 زخم‌، خواندن‌ اين‌ آيه‌ است‌».
اما ابن‌قتيبه‌ در معني‌ مراد آيه‌ مي‌گويد: «مراد آيه‌ اين‌ نيست‌ كه‌ آنان‌ تو را چشم‌ مي‌زنند آن‌ گونه‌ كه‌ چشم‌زن‌ چيزي‌ را كه‌ از روي‌ شگفتي‌ بدان‌ بنگرد، به‌ چشم‌ مي‌زند بلكه‌ مراد اين‌ است‌ كه‌ چون‌ تو قرآن‌ مي‌خواني‌، به‌سويت‌ نگاهي‌ تند و آلوده‌ به‌ دشمني‌ و نفرت‌ مي‌افگنند كه‌ نزديك‌ است‌ نگاهشان‌ تو را فروافگند». و از نظر ابن‌كثير معني‌ اين‌ است: «كفار به‌ سبب‌ بغض‌ و دشمني‌اي‌ كه‌ عليه‌ تو دارند، بر تو حسد مي‌وزند چنانچه‌ خداي‌ عزوجل‌ تو را نگه‌ ندارد و از آنان‌ حمايتت ‌نكند». «و مي‌گويند» كفار از سر حسادت‌ و دشمني‌ «هرآينه‌ اين‌ پيامبر ديوانه‌ است» به‌ سبب‌ اين‌ قرآني‌ كه‌ آورده‌ است‌.
 
آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سپس‌ آدم‌ از پروردگارش‌ كلماتي‌ را دريافت‌ نمود» يعني: گرفت‌ و پذيرفت‌ كه‌ عبارت‌ از اين‌ دعاي‌ آدم‌ و حوا بود: (‏ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ‏) (پروردگارا! ما بر خود ستم‌ كرديم‌ و اگر بر ما نبخشايي‌ وبه‌ ما رحم‌ نكني، مسلما از زيانكاران‌ خواهيم‌ بود ) «7/23»، و خداوند (ج)كلمات ‌فوق‌ را به‌ آن‌ دو الهام‌ كرد. «و خداوند از او درگذشت‌» يعني: رحمت‌ خويش‌ را برآدم‌u بازگرداند و توبه‌اش‌ را پذيرفت‌ «چرا كه‌ او توبه‌پذير مهربان‌ است‌» توبه: به‌معناي‌ بازگشت‌ است، اگر با «عن‌» متعدي‌ شود؛ معناي‌ آن‌ بازگشت‌ از معصيت‌ واگر با «علي‌» متعدي‌ شود - چون‌ اين‌ آيه‌ - معناي‌ آن‌ پذيرفتن‌ توبه‌ است‌.
علما گفته‌ اند: توبه‌ از انسان‌ پذيرفته‌ نيست‌ مگر به‌ چهار شرط:
1- پشيماني‌ از گناهان‌ گذشته‌.
2- ترك‌ گناه‌ در حال‌.
3- تصميم‌ به‌ عدم‌ بازگشت‌ به‌ آن‌ در آينده‌.
4- رد حقوق‌ و مظالم‌ بندگان‌ و راضي‌ نمودن‌ خصم‌ با رساندن‌ حقش‌ به‌ او و عذرخواهي‌ از وي‌ به‌ زبان‌.
 
آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اموال‌ يتيمان‌ را به‌ آنان‌ بازدهيد» اين‌ خطاب‌ متوجه‌ اوليا و اوصياي‌ يتيمان‌ است‌. يتيم‌: كسي‌ است‌ كه‌ پدر نداشته‌ و هنوز به‌ دوران‌ بلوغ‌ نرسيده‌ است‌ زيرا درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «پس‌ از بلوغ‌، يتيمي‌اي‌ نيست». و ـ چنان‌كه‌ از آيه ‌(6) همين‌ سوره‌ بر مي‌آيد ـ اموال‌ ايتام‌ فقط زماني‌ به‌ ايشان‌ برگردانده‌ مي‌شودكه‌ به‌ سن‌ بلوغ‌ برسند، كه‌ در آن‌ زمان‌ در حقيقت‌ يتيم‌ نيستند، پس‌ اطلاق‌ يتيم‌ به‌آنها در اين‌ آيه‌، مجاز است‌، به‌ اعتبار حالت‌ يتيمي‌اي‌ كه‌ قبل‌ از رسيدن‌ به‌ سن ‌بلوغ‌ داشته‌اند «و پليد را با پاك‌ بدل‌ نكنيد» يعني‌: اي‌ مؤمنان‌! با اموال‌ ايتام‌ همان‌كاري‌ را نكنيد كه‌ در جاهليت‌ مبناي‌ رفتار مردم‌ با آنان‌ بود زيرا در جاهليت‌ مردم ‌اموال‌ سره‌ و مرغوب‌ ايتام‌ را گرفته‌ و اموال‌ ناسره‌ و نامرغوب‌ خود را به‌جاي‌ آن ‌مي‌گذاشتند. بعضي‌ گفته‌اند؛ معني‌ ﴿وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ﴾  اين‌ است‌: اموال ‌ايتام‌ را كه‌ براي‌ شما حرام‌ و پليد است‌ نخوريد، بلكه‌ اموال‌ پاك‌ و حلال‌ خودتان‌را بخوريد «و اموال‌ آنان‌ را همراه‌» و با ضميمه‌ كردن‌ «با اموال‌ خود نخوريد، كه‌ اين‌ گناهي‌ بزرگ‌ است‌».
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ آمده‌ است‌: اين‌ آيه‌ درباره‌ مردي‌ از قبيله‌ غطفان ‌نازل‌شد كه‌ از پسر برادر يتيمش‌ اموال‌ بسياري‌ نزد وي‌ بود، پس‌ چون‌ آن‌ يتيم‌ به ‌سن‌ بلوغ‌ رسيد، اموال‌ خويش‌ را از عمويش‌ طلب‌ كرد، اما او از دادن‌ اموال‌ وي‌سرباز زد. و بعد از آن‌ كه‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد، اموالش‌ را به‌ وي‌ باز داد.
 
	سوره قلم آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و حال‌ آن‌كه‌ قرآن‌ جز پندي‌ براي‌ جهانيان» اعم‌ از جن‌ و انس‌ «نيست» لذا نه‌ فقط به‌ سبب‌ آن‌ جنون‌ دست‌ نمي‌دهد بلكه‌ قرآن‌ سبب‌ تكامل‌ عقل‌ و فهم‌ انسان‌ مؤمن‌ نيز مي‌گردد. بيضاوي‌ مي‌گويد: «چون‌ كافران‌ به‌ خاطر قرآن‌ رسول‌ خدا ص را ديوانه‌ خواندند. پس‌ حق‌ تعالي‌ روشن‌ كرد كه‌ قرآن‌ موعظه‌ و پندي‌ است‌ عام‌ كه ‌آن‌ را جز كسي‌ كه‌ عقل‌ تام‌ و كامل‌ و انديشه‌ محكم‌ و متيني‌ داشته‌ باشد، درك‌ و دريافت‌ نمي‌كند لذا كساني‌ كه‌ اين‌ سخن‌ را درباره‌ قرآن‌ مي‌گويند، خود جاهل‌ ونابخردند».<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:5902.xml">صفحة (566) (آیه 1)</a><a class="folder" href="w:html:5912.xml">صفحة (567) (آیه 9) </a><a class="folder" href="w:html:5939.xml">صفحة (568) (آیه 35)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5903.txt">وجه‌ تسميه:﴿ سوره‌ الحاقه ﴾</a><a class="text" href="w:text:5904.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:5905.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:5906.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:5907.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:5908.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:5909.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:5910.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:5911.txt">آيه  8</a></body></html>﴿ سوره‌ الحاقه ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (52) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ به‌ سبب‌ افتتاح‌ آن‌ با پرسش‌ از قيامت‌ كه‌ الحاقه‌ اسمي‌ از اسماي‌ آن‌ است‌، «الحاقه‌» ناميده‌ شد.
سوره‌ «الحاقه‌» سوره‌اي‌ است‌ سخت‌ تكان‌ دهنده‌ و عظيم‌ كه‌ اين‌ احساس‌ را به ‌قوت‌ و صلابت‌ تمام‌ در انسان‌ ايجاد مي‌كند كه‌ كار دين‌ جدي‌ است‌ و هيچ‌ مجالي‌ براي‌ بي‌پروايي‌ در برابر آن‌ وجود ندارد.
 
سوره حاقة آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ الْحَاقَّةُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«حاقه» يعني: قيامتي‌ كه‌ آمدن‌ آن‌ حق‌ و ثابت‌ است‌ و هيچ‌ شك‌ و ترديدي ‌در وقوع‌ آن‌ وجود ندارد، كار حساب‌ و جزا در آن‌ تحقق‌ مي‌پذيرد و حقايق‌ در آن‌ آشكار مي‌شود.
 
	سوره حاقة آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ مَا الْحَاقَّةُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌ حاقه‌ چيست‌؟» يعني: قيامت‌ در حال‌ يا اوصاف‌ خود چه‌ چيزي‌ است‌؟ اسم‌ ظاهر به‌ جاي‌ ضمير نهاده‌ شد، براي‌ تفخيم‌ و بزرگ‌ نمودن‌ شأن‌ قيامت‌ و انعكاس‌ هول‌ و هراس‌ آن‌.
	سوره حاقة آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحَاقَّةُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چه‌ چيز تو را آگاه‌ كرد كه‌ حاقه‌ چيست‌؟» اين‌ تعبير بيانگر آن‌ است‌ كه‌ قيامت‌ از دايره‌ علم‌ و آگاهي‌ مخلوقات‌ خارج‌ است‌. يعني: اي‌ پيامبر! تو كنه‌ و حقيق