‌ بر آن‌ صبر و شكيبايي‌ نكرده‌ و در آن‌ به‌ قضا و قدر الهي‌ راضي‌ نباشد. و شادماني‌ ممنوع‌ هم‌ شادماني‌اي ‌است‌ كه‌ صاحب‌ خويش‌ را به‌ غرور و ناز و تكبر و طغيان‌ وا داشته‌ و او را از شكر حق‌ تعالي‌ غافل‌ گرداند. عكرمه‌ مي‌گويد: «هيچ‌ كسي‌ نيست‌ مگر اين‌كه‌ اندوهگين ‌يا شادمان‌ مي‌شود ولي‌ بايد شادماني‌ را به‌ شكر تبديل‌ كنيد و اندوه‌ را به‌ صبر». پس‌ مراد نفي‌ و سركوب‌ خصلت‌ها و طبائع‌ بشر ـ از قبيل‌ غم‌ و شادي‌ وخشم ‌نيست‌ بلكه‌ نهي‌ از شادي‌ و اندوه‌، ناظر بر مقدمات‌ اين‌ امور و اسباب‌ آنها، يا بر توابع‌ و پيامدهاي‌ آنهاست‌ كه‌ همانا كفران‌ نعمت‌ يا ناراض‌ بودن‌ از قدر الهي‌ مي‌باشد.
 
	 سوره آل عمران آيه  181

‏متن آيه : ‏

‏ لَّقَدْ سَمِعَ اللّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاء سَنَكْتُبُ مَا قَالُواْ وَقَتْلَهُمُ الأَنبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيقِ ‏
‏ترجمه : ‏
سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌: يهودي‌اي‌ به‌نام‌ فنحاص‌ به‌ ابوبكر صديق‌(رض) گفت‌: ما به‌ خدا هيچ‌ نيازي‌ نداريم‌ و اوست‌ كه‌ به‌ ما نيازمند است، ما چنان‌كه‌ او نزد ما تضرع ‌مي‌كند، نزد وي‌ تضرع‌ نمي‌كنيم‌ و اگر او از ما بي‌نياز بود ـ چنان‌كه‌ رفيق‌ شما مي‌پندارد ـ از ما وام‌ نمي‌خواست‌. ابن‌عباس‌ك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: «هنگامي‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ آيه‌: ﴿‏ مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً﴾ را نازل‌ نمود، يهوديان‌ نزد رسول‌ خداص آمده‌ و گفتند: اي‌ محمدص! آيا پروردگارت‌ فقير است‌ كه‌ از بندگانش‌ طالب‌ قرض‌ مي‌شود؟ همان‌ بود كه‌ نازل‌ گرديد: «مسلما خداوند سخن‌ كساني‌ را كه» از روي‌ غرور ثروت‌ و جهل‌ به‌ حقيقت‌ حال‌ خداوند متعال‌ «گفتند: خدا نيازمند است‌ و ما توانگريم، شنيد» به‌ قولي‌: مراد آنها اين‌ بود كه ‌اگر به‌ راستي‌ خداوند(ج) بر زبان‌ محمدص از ما طالب‌ قرض‌ شده ‌باشد، پس‌ اوفقير است‌. لذا خواستند تا با اين‌ القاءات‌ خود در دين‌ اسلام‌ شك‌افگني‌ كنند «به‌ زودي‌ آنچه‌ را گفتند، خواهيم‌ نوشت» در صحيفه‌هاي‌ فرشتگان‌ نويسنده‌ اعمال‌ وآن‌ را نگه ‌داشته‌ و در برابر آن‌ مجازاتشان‌ خواهيم‌ كرد «و به ‌ناحق‌كشتن‌ پيامبران‌ رابه‌ دست‌ آنان‌ مي‌نويسيم» اين‌ سخن‌ يهود را كه‌ گفتند: خداوند ـ پناه‌ براو ـ نيازمند است، با گناه‌ كشتن‌ پيامبران‌ توسط آنان‌ پيوسته‌ ساخت‌ تا تنبيهي‌ بر وقاحت‌ و بزرگي‌ گناه‌ اين‌ سخنشان‌ باشد. نسبت‌ دادن‌ قتل‌ پيامبران‌‡ به‌ يهوديان‌ عصر رسالت‌ ـ هرچند آنان‌ مجري‌ آن‌ قتلها نبودند ـ براي‌ اين‌ است‌ كه‌ آنها از عملكرد اجداد خويش‌ راضي‌ بوده‌ و آن‌ را مورد تأييد قرار مي‌دادند «و مي‌گوييم‌: عذاب‌ سوزان‌ را بچشيد» يعني‌: با اين‌ سخني‌ كه‌ به‌ آنان‌ در دوزخ‌ مي‌گوييم، ازآنان‌ انتقام‌ مي‌گيريم‌. حريق‌: آتش‌ شعله‌ور و سوزان‌ است‌.
 
سوره حديد آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
و از آنجا كه‌ انسان‌ خودستا و فخر فروش‌ غالبا بخيل‌ نيز هست‌ زيرا او حقي‌ بر ذمه‌ خويش‌ براي‌ ديگران‌ قايل‌ نيست‌ پس‌ خداوند(ج) به‌ ذكر وصف‌ بخل‌ در آنان ‌پرداخته‌ و مي‌فرمايد: «همانان‌ كه‌ بخل‌ مي‌ورزند» در اداي‌ حق‌ خداوند(ج)  و در دادن‌ صدقه‌ «و مردمان‌ را نيز به‌ بخل‌ مي‌فرمايند» يعني: اين‌ بخل‌ورزي‌ را ـ هم‌ با سخن‌ و هم‌ با عمل‌ خود ـ براي‌ مردم‌ نيز مي‌آرايند بدان‌ جهت‌ كه‌ وقتي‌ آنان‌ به‌ اموال‌ خويش‌ فخر مي‌ورزند، ديگران‌ نيز كه‌ اين‌ شيوه‌ و رفتارشان‌ را مي‌بينند علاقه‌مند مي‌شوند كه‌ همانند آنان‌ باشند بنابراين‌، به‌ آنان‌ اقتدا نموده‌ و از انفاق‌ در راه‌هاي‌ خير بخل‌ و امساك‌ مي‌ورزند «و هر كس‌ روي‌ برگرداند، بي‌گمان‌ الله هموست ‌بي‌نياز ستوده‌» يعني: هر كس‌ از انفاق‌ مال‌ روي‌ برگرداند، بداند كه‌ خداوند(ج) از او بي‌نياز و در افعال‌ خويش‌ ستوده‌ است‌ پس‌ اين‌ انفاق‌ نكردن‌ وي‌، به‌ خداي ‌بي‌نياز هيچ‌ زياني‌ نمي‌رساند. اين‌ جمله‌ متضمن‌ تهديد بخيلان‌ و مشعر بر اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ انفاق‌ مال‌ در راه‌ حق‌، همانا به‌ خير و صلاح‌ خود انفاق‌كننده ‌مي‌باشد.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5632.txt"> آيه  25</a><a class="text" href="w:text:5633.txt"> آيه  26</a><a class="text" href="w:text:5634.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:5635.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:5636.txt">آيه  29</a></body></html>سوره حديد آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ پيامبران‌ خويش‌ را با بينات‌» يعني: با معجزات‌ روشنگر و شريعت‌هاي ‌آشكار «فرستاديم‌ و كتاب‌ و ميزان‌ را همراهشان‌ فرود آورديم‌» مراد از كتاب: جنس ‌كتاب‌ يعني‌ تمام‌ كتابهاي‌ آسماني‌ است‌ و مراد از ميزان: ترازوي‌ عدالت‌ است‌. ابن‌زيد مي‌گويد: «مراد همان‌ ترازويي‌ است‌ كه‌ مردم‌ آن‌ را در سنجش‌ اشيا به‌ كارمي‌گيرند و به‌ وسيله‌ آن‌ وزن‌ و معامله‌ مي‌كنند». آري‌! فرود آورديم‌ اينها را «تا مردم‌ به‌ قسط برخيزند» يعني: تا مردم‌ از حق‌ و عدل‌ كه‌ بدان‌ مأمور شده‌اند، پيروي‌ كنند و تا زندگي‌ آنان‌ بر بنياد حق‌ و عدل‌ استوار گردد و در ميان‌ خود به ‌انصاف‌ و داد معامله‌ كنند. قسط: عدل‌ و حق‌ است‌ «و آهن‌ را فرودآورديم‌» يعني: آن‌ را در معادن‌ پديدآورديم‌ و آفريديم‌ و صنعت‌ آن‌ را براي‌ مردم‌ تعليم‌ داديم‌ «كه‌ در آن‌ قوتي‌ سخت‌ است‌» زيرا ابزارهاي‌ جنگي‌ و وسايل‌ كوبنده‌ نظامي‌ از آن ‌ساخته‌ مي‌شود همچنين‌ صنايع‌ سنگين‌ و ساختمانهاي‌ غول‌پيكر و مانند اين‌ها از وسايل‌؛ مانند ماشين‌، هواپيما و غيره‌ كه‌ داراي‌ قوت‌ و شدت‌ و صلابت‌اند، از آهن‌ ساخته‌ مي‌شوند. بأس: قوت‌ و نيرومندي‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت ‌ابن‌عمر رضي‌الله عنهما آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص فرمودند: «بعثت‌ بالسيف‌ بين ‌يدي‌ الساعة‌ حتي‌ يعبد الله‌ وحده‌ لاشريك‌ له‌، وجعل‌ رزقي‌ تحت‌ ظل‌ رمحي‌، وجعلت ‌الذلة‌ والصغار علي‌ من‌ خالف‌ أمري‌ ومن‌ تشبه‌ بقوم‌ فهو منهم: در پيشاپيش‌ قيامت‌ (به‌توسل‌) به‌ شمشير (و استفاد