هيم‌ گرفت» يعني: به‌ زودي‌ آنان‌ را به‌ عذاب‌ غافلگير خواهيم‌ كرد و آهسته‌ آهسته‌ و پله‌ به‌ پله‌ به‌سوي‌ عذاب‌ خواهيمشان‌ راند تا بدانجا كه‌ آنان‌ را از جايي‌ كه‌ نمي‌دانند در عذاب‌ خواهيم‌ افگند زيرا آنان‌ اين‌كار ما را انعام‌ مي‌پندارند و در عاقبت‌ آنچه‌ كه‌ در نهايت‌ با آن‌ روبرو خواهند شد، نمي‌انديشند و اين‌ «استدراج‌» است‌.
	سوره قلم آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مهلت‌شان‌ مي‌دهم» تا بر گناه‌ خويش‌ بيفزايند «هرآينه‌ تدبير من‌ سخت ‌استوار» و قوي‌ و محكم‌ «است» پس‌ چيزي‌ از نزد من‌ فوت‌ نمي‌شود و كسي‌ از عذاب‌ من‌ گريخته‌ نمي‌تواند.
 
	سوره قلم آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْراً فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا از آنان‌ مزدي‌ درخواست‌ مي‌كني» يعني: آيا از كفار در قبال‌ دعوتشان‌ به‌سوي‌ حق‌ و حقيقت‌ پاداشي‌ طلب‌ مي‌كني‌؟ «پس‌ آنان‌ از تاوان‌ گرانبارند؟» مغرم: كسي‌ است‌ كه‌ زير بار تاوان‌ است‌. يعني: آيا از آنان‌ مزدي‌ درخواست‌ كرده‌اي ‌پس‌ به‌ سبب‌ آن‌ از اجابت‌ گفتنت‌ روي‌ گردانند؟ نه‌ اي‌ محمد ص! حقيقت‌ اين‌ است‌ كه‌ تو آنان‌ را بدون‌ پاداش‌ و مزد به‌سوي‌ ما فرامي‌خواني‌ و پاداش‌ دعوت‌ خويش‌ را نزد ما اميد مي‌داري‌ اما با وجود اين‌ آنها از روي‌ جهل‌ و كفر و عناد، تو را تكذيب‌ مي‌كنند.
	سوره قلم آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مگر علم‌ غيب‌ نزد آنان‌ است‌ پس‌ آنان‌ مي‌نويسند» يعني: يا مگر نزد آنان ‌علم‌ غيب‌ است‌ پس‌ آنچه‌ را از حجت‌هاي‌ پنداريشان‌ كه‌ مي‌خواهند از روي‌ آن ‌مي‌نويسند و به‌ وسيله‌ آنچه‌ كه‌ از اين‌ علم‌ غيب‌ مي‌نويسند، با تو مجادله‌ كرده‌ و در حق‌ خويش‌ آنچه‌ را كه‌ بخواهند حكم‌ مي‌كنند لذا با اين‌ تكيه‌گاهي‌ كه‌ دارند از اجابت‌ گفتن‌ و اطاعت‌ تو بي‌نيازند؟ كه‌ هرگز چنين‌ نيست‌. مراد اين‌ است‌ كه‌ آنان ‌در اعراض‌ از قبول‌ دعوت‌ اسلام‌ هيچ‌ حجت‌ منقولي‌ ندارند كه‌ بر آن‌ تكيه‌ كنند.
 
سوره قلم آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ در انتظار حكم‌ پروردگارت‌ شكيبايي‌ ورز و همانند صاحب‌ ماهي‌ نباش» يعني: همانند يونس‌(ع) نباش‌ در غضب‌ و دلتنگي‌اش‌ «آن‌گاه‌ كه‌ اندوه‌زده‌ ندا درداد» خداي‌ عزوجل‌ پيامبرش‌ ص را دلجويي‌ مي‌كند و او را به‌ صبر و شكيبايي‌دستور مي‌دهد تا چنان‌كه‌ صاحب‌ ماهي‌ عجله‌ كرد، در دعوت‌ قومش‌ صبر نكرد و از نحوه‌ برخورد آنان‌ دلتنگ‌ شد و از ميانشان‌ بيرون‌ رفت‌، عجله‌ نكند. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ بيان‌ داستان‌ صاحب‌ ماهي‌ (يونس‌(ع)) در سوره‌هاي‌ انبياء، يونس‌ وصافات‌ گذشت‌. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ نداي‌ يونس‌(ع) با اين‌ دعايش‌ بود(لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ ‏). ( وَهُوَ مَكْظُومٌ ‏) بدين‌ معني‌ است‌ كه: يونس(ع) غمگين‌ و محزون‌ و خشم‌ فروخورده‌ بود. يا احتمال‌ دارد كه‌ معني‌ اين‌ باشد: او در شكم‌ ماهي‌ محبوس‌ و در تنگنا بود.سوره قلم آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ لَوْلَا أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاء وَهُوَ مَذْمُومٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اگر نعمتي‌ از جانب‌ پروردگارش‌ او را دستگيري‌ نمي‌كرد» و در نمي‌يافت‌ كه‌ آن ‌لطف‌ و نعمت‌، توفيق‌ دادن‌ يونس‌(ع) براي‌ توبه‌ بود. آري‌! اگر آن‌ لطف‌ و نعمت‌الهي‌ نمي‌بود؛ «البته‌ به‌ كرانه‌ بي‌آب‌ و علف‌ افگنده‌ شده‌ بود» يعني: اگر نعمت ‌پروردگارش‌ در توفيق‌ دادن‌ او به‌ توبه‌ نبود، بي‌گمان‌ او از شكم‌ ماهي‌ بر زمين ‌بي‌گياهي‌ افگنده‌ مي‌شد «و» در آن‌ صورت‌ «او ملامت‌ شده‌ بود» يعني: به‌ سبب‌ گناهي‌ كه‌ مرتكب‌ شده‌ بود، مورد مذمت‌ و ملامت‌ قرار مي‌گرفت‌ و از رحمت ‌پروردگار خويش‌ طرد مي‌شد.
 
	سوره قلم آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ پروردگارش‌ او را برگزيد» يعني: او را خالص‌ گردانيد و به‌ نبوت‌ خويش‌ انتخاب‌ كرد «و او را از جمله‌ صالحان» يعني: كاملان‌ در صلاح‌ و شايستگي‌ «گردانيد» به‌ قولي‌ معني‌ اين‌ است: نبوت‌ را به‌سوي‌ او برگردانيد و او را در حق‌ خود و قومش‌ شفيع‌ گردانيد و او را به‌سوي‌ صد هزار كس‌ يا بيشتر از آن‌ فرستاد پس‌ همگي‌ آنها ايمان‌ آوردند چنان‌كه‌ داستانشان‌ در سوره‌ «يونس‌» گذشت‌.
 
	سوره قلم آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چيزي‌ نمانده‌ بود كه‌ كافران‌ چون‌ قرآن‌ را شنيدند تو را چشم‌ بزنند» يعني: آنها در وقت‌ شنيدن‌ قرآن‌ به‌سوي‌ تو تند و تيز نگاه‌ مي‌كنند به‌ طوري‌كه‌ نزديك‌ است ‌اين‌ نگاهشان‌ تو را بيهوش‌ نموده‌ و از جا ساقط گرداند زيرا آنان‌ از شنيدن‌ قرآن‌ سخت‌ نفرت‌ و كراهت‌ دارند. مفسران‌ در تفسير: (‏ وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ‏...)  چند وجه‌ ذكر كرده‌اند؛ بعضي‌ برآنند كه‌ معني‌ اين‌ است: «نزديك ‌است‌ كافران‌ تو را چشم‌ زخم‌ برسانند».
روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ طايفه‌ بني‌ اسد چشم‌زنان‌ زبردستي‌ داشتند و چنان‌ بود كه ‌وقتي‌ مردي‌ از آنان‌ سه‌ روز غذايي‌ براي‌ خوردن‌ نمي‌يافت‌ و حيواني‌ از برابرش ‌مي‌گذشت‌، مي‌گفت: امروز همانند آن‌ نديده‌ام‌! به‌ اين‌ ترتيب‌، حيوان‌ را چشم ‌مي‌زد و آن‌ حيوان‌ از پا در مي‌آمد و صاحبش‌ ناگزير آن‌ را سر بريده‌ و گوشتش‌ را در ميان‌ مردم‌ توزيع‌ مي‌كرد. از اين‌ روي‌، برخي‌ از چشم‌ زنان‌ خواستند كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص را نيز چشم‌ زده‌ و ايشان‌ را به‌ اين‌ وسيله‌ از پا در آورند لذا همان ‌سخن‌ را گفتند اما خداي‌ عزوجل‌ پيامبرش‌ صرا در پناه‌ خويش‌ حفظ نمود. پس ‌بنابراين‌ روايت‌؛ اين‌ آيه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ چشم ‌زدن‌ و تأثير آن‌ حق‌ است‌ و اين‌تأثير به‌ امر خداي‌ عزوجل‌ مي‌باشد چنان‌كه‌ دراين‌ باره‌ احاديثي‌ نيز روايت‌ شده ‌است‌ و از آن‌ جمله‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ است: «... والعين‌ حق: چشم‌ زدن‌ حق‌ است‌» يعني: به‌ اراده‌ خداوند(ج) مي‌باشد و نيز اين‌ حديث‌ شريف: «قد تدخل‌ الرجل‌ العين‌ في‌القبر، وتدخل‌ الجمل‌ القدر:  گاهي‌ چشم‌ زدن‌ مرد را در قبر داخل‌ مي‌كند و شتر رادر ديگ‌». حسن‌ بصري‌ مي‌گويد: «دواي‌ چشم