ؤمنان‌ را مژده‌ بده» يعني: اي‌ محمدص! مؤمنان‌ را به‌ فتح‌ و پيروزي‌ در دنيا و بهشت‌ در آخرت‌ مژده‌ بده‌.
	سوره صف آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا كُونوا أَنصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ فَآَمَنَت طَّائِفَةٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ وَكَفَرَت طَّائِفَةٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آَمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! انصارالله باشيد» يعني: بر ياري ‌دادن‌ دين‌ خدا(ج)  كه‌ هم‌ اكنون‌ بر آن‌ كمر بسته‌ايد، استمرار ورزيد «چنان‌كه‌ عيسي‌ پسر مريم‌ به‌ حواريون‌ گفت: چه‌ كساني‌ در راه‌ دين‌ خدا نصرت‌دهندگان‌ من‌اند» يعني: دين‌ خدا(ج) را نصرت‌ دهيد مانند نصرت‌ دادن‌ حواريون‌؛ آن‌ گاه‌ كه‌ عيسي‌(ع) به‌ ايشان‌ گفت: (مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ )چه‌ كساني‌ عهده‌دار ياري‌ دادن‌ من‌ در جهت‌ امري‌ هستند كه‌ انسان‌  را به‌خدا(ج) نزديك‌ مي‌كند؟ يا چه‌ كساني‌ ياري‌دهندگان‌ من‌اند در جهت‌ ياري‌ دادن ‌الله‌(ج) ؟ «حواريون‌ گفتند: ماييم‌ نصرت‌دهندگان‌ الله» حواريون‌ ياران‌ خاص‌ و خالص‌ و نصرت‌دهندگان‌ راستين‌ عيسي‌(ع) و اولين‌ كساني‌ بودند كه‌ به‌ او ايمان‌ آوردند و جمعا دوازده‌ مرد بودند. همين‌ طور رسول‌ خدا ص در ايام‌ مناسك‌ كه ‌مردم‌ از دور و نزديك‌ براي‌ اداي‌ حج‌ به‌ مكه‌ مي‌آمدند، به‌ ميان‌ گروه‌هاي‌ مردم ‌رفته‌ آنان‌ را چنين‌ مورد خطاب‌ قرار مي‌دادند: «من‌ رجل‌ يؤويني‌ حتي‌ أبلغ‌ رسالة‌ ربي‌ فإن‌ قريشا قد منعوني‌ أن‌ أبلغ‌ رسالة ربي: كدام‌ مرد هست‌ كه‌ مرا جاي‌ دهد (واز من‌ پشتيباني‌ كند) تا رسالت‌ پروردگارم‌ را به‌ مردم‌ برسانم‌ زيرا قريش‌ مرا از ابلاغ ‌رسالت‌ پروردگارم‌ بازداشته‌اند؟». تا اين‌كه‌ خداوند(ج)  اوس‌ و خزرج‌ از اهل ‌مدينه‌ را براي‌ اين‌ مهم‌ آماده‌ كرد و ايشان‌ با پيامبرش‌ ص بر نشر دينش‌ در سرزمين‌ خود بيعت‌ كردند.
«پس‌ گروهي‌ از بني‌اسرائيل‌ ايمان‌ آوردند» به‌ عيسي‌(ع) «و گروهي» به‌ او «كفر ورزيدند» و نبوتش‌ را انكار كرده‌ و مادرش‌ را به‌ فحشا متهم‌ ساختند؛ «پس‌ مؤمنان ‌را بر دشمنانشان‌ ياري‌ داديم» يعني: اهل‌ حق‌ را بر اهل‌ باطل‌ ياري‌ و نصرت‌ داديم ‌«پس‌ غالب‌ شدند» بر اهل‌ باطل‌؛ و اين‌ تأييد و نصرت‌ به‌ وسيله‌ انواع‌ كرامات‌ و خوارق‌ عادات‌ بود. عبدالرزاق‌ و عبدبن‌حميد از قتاده‌ روايت‌ كرده‌اند كه‌ در تفسيرآيه:(‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا كُونوا أَنصَارَ اللَّهِ ...)گفت: «به‌ حمد الله كه‌ اين‌ نصرت‌ تحقق ‌يافت‌ زيرا هفتاد مرد از انصار نزد رسول‌ اكرم‌ ص آمدند و با ايشان‌ در محل‌ عقبه ‌بيعت‌ كردند و سپس‌ رسول‌ خدا ص را جاي‌ داده‌ و ياري‌ كردند تا آن‌كه‌ خداوند(ج)  دين‌ خويش‌ را پيروز گردانيد». در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌ اسحاق‌ و ابن‌ سعد آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص به‌ جمعي‌ كه‌ با ايشان‌ در عقبه‌ ملاقات ‌نمودند، فرمودند: «دوازده ‌تن‌ از ميان‌ خود را به‌سوي‌ من‌ بيرون‌ آوريد (و انتخاب‌كنيد) تا كفيل‌ و نماينده‌ قوم‌ خويش‌ باشند چنان‌كه‌ حواريون‌ كفالت‌ عيسي‌بن‌مريم‌ را عهده‌دار گرديدند». آنها دوازده‌ تن‌ را از ميان‌ خود انتخاب‌ كردند، سپس ‌رسول‌ خدا ص به‌ آن‌ نمايندگان‌ برگزيده‌ فرمودند: «شما بر قوم‌ خويش‌ كفيل ‌هستيد چون‌ كفالت‌ حواريون‌ براي‌ عيسي‌بن‌مريم‌ و من‌ نيز كفيل‌ قوم‌ خود هستم‌. انصار گفتند: بسيار خوب‌؛ پذيرفتيم‌».
 
سوره آل عمران آيه  190

‏متن آيه : ‏

‏ إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لِّأُوْلِي الألْبَابِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«مسلما در آفرينش‌ آسمانها و زمين‌ و درپي‌ يك‌ديگر آمدن‌ شب‌ و روز» و تفاوت‌آنها در درازي‌ و كوتاهي‌ و گرمي‌ و سردي‌ و غيره‌ «آياتي‌ است» يعني‌: نشانه‌ها و راهنماهاي‌ روشن‌ و برهانهاي‌ واضحي‌ است‌ كه‌ بر وجود آفريننده‌ سبحان‌ دلالت ‌مي‌كند، اما «براي‌ صاحبان‌ خرد» هاي‌ ناب‌ از شائبه‌هاي‌ نقص‌ و عقلهاي‌ وارسته‌ ازكجي‌ها و انحراف‌ زيرا مجرد تفكر در نشانه‌هايي‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ در اين‌ آيه‌كريمه‌ از آنها ياد كرده‌ است، براي‌ عاقل‌ بسنده‌ و كافي‌ است‌ تا او را به‌ ايماني‌ پيوند دهد كه‌ هيچ‌ شك‌ و شبهه‌اي‌ نمي‌تواند آن‌ را متزلزل‌ كرده‌ و به‌ درون‌ آن ‌رخنه‌ نمايد بنابراين، واجب‌ است‌ كه‌ ايمان‌ انسان‌ بر پشتوانه‌ دلايل‌ يقيني‌ متكي‌ ومستظهر باشد، نه‌ بر تقليد و وراثت‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «واي‌ بر كسي‌ كه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ را بخواند و در آن‌ تفكر نكند». همچنان‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ درشب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ كريمه، رسول‌ خداص تا بامداد پيوسته‌ مي‌گريستند.
بايد دانست‌ كه‌ ميدان‌ تفكر، آفريده‌هاي‌ حق‌ تعالي‌ است‌ نه‌ ذات‌ وي‌ زيرا درك ‌حقيقت‌ ذات‌ الهي‌ محال‌ و ناممكن‌ است‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:5731.xml">صفحة (553)</a><a class="folder" href="w:html:5741.xml">صفحة (554) (آیه 9)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5732.txt">وجه‌ تسميه:﴿ سوره‌ جمعه ﴾</a><a class="text" href="w:text:5733.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:5734.txt"> آيه  2</a><a class="text" href="w:text:5735.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:5736.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:5737.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:5738.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:5739.txt"> آيه  7</a><a class="text" href="w:text:5740.txt"> آيه  8</a></body></html>﴿ سوره‌ جمعه ﴾
مدنی‌ است‌ و داراي‌ (11) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ بدين‌ سبب‌ كه‌ دربرگيرنده‌ فرمان‌ اجابت‌ ندا براي‌ نماز جمعه‌ است‌، «جمعه‌» ناميده‌ شد.
ابن‌عباس‌ و ابوهريره‌ رضي‌الله عنهما در بيان‌ فضيلت‌ اين‌ سوره‌ روايت‌ كرده‌اند كه: رسول‌ خدا ص در نماز جمعه‌ دو سوره‌ «جمعه‌» و «منافقين‌» را مي‌خواندند.
 
سوره جمعة آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنچه‌ در آسمانها و آنچه‌ در زمين‌ است‌ خداوند را تسبيح‌ مي‌گويد» اعم‌ از ناطق‌ يا جامد آنها، به‌ زبان‌ حال‌ يا به‌ زبان‌ قال‌. تفسير تسبيح‌ گفتن‌ آنها در اول‌ سوره‌ «حديد» گذشت‌ «ملك‌ قدوس‌ عزيز حكيم‌ است» ملك: يعني‌ فرمانروا. قدوس: يعني‌ ذاتي‌ كه‌ از هر گونه‌ نقصي‌ پاك‌ و منزه‌ و به‌ صفات‌ كمال‌ موصوف‌ است‌. عزيز: يعني‌ غالب‌ و حكيم: يعني‌ فرزانه‌ و با حكمت‌.
 
	سوره جمعة آيه  2
‏متن آ