اَّ نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّىَ يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جَاءكُمْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِي بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
«اينان‌ كساني‌ هستند كه‌ گفتند: خداوند با ما پيمان‌ بسته‌ است‌ كه‌ به‌ هيچ‌ پيامبري ‌ايمان‌ نياوريم، مگر آن‌ كه‌ براي‌ ما قرباني‌اي‌ بياورد كه‌ آتش، آن‌ را بسوزاند» سنت‌ در بني‌اسرائيل‌ براين‌ بود كه‌ آنها قرباني‌اي‌ را عرضه‌ مي‌كردند، سپس‌ پيامبرشان ‌برمي‌خاست‌ و دعا مي‌كرد، آن‌گاه‌ آتشي‌ از آسمان‌ فرود مي‌آمد و آن‌ قرباني‌ را مي‌سوخت‌. البته‌ حق‌ تعالي‌ اين‌ شيوه‌ را جزء آيين‌ هاي‌ ديني‌ همه‌ پيامبران‌ خويش ‌قرار نداده‌ و آن‌ را به‌ عنوان‌ دليل‌ صدق‌ نبوت‌ ايشان‌ نگردانيده‌. اما بني‌اسرائيل ‌ادعا كردند كه‌ از بارگاه‌ الهي‌ در اين‌ باره‌ عهد و پيماني‌ دارند و با اين‌ شيوه‌ ميان ‌كساني‌ كه‌ به‌دروغ‌ ادعاي‌ نبوت‌ مي‌كنند و كساني‌ كه‌ به‌حق‌ پيامبرند، فرق‌مي‌گذارند. پس‌ حق‌ تعالي‌ اين‌ ادعايشان‌ را رد نموده‌ و فرمود: «بگو: قطعا پيش‌ از من‌ پيامبراني‌ بودند كه‌ دلايل‌ آشكار را با آنچه‌ گفتيد» از تقديم‌ قرباني‌ به‌ شكل‌ فوق ‌«براي‌ شما آوردند، پس‌ اگر راست‌ مي‌گوييد، چرا آنان‌ را كشتيد؟» همچون‌ يحيي ‌فرزند زكريا، اشعياء‡ و ساير پيامبراني‌ را كه‌ به ‌دست‌ شما يهوديان‌ به‌ قتل‌رسيدند؟. پس‌ قضيه‌؛ قضيه‌ مخالفت‌ و عناد است، نه‌ قضيه‌ قناعت‌ و حجت‌ وبرهان‌. قربان‌: هر چيزي‌ است‌ كه‌ به ‌وسيله‌ آن‌ به‌سوي‌ خداي‌ سبحان‌ تقرب‌ جسته‌شود؛ اعم‌ از حيوانات‌ يا چيزهاي‌ ديگر.
 
	سوره مجادلة آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا النَّجْوَى مِنَ الشَّيْطَانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَلَيْسَ بِضَارِّهِمْ شَيْئاً إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«جز اين‌ نيست‌ كه‌ نجوي» يعني: راز گفتن‌ به‌ گناه‌ و تجاوز و نافرماني‌ پيامبر ص «از شيطان‌ است» يعني: از آرايش‌دهي‌ و وسوسه‌افگني‌ شيطان‌ است‌ «تا مؤمنان‌ را اندوهگين‌ كند» يعني: او گفت‌وگوي‌ محرمانه‌ به‌ قصد گناه‌، تجاوز و نافرماني‌ از پيامبر ص را به‌ خاطر آن‌ آرايش‌ مي‌دهد تا مؤمنان‌ را به‌ اندوه‌ و غم‌ درافگند زيرا چنين‌ رازگويي‌هايي‌ سبب‌ ايجاد اين‌ واهمه‌ در آنان‌ مي‌شود كه‌ چه‌ بسا توطئه‌اي ‌عليه‌ آنان‌ سازمان‌ داده‌ شده‌ و نيرنگي‌ عليه‌ آنان‌ سنجيده‌ مي‌شود و رازگويي‌ها در اين‌ گونه‌ موارد است‌ «و هيچ‌ زيان‌ رساننده‌ به‌ ايشان‌ نيست» يعني: شيطان‌ يا رازگويي‌اي‌ كه‌ شيطان‌ آن‌ را مي‌آرايد، به‌ مؤمنان‌ هيچ‌ زياني‌ نمي‌رساند «مگر به‌ اذن‌ الله» يعني: جز به‌ مشيت‌ و علم‌ وي‌ «و مؤمنان‌ بايد فقط بر خداوند توكل ‌كنند» يعني: بايد كار خود را به‌ او موكول‌ كرده‌، تمام‌ شئون‌ خويش‌ را به‌ او سپرده ‌و از شر شيطان‌ به‌ او پناه‌ ببرند و از مخاوفي‌ كه‌ شيطان‌ برايشان‌ مي‌آرايد، پروايي ‌نداشته‌ باشند. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ بخاري‌، مسلم‌ و غير آنان‌ از ابن‌مسعود(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «إذا كنتم‌ ثلاثة‌ فلا يتناجي‌ اثنان‌ دون‌ الثالث‌، فإن‌ ذلك‌ يحزنه: هرگاه‌ شما سه‌ تن‌ بوديد پس‌ نبايد دو تن‌ جدا از نفر سوم‌ راز گويند زيرا اين‌ كار او را اندوهگين‌ مي‌سازد». و اين‌ از آداب‌ اسلام‌ است‌. پس‌ هرگاه‌ سه ‌تن‌ در جايي‌ بودند، نبايد دو تن‌ از آنان‌ با هم‌ رازگويي‌ كنند تا آن‌ گاه‌ كه‌ نفر چهارمي‌ پيدا شود كه‌ با آن‌ نفر سوم‌ سخن‌ بگويد چنان‌كه‌ ابن‌عمر(رض) چنين ‌مي‌كرد. البته‌ همه‌ اعداد در اين‌ حكم‌ يكسان‌ است‌؛ يعني‌ چهار نفر با هم‌ در حضور شخص‌ پنجمي‌، يا صد نفر و بيشتر مثلا در حضور يك‌ تن‌ با هم‌ رازگويي‌ نكنند چرا كه‌ اين‌ اندوه‌ و نگراني‌ در مورد آن‌ يك‌ تن‌ تحقق‌ پيدا مي‌كند بلكه‌ حزن‌ و اندوه‌ او در حضور جمع‌ بسياري‌ كه‌ با هم‌ مشغول‌ رازگويي‌اند و فقط او را از اين ‌جمع‌ تنها مي‌گذارند، بسيار بيشتر است‌. دليل‌ اين‌كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص فقط از سه‌ تن‌ياد نمودند اين‌ است‌ كه‌ عدد سه‌ نخستين‌ عددي‌ است‌ كه‌ اين‌ معني‌ در آن‌ متصور مي‌باشد اما ظاهر حديث‌ تمام‌ احوال‌ و تمام‌ زمانها را در بر مي‌گيرد و رأي‌ جمهور علما نيز همين‌ است‌. همچنين‌ يكسان‌ است‌ كه‌ رازگويي‌ در امر واجبي‌ باشد، يا در امر مستحب‌ يا در امر مباحي‌ زيرا اين‌ معني‌ در همه‌ آنها وجود پيدا مي‌كند.
قتاده‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: منافقان‌ در ميان‌ هم‌ رازگويي ‌مي‌كردند و اين‌ امر مؤمنان‌ را بر سر خشم‌ مي‌آورد و برايشان‌ سنگين‌ تمام‌ مي‌شد پس‌ خداي‌ عزوجل‌ اين‌ آيه‌ را نازل‌ نمود.
 
سوره مجادلة آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَإِذَا قِيلَ انشُزُوا فَانشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
قتاده‌ و مجاهد در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويند: اصحاب‌ در جاي‌ گرفتن‌ به‌ مجلس‌ رسول‌اكرم‌ ص با همديگر رقابت‌ مي‌كردند و هر يكي‌ از آنان‌ مي‌شتافت ‌تا جايگاهش‌ به‌ رسول‌ خدا ص نزديكتر باشد لذا دستور داده‌ شدند تا براي‌ يك‌ديگر جاي‌ باز كنند. به‌ روايتي‌ ديگر: اين‌ آيه‌ در روز جمعه‌ نازل‌ شد زيرا گروهي‌ از اهل‌ بدر به‌ مسجد آمدند و جاي‌ تنگ‌ بود پس‌ كسي‌ برايشان‌ جاي‌ باز نكرد بناچار بر پا ايستادند پس‌ رسول‌ اكرم‌ ص تعدادي‌ را به‌ شمار آنان‌ بر پا ساختند و بدريان‌ را به‌ جايشان‌ نشاندند اما اين‌ كار بر آن‌ گروه‌ ناخوش‌ آمد، همان‌ بود كه‌ نازل‌ شد: «اي‌ مؤمنان‌! چون‌ به‌ شما گفته‌ شود كه‌ گشاده‌ بنشينيد پس‌ جاي‌ را گشاده ‌كنيد» و حسن‌ ادب‌ را با يك‌ديگر رعايت‌ كنيد؛ از طريق‌ جاي‌ باز كردن‌ در مجلس‌و عدم‌ تنگ ‌گرفتن‌ جاي‌ بر همديگر «تا خداوند براي‌ شما گشاده‌ كند» يعني: جاي ‌را گشاده‌ كنيد تا خداوند(ج) براي‌ شما در بهشت‌ گشايش‌ پديد آورد.
حكم‌ اين‌ آيه‌ درباره‌ هر مجلسي‌ كه‌ مسلمانان‌ براي‌ خير و دريافت‌ پاداش‌ الهي ‌در آن‌ اجتماع‌ مي‌كنند، عام‌ است‌؛ خواه‌ آن‌ مجلس‌، مجلس‌ جهادي‌ و جنگي ‌باشد، يا مجلس‌ ذكر، يا در نماز جمعه‌ و هر كس‌ جلوتر از ديگران‌ در مكاني ‌سبقت‌ گرفت‌، به‌ آن‌ مكان‌ ذي‌حق‌تر است‌ 