 مي‌كند «گويي‌ آنان‌ تنه‌هاي‌ درختان‌ خرماي‌ از ريشه‌ بركنده‌اي‌ بودند» خداوند متعال‌ آنان‌ را در درازي‌ قد و قامت‌شان‌ ـ آن‌گاه‌ كه‌ باد آنها را از جا برمي‌كند و بر روهايشان‌ بر زمين‌ مي‌كوبيد ـ به‌ درختان‌ خرمايي‌ تشبيه‌ كرده‌ كه‌ بر زمين‌ مي‌افتند درحالي‌كه‌ سر ندارند. منقعر: يعني‌ كنده‌ شده‌ از ريشه‌ خويش‌.
 
سوره قمر آيه  21‏متن آيه : ‏‏ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ‏
آيه  22‏متن آيه : ‏‏ وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چگونه‌ بود عذاب‌ من‌ و هشدارهاي‌ من‌؟» تكرار اين‌ عبارت‌ براي‌ تهويل‌ و افگندن‌ بيم‌ و هراس‌ در دلهاست‌ «و قطعا قرآن‌ را براي‌ پند آموزي‌ آسان‌ كرده‌ايم‌ پس‌آيا هيچ‌ پندپذيري‌ هست‌؟» تكرار اين‌ عبارت‌ نيز چنان‌كه‌ گفتيم‌، براي‌ تجديد تنبيه‌ و توجه‌ دادن‌ به‌ آنهاست‌. مفسران‌ براي‌ (للذكر) همچون‌ آيه‌ (17) دو معني‌ بيان ‌كرده‌اند؛ يكي‌ «پندپذيري‌» كه‌ اين‌ معني‌ به‌ مقام‌ و سياق‌ مناسب‌تر است‌ و ديگري ‌«حفظ» و يادگيري‌. چنان‌كه‌ روايت‌ شده‌ است: «هيچ‌ كتابي‌ از كتابهاي‌ الهي ‌همانند قرآن‌ از اول‌ تا آخر حفظ شده‌ نبوده‌ است‌».
 
سوره قمر آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«قوم‌ ثمود هشداردهندگان‌ را تكذيب‌ كردند» يعني: قوم‌ ثمود پيامبراني‌ را كه‌ به‌سويشان‌ فرستاده‌ شده‌ بودند، تكذيب‌ كردند. يا معني‌ اين‌ است: آنان‌ پيامبرشان‌ صالح‌(ع) را دروغزن‌ شمردند و به‌ صيغه‌ جمع‌ ذكر شد زيرا هر كس‌ يكي‌ از انبيا (ع)را تكذيب‌ كند، در حقيقت‌ ساير آنان‌ را نيز تكذيب‌ كرده‌ است‌ چه‌ پيامبران(ع) همه‌ در دعوت‌ به‌ سوي‌ اصول‌ و كليات‌ شرايع‌ الهي‌، اتفاق‌ و هماهنگي‌ كاملي‌ داشته‌اند.
 
	سوره قمر آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ فَقَالُوا أَبَشَراً مِّنَّا وَاحِداً نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذاً لَّفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و گفتند» قوم‌ صالح‌(ع) «آيا تنها بشري‌ از خودمان‌ را پيروي‌ كنيم‌؟» يعني: چگونه‌ بشري‌ را پيروي‌ كنيم‌ كه‌ از جنس‌ خود ماست‌ و به‌علاوه‌ او تك‌ و تنهاست‌ و بر دعوت‌ خود هيچ‌ پيروي‌ ندارد؟ «در اين‌ صورت‌ ما واقعا در گمراهي‌ خواهيم ‌بود» يعني: اگر ما از او پيروي‌ كنيم‌، در اين‌ صورت‌، دور از حق‌ و در اشتباه‌ خواهيم‌ بود «و در سعر» يعني: در آن‌ صورت‌، ما در عذاب‌ و رنج‌ و سختي‌ خواهيم‌ بود. به‌قولي: مراد از (سعر) در اينجا ديوانه‌گي‌ است‌، يعني‌ در صورت ‌پيروي‌ از صالح‌(ع)، ما در ديوانه‌گي‌ خواهيم‌ بود.
 
	سوره قمر آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ أَأُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا از ميان‌ همه‌ ما ذكر بر او فرود آمده‌ است‌» يعني: چگونه‌ او از ميان‌ همه‌ ما به‌وحي‌ و نبوت‌ مخصوص‌ گردانيده‌ شده‌ در حالي‌كه‌ در ميان‌ ما كساني‌ هستند كه‌ از او به‌ اين‌ كار سزاوارترند «نه‌ بلكه‌ او دروغگويي‌ خودپسند است‌» يعني: او دروغگويي‌ است‌ از حد متجاوز. اشر: نشاط و شادماني‌، يا ناز و تكبر و غرور است‌.
 
	سوره قمر آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ سَيَعْلَمُونَ غَداً مَّنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ زودي‌ فردا خواهند دانست‌ كه‌ دروغگوي‌ گستاخ‌ كيست‌» آيا صالح‌(ع) است‌ يا آنان‌؟ مراد از فردا؛ وقت‌ فرود آمدن‌ عذاب‌ بر آنان‌ در دنيا، يا روز قيامت‌ است‌.
	سوره قمر آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا مُرْسِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ ما فرستنده‌ ماده‌ شتر هستيم‌» يعني: بيرون‌آورنده‌ آن‌ از درون‌ صخره‌ هستيم‌؛ همان‌گونه‌ كه‌ آنان‌ پيشنهاد كرده‌اند. روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ صالح‌(ع) دو ركعت‌ نماز گزارد و دعا كرد آن‌گاه‌ صخره‌اي‌ كه‌ قوم‌ وي‌ تعيين‌ كرده‌ بودند شكافته ‌شد و كوهان‌ شتر از آن‌ پديدار گشت‌ و شتر بزرگ‌ و عظيم‌الجثه‌اي‌ از آن‌ بيرون ‌آمد «براي‌ آزمايش‌ آنان‌» يعني: براي‌ ابتلا و امتحانشان‌ «پس‌ مراقب‌ آنان‌ باش‌» اي‌ صالح‌(ع) كه‌ چه‌ مي‌كنند «و شكيبايي‌ كن‌» بر آزارهايي‌ كه‌ از سوي‌ آنان‌ به‌ تو مي‌رسد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5408.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:5409.txt">آيه  29</a><a class="text" href="w:text:5410.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:5411.txt"> آيه  31</a><a class="text" href="w:text:5412.txt"> آيه  32</a><a class="text" href="w:text:5413.txt"> آيه  33</a><a class="text" href="w:text:5414.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:5415.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:5416.txt">آيه  36-37</a><a class="text" href="w:text:5417.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:5418.txt">آيه  39-40</a><a class="text" href="w:text:5419.txt"> آيه  41</a><a class="text" href="w:text:5420.txt">آيه  42</a><a class="text" href="w:text:5421.txt"> آيه  43</a><a class="text" href="w:text:5422.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:5423.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:5424.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:5425.txt"> آيه  47</a><a class="text" href="w:text:5426.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:5427.txt">آيه  49</a></body></html>سوره قمر آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاء قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ آنان‌ خبر ده‌ كه‌ آب‌ در ميانشان‌» يعني: در ميان‌ قوم‌ ثمود و ميان‌ شتر «تقسيم‌ شده‌ است‌» يك‌ روز از آن‌ شتر است‌ و روز ديگر از آنان‌ چنان‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ مي‌فرمايد: (لَّهَا شِرْبٌ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ ‏): «آبشخوري‌ براي‌ او و آبشخور روزي‌ معين‌ براي‌ شماست‌» «شعراء/155». «هر كدام‌ را آب‌ به‌ نوبت‌ خواهد بود» يا هر كدام‌ در حصه‌اي‌ از آب‌ حاضر باشند. شرب: حصه‌ و بهره‌اي‌ معين‌ از آب‌ است‌. مجاهد مي‌گويد: «يعني‌ قوم‌ ثمود در روز نوبت‌ خود بر آب‌ حاضر بوده‌ و از آن‌ بياشامند و در روز نوبت‌ شتر شير آن‌ را بدوشند». ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «در روز نوبت‌ آنان‌، شتر چيزي‌ از آب‌ را نمي‌نوشيد و به‌ آنها شير مي‌داد و آنها از شير آن‌ در نعمت‌ بودند و چون‌ روز نوبت‌ شتر مي‌ بود، همه‌ آب‌ را مي‌نوشيد به‌ طوري‌ كه‌ از آن‌ آب‌ چيزي‌ باقي‌ نمي‌ماند».
 
	سوره قمر آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ رفيقشان‌ را صدا كردند» يعني: قبيله‌ ثمود از اين‌ تقسيم‌ دلتنگ‌ شده‌ رفيقشان‌ را ندا كردند و او را بر پي‌ كردن‌ شتر برانگيختند و او فرد بدبخت‌ و شروري ‌به‌نام‌ «قداربن‌سالف‌» بود؛ «پس‌ او دست‌ درازي‌ نمود و شتر را پي‌ كرد» يعني: او بر شتر حمله‌ برد و آن‌ را پي‌ كرد، يا بر دست‌ دراز كردن‌ به‌ اسباب‌ پي‌ كردن‌ شتر جسارت‌ نموده‌ و شتر را پي‌ كرد. محمدبن‌اسحاق‌ مي‌گويد: «قدار در بن‌ درختي ‌بر سر راه‌ شتر ص