شديد از آن‌ است‌ زيرا غلول‌ در غنيمت، تنها گناهي‌ است‌ كه‌ فاعل‌ آن‌ در روز قيامت‌ در حضور مردم‌ و زير نگاه‌ آنان‌ مجازات‌ مي‌شود و همه‌ اهل‌ محشر از كار وي‌ آگاه‌ مي‌گردند، اين‌مجازات‌؛ آمدن‌ او در روز قيامت‌ همراه‌ با مال‌ خيانت‌ در حالي‌ است‌ كه‌ حامل‌ آن ‌مال‌ است‌ و آن‌ مال‌ وبال‌ گردن‌ اوست، قبل‌ از آن‌ كه‌ مورد محاسبه‌ قرارگيرد. درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «رسول‌ خداص مردي‌ به‌نام‌ ابن‌لتيبه‌ از قبيله‌ «ازد» را به‌ جمع‌آوري‌ اموال‌ زكات‌ برگمارده‌ بودند، پس‌ با اموال‌ جمع‌آوري‌ شده‌ آمد و گفت‌: اين‌ بخش‌ مال‌ شماست، اما اين‌ بخش‌ ديگر، مال‌ من‌ است‌ كه‌ به‌ من‌ هديه‌ داده‌ شده‌! رسول‌ خداص بر منبر رفتند و فرمودند: چه‌ شده ‌است‌ عامل‌ را كه‌ او را بر عملي‌ مي‌فرستيم، پس‌ مي‌گويد: اين‌ از آن‌ شماست‌ و اين‌ديگر به‌ من‌ هديه‌ داده‌شده‌! چرا در خانه‌ پدر و مادر خود ننشست‌ تا بنگرد كه‌ آيا به‌ وي‌ هديه‌ داده‌مي‌شود يا خير؟! سوگند به‌ ذاتي‌ كه‌ جان‌ محمدص در دست‌ بلاكيف‌ اوست، يكي‌ از شما به‌ آن‌ خيانت‌ نمي‌كند، مگر اين‌ كه‌ در روز قيامت‌ مي‌آيد و آن‌ مال‌ برگردن‌ او آويخته‌ است، اگر شتر باشد؛ آن‌ را بانگ‌ شتر، اگر گاو باشد آن‌ را آواز گاو و اگر گوسفند باشد، آن‌ را آواز گوسفند است‌...». «آن‌گاه‌ به‌ هركس‌ جزاي‌ كارو كردارش‌ به‌ تمامي‌ داده‌ مي‌شود» چه‌ اعمال‌ خير انجام‌ داده‌باشد، چه‌ اعمال‌ شر «و بر آنان‌ ستم‌ نرود» با افزودن‌ بر حجم‌ اعمال‌ بدشان‌.
 
	سوره قمر آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ تَنزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌ باد صرصر چنان‌ باد سختي‌ بود «كه‌ مردم‌ را از جا مي‌كند» يعني: آنان‌ را از زير پايشان‌ همچون‌ بر كندن‌ درخت‌ خرما از بن‌ و ريشه‌، از جا مي‌كند. مجاهد مي‌گويد: «باد صرصر آنها را از زمين‌ بر مي‌كند و بر سرهايشان‌ محكم‌ بر زمين ‌مي‌كوفت‌ چنان‌ كه‌ گردنهايشان‌ خرد گشته‌ و سرهايشان‌ از بدنهايشان‌ جدا مي‌شد». به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: آن‌ باد صرصر مردم‌ را از خانه‌هايشان‌ بيرون‌ مي‌كشيد و از زمين‌ بر