جل‌ ساق‌ خود را آشكار كند كار، زار و اوضاع‌ به‌ غايت ‌دشوار مي‌شود. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ بخاري‌ و غير آن‌ از ابي‌سعيد(رض) آمده‌است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «پروردگار ما ساق‌ خود را برهنه‌ مي‌كند پس‌ هر مرد مؤمن‌ و هر زن‌ مؤمنه‌اي‌ براي‌ او سجده‌ مي‌كنند و كساني‌ كه‌ از روي‌ ريا و سمعه‌ در دنيا سجده‌ مي‌كردند، باقي‌ مي‌مانند پس‌ تا مي‌روند كه‌ سجده‌ كنند، پشت‌ آنان‌ (مانند تخته‌ الواري‌ راست‌ مي‌ايستد) و قادر به‌ سجده‌ كردن‌ نمي‌شوند». لذا مراد از فرموده‌ حق‌ تعالي:(يُكْشَفُ عَن سَاقٍ ) سخت‌ شدن‌ كار و بالا گرفتن‌ هنگامه‌ در روز قيامت‌ است‌ چنان‌كه‌ وقتي‌ جنگ‌ يا كار ديگري‌ شدت ‌گيرد، اعراب‌ مي‌گويند: «كشف‌ الامر عن‌ ساقه: كار ساق‌ خود را برهنه كرد». اين‌ تأويل‌ از آن‌ رو مورد نظر است‌ كه‌ خداوند(ج) از جسميت‌ و از همه‌ صفات‌ حوادث ‌منزه‌ مي‌باشد پس‌ مراد از ساق‌، اندام‌ مخصوص‌ نيست‌ بلكه‌ تأويل‌ آن‌ چنان‌ است‌ كه‌ ذكر شد.
«و به‌ سجده‌ فراخوانده‌ شوند پس‌ نتوانند» يعني: همه‌ خلق‌ براي‌ خداي‌ عزوجل ‌به‌ سجده‌ مي‌افتند و يك‌ سجده‌ مي‌كنند، اما كفار و منافقان‌ باقي‌ مي‌مانند و تا مي‌خواهند كه‌ سجده‌ كنند، در خود توانايي‌ نمي‌يابند زيرا كمرهايشان‌ خشك ‌مي‌ايستد و براي‌ سجده‌ كردن‌ نرم‌ و انعطاف‌پذير نمي‌شود از آن‌ رو كه‌ نه‌ در دنيا به ‌خداوند(ج) ايمان‌ آورده‌ بودند و نه‌ براي‌ او سجده‌ كرده‌ بودند. خلاصه‌ اين‌كه: كفار و منافقان‌ در آخرت‌ براي‌ تعبد و تكليف‌ به‌ سجده‌ فراخوانده‌ نمي‌شوند بلكه ‌براي‌ توبيخ‌ و سرزنش‌ بر ترك‌ سجده‌ كردن‌ در دنيا به‌ آن‌ فراخوانده‌ مي‌شوند و ازآنجا كه‌ در دنيا با وجود صحت‌ و سلامت‌، از سجده‌ كردن‌ تكبر ورزيده‌اند درآخرت‌ بر ضد حالتي‌ كه‌ در دنيا بر آن‌ قرار داشته‌اند مورد مجازات‌ قرار مي‌گيرند، بدينسان‌ كه‌ وقتي‌ پروردگار عزوجل‌ تجلي‌ كند و مؤمنان‌ براي‌ او به‌ سجده‌ افتند، احدي‌ از كفار و منافقان‌ نمي‌توانند به‌ سجده‌ روند بلكه‌ پشت‌ آنان‌ مانند تخته‌راست‌ مي‌ماند.
 
سوره‌ نساء
آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيراً وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِي تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مردم‌! از پروردگارتان‌ پروا كنيد، همو كه‌ شما را از نفس‌ واحدي‌ آفريد و جفتش ‌را نيز از او پديد آورد» يعني‌: شما را از آن‌ يك‌تني‌ آفريد كه‌ در آغاز او را خلق‌كرد ـ و او آدم‌(ع) است‌ ـ سپس‌ از پهلوي‌ چپ‌ آدم‌(ع) جفتش‌ را كه‌ حواء است‌درحالي‌ آفريد كه‌ آدم‌(ع) در خواب‌ بود، پس‌ چون‌ بيدار شد و حواء را ديد، ازوي‌ خوشش‌ آمد و به‌ وي‌ متمايل‌ گرديد و حواء نيز با او انس‌ گرفت‌. درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «همانا زن‌ از پهلو آفريده‌ شده‌ و كج‌ترين‌ بخش‌ پهلوقسمت‌ بالاي‌ آن‌ است‌، پس‌ اگر بخواهي‌ كه‌ آن‌ را راست‌سازي؛ آن‌ را شكسته‌اي‌و اگر از آن‌ بهره‌برداري‌ كني؛ درحالي‌ بهره‌برداري‌ كرده‌اي‌ كه‌ كجي‌ در آن‌هست». «و از آن‌ دو» يعني‌: از آدم‌ و حواء «مردان‌ بسيار و زنان‌» بسياري‌ را درروي‌ زمين‌ «پراكند» با زاد و ولدشان‌ «و از خدايي‌ پروا نماييد كه‌ به‌نام‌ او از همديگر درخواست‌ مي‌كنيد» چنان‌كه‌ مي‌گوييم‌: «به‌ خاطر خدا(ج) و به‌نام‌ او از تومي‌خواهم‌ كه‌ چنين‌ و چنان‌ كني». در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «من‌ سألكم‌ باالله فاعطوه‌: هر كه‌ از شما به‌ نام‌ خدا(ج) كمك‌ خواست‌، پس‌ به‌ او بدهيد». «همچنين‌ از گسستن‌ پيوند ارحام‌ پروا كنيد» يعني‌: همان‌ طوري‌ كه‌ بر شما لازم ‌است‌ تا از خدا(ج) پروا كنيد، همين‌گونه‌ بايد صله‌ رحم‌ را رعايت‌ نموده‌ و از نزديكان‌ خويش‌ نگسليد زيرا صله‌ رحم‌ از جمله‌ اموري‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) به‌رعايت‌ آن‌ دستور داده‌ است‌. ارحام‌: نام‌ تمام‌ نزديكان‌ و خويشاوندان‌ ـ اعم‌ ازمردان‌ و زنان‌ ـ بدون‌ فرقي‌ بين‌ محرمان‌ و غير آنهاست‌، اما مراد از آن‌ در اينجا: نزديكاني‌ هستند كه‌ از جهت‌ پدر و مادر با انسان‌ قرابت‌ داشته‌ باشند. علما اتفاق‌نظر دارند بر اين‌ كه‌ صله‌ رحم واجب‌ است‌. «همانا خداوند همواره‌ بر شما نگهبان‌است‌» پس‌ او اعمال‌ خير و شر شما را زير نظر داشته‌ و شما را در برابر آن‌ جزامي‌دهد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «خداوند(ج) را چنان‌ عبادت‌ كن‌ كه‌ گويي‌ اورا مي‌بيني‌ زيرا اگر تو او را نمي‌بيني‌، قطعا او تو را مي‌بيند».
در روايت‌ ابراهيم‌نخعي‌، قتاده‌، اعمش‌ و حمزه‌: (الارحام) به‌ جر خوانده‌ شده‌، كه‌ بنابراين‌ قرائت؛ از آيه‌ كريمه‌ جايز بودن‌ درخواست‌ به‌ نام‌ رحم‌ و به‌ حق‌ پيوند آن‌ نيز بر مي‌آيد و البته‌ اين‌، به‌ معناي‌ سوگندخوردن‌ به‌ غير باري‌ تعالي‌ نيست‌.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5891.txt"> آيه  43</a><a class="text" href="w:text:5892.txt"> آيه  44</a><a class="text" href="w:text:5893.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:5894.txt"> آيه  46</a><a class="text" href="w:text:5895.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:5896.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:5897.txt"> آيه  49</a><a class="text" href="w:text:5898.txt"> آيه  50</a><a class="text" href="w:text:5899.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:5900.txt">آيه  52</a></body></html>سوره قلم آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ديدگانشان‌ خاشع‌ باشد» خشوع: خضوع‌، ذلت‌ و فروافتادگي‌ است‌ «خواري‌ آنان‌ را فروگيرد» يعني: غبار خفت‌ و خواري‌ و حسرت‌ و ندامت‌ سختي‌ بر رخسارشان‌ بنشيند «در حالي‌ كه‌ پيش‌ از اين‌ به‌ سجده‌ خوانده‌ مي‌شدند» در دنيا «و تندرست‌ بودند» يعني: از علت‌ها و آفات‌ جسمي‌ سالم‌ و بر انجام‌ دادن‌ سجده ‌قادر بودند اما سجده‌ نكردند. ابراهيم‌ تيمي‌ در معني‌ آن‌ مي‌گويد: «در دنيا به‌وسيله‌ اذان‌ و اقامه‌ به‌ سجده‌ فراخوانده‌ مي‌شدند اما سرباز مي‌زدند».
 
	سوره قلم آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ مرا با كسي‌ كه‌ اين‌ سخن‌ را تكذيب‌ مي‌كند واگذار» يعني: اي‌ محمدص! من‌ و اين‌ كفار را واگذار و كارشان‌ را به‌ من‌ بسپار و خاطرت‌ را به‌ آنان‌ مشغول‌ نكن ‌زيرا من‌ كار آنان‌ را بسنده‌ام‌ و يقين‌ داشته‌ باش‌ كه: «به‌ زودي‌ آنان‌ را پايه‌ به‌ پايه‌ از آن‌ راه‌ كه‌ درنيابند فروخو