 الله‌ له‌ ألف‌ ألف‌ حسنة ومحا عنه‌ ألف‌ ألف‌ سيئة: هر كس‌ به‌ بازاري‌ از بازارها درآيد و بگويد: لااله‌الاالله‌ وحده‌ لاشريك‌ له‌ له‌ الملك‌ وله‌ الحمد، وهو علي‌ كل ‌شي‌ قدير، خداوند براي‌ او هزارهزار حسنه‌ مي‌نويسد و از او هزار هزار گناه‌ را محو مي‌كند».
و به‌ مناسبت‌ اهميت‌ نماز جمعه‌ بعضي‌ از احكام‌ و امور مربوط به‌ جمعه‌ را در اينجا نقل‌ مي‌كنيم:
1 ـ به‌ دليل‌ اين‌ آيه‌ اداي‌ نماز جمعه‌ بر هر مسلماني‌ فرض‌ عين‌ است‌ و اين‌ رأي‌ جمهور امت‌ و جمهور ائمه‌ مي‌باشد و نيز به‌ دليل‌ اين‌ حديث‌ شريف: «لينتهين‌ أقوام‌ عن‌ ودعهم‌ الجمعات‌ أو ليختمن‌ الله‌ علي‌ قلوبهم‌، ثم‌ ليكونن‌ من‌ الغافلين: بايد گروه‌هايي‌ از ترك‌ نمازهاي‌ جمعه‌ دست‌ بردارند، در غير آن‌ خداي‌ عزوجل‌ بر دلهايشان‌ مهر مي‌نهد، سپس‌ به‌ طور قطع‌ از غافلان‌ مي‌شوند». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «من‌ ترك‌ الجمعة‌ ثلاث‌ مرات‌ تهاونا بها، طبع‌ الله‌ علي‌قلبه: هر كس‌ جمعه‌ را از روي‌ سبك‌ گرفتن‌ و سهل‌انگاري‌ سه‌ بار ترك‌ كند، خداوند(ج) بر دلش‌ مهر مي‌گذارد». شايان‌ ذكر است‌ كه‌ خطاب: (‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا)اجماعا مخصوص‌ به‌ مكلفين‌ است‌ بنابراين‌ بيماران‌، اشخاص‌ زمين‌گير، مسافران‌، بردگان‌، زنان‌، نابينايان‌ و پيرمرداني‌ كه جز با راهنما به‌ راه‌ رفته ‌نمي‌توانند ـ در نزد ابوحنيفه‌ ـ مكلف‌ به‌ انجام‌ آن‌ نيستند.
2 ـ رفتن‌ به‌ نماز جمعه‌ در اول‌ وقت‌ به‌طور زودهنگام‌ مستحب‌ است‌ زيرا در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص و مسلمانان‌ در اول‌ وقت‌ به‌ نماز جمعه ‌مي‌رفتند و غذاي‌ چاشت‌ (نهار) را تناول‌ نمي‌كردند مگر بعد از اداي‌ آن‌. همچنين ‌در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «هر كس‌ در روز جمعه‌ غسل‌ جمعه‌ كند سپس‌ در ساعت‌ اول‌ به‌ نماز برود، گويي‌ شتري‌ را قرباني‌ كرده‌ است‌ و هر كس‌ در ساعت ‌دوم‌ به‌ نماز جمعه‌ برود، گويي‌ گاوي‌ را قرباني‌ كرده‌ است‌ و هر كس‌ در ساعت ‌سوم‌ به‌ نماز جمعه‌ برود، گويي‌ قوچ ‌شاخ‌داري‌ را قرباني‌ كرده‌ است‌ و هر كس‌ در ساعت‌ چهارم‌ به‌ نماز جمعه‌ برود، گويي‌ مرغ‌ ماكياني‌ را قرباني‌ كرده‌ است‌ و هركس‌ در ساعت‌ پنجم‌ به‌ نماز جمعه‌ برود، گويي‌ تخم‌مرغي‌ را صدقه‌ نموده‌ است ‌پس‌ چون‌ امام‌ براي‌ خطبه‌ بيرون‌ آيد فرشتگان‌ حاضر مي‌شوند و به‌ ذكر گوش ‌فرامي‌دهند».
3 ـ غسل‌ جمعه‌ سنت‌ يا مستحب‌ است‌ نه‌ فرض‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «حق‌ لله‌ علي‌ كل‌ مسلم‌ أن‌ يغتسل‌ في‌ كل‌ سبعة أيام‌، يغسل‌ رأسه‌ وجسده: حق‌خداوند است‌ بر ذمه‌ هر مسلماني‌ كه‌ در هر هفت‌ روز يكبار غسل‌ كند و سر و بدن ‌خويش‌ را بشويد». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «هر كس‌ در روز جمعه ‌وضو كند و وضوي‌ خويش‌ را نيكو گرداند، سپس‌ به‌سوي‌ نماز جمعه‌ رفته‌ و گوش ‌فرادهد و خاموش‌ باشد، خداوند(ج) براي‌ او گناهان‌ ميان‌ اين‌ جمعه‌ تا جمعه‌ ديگر را به‌ اضافه‌ سه‌ روز ديگر مي‌آمرزد و هر كس‌ سنگريزه‌ را لمس‌ كند (يعني‌ خود رابه‌ سنگريزه‌ها مشغول‌ كند) قطعا كار بيهوده‌اي‌ انجام‌ داده‌ است‌». همچنين‌ براي ‌نمازگزار مستحب‌ است‌ كه‌ در مراسم‌ جمعه‌ بهترين‌ جامه‌ خويش‌ را بپوشد، عطر و مواد خشبوكننده‌ استعمال‌ كند، مسواك‌ بزند و خود را پاكيزه‌ بدارد.
4 ـ اگر جمعه‌ در روز عيد واقع‌ شود، ساقط نمي‌شود. ولي‌ امام‌ احمد بن‌حنبل‌مي‌گويد: «چون‌ عيد و جمعه‌ يكجا شد، فرض‌ جمعه‌ ساقط مي‌شود».
5 ـ صحيح‌ آن‌ است‌ كه‌ شتافتن‌ (سعي) به‌سوي‌ (ذكرالله: ذكر خداوند(ج)) واجب‌ است‌ و (ذكر الله) شامل‌ نماز، خطبه‌ و موعظه‌ ـ هر سه‌ ـ مي‌شود.
6 ـ علما بر تحقق‌ شرط وجود عدد در برگزاري‌ نماز جمعه‌ اجماع‌ كرده‌اند زيرا جمعه‌ به‌ اين‌ نام‌ ناميده‌ نشده‌ است‌ مگر به‌ سبب‌ اجتماعي‌ كه‌ در آن‌ وجود دارد. ازنظر امام‌ ابوحنيفه‌ و امام‌ محمد، حد اقل‌ تعدادي‌ كه‌ بايد بجز امام‌ در نماز جمعه‌ حاضر باشند، سه‌ تن‌ است‌ هرچند مسافر يا مريض‌ باشند. ولي‌ مالكي‌ها به‌ استناد روايتي‌ كه‌ بعدا مي‌آيد، حداقل‌ تعداد آن‌ را دوازده‌تن‌ شرط كرده‌اند. و شافعي‌ها و حنبلي‌ها اقل‌ تعداد حاضران‌ در آن‌ را چهل‌ تن‌ ذكر كرده‌اند به‌ شرط اين‌كه‌ مسافر هم‌ نبوده‌ و از اهل‌ آن‌ منطقه‌ باشند.
7 ـ برگزار نمودن‌ نماز جمعه‌ بدون‌ اذن‌ و حضور امام‌ (رئيس‌ دولت‌ اسلامي) صحيح‌ است‌ اما ابوحنيفه‌ وجود امام‌، يا جانشين‌، يا اذن‌ وي‌ را شرط كرده‌ است‌.
و به‌ احكام‌ خطبه‌ در آيه‌ بعد اشاره‌ خواهد شد.
 
سوره جمعة آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْواً انفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِماً قُلْ مَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ مِّنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ نقل‌ كرده‌ اند: مردم‌ مدينه‌ در فقر و فاقه‌ قرار گرفته‌ بودند، روز جمعه‌اي‌ بود و درحالي‌كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص مشغول‌ ايراد خطبه ‌جمعه‌ بودند، كاروان‌ تجارتي‌اي‌ از شام‌ سر رسيد پس‌ مردم‌ سراسيمه‌ به‌سوي‌ آن ‌شتافته‌ و از محضر ايشان‌ متفرق‌ شدند تا بدانجا كه‌ ـ بنا به‌ روايتي‌ ـ در مسجد جز دوازده‌ مرد و هفت‌ زن‌ باقي‌ نماند پس‌ نازل‌ شد: «و چون‌ تجارت‌ يا لهوي‌ ببينند، به‌سوي‌ آن‌ بشتابند» تجارت: تمام‌ انواع‌ كسب‌ها و دادوستدها را شامل‌ مي‌شود ولهو: عبارت‌ از اسباب‌ سرگرمي‌ مانند طبل‌ و ساز و آواز است‌. (انفَضُّوا إِلَيْهَا)يعني: درحالي‌ متفرق‌ مي‌شوند كه‌ به‌سوي‌ كاروان‌ تجارتي‌ روي‌ آورده‌اند «و تو را ايستاده‌ رها كنند» بر منبر «بگو: آنچه‌ نزد خداوند است» از پاداش‌ بزرگ‌ كه‌ همانا بهشت‌ برين‌ مي‌باشد؛ «از سرگرمي‌ و از تجارت‌ بهتر است» يعني: از آن‌ دو كاري‌كه‌ به‌سوي‌ آن‌ شتافته‌ و به‌ خاطر آن‌ باقي‌ ماندن‌ در مسجد و شنيدن‌ خطبه‌ رسول‌اكرم‌ ص را فرو گذاشتيد، بهتر است‌ «و خداوند بهترين‌ روزي ‌دهندگان ‌است» پس‌ از او طالب‌ روزي‌ شويد، بر او توكل‌ كنيد و با انجام‌ طاعت‌ به‌سوي‌ او متوسل‌ شويد زيرا اين‌ كار از اسباب‌ تحصيل‌ رزق‌ و از بزرگترين‌ عوامل‌ جلب‌كننده‌ آن‌ به‌سوي‌ شما مي‌باشد.
علما به‌ مناسبت‌ ذكر خطبه‌ در اين‌ آيه‌ كريمه‌، احكامي‌ را پيرامون‌ خطبه‌ جمعه ‌بيان‌ كرده‌اند كه‌ به‌ موارد مهمي‌ از آن‌ مي‌پردازيم:
1 ـ مشروع‌ است‌ كه‌ خطيب‌ در اثناي‌ ايراد خطبه‌ بايستد و اين‌ حكمي‌ است ‌متفق‌ عليه‌ زيرا به‌ اثبات‌ رسيده‌ كه‌ رسو