 آيه‌ كريمه‌ مخصوص‌ به‌ امت‌ محمد ص است‌.
 
سوره حديد آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَلَّا يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِّن فَضْلِ اللَّهِ وَأَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا اهل‌ كتاب‌ بدانند» يعني: اي‌ امت‌ محمد ص! تقوا پيشه‌ كنيد و ايمان‌ آوريد تا خداي‌ متعال‌ مزد شما را دو چندان‌ بدهد و كساني‌ از اهل‌ كتاب‌ كه‌ تقوا پيشه ‌نكرده‌ و ايمان‌ نياورده‌اند، بدانند: «كه‌ بر چيزي‌ از فضل‌ الله قادر نيستند» همان ‌فضل‌ و بخشايشي‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ با آن‌ بر مؤمنان‌ به‌ محمد ص تفضل‌ نموده‌ است‌ و نيز بدانند كه‌ بر بازداشتن‌ اين‌ فضلي‌ كه‌ خداوند(ج) بدان‌ بر مستحقان‌ آن‌ تفضل‌ وبخشايش‌ نموده‌ است‌، قادر نيستند «و بدانند كه‌ فضل‌» و از آن‌ جمله‌، نبوت‌ وعلم‌ و تقوي‌ «به‌ دست‌ الله است‌ آن‌ را به‌ هر كس‌ كه‌ خواهد مي‌دهد» چنان‌كه‌ با بخشيدن‌ نعمت‌ والاي‌ اسلام‌، از اين‌ فضل‌ بر محمد ص و اصحاب‌ و امتشان‌ بهره‌ ونصيبي‌ وافرتر از ديگران‌ داد. «لا» در (لئلا يعلم‌) زائد و براي‌ تأكيد است‌، كه ‌قرائت‌هاي‌ (ليعلم‌)، (لكي‌ يعلم‌) و (لأن‌ يعلم‌) مؤيد آن‌ مي‌باشد «و الله داراى كَرَم بسيار است».
ابن‌جرير در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ مي‌كند: چون‌ آيه‌ (يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِ....) نازل‌ شد، اهل‌ كتاب‌ از نزول‌ آن‌ بر مسلمانان‌ حسد ورزيدند پس‌ خداوند(ج) نازل‌ فرمود: (‏ لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتَابِ).

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:5638.xml">صفحة (542) (آیه 1)</a><a class="folder" href="w:html:5646.xml">صفحة (543) (آیه 7)</a><a class="folder" href="w:html:5652.xml">صفحة (544) (آیه 12)</a><a class="folder" href="w:html:5663.xml">صفحة (545) (آیه 22)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5639.txt">وجه‌ تسميه:﴿سوره‌ مجادله﴾</a><a class="text" href="w:text:5640.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:5641.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:5642.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:5643.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:5644.txt"> آيه  5</a><a class="text" href="w:text:5645.txt">آيه  6</a></body></html>﴿سوره‌ مجادله﴾
مدنی‌ است‌ و داراي‌ (22) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: سبب‌ نامگذاري‌ آن‌ به‌ «مجادله‌» اين‌ است‌ كه‌ با فرموده‌ حق‌ تعالي: (‏ قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا ...)آغاز شده‌ است‌. اين‌ سوره‌ بنا بر قول‌ صحيح‌، مدني‌ است‌. از كلبي‌ نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ گفت: تمام‌ اين‌ سوره ‌در مدينه‌ نازل‌ شد، بجز اين‌ فرموده‌ حق‌ تعالي: (مَا يَكُونُ مِن نَّجْوَى ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ  ..)كه‌ در مكه‌ نازل‌ شد. اما عطا مي‌گويد: «ده‌ آيه‌ اول‌ از آن‌ مدني‌ و بقيه ‌آن‌ مكي‌ است‌».
 
سوره آل عمران آيه  182

‏متن آيه : ‏

‏ ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِّلْعَبِيدِ ‏
‏ترجمه : ‏
«اين» عذاب‌ سوزان‌ «به ‌خاطر كار و كردار پيشين‌ شماست» و زندگي‌ غرق‌ درگناه‌ و معصيت‌ شما در دنيا، وگرنه‌ «خداوند هرگز نسبت‌ به‌ بندگان‌ بيدادگر نيست» پس‌ عذابي‌ كه‌ به‌ شما مي‌چشاند، ستم‌ نيست‌ بلكه‌ عين‌ عدالت‌ است‌.
 
	سوره مجادلة آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ خداوند سخن‌ آن‌ زني‌ را كه‌ درباره‌ همسرش‌ با تو مجادله‌ مي‌كرد، شنيد» يعني: اجابت‌ كرد و پذيرفت‌ چنان‌كه‌ در برخاستن‌ از ركوع‌ مي‌گوئيم: «سمع‌ الله لمن‌ حمده‌» يعني: خداوند(ج) براي‌ كسي‌ كه‌ حمد وي‌ را گفت‌، اجابت‌ كرد و پذيرفت‌. تجادلك: يعني‌ با تو درباره‌ همسرش‌ گفت‌وگو مي‌كرد «و شكايت‌ مي‌كرد به ‌خداوند» يعني: غم‌ و نگراني‌ و شكايت‌ خود را به‌سوي‌ خداوند(ج) مي‌پراكند، بدان‌ اميد كه‌ حق‌ تعالي‌ كه‌ شنواي‌ شكايت‌ وي‌ است‌، اندوه‌ و سختي‌ وارده‌ بر وي ‌را برطرف‌ سازد و راه‌ گشايشي‌ به‌ رويش‌ پديد آورد.
عائشه‌ رضي‌الله عنها در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ مي‌گويد: بسيار بزرگ‌ و با بركت ‌است‌ ذاتي‌ كه‌ شنوايي‌ او همه‌ چيز را فراگرفته‌ است‌؛ من‌ سخن‌ خوله‌ دختر ثعلبه‌ را شنيدم‌ آن‌ گاه‌كه‌ از شوهرش‌ نزد رسول‌ اكرم‌ ص شكايت‌ مي‌كرد و درحالي‌كه ‌برخي‌ از آن‌ را از من‌ مخفي‌ مي‌داشت‌، مي‌گفت: «يا رسول‌الله! شوهرم ‌اوس‌بن‌صامت‌ جواني‌ام‌ را خورد، شكمم‌ را براي‌ او پراكندم‌ (يعني‌ فرزندان ‌بسياري‌ براي‌ او به‌ دنيا آوردم) تا آن‌كه‌ چون‌ سنم‌ بالا رفت‌ و از بچه ‌آوردن‌ ماندم‌، اينك‌ از من‌ ظهار كرده‌ است‌. بارخدايا! من‌ به‌سوي‌ تو شكايت‌ مي‌كنم‌». عائشه‌ رضي‌الله عنها مي‌افزايد: پس‌ او پيوسته‌ به‌ بارگاه‌ الهي‌ ناله‌ و زاري‌ مي‌كرد تا آن‌كه‌ جبرئيل‌(ع) اين‌ آيات‌ را فرود آورد. در كتب‌ حديث‌ آمده‌ است‌ كه ‌اوس‌بن‌صامت‌(رض) ـ از انصار ـ در خلال‌ يك‌ جنگ‌ لفظي‌ به‌ خوله‌ همسرش ‌گفت: «تو بر من‌ همانند پشت‌ مادرم‌ هستي‌»[1]. اما در دم‌ از گفتن‌ اين‌ سخن ‌پشيمان‌ شد و خوله‌ را به‌سوي‌ خويش‌ فراخواند. ولي‌ خوله‌ سرباز زد و گفت: سوگند به‌ ذاتي‌ كه‌ جانم‌ در يد اوست‌، به‌ من‌ نمي‌رسي‌ ـ درحالي‌كه‌ گفتي‌ آنچه‌ را كه‌ گفتي‌ ـ تا آن‌ گاه‌ كه‌ خدا(ج)  و رسولش‌ ص در اين‌ باره‌ حكم‌ كنند. پس‌ نزد رسول‌ خدا ص آمد و ماجرا را به‌ ايشان‌ گفت‌ و اضافه‌ كرد؛ يا رسول‌الله! اگر برايم‌ در بازگشت‌ به‌ شوهرم‌ رخصتي‌ مي‌يابيد، هم‌ دل‌ من‌ و هم‌ دل‌ شوهرم‌ را آرام ‌گردانيد و ما را از اين‌ پريشاني‌ برهانيد. اما رسول‌ اكرم‌ ص فرمودند: «تا كنون ‌درباره‌ تو به‌ چيزي‌ دستور داده‌ نشده‌ام‌». در روايت‌ ديگري‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «به‌ نظرم‌ تو بر وي‌ حرام‌ گرديده‌اي‌». خوله‌ گفت: اما او نامي‌ از طلاق‌ نبرد. پس‌ در اين‌ باره‌ مكررا با رسول‌ اكرم‌ ص گفت‌وگو كرد اما چون‌ اين‌ سخنان‌ مكرر وي‌ جوابي‌ دلخواه‌ به‌ بار نياورد، به‌ زاري‌ به‌ پيشگاه‌ خداي‌ متعال‌ چنين‌ ناليد: بارخدايا! من‌ نزد تو از حاجتمندي‌ و سختي‌ حال‌ خود شكايت ‌مي‌برم‌. بارخدايا! كودكاني‌ دارم‌ خردسال‌ كه‌ اگر آنان‌ را به‌ اوس‌ بپيواندانم‌ ضايع‌ مي‌شوند و اگر آنان‌ را به‌ خود بپينوندانم‌، گرسنه‌ مي‌مانند... لذا پي‌ هم‌ سرش‌ را به‌سوي‌ آسمان‌ بالا مي‌كرد و مي‌گفت: «اللهم‌ إني‌ أشكو إليك‌، اللهم‌ فأنزل‌ علي‌ لسان ‌نبيك: بار خدايا! من‌ به‌سوي‌ تو شكايت‌ مي‌برم‌. بارخدايا! (حل‌ مشكل