لي‌ بايد براي‌ برادر مسلمان‌ خويش‌ نيز جاي‌ باز كند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «لا يقم ‌الرجل‌ من‌ مجلسه‌ ثم‌ يجلس‌ فيه‌، ولكن‌ تفسحوا وتوسعوا: شخص‌، شخص‌ ديگري‌ را از محل‌ نشستن‌ وي‌ برنخيزاند تا خود در آن‌ بنشيند ولي‌ جاي‌ باز كنيد و گشاده ‌داريد».
آيه‌ كريمه‌ دلالت‌ مي‌كند بر اين‌كه‌ هر كس‌ بر بندگان‌ خدا(ج)  درهاي‌ خير و رحمت‌ را بگشايد، خداوند(ج) بر او درهاي‌ خير دنيا و آخرت‌ را مي‌گشايد. پس ‌سزاوار نيست‌ كه‌ آيه‌ كريمه‌ را فقط به‌ گشاده‌ كردن‌ جاي‌ در مجالس‌ مقيد و محدود گردانيم‌ بلكه‌ مراد از آن: رساندن‌ خير براي‌ مسلمان‌ و داخل‌ نمودن‌ سرور و شادي ‌در قلب‌ وي‌ است‌، از اين‌ جهت‌ رسول‌ اكرم‌ ص فرمودند: «ومن‌ يسر علي‌ معسر يسر الله‌ عليه‌ في ‌الدنيا والآخرة‌، والله‌ في‌ عون‌ العبد ما كان‌ العبد في‌ عون‌ أخيه‌ : هر كس‌ بر تنگدستي‌ آسان‌ بگيرد، خداي ‌عزوجل‌ بر او در دنيا و آخرت‌ آسان‌ مي‌گيرد و خداوند در ياري‌ بنده‌ خويش‌ است‌ تا آن‌ گاه‌ كه‌ بنده‌ در ياري‌ برادر مسلمان‌ خود باشد». البته‌ رعايت‌ اين‌ ادب‌ خاص‌، در غرس‌ محبت‌ و حس‌ احترام‌ در دلها نسبت‌ به‌ يك‌ديگر اثر بس‌ شگرفي‌ دارد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه ‌رسول‌ خدا ص به‌ همانجايي‌ از مجلس‌ مي‌نشستند كه‌ جاي‌ نشستن‌ به‌ آن‌ منتهي ‌مي‌شد ولي‌ صدر مجلس‌ از همانجايي‌ آغاز مي‌شد كه‌ ايشان‌ در آن‌ مي‌نشستند و اصحاب‌(ج) بنابر مراتبي‌ كه‌ داشتند، در مجلس‌ آن‌ حضرت‌ ص مي‌نشستند پس ‌صديق‌(رض) از جانب‌ راست‌ ايشان‌ مي‌نشست‌، عمر(رض) از جانب‌ چپ‌ ايشان‌ و پيش ‌روي‌ ايشان‌ هم‌ غالبا عثمان‌ و علي‌ رضي‌الله عنهما مي‌نشستند؛ زيرا آن‌ دو از كاتبان ‌وحي‌ بودند و رسول‌ اكرم‌ ص آنها را بدان‌ مأمور كرده‌ بودند. همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌ مسعود(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «ليلني ‌منكم‌ أولوالأحلام‌ والنهي‌ ثم‌ الذين‌ يلونهم‌، ثم‌ الذين‌ يلونهم: بايد كه‌ صاحبان‌ انديشه‌ و خرد از شما به‌ من‌ نزديك‌ شوند، سپس‌ كساني‌ كه‌ نزديك‌ به‌ ايشانند (در خرد و مرتبت) سپس‌ كساني‌كه‌ نزديك‌ به‌ ايشانند». اين‌ توصيه‌ به‌ خاطر آن‌ بود كه: اهل‌ خرد و رأي‌ آنچه‌ را كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص ارشاد مي‌فرمودند درك‌ مي‌كردند و مي‌فهميدند به‌ همين‌ جهت‌ تعدادي‌ از افراد را به‌ برخاستن‌ امر كردند تا بدريان‌ به‌جاي‌ آنها بنشينند. يا آنان‌ را بدان‌ جهت‌ به‌ برخاستن‌ امر كردند كه‌ آنها در حق ‌بدريان‌ كوتاهي‌ كرده‌ بودند. يا براي‌ آن‌كه‌ بدريان‌ نيز بهره‌ خويش‌ را از علم‌ برگيرند چنان‌كه‌ آن‌ گروه‌ برگرفته‌اند. يا براي‌ تعليم‌ اين‌ ادب‌ كه‌ اهل‌ فضل‌ را بايد مقدم ‌داشت‌، از اين‌ جهت‌ خداوند متعال‌ مي‌فرمايد: «و چون‌ گفته‌ شود برخيزيد پس‌ برخيزيد» يعني: اگر از برخي‌ نشسته‌گان‌ در مجلس‌ خواسته‌ شد كه‌ از جاهاي‌ خود برخيزند تا اهل‌ فضل‌ در دين‌ و اهل‌ علم‌ به‌ خداوند(ج)  و دينش‌ در آن‌ بنشينند پس ‌بايد كه‌ برخيزند.
اين‌ دستور شامل‌ اين‌ نيز مي‌شود كه‌ اگر صاحب‌ مجلس‌ براي‌ كساني‌ كه‌ در مجلس ‌وي‌ دعوت‌ شده‌اند گفت: برخيزيد، لازم‌ است‌ كه‌ اجابت‌ كنند.
اگر كسي‌ ديگري‌ را مأمور كرد تا زود هنگام‌ به‌ مسجد رفته‌ و براي‌ او جايي‌ بگيرد، يا سجاده‌اي‌ را به‌ اين‌ منظور فرستاد، اين‌ كار مكروه‌ نيست‌.
كسي‌ كه‌ به‌ جايي‌ نشست‌ سپس‌ به‌ خاطر حاجتي‌ از آنجا برخاست‌ و مجددا به‌ آن ‌برگشت‌، او به‌ جاي‌ خويش‌ سزاوارتر است‌.
اما فقها درباره‌ اين‌ مسئله‌ كه‌ آيا ايستادن‌ در جلوي‌ شخص‌ تازه‌ وارد جواز دارد يا خير؟ اختلاف ‌نظر دارند، بعضي‌ آن‌ را اجازه‌ داده‌اند با استناد به‌ حديث‌ شريف‌: «قوموا إلي‌ سيدكم: براي‌ سرورتان‌ برخيزيد» كه‌ در شأن‌ سعدبن‌ معاذ(رض) ـ به‌هنگام‌ خواستن‌ او از سوي‌ رسول‌اكرم‌ ص براي‌ داوري‌ در مورد يهوديان‌ بني‌قريظه‌ ـ وارد شده‌ است‌ و بعضي‌ آن‌ را با استناد به‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ منع‌ كرده‌اند: «من‌ أحب‌ أن‌ يتمثل‌ له‌ الرجال‌ قياما فليتبوأ مقعده‌ من ‌النار: هر كس‌ دوست‌ دارد كه ‌مردم‌ براي‌ او به‌ احترام‌ برپا ايستند، بايد كه‌ به‌ جاي‌ نشستن‌ خود از آتش‌ جاي ‌گيرد». برخي‌ از فقها هم‌ به‌ تفضيل‌ قايل‌ شده‌ و گفته‌اند: ايستادن‌ در جلو روي ‌كسي‌ كه‌ از سفر مي‌آيد و در جلو روي‌ حاكم‌ در محل‌ ولايتش‌ جواز دارد. اما اين‌كه‌ ايستادن‌ در برابر اشخاص‌ را رسم‌ و سنت‌ دائمي‌ خويش‌ بگردانيم‌؛ درست‌ نيست‌ و اين‌ كار از شعار عجم‌ مي‌باشد زيرا در نظر بايد داشت‌ كه‌ كسي‌ از رسول‌ خدا ص نزد اصحابشان‌(رض) محبوب‌تر نبود اما چون‌ آن‌ حضرت‌ ص به‌مجلس‌ وارد مي‌شدند، اصحاب‌ برايشان‌ بپا نمي‌خاستند زيرا مي‌دانستند كه ‌رسول‌ اكرم‌ص از اين‌ كار كراهت‌ دارند چنان‌كه‌ ابن‌كثير نقل‌ كرده‌ است‌.
«خداوند كساني‌ از شما را كه‌ ايمان‌ آورده‌اند و كساني‌ را كه‌ علم‌ داده‌ شده‌اند به ‌درجاتي‌ رفعت‌ مي‌دهد» يعني: خداوند(ج)  كساني‌ از شما را كه‌ ايمان‌ و علم‌ داده‌ شده‌اند به‌ درجات‌ عالي‌اي‌ از كرامت‌ در دنيا و پاداش‌ آخرت‌ رفعت‌ مي‌دهد؛ با فراهم‌ كردن‌ بهره‌ ايشان‌ در اين‌ دو سرا و از جمله‌ اين‌ درجات‌ و مراتب‌، بالا نشاندن‌ وي‌ در مجالس‌ است‌. امام‌ احمد و مسلم‌ روايت‌ كرده‌اند كه ‌نافع‌بن‌عبدالحارث‌ كه‌ والي‌ عمر(رض) در مكه‌ بود، با عمر(رض) در عسفان‌ ملاقات ‌كرد. عمر(رض) به‌ وي‌ گفت: چه‌ كسي‌ را بر اهل‌ وادي‌ جانشين‌ خويش‌ كرده‌اي‌؟ او پاسخ‌ داد: ابن‌ ابزي‌ را كه‌ مردي‌ از بزرگان‌ آزاده‌ شده‌ ما است‌. عمر(رض) فرمود: آيا برده‌ آزاد شده‌اي‌ را بر ايشان‌ جانشين‌ كرده‌اي‌؟ نافع‌ پاسخ‌ داد: اي ‌اميرالمؤمنين‌! آخر او قاري‌ كتاب‌ خدا(ج) است‌، عالم‌ به‌ فرايض‌ است‌، قاضي ‌است‌! عمر(رض) فرمود: آري‌! راست‌ گفتي‌! اين‌ پيامبر شما ص بود كه‌ در اين ‌حديث‌ شريف‌ فرمود: «إن‌ الله‌ ليرفع‌ بهذا الكتاب‌ قوما ويضع‌ به‌ آخرين: بي‌گمان‌ خداوند(ج)  قومي‌ را به‌ وسيله‌ اين‌ كتاب‌ رفعت‌ مي‌دهد و ديگراني‌ را پست‌ مي‌گرداند». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عثمان‌(رض) آمده‌ است‌ كه ‌رسول‌ خدا ص فرمودند: «يشفع‌ يوم‌ القيامة‌ ثلاثة: الانبياء، ثم‌ العلماء، ثم ‌الشهداء: در روز قيامت‌ سه‌ گروه‌ شفاعت‌ مي‌كنند: انبيا، سپس‌ علما، سپس ‌شهداء». از ابن‌عباس‌ك روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: «سليمان‌(ع) در ميان‌ علم‌ ومال‌ و ملك‌ مخير ساخته‌ شد؛ پس‌ علم‌ را اختيار كرد و