‌ اكرم‌ ص و همچنين‌ خلفاي‌ بعد از ايشان ‌جز در حالت‌ ايستادن‌ خطبه‌ ايراد نكرده‌اند. اما ايستادن‌ در خطبه‌ نزد ابوحنيفه‌ سنت‌ است‌ پس‌ اگر امام‌ به‌ حالت‌ نشسته‌ خطبه‌ ايراد كرد، جايز مي‌باشد زيرا مقصود حاصل‌ مي‌شود ولي‌ همراه‌ با كراهيت‌. در نزد مالكي‌ها ايستادن‌ واجب ‌است‌ اما در نزد شافعي‌ها و حنبلي‌ها ايستادن‌ خطيب‌ شرط است‌ بنابراين‌، خطبه‌ جز به‌ آن‌ صحت‌ پيدا نمي‌كند.
2 ـ جمهور علما برآنند كه‌ ايراد خطبه‌ شرط انعقاد جمعه‌ است‌ و نماز جمعه‌ جز با ابراد خطبه‌ صحيح‌ نمي‌شود.
3 ـ خطيب‌ بايد در حال‌ ايراد خطبه‌ بر كمان‌ يا عصايي‌ تكيه‌ دهد زيرا در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌ماجه‌ از سعدبن‌ابي‌وقاص‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: رسول‌ خدا ص چون‌ در غزوات‌ خطبه‌ مي‌خواندند، بر كماني‌ تكيه‌ مي‌دادند و چون‌ در جمعه‌ خطبه‌ مي‌خواندند، بر عصايي تكيه‌ مي‌دادند.
4 ـ جمهور علما برآنند كه‌ وقتي‌ خطيب‌ بر منبر بالا شد، بايد بر مردم‌ سلام‌ بگويد زيرا در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ جابربن‌ عبداللهك آمده‌ است‌ كه‌ چون ‌رسول‌ اكرم‌ ص بر منبر بالا مي‌رفتند، بر مردم‌ سلام‌ مي‌گفتند. اما در نزد مالك ‌سلام‌گفتن‌ خطيب‌، سنت‌ نيست‌.
5 ـ در نزد شافعي‌، پاكي‌ از بي‌وضويي‌ و جنابت‌ (حدث‌ اكبر و اصغر) در حين ‌ايراد خطبه‌ شرط است‌ اما در نزد جمهور فقها اين‌ امر شرط نيست‌ ولي‌ لازم‌ است ‌پس‌ اگر خطيب‌ بدون‌ آن‌ خطبه‌ ايراد كرد، صحت‌ دارد.
6 ـ اكثر فقها برآنند كه‌ كمترين‌ حد خطبه‌ اين‌ است‌ كه‌ خطيب‌ حمد و ستايش‌ خداي‌ عزوجل‌ را گفته‌ و بر پيامبرش‌ص درود بفرستد، به‌ تقواي‌ الهي‌ سفارش‌ كند و آيه‌اي‌ از قرآن‌ را بخواند. و در خطبه‌ دوم‌ نيز چنين‌ كند مگر در خطبه‌ دوم‌ به‌جاي‌ خواندن‌ آيه‌ دعا كردن‌ واجب‌ است‌. و به‌ كمتر از اين‌، خطبه‌ محقق‌ مي‌شود. ولي‌ ابوحنيفه‌ بر آن‌ است‌ كه‌ اگر امام‌ در خطبه‌ بر حمد، يا تسبيح‌، يا تكبير بسنده ‌كرد، خطبه‌ وي‌ درست‌ است‌ زيرا روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ عثمان‌(رض) بر منبر بالا شد وگفت: «الحمد لله‌»، سپس‌ به‌ لرزه‌ درافتاد و گفت: «ابوبكر و عمر براي‌ اين‌ مقام‌ مقالي‌ را آماده‌ مي‌كردند و شما به‌ امامي‌ فعال‌ نيازمندتر از امامي‌ قوال‌ هستيد و به‌زودي‌ به‌ شما خطبه‌ها خواهد آمد». سپس‌ از منبر فرود آمد و نمازگزارد و اين ‌عمل‌ وي‌ در محضر صحابه‌(رض) بود و كسي‌ از ايشان‌ هم‌ بر وي‌ انكار نكرد.
7 ـ سكوت‌ حاضران‌ در هنگام‌ ايراد خطبه‌ امام‌ واجب‌ است‌ و سنت‌ اين‌ است‌ كه ‌همگي‌ سكوت‌ كنند، چه‌ كساني‌ كه‌ خطبه‌ را مي‌شنوند و چه‌ كساني‌ كه‌ نمي‌شنوند و هر دو گروه‌ ـ ان‌ شاءالله ـ در اجر برابرند و هر كس‌ در اثناي‌ خطبه‌ سخن ‌بگويد، كار لغو و بيهوده‌اي‌ را انجام‌ داده‌ است‌ ولي‌ نمازش‌ با اين‌ سخن‌گفتن‌ فاسد نمي‌شود.
8 ـ امام‌ چون‌ بر منبر رفت‌ بايد ـ به‌ پيروي‌ از فعل‌ رسول‌اكرم‌ ص ـ رو به‌سوي ‌مردم‌ نمايد.
9 ـ جمهور فقها برآنند كه‌ هر كس‌ در حالي‌ به‌ مسجد وارد شد كه‌ امام‌ خطبه‌ مي‌خواند، بايد دو ركعت‌ نماز بگزارد و بعدا بنشيند زيرا در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌جابر(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «چون‌ در روز جمعه‌ يكي‌ از شما در حالي‌ آمد كه‌ امام‌ خطبه‌ مي‌خواند پس‌ بايد دو ركعت‌ بگزارد و بايد در آنها به ‌اختصار و سبكي‌ عمل‌ نمايد». اما رأي‌ مالك‌ و ابن‌شهاب‌ زهري‌ اين‌ است‌ كه‌ در حال‌ مشغول ‌بودن‌ امام‌ به‌ ايراد خطبه‌ نبايد نماز گزارد زيرا بيرون‌ شدن‌ امام‌ براي ‌ايراد خطبه‌ نماز را و كلام‌ وي‌، كلام‌ را قطع‌ مي‌كند.
10 ـ خواب‌ شدن‌ در حال‌ ايراد خطبه‌ امام‌ مكروه‌ است‌ زيرا در حديث‌ شريف‌ به‌روايت‌ سمره‌بن‌جندب‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص فرمودند: «چون‌ يكي‌ از شما را در اثناي‌ خطبه‌ خواب‌ پينكي‌ (چرت) در رسيد، بايد به‌ جاي‌ نشستن ‌رفيقش‌ نشسته‌ و رفيقش‌ را به‌ جاي‌ خود بنشاند». يعني: از جاي‌ خود جابجا شود تا خواب‌ از سرش‌ برود.
11 ـ در فضيلت‌ جمعه‌ احاديثي‌ آمده‌ است‌ ؛ از آن‌ جمله‌ حديث‌ شريف‌ ذيل‌ به‌ روايت‌ ابوهريره‌(رض) است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص از روز جمعه‌ يادآوري‌ كرده‌ آن‌ گاه‌ فرمودند: «و در آن‌ ساعتي‌ است‌ كه‌ هيچ‌ بنده‌ مسلماني‌ درحال‌ اداي‌ نماز با آن‌ ساعت‌ همراهي‌ نمي‌كند و در همان‌ حال‌ از خداي‌ عزوجل‌ چيزي‌ نمي‌طلبد مگراين‌كه‌ حق‌ تعالي‌ آن‌ را به‌ وي‌ مي‌دهد». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ صحيح ‌مسلم‌ از ابوموسي‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص فرموند: «اين‌ ساعت‌ (يعني‌ساعت‌ اجابت‌ دعا) در روز جمعه‌ از ميان‌ آن‌ است‌ كه‌ امام‌ بر منبر مي‌نشيند تا آن‌گاه‌ كه‌ نماز تمام‌ مي‌شود».
12 ـ در روايت‌ زهري‌ آمده‌ است‌ كه‌ صدر خطبه‌ رسول‌ خدا ص چنين‌ بود: «الحمد لله‌ نحمده‌ ونستعينه‌ ونستغفره‌، ونعوذ به‌ من‌ شرور أنفسنا. من‌ يهد الله‌ فلا مضل‌ له‌ ومن‌ يضلل‌ فلا هادي‌ له‌. ونشهد أن‌ لا إله‌ إلا الله‌ وأن‌ محمداً عبده‌ ورسوله‌، أرسله‌ بالحق ‌بشيراً ونذيراً بين‌ يدي‌ الساعة. من‌ يطع‌ الله‌ ورسوله‌ فقد رشد ومن‌ يعصهما فقد غوي‌. نسأل‌ الله‌ ربنا أن‌ يجعلنا ممن‌ يطيعه‌ ويطيع‌ رسوله‌ ويتبع‌ رضوانه‌ ويجتنب‌ سخطه‌، فإنما نحن ‌به‌ وله‌».
 

  
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:5746.xml">صفحة (554) (آیه 1)</a><a class="folder" href="w:html:5752.xml">صفحة (555) (آیه 5)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5747.txt">وجه‌ تسميه: ﴿ سوره‌ منافقون ﴾</a><a class="text" href="w:text:5748.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:5749.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:5750.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:5751.txt">آيه  4</a></body></html>﴿ سوره‌ منافقون ﴾
مدنی‌ است‌ و داراي‌ (11) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ به‌ سبب‌ افتتاح‌ با بيان‌ رسوايي‌ها و اوصاف‌ منافقان‌ و مواقف‌ دشمنانه‌ آنان‌ عليه‌ رسول‌ اكرم‌ ص و مؤمنان‌، «منافقون‌» ناميده‌ شد. اين ‌سوره‌ متضمن‌ هجوم‌ سختي‌ عليه‌ اخلاق‌ منافقان‌ و دسيسه‌هاي‌ آنان‌ است‌.
سوره منافقون آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ إِذَا جَاءكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«چون‌ منافقان‌ نزد تو آيند» منافق‌ كسي‌ است‌ كه‌ اسلام‌ را آشكار كرده‌ و كفر را پنهان‌ مي‌دارد. يعني‌ اي‌ پيامبر ص! چون‌ منافقان‌ به‌ تو رسند و به‌ مجلست‌ حاضرشوند؛ «مي‌گويند» به‌ زبانهاي‌ خود خلاف‌ آنچه‌ را كه‌ در دلهايشان‌ است: «گواهي‌ مي‌د