 ديگران‌ را بر خود بر مي‌گزينند» يعني: انصار مهاجران‌ را در بهره‌هاي‌ دنيا بر خود مقدم‌ مي‌گردانند. يؤثرون: از ايثار است‌؛ و آن‌ عبارت‌ از مقدم‌ داشتن‌ مصلحت‌ ديگران‌ بر مصلحت‌ خويش‌ در روي‌گرداني‌ از دنيا است‌. آري‌! انصار مهاجران‌ را در بهره‌هاي‌ دنيا بر خود مقدم‌ مي‌گردانند؛ «ولو خود نيازمندي‌ داشته‌ باشند» خصاصه: نيازمندي‌ و فقر است‌ «وهر كس‌ از آزمندي‌ نفس‌ خويش‌ نگاهداشته‌ شد پس‌ آن‌ گروه‌ ايشانند رستگاران» يعني: خداوند(ج) هر كس‌ را از حرص‌ و بخل‌ نفسش‌ در امان‌ داشت‌ و در نتيجه‌، او آنچه‌ را كه‌ شرع‌ شريف‌ بر او از زكات‌ و حقوق‌ ديگر واجب‌ گردانيده‌ است‌ ادا كرد پس‌ يقينا كه‌ به‌ ثنا و ستايش‌ عاجل‌ و ثواب‌ و پاداش‌ آينده‌ نايل‌ شده‌ است‌ اما كساني‌ كه‌ به‌ اموال‌ خويش‌ بخل‌ مي‌ورزند و نفسهايشان‌ بدان‌ آزمند شده‌ است‌، از رستگاران‌ نيستند. شح: بخل‌ همراه‌ با حرص‌ و آزمندي‌ است‌. علما گفته‌اند: بخيل ‌آن‌ است‌ كه‌ نه‌ خود مي‌خورد و نه‌ به‌ ديگران‌ مي‌خوراند و در مقابل‌، سخي: كسي ‌است‌ كه‌ هم‌ خود مي‌خورد و هم‌ به‌ ديگران‌ مي‌خوراند. اما جواد: كسي‌ است‌ كه‌ خود نمي‌خورد ولي‌ به‌ ديگران‌ مي‌خوراند، كه‌ انصار مدينه‌ از ايشان‌ بودند.
ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ در اين‌ دو آيه‌ هر يك‌ از مهاجرين‌ و انصار را به‌ شش‌ وصف‌ موصوف‌ ساخت‌، كه‌ اوصاف‌ مهاجرين‌ عبارت‌ است‌ از:
1 ـ ايشان‌ فقيرند.
2 ـ ايشان‌ مهاجراند.
3 ـ ايشان‌ از ديار و اموال‌ خود بيرون‌ رانده‌ شده‌اند.
4 ـ ايشان‌ طالب‌ فضل‌ و خشنودي‌ الهي‌اند.
5 ـ ايشان‌ خدا و رسولش‌ را ياري‌ مي‌دهند.
6 ـ ايشان‌ در دين‌ خود صادق‌اند، از آن‌ رو كه‌ در راه‌ آن‌ همه‌ گونه‌ سختي‌ را تحمل‌ مي‌كنند.
اما اوصاف‌ انصار عبارت‌ است‌ از:
1 ـ ايشان‌ ايمان‌ و اخلاصي‌ جاي‌ افتاده‌ و راسخ‌ دارند.
2 ـ ايشان‌ با مهاجران‌ محبتي‌ خالصانه‌ مي‌ورزند.
3 ـ ايشان‌ به‌ سبب‌ اموال‌ في‌ء كه‌ به‌ مهاجران‌ داده‌ شده‌ است‌، هيچ‌ حسد و درد و كينه‌اي‌ را در نهاد خود احساس‌ نمي‌كنند.
4 ـ ايشان‌ ديگران‌ را بر خود بر مي‌گزينند، هرچند خود نيازمند باشند.
5 ـ خداوند متعال‌ ايشان‌ را از بيماري‌ آزمندي‌ حفظ كرده‌ است‌.
6 ـ ايشان‌ به‌ آنچه‌ كه‌ خواسته‌اند نايل‌ و رستگار مي‌شوند.
امام‌ مالك: با همين‌ آيه‌ به‌ تفضيل‌ مدينه‌ بر غير آن‌ از سرزمين‌ها استدلال‌ كرده‌ وگفته‌ است: مدينه‌ خود به‌ استقبال‌ ايمان‌ و هجرت‌ رفت‌ در حالي‌ كه‌ غير آن‌ از شهرها با شمشير فتح‌ شد.
بخاري‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ از ابوهريره‌(رض) روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود: مردي‌ نزد رسول‌ خدا ص آمد و گفت: يا رسول‌الله! به‌ من‌ گرسنگي‌ و فقر رسيده‌ است‌. آن‌ حضرت‌ ص نزد همسران‌ خويش‌ فرستادند ولي‌ نزد ايشان‌ چيزي‌ نيافتند،آن‌ گاه‌ فرمودند: آيا مردي‌ نيست‌ كه‌ امشب‌ او را مهمان‌ كند، خدا بر وي‌ رحم ‌نمايد! در اين‌ اثنا مردي‌ از انصار بپا ايستاد و گفت: يا رسول‌الله‌! من‌ او را مهمان ‌مي‌كنم‌. پس‌ او را به‌ خانه‌اش‌ برد و به‌ زنش‌ گفت: اين‌ شخص‌ مهمان ‌رسول‌ اكرم‌ ص است‌ لذا چيزي‌ از وي‌ ذخيره‌ نكن‌ و هر چه‌ داري‌ پيش‌ آور. زنش‌گفت: به‌ خدا كه‌ نزد من‌ جز قوت‌ (غذاي) كودكان‌ چيز ديگري‌ نيست‌. مرد گفت: بسيار خوب‌! چون‌ كودكان‌ غذاي‌ خود را خواستند، آنان‌ را به‌ خواب‌ كن ‌آن‌گاه‌ غذا را نزد مهمان‌ مي‌بريم‌ و بعدا بيا و چراغ‌ را خاموش‌ كن‌ و خود ما نيز امشب‌ بر شكمهايمان‌ چيزي‌ مي‌بنديم‌ تا گرسنگي‌ آزارمان‌ ندهد. پس‌ آن‌ زن‌ چنين‌كرد. چون‌ صبح‌ شد آن‌ مرد نزد رسول‌ خدا ص آمد و همين‌كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص اورا ديدند، فرمودند: خداوند(ج) را خوش‌ آمد، يا خداوند(ج) از كار فلان‌ مرد وفلان‌ زن‌ خنديد. پس‌ نازل‌ شد: (وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ ) . البته ‌در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ روايات‌ ديگري‌ نيز به‌ همين‌ معني‌ آمده‌ است‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5679.txt"> آيه  10</a><a class="text" href="w:text:5680.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:5681.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:5682.txt"> آيه  13</a><a class="text" href="w:text:5683.txt"> آيه  14</a><a class="text" href="w:text:5684.txt"> آيه  15</a><a class="text" href="w:text:5685.txt">آيه  16</a></body></html>سوره حشر آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلّاً لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداوند متعال‌ قسم‌ سوم‌ از كساني‌ را كه‌ فقرايشان‌ از مال‌ في‌ء مستحق‌اند، توصيف‌ مي‌نمايد و ايشان‌ تابعين‌ به‌ احسانند: «و كساني‌ كه‌ پس‌ از ايشان ‌آمده‌اند» يعني: كساني‌ كه‌ پس‌ از مهاجران‌ و انصار آمده‌اند و ايشان‌ تابعيني‌ هستند كه‌ تا روز قيامت‌ از مهاجران‌ و انصار به‌ نيكويي‌ پيروي‌ كرده‌ و مي‌كنند. ابن‌ابي‌ليلي ‌مي‌گويد: مردم‌ بر سه‌ پايه‌ قراردارند: 1ـ مهاجران‌. 2ـ كساني‌ كه‌ به‌ دار هجرت ‌جاي‌ گرفته‌ و در ايمان‌ جاي‌ پيدا كردند، يعني‌ انصار. 3ـ كساني‌ كه‌ بعد از ايشان ‌آمده‌اند. پس‌ بكوش‌ كه‌ از اين‌ سه‌ منزلت‌ خارج‌ نباشي‌. آري‌! اين‌ تابعان‌ كه‌ نسل ‌در نسل‌ تا روز قيامت‌ مي‌آيند؛ «مي‌گويند: پروردگارا! ما را و برادران‌ ما را كه‌ بر ما به ‌ايمان‌ آوردن‌ سبقت‌ كرده‌اند، بيامرز» بدين‌ ترتيب‌ خداوند(ج) به‌ ايشان‌ فرمان‌ داد تا براي‌ خود و مهاجران‌ و انصاري‌ كه‌ پيش‌ از ايشان‌ درگذشته‌اند، آمرزش‌ بخواهند. اين‌ آيه‌ دلالت‌ مي‌كند بر اين‌كه‌ مؤمنان‌ متأخر در هر عصر و نسلي‌ مأمور به‌ اين ‌هستند كه‌ براي‌ پيشينيان‌ نخست‌ از مهاجران‌ و انصار آمرزش‌ بخواهند.
همچنين‌ آن‌ تابعان‌ پاكروش‌ مي‌گويند: «و در دلهاي‌ ما نسبت‌ به‌ كساني‌ كه‌ ايمان ‌آورده‌اند، هيچ‌ غِلّي‌ قرار نده» يعني: هيچ‌ كينه‌ و غش‌ و بغض‌ و حسدي‌ قرار نده‌. پس‌ صحابه‌ كرام‌ رضوان‌الله عليهم‌ اجمعين‌ در قدم‌ اول‌ در اين‌ معني‌ داخل‌ مي‌شوند زيرا ايشان‌ اشرف‌ مؤمنان‌ هستند و نيز از آن‌ جهت‌ كه‌ سياق‌ آيه‌ درباره‌ ايشان ‌است‌. پس‌ هر كس‌ در قلب‌ خويش‌ نسبت‌ به‌ ايشان‌ غل‌ و غشي‌ مي‌يابد، بي‌گمان‌ وسوسه‌ و زخمه‌اي‌ از شيطان‌ به‌ او رسيده‌ و بدون‌ شك‌ ـ با دشمني‌ دوستان ‌خدا(ج)  و بهترين‌هاي‌ امت‌ پيامبرش‌ص ـ بهره‌اي‌ وافر از عصيان‌ خداوند متعال‌ بر او پنجه‌ افگنده‌ است‌ پس‌ چنين‌ كسي‌ در اموال‌ في‌ء حقي‌ ندارد. همچنين‌ ا