است‌.
 
وجه‌ تسميه: نامگذاري‌ اين‌ سوره‌ به‌ «ممتحنه‌» به‌ كسر حاء، به‌ سبب‌ اضافت ‌مجازي‌ فعل‌ امتحان‌ به‌سوي‌ زن‌ مهاجري‌ است‌ كه‌ بيان‌ حال‌ وي‌ در آيه‌ (10) خواهد آمد. يا «ممتحنه‌» به‌ كسرحاء وصف‌ سوره‌ است‌ چنان‌كه‌ در وصف‌ سوره‌برائه‌، «فاضحه‌» يعني‌ سوره‌ «رسواگر» آمده‌ است‌. و «ممتحنه‌» به‌ فتح‌ حاء نيز خوانده‌ شده‌ است‌ كه‌ بنابراين‌ قرائت‌، فعل‌ امتحان‌ به‌سوي‌ آن‌ زني‌ اضافت‌ حقيقي‌ يافته‌ كه‌ آيه‌ (10) درباره‌ وي‌ نازل‌ شده‌ است‌ و او ام‌ كلثوم‌ دختر عقبه‌بن‌ابي‌معيط زن‌ عبدالرحمن‌بن‌عوف‌(رض) بود.
صاحب‌ «في‌ظلال‌ القرآن‌» مي‌گويد: «اين‌ سوره‌ حلقه‌اي‌ در سلسله‌ تربيت ‌ايماني‌ و تنظيم‌ اجتماعي‌ جامعه‌ مدني‌ است‌».
 
سوره ممتحنة آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاء تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءكُم مِّنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِن كُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَاداً فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاء مَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنتُمْ وَمَن يَفْعَلْهُ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيلِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! دشمنان‌ من‌ و دشمنان‌ خود را دوست‌ نگيريد» دشمن‌ خدا(ج)  كسي ‌است‌ كه‌ به‌ او كفر يا شرك‌ ورزيده‌ و به‌ آنچه‌ كه‌ در كتابهاي‌ او آمده‌ است‌، ايمان ‌نياورده‌ باشد و دشمن‌ مؤمنان‌ كسي‌ است‌ كه‌ به‌ ايشان‌ خيانت‌ كرده‌، يا با ايشان‌ جنگيده‌، يا ديگران‌ را در جنگ‌ عليه‌ ايشان‌ ياري‌ داده‌ است‌، مانند كفار مكه‌ در گذشته‌ و كفار ملحد مادي‌ در عصر ما. عدو: بر مفرد و جمع‌ هر دو اطلاق‌ مي‌شود.
بخاري‌، مسلم‌ و بقيه‌ ائمه‌ حديث‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيات‌ از علي‌(رض) روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: رسول‌ خدا ص من‌، زبير و مقدادبن‌اسود را مأموريت‌ داده‌ وفرمودند: «برويد تا به‌ باغ‌ خاخ‌[1] برسيد پس‌ در آن‌ باغ‌ زني‌ را مي‌يابيد كه‌ سوار هودج‌ است‌ و با او نامه‌اي‌ است‌، آن‌ نامه‌ را از وي‌ گرفته‌ و نزد من‌ آوريد». ما به ‌راه‌ افتاديم‌ تا به‌ آن‌ باغ‌ رسيديم‌، بناگاه‌ ديديم‌ كه‌ همان‌ زن‌ در آنجاست‌ پس‌ به‌ اوگفتيم: نامه‌ را بيرون‌ آور. گفت: با من‌ نامه‌اي‌ نيست‌. گفتيم: يا نامه‌ را بيرون ‌مي‌آوري‌، يا لباست‌ را از تنت‌ بيرون‌ كرده‌ و بازرسي‌ات‌ مي‌كنيم‌. پس‌ نامه‌ را از ميان‌ بافته‌ موي‌ خويش‌ بيرون‌ آورد. پس‌ نامه‌ را گرفتيم‌ و نزد رسول‌ اكرم‌ ص آورديم‌. بناگاه‌ ديديم‌ كه‌ آن‌ نامه‌ از حاطب‌بن‌ابي‌بلتعه‌(رض) است‌ كه‌ به‌سوي‌ گروهي ‌از مشركان‌ مكه‌ فرستاده‌ تا آنان‌ را از برخي‌ اسرار رسول‌ خدا ص آگاه‌ كند. رسول‌ اكرم‌ ص حاطب‌ را احضار كرده‌ و به‌ او فرمودند: «اي‌ حاطب‌! اين ‌چيست‌؟». حاطب‌ گفت: يا رسول‌الله! در داوري‌ عليه‌ من‌ شتاب‌ نكنيد؛ حقيقت ‌اين‌ است‌ كه‌ من‌ مردي‌ بودم‌ نه‌ از خود قريش‌ بلكه‌ پيوست ‌شده‌ به‌ آن‌؛ ولي‌ كساني ‌از مهاجران‌ كه‌ با شما هستند، در مكه‌ قرابت‌هايي‌ دارند كه‌ خانواده‌ها و اموال ‌خويش‌ را به‌ وسيله‌ آنها حمايت‌ مي‌كنند لذا من‌ نيز در اين‌ انديشه‌ افتادم‌ كه‌ اگر با قريش‌ قرابت‌ نسبي‌اي‌ ندارم‌، حداقل‌ براي‌ آنها خيري‌ رسانده‌ و خدمتي‌ كرده‌ باشم ‌تا به‌ وسيله‌ آن‌ از نزديكانم‌ حمايت‌ كنند پس‌ من‌ اين‌ كار را به‌ سبب‌ كفر و ارتداد از دين‌ خويش‌ انجام‌ نداده‌ام‌ و نه‌ از روي‌ اين‌ امر كه‌ به‌ كفر راضي‌ باشم‌! رسول‌ خدا ص فرمودند: «حاطب‌ راست‌ گفت‌». آن‌ گاه‌ اين‌ آيه‌ درباره‌ وي‌ نازل ‌شد. خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ چون‌ رسول‌ اكرم‌ ص در سال‌ هشتم‌ هجري‌ براي‌ فتح ‌مكه‌ آمادگي‌ گرفتند، حاطب‌ خواست‌ تا اين‌ خبر را به‌ قريش‌ برساند پس ‌جبرئيل‌(ع) فرود آمد و رسول‌ خدا ص را از اين‌ ماجرا آگاه‌ كرد.
«به‌سوي‌ آنان‌ پيغام‌ دوستي‌ را مي‌افگنيد» يعني: به‌ كفار خيرخواهي‌ كرده‌ و به ‌سبب‌ دوستي‌اي‌ كه‌ ميان‌ شما و آنان‌ هست‌، اخبار رسول‌اكرم‌ ص را به‌ آنان‌ مي‌رسانيد و به‌ آنان‌ نامه‌ مي‌نويسيد؛ «و حال‌ آن‌كه‌ آنان‌ به‌ حقي‌ كه‌ براي‌ شما آمده‌ است‌، كفر ورزيده‌اند» يعني: آنها به‌ خدا و رسولش‌ و آنچه‌ كه‌ به‌ شما از قرآن‌ و هدايت‌ الهي‌ آمده‌ است‌، كفر ورزيده‌اند و از مظاهر كفرشان‌ اين‌ است‌ كه: «پيامبر و شما را نيز بيرون‌ مي‌كنند» يعني: پيامبر ص و شما را از مكه‌ آواره‌ كرده‌اند، به‌سبب‌ كفر و انكارشان‌ از حقي‌ كه‌ برايتان‌ آمده‌ است‌ پس‌ چگونه‌ با آنان‌ دوستي‌ و مهرباني‌ مي‌كنيد؟ «براي‌ آن‌كه‌ ايمان‌ آورديد به‌ الله پروردگار خويش» يعني: شما را به‌ خاطر ايمانتان‌، يا به‌ خاطر نفرت‌ و كراهت‌ از ايمان‌ آوردنتان‌، بيرون‌ رانده‌اند «اگر براي‌ جهاد در راه‌ من‌ و طلب‌ خشنودي‌ من‌ از وطن‌ خود بيرون‌ آمده‌ايد» يعني: اگر شما چنين‌ هستيد پس‌ چرا دشمن‌ من‌ و دشمن‌ خودتان‌ را به‌ دوستي‌ مي‌گيريد؟ «پنهاني‌ به‌سوي‌ آنان‌ دوستي‌ مي‌ورزيد» يعني: اخبار مسلمانان‌ را پنهاني‌ به‌ كفار مي‌فرستيد، به‌ سبب‌ دوستي‌ با آنان‌ «و من‌ به‌ آنچه‌ پنهان‌ مي‌كنيد و آنچه‌ آشكار مي‌كنيد داناترم» يعني: من‌ از هر كس‌ ديگر به‌ كارهاي‌ پنهان‌ و آشكار شما داناترم‌ «و هر كس‌ از شما كه‌ اين‌ كار را بكند پس‌ به‌ راستي‌ كه‌ راه‌ راست‌ را گم‌ كرده‌ است» يعني: او از راه‌ حق‌ و صواب‌ به‌ بي‌راهه‌ رفته‌ و راه‌ ميانه‌ و هموار را گم‌ كرده‌ است‌.
آيه‌ كريمه‌ بر نهي‌ قطعي‌ و همه‌جانبه‌ از موالات‌ و دوستي‌ با كفار دلالت‌ مي‌كند.
 
[1] جايي‌ است‌ ميان‌ مكه‌ و مدينه‌ در فاصله‌ دوازده‌ مايلي‌ مدينه‌.سوره ممتحنة آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ إِن يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا لَكُمْ أَعْدَاء وَيَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُم بِالسُّوءِ وَوَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اگر شما را بيابند، برايتان‌ دشمن‌ باشند» يعني: اگر كفار با شما روبرو گردند، آنچه‌ را كه‌ در دلهاي‌ خود از دشمني‌ نسبت‌ به‌ شما نهان‌ مي‌دارند، آشكار مي‌كنند «و دستها و زبانهاي‌ خود را به‌ بدي‌ به‌سوي‌ شما بگشايند» با لت‌وكوب‌، قتل‌ و دست‌درازي‌ و با دشنام‌ و مانند آن‌ «و دوست‌ دارند كه‌ كافر شويد» در اين‌ آرزو به‌سر مي‌برند كه‌ مرتد شويد و به‌سوي‌ كفر باز گرديد. پس‌ مادام‌ كه‌ كار چنين ‌است‌، قطعا دوستي‌