زي‌ وجود ندارد «مگر آن‌ كه‌ مرتكب‌ كار ناشايست‌ آشكاري‌ شوند» يعني: ايشان‌ را از خانه‌هايشان‌ در وقت‌ سپري‌ كردن‌ عده‌ بيرون‌ نكنيد مگر اين‌كه‌ مرتكب‌ عمل‌ فاحشه‌ زنا گردند. به‌قولي: مراد از (فاحشه‌ مبينه) بد زباني‌ و زبان‌ درازي‌ زن‌ بر كسي‌ است‌ كه‌ در آن‌ خانه‌ با وي‌ ساكن‌ است‌.
«و اين‌ است‌ حدود الهي» يعني: اين‌ احكامي‌ كه‌ خداوند متعال‌ آنها را به ‌بندگان‌ خود بيان‌ كرده‌ است‌، همانا حد و مرزهايي‌ است‌ كه‌ او برايشان‌ ترسيم ‌نموده‌ پس‌ جايز نيست‌ كه‌ از اين‌ مرزها تجاوز كنند «و هر كس‌ از حدود الهي‌ تجاوز كند، به‌ راستي‌ كه‌ بر خود ستم‌ كرده‌ است» با افگندن‌ خود به‌ ورطه‌ نابودي‌ «شايد كه‌ خداوند بعد از اين‌ كاري‌ را پديد آورد» يعني: شايد وقتي‌ زن‌ مطلقه‌ در خانه‌ شوهر باقي‌ بماند، خداوند(ج)  بين‌ دلهايشان‌ الفت‌ اندازد و به‌ يك‌ديگر بازگردند. به‌قولي: مراد برانگيختن‌ شوهران‌ بر گفتن‌ يك‌ طلاق‌ و نهيشان‌ از گفتن‌ سه‌ طلاق ‌است‌ زيرا در صورتي‌ كه‌ شخص‌ زنش‌ را سه‌ طلاق‌ گفت‌ و آن‌ گاه‌ از فراق‌ زنش‌ پشيمان‌ و نادم‌ شد و به‌ برگشت‌ به‌ او رغبت‌ پيدا كرد، در اين‌ صورت‌ به‌ خودش‌ زيان‌ وارد نموده‌ است‌ چرا كه‌ بعد از گفان‌ سه‌ طلاق‌، ديگر راهي‌ به‌سوي‌ بازگشت ‌نمي‌يابد. خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ شاهد گرفتن‌ بر طلاق‌ و رجعت‌ در مذاهب ‌چهارگانه‌ مستحب‌ است‌ تا راه‌ انكار و اتهام‌ را ببندد. و نزد احناف‌ رجعت‌ هم‌ با قول‌ و هم‌ با فعل‌ محقق‌ مي‌شود، مثلا به‌ اين‌ ترتيب‌ كه‌ شوهر به‌ زنش‌ بگويد: به‌ تو رجوع‌ كردم‌، يا اين‌كه‌ عملا كاري‌ انجام‌ دهد كه‌ نشانه‌ رجوعش‌ به‌ وي‌ باشد، مانند بوسيدن‌ وي‌ به‌ شهوت‌ يا مقاربت‌ با وي‌.
[1] عده‌ در نزد ابوحنيفه‌ سه‌ حيض‌ و در نزد شافعي‌ سه‌ طهر است‌.سوره طلاق آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِّنكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ ذَلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ به‌ ميعاد خويش‌ نزديك‌ شوند» يعني: چون‌ زنان‌ مطلقه‌ به‌ پايان‌ عده‌ خود نزديك‌ شوند و در آستانه‌ پايان‌ آن‌ قرار گيرند؛ «آنان‌ را به‌ وجه‌ پسنديده‌ نگاه ‌داريد» يعني: با حسن‌ معاشرت‌ و از روي‌ رغبت‌ به‌ آنان‌ رجوع‌ كنيد بي‌آن‌كه‌ از اين‌ رجوع‌ قصد زيان‌ رسانيدن‌ به‌ آنان‌ را داشته‌ باشيد «يا به‌ وجه‌ پسنديده‌ از ايشان ‌جدا شويد» يعني: به‌ خير و خوشي‌ رهايشان‌ كنيد تا آن‌كه‌ عده‌شان‌ به‌ پايان‌ آيد وآن‌ گاه‌ صاحب‌ اختيار خويش‌ گردند و در عين‌ حال‌ حقوقي‌ را كه‌ بر ذمه‌ شما دارند بپردازيد و به‌ آنان‌ زيان‌ نرسانيد. حاصل‌ مطلب‌ اين‌كه: در هنگام‌ پايان‌ يافتن‌ عده‌، شما دو راه‌ بيشتر پيش‌ رو نداريد؛ يا اين‌كه‌ ايشان‌ را بر وجه‌ پسنديده‌ نگاه‌ داريد، يا هم‌ بر وجه‌ پسنديده‌ رهايشان‌ كنيد اما بي‌گمان‌ نگاه‌ داشتن‌ آنها به‌ منظور زيان ‌رساندن‌، يا رها ساختنشان‌ همراه‌ با آزار و بازداشتن‌ حق‌؛ براي‌ شما روا نيست‌ «ودو تن‌ عادل‌ را از ميان‌ خود گواه‌ گيريد» بر رجعت‌؛ چنانچه‌ رجوع‌ مي‌كرديد، يا برجدايي‌ و مفارقت‌؛ چنانچه‌ جدا مي‌شديد تا رشته‌هاي‌ نزاع‌ احتمالي‌ قطع‌ و ماده‌ خصومت‌ بركنده‌ شود. و چنان‌كه‌ گفتيم‌؛ شاهد گرفتن‌ در مذاهب‌ چهارگانه ‌مستحب‌ است‌ «و شهادت‌ را براي‌ خداوند بر پا داريد» اين‌ دستوري‌ است‌ براي ‌شهود كه‌ گواهي‌اي‌ را كه‌ برداشته‌اند، به‌ قصد قربت‌ بر وجه‌ راستين‌ ادا نمايند «هركس‌ كه‌ به‌ خداوند و روز بازپسين‌ ايمان‌ دارد، به‌اين» حكم‌ «پند داده‌ مي‌شود» ودليل‌ اين‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ مؤمنان‌ را به‌ اين‌ اندرز مخصوص‌ گردانيد اين‌ است‌ كه‌ فقط ايشان‌ از آن‌ نفع‌ مي‌گيرند نه‌ ديگران‌ «و هر كس‌ از خدا پروا كند» با توقف‌ در برابر حد و مرزهايي‌ كه‌ او براي‌ بندگانش‌ تعيين‌ كرده‌ است‌ «خداوند براي‌ او بيرونشدي ‌پديد آورد» از آنچه‌ كه‌ به‌ آن‌ در افتاده‌ است‌.
ابن‌عباس‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: «عوف ‌بن ‌مالك ‌اشجعي ‌نزد رسول‌ اكرم‌ ص آمد و گفت: يا رسول‌ الله! دشمن‌ پسرم‌ را اسير كرده‌ است‌ و مادرش‌ بي‌قراري‌ مي‌كند پس‌ مرا به‌ چه‌ چيز دستور مي‌دهيد؟ رسول‌ خدا ص فرمودند: هم‌ تو و هم‌ او را به‌ بسيار گفتن: (لا حول‌ ولا قوة‌ الا بالله) دستور مي‌دهم‌. پس‌ چون‌ زنش‌ را از اين‌ خبر آگاه‌ كرد، زنش‌ گفت: چه‌ نيكوست‌ آنچه ‌رسول‌ اكرم‌ ص دستور داده‌اند. سپس‌ عنايت‌ خداوند(ج)  در رسيد و دشمن‌ از پسرشان‌ غافل‌ شد پس‌ او از نزد دشمن‌ گريخته‌ و گوسفندانشان‌ را نيز ربود و با گوسفندان‌ نزد پدرش‌ آمد. آن‌ گاه‌ خداي‌ عزوجل‌ اين‌ آيه‌ را نازل‌ فرمود.
 سوره طلاق آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» هر كس‌ از خداوند(ج)  پروا كند، حق‌ تعالي‌ «او را از جايي‌ كه‌ گمان‌ نمي‌برد روزي‌ مي‌دهد» يعني: از راهي‌ كه‌ هرگز به‌ خاطرش‌ نمي‌گذرد و در حسابش ‌نمي‌آيد.در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوذر(رض) آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: رسول‌ خدا ص اين‌ آيه‌ را بر من‌ تلاوت‌ نمودند: (وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجاً2  وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ ...)و چون‌ از تلاوت‌ آن‌ فارغ‌ شدند، فرمودند: «يا أباذر! لو أن‌ الناس‌ كلهم ‌أخذوا بها كفتهم: اي‌ اباذر! اگر همه‌ مردم‌ به‌ آن‌ تمسك‌ ورزند، همه‌ آنان‌ را بسنده ‌است‌». بنابراين‌، كسي‌ كه‌ زنش‌ را طلاق‌ مي‌دهد سپس‌ در هنگام‌ مفارقت‌ و جدايي‌ وي‌ بر سپري‌ شدن‌ عده‌ گواه‌ مي‌گيرد، يا در هنگام‌ رجوع‌ به‌ وي‌ گواه‌ مي‌گيرد، خداوند(ج) براي‌ او از آن‌ تنگنا راه‌ بيرون‌ رفتي‌ قرار مي‌دهد؛ پس‌ فقط كسي‌ در اين‌ تنگنا باقي‌ مي‌ماند كه‌ از احكام‌ خداوند(ج)  در امر طلاق‌ و رجعت ‌مخالفت‌ كند «و هر كس‌ بر خدا توكل‌ كند پس‌ خدا او را كافي‌ است» يعني: هر كس ‌در سختي‌ها و حادثه‌ها بر خداي‌ عزوجل‌ تكيه‌ و اعتماد كند، حق‌ تعالي‌ او را در نگراني‌ و پريشاني‌ وي‌ كافي‌ است‌ و او را از تنگناهاي‌ هر دو سرا به‌ سلامت ‌مي‌رهاند «بي‌گمان‌ خداوند به‌ مراد خويش‌ رسنده‌ است» يعني: چيزي‌ از وي‌ فوت ‌نشده