. خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ خروج‌ مجاهد از صف‌ جهاد جايز نيست‌؛ مگر به‌سبب‌ ضرورتي‌ كه‌ به‌ وي‌ عارض‌ مي‌شود، يا براي‌ انجام‌ مأموريتي‌ كه‌ از سوي‌ فرمانده‌ به‌ وي‌ محول‌ مي‌شود، يا براي‌ هدف‌ جنگي‌اي‌ مانند بيرون ‌شدن‌ براي ‌كمين‌ و مبارزه‌ با دشمن‌ چنان‌كه‌ در جنگهاي‌ بدر و خيبر چنين‌ بود.
 
	سوره آل عمران آيه  189

‏متن آيه : ‏

‏ وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاللّهُ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و فرمانروايي‌ آسمانها و زمين‌ از آن‌ خداست‌ و خداوند بر هرچيزي‌ تواناست» اين‌آيه‌ كريمه‌ در رد و تكذيب‌ سخن‌ جاهلانه‌ يهودياني‌ نازل‌ شد كه‌ گفتند: ﴿إِنَّ اللّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاء﴾ (خدا فقير و ما توانگر هستيم) «آيه181».
 
	
سوره صف آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَقَد تَّعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بعد از آن‌كه‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ ذكر اين‌ حقيقت‌ پرداخت‌ كه‌ او جنگجويان‌ در راهش‌ را دوست‌ دارد، در اينجا بيان‌ مي‌دارد كه‌ موسي‌ و عيسي‌ علیهماالسلام نيز از جمله‌كساني‌ بودند كه‌ به‌ يكتاپرستي‌ فرمان‌ داده‌ و در راه‌ وي‌ جهاد كردند و بر كساني‌ كه ‌به‌ مخالفت‌ با ايشان‌ برخاستند عذاب‌ نازل‌ شد تا با بيان‌ اين‌ حقايق‌ امت‌ محمدص را از اين‌ امر بر حذر دارد كه‌ مبادا با پيامبرشانص همان‌ كاري‌ را انجام‌ دهند كه ‌قوم‌ موسي‌ و عيسي‌ علیهماالسلام با آنها انجام‌ دادند.
«و ياد كن‌ هنگامي‌ را كه‌ موسي‌ به‌ قومش‌ گفت: اي‌ قوم‌ من‌! چرا مرا مي‌آزاريد» با سرپيچي‌ از قوانين‌، احكام‌ و فرمانهايي‌ كه‌ خداوند متعال‌ بر شما فرض‌ نموده‌ و من ‌شما را به‌ آنها امر مي‌كنم‌. يا مرا مي‌آزاريد؛ با دشنام‌ دادن‌، طعنه ‌زدن‌ و عيب‌جويي ‌من‌. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ بيان‌ اين‌ گونه‌ آزارهايشان‌ در سوره‌ «احزاب/‌69» گذشت‌ «وحال‌ آن‌كه‌ مي‌دانيد كه‌ من‌ پيامبر خداوند به‌سوي‌ شما هستم» يعني: چگونه‌ مرا مي‌آزاريد درحالي‌كه‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ كه‌ من‌ فرستاده‌ خداوند(ج) هستم‌ داناييد و فرستاده‌ او مورد تعظيم‌ و احترام‌ قرار مي‌گيرد، نه‌ مورد آزار و اذيت‌. از سوي ‌ديگر براي‌ شما در صحت‌ رسالت‌ من‌ شكي‌ هم‌ باقي‌ نمانده‌ است‌ به‌ سبب‌ معجزاتي‌كه‌ از من‌ مشاهده‌ كرده‌ايد، معجزاتي‌ كه‌ اعتراف‌ به‌ رسالتم‌ را بر شما اجتناب‌ ناپذير گردانيده‌ و نسبت‌ به‌ آن‌ براي‌ شما علمي‌ يقيني‌ افاده‌ كرده‌ است‌؟ «پس‌ چون‌ كجروي‌ كردند، خدا دلهايشان‌ را برگردانيد» يعني: چون‌ با آزار دادن‌ پيامبرشان‌ حق ‌را فرو گذاشتند، خداوند(ج) به‌ عنوان‌ جزاي‌ آنچه‌ كه‌ مرتكب‌ شده‌ بودند، دلهايشان‌ را از حق‌ و هدايت‌ كج‌ و متمايل‌ گردانيد «و خداوند قوم‌ فاسقان‌ را» يعني: كساني‌ را كه‌ علم‌ وي‌ بر فاسق‌ بودنشان‌ سبقت‌ گرفته‌ است‌ «هدايت‌ نمي‌كند» كه‌ اين‌ گروه‌ نيز از جمله‌ آنانند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5722.txt"> آيه  6</a><a class="text" href="w:text:5723.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:5724.txt"> آيه  8</a><a class="text" href="w:text:5725.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:5726.txt">آيه  10-11</a><a class="text" href="w:text:5727.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:5728.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:5729.txt">آيه  14</a></body></html>سوره صف آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ياد كن‌ هنگامي‌ را كه‌ عيسي‌ پسر مريم‌ گفت: اي‌ بني‌اسرائيل» و نگفت: اي ‌قوم‌ من‌! زيرا عيسي‌(ع) با بني‌اسرائيل‌ نزديكي‌ نسبي‌اي‌ نداشت‌ «هرآينه‌ من‌ فرستاده‌ خداوند به‌سوي‌ شما هستم‌، تصديق‌كننده‌ آنچه‌ پيش‌ روي‌ من‌ است‌ از تورات» يعني: من‌ فرستاده‌ خداوند(ج)  هستم‌ به‌سوي‌ شما با انجيل‌ و چيزي‌ را به‌ شما نياورده‌ام‌ كه ‌با تورات‌ مخالف‌ باشد بلكه‌ تورات‌ هم‌ متضمن‌ بشارت‌ به‌ بعثت‌ من‌ است‌ پس‌ چگونه‌ از من‌ مي‌رميد و با من‌ مخالفت‌ مي‌كنيد؟ «و به‌ پيامبري‌ بشارت‌دهنده‌ام‌ كه‌بعد از من‌ مي‌آيد و نامش‌ احمد است» و هرگاه‌ پيام‌ و مرام‌ من‌ اين‌ است‌ پس‌ هيچ ‌دليل‌ و موجبي‌ براي‌ تكذيب‌ من‌ وجود ندارد. احمد نام‌ پيامبر ماص و بدين‌ معني ‌است: كسي‌ كه‌ به‌ سبب‌ وجود خصلت‌هاي‌ خوب‌ در وي‌، بيشتر از ديگران‌ مورد ستايش‌ قرار مي‌گيرد. يا احمد؛ يعني‌ ستايشگرترين‌ مردم‌ براي‌ پروردگارش‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ جيبربن‌مطعم‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص فرمودند: «من‌ نامهايي‌ دارم: من‌ محمدم‌، من‌ احمدم‌، من‌ ماحي‌اي‌ هستم‌ كه‌ خداوند به‌وسيله‌ او كفر را محو مي‌كند، من‌ حاشري‌ هستم‌ كه‌ مردم‌ به‌ قدم‌ من‌ ـ يعني‌ بعد از من‌ ـ گردآورده‌ مي‌شوند و من‌ عاقب‌ هستم‌» يعني: آخرين‌ پيامبري‌ هستم‌ كه‌ بعد از انبيا(ع) مي‌آيد. در فصل‌ پانزدهم‌ از انجيل‌ يوحنا آمده‌ است: «يسوع‌ مسيح‌ گفت: فارقليط روح‌ حقي‌ است‌ كه‌ خداي‌ من‌ او را مي‌فرستد، او همه‌ چيز را به ‌شما تعليم‌ مي‌دهد». فارقليط: لفظي‌ است‌ كه‌ بر حمد دلالت‌ مي‌كند و به‌ احمد و محمد دو نام‌ پيامبر ماص اشاره‌ دارد. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ در تورات‌ و انجيل‌تصريحات‌ ديگري‌ نيز در همين‌ باب‌ آمده‌ است‌. «پس‌ چون‌ با معجزه‌ها پيش‌ آنان‌ آمد، گفتند: اين‌ سحري‌ آشكار است» يعني: چون‌ عيسي‌(ع)، يا محمدص با معجزه‌ها نزد آنان‌ آمد، گفتند: آنچه‌ او براي‌ ما آورده‌، جادويي‌ واضح‌ و آشكار است‌.
 
	سوره صف آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُوَ يُدْعَى إِلَى الْإِسْلَامِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كيست‌ ستمكارتر از آن‌ كس‌ كه‌ بر خدا دروغ‌ بربست‌ و حال‌ آن‌كه‌ او به‌سوي‌ اسلام‌ فراخوانده‌ مي‌شود» اسلامي‌كه‌ بهترين‌ اديان‌ و شريفترين‌ آنهاست‌؟ يعني: ستمكارترين‌ مردم‌ كساني‌اند كه‌ پروردگارشان‌ آنها را بر زبان‌ پيامبرش‌ به‌سوي ‌اسلامي‌ كه‌ سعادت‌ هر دو سرا در آن‌ است‌ فرامي‌خواند اما آنان‌ به‌جاي‌ اجابت ‌دعوت‌ بر خداي‌ عزوجل‌ دروغ‌ برمي‌بندند و مثلا مي‌گويند: قرآن‌ سحر است‌، يا خداوند(ج) به‌ چنين‌ امري‌ فرما