ركي‌ ندارد «چه‌ اندك‌ پند مي‌گيريد» و از اين‌ جهت‌ كار بر شما پوشيده‌ مي‌ماند زيرا به‌ الفاظ قرآن‌ دقيقا نمي‌انديشيد و به‌ اين‌ امر توجه‌ نداريد كه‌ قرآن‌ مشتمل‌ بر دشنام ‌دادن‌ شياطين‌ است ‌در حالي‌ كه‌ كاهنان‌ دوستان‌ و برادران‌ شياطين‌اند پس‌ اگر قرآن‌ گفتار كاهنان ‌باشد، اين‌ بدان‌ معني‌ است‌ كه‌ آنها دوستان‌ و سرورانشان‌ را دشنام‌ داده‌اند!!.
 
	سوره حاقة آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«فرودآورده ‌شده‌ از جانب‌ پروردگار عالميان‌ است» يعني: قرآن‌ تلاوت‌شده‌ از سوي‌ رسول‌ اكرم‌ ص و فرودآورده ‌شده‌ از جانب‌ رب‌العالمين‌ است‌ و اين‌ است‌ حقيقت‌ قضيه‌ كه‌ شما از آن‌ طفره‌ مي‌رويد.
 
سوره حاقة آيه  44‏متن آيه : ‏‏ وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ ‏
 آيه  45‏متن آيه : ‏‏ لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«و اگر بر ما بعضي‌ سخنان‌ را مي‌بست» يعني: اگر فرض‌ را جدلا بر آن‌ بگيريم ‌كه‌ اين‌ پيام‌ رسان‌ ـ محمد ص يا جبرئيل‌(ع) بنا بر دو وجه‌ تفسيري‌ كه‌ گذشت‌ ـ بر ما چيزي‌ از سخنان‌ را مي‌بست‌ و به‌نام‌ ما ولي‌ از ساخته‌هاي‌ خود چيزهايي‌ را عنوان‌ مي‌كرد و آن‌ را به‌ ما نسبت‌ مي‌داد: «بي‌گمان‌ دست‌ راستش‌ را مي‌گرفتيم» يعني: باقوت‌ و قدرت‌ او را مي‌گرفتيم‌. شاه‌ ولي‌الله  دهلوي‌ مي‌گويد: «عادت‌ سياف‌ آن‌ است‌ كه‌ دست‌ راست‌ اسير را به‌ دست‌ چپ‌ خود بگيرد و شمشير به‌ گردن‌ او حواله‌ كند لذا بر اين‌ اسلوب‌ بيان‌ شد».
 
سوره حاقة آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سپس‌ شاهرگش‌ را قطع‌ مي‌كرديم» وتين: رگي‌ است‌ كه‌ از پشت‌ سر امتداد يافته‌ و به‌ قلب‌ انسان‌ مي‌پيوندد و چون‌ قطع‌ شود، شخص‌ مي‌ميرد. البته‌ اين‌ تصويري‌ از نابود كردن‌ به‌ سخت‌ترين‌ شيوه‌ است‌ چنان‌ كه‌ پادشاهان‌ بر كساني‌ كه ‌خشم‌ مي‌گيرند، همين‌ شيوه‌ را اعمال‌ مي‌كنند. پس‌ همين‌كه‌ پيامبر اكرمص دركمال‌ عافيت‌ به‌سر مي‌برد، اين‌ خود دليل‌ صداقت‌ وي‌ است‌.
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:596.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:597.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:598.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:599.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:600.txt">آيه  11</a></body></html>سوره حاقة آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ هيچ‌ كس‌ از شما از او بازدارنده‌ نيست» يعني: هيچ‌ كس‌ از شما بازدارنده‌ آن‌ پيام‌ رسان‌ از مجازات‌ ما يا نجات‌دهنده‌ او از ما نيست‌، در صورتي‌كه‌ بر ما دروغ‌ بربندد پس‌ با آن‌ كه‌ چنين‌ مجازاتي‌ براي‌ او مسلم‌ است‌ چگونه‌ به‌خاطر شما از روي‌ تكلف‌ بر ما دروغ‌ مي‌بندد؟.
	سوره حاقة آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آن‌ پندي‌ براي‌ متقيان‌ است» يعني: بي‌گمان‌ قرآن‌ پندي‌ براي‌ اهل‌ تقوي ‌است‌ زيرا اين‌ متقيانند كه‌ از آن‌ بهره‌ مي‌گيرند.
 
	سوره حاقة آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنكُم مُّكَذِّبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ما به‌ يقين‌ مي‌دانيم‌ كه‌ بعضي‌ از شما» اي‌ مردم‌ «تكذيب‌كننده‌ايد» قرآن‌ را؛ با وجود اين‌ بيان‌ روشن‌ و مسلما ما شما تكذيب‌ كنندگان‌ را در برابر اين‌ تكذيبتان ‌مجازات‌ مي‌كنيم‌.
 
سوره حاقة آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَى الْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هرآينه‌ آن» يعني: قرآن‌، يا تكذيب‌ به‌ قرآن‌ «حسرتي‌ است» و ندامتي‌ «بر كافران» در روز قيامت‌؛ آن‌گاه‌ كه‌ پاداش‌ مؤمنان‌ و عذاب‌ تكذيب‌كنندگان‌ را مي‌بينند.
	سوره حاقة آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هرآينه‌ قرآن‌ حق‌اليقين‌ است» يعني: قرآن‌ محض‌ يقين‌ است‌ زيرا از نزد خداي‌ عزوجل‌ مي‌باشد پس‌ هيچ‌ شكي‌ در آن‌ وجود ندارد و هيچ‌ شبهه‌اي‌ را به‌سوي‌ آن‌ راهي‌ نيست‌.
 
	سوره حاقة آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ به‌نام‌ پروردگار بزرگ‌ خود تسبيح‌ بگوي» يعني: او را از آنچه‌ كه‌ سزاوار وي‌ نيست‌، با گفتن‌ تسبيح‌ به‌ پاكي‌ ياد كن‌ و او را به‌ پاكي‌ ياد كن‌ از اين‌كه‌ به‌ دروغ ‌بستن‌ بر وي‌ راضي‌ باشي‌. همچنين‌ او را به‌ شكرانه‌ آنچه‌ كه‌ بر تو وحي‌ نموده ‌است‌، تسبيح‌ بگوي‌. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ رسول‌ خدا ص گفتن‌ «سبحان‌الله العظيم‌» در ركوع‌ را براي‌ ما مشروع‌ كردند پس‌ اين‌ همان‌ تسبيح‌ ركوع‌ است‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:5957.xml">صفحة (568) (آیه 1)</a><a class="folder" href="w:html:5969.xml">صفحة (569) (آیه 11)</a><a class="folder" href="w:html:5995.xml">صفحة (570) (آیه 40)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5958.txt">وجه‌ تسميه: ﴿ سوره‌ معارج ﴾</a><a class="text" href="w:text:5959.txt"> آيه  1</a><a class="text" href="w:text:5960.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:5961.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:5962.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:5963.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:5964.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:5965.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:5966.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:5967.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:5968.txt">آيه  10</a></body></html>﴿ سوره‌ معارج ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (44) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ بدان‌ سبب‌ «معارج‌» ناميده‌ شد كه‌ اين‌ فرموده ‌خداوند(ج) :(‏مِّنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ ‏ تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ)در آغازين‌ آيات‌ آن‌ آمده‌ است‌.
سوره معارج آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«طلب ‌كننده‌اي‌ عذاب‌ رخ‌ دادني‌اي‌ را» كه‌ خواه‌ ناخواه‌ واقع ‌شدني‌ است‌ «طلب‌كرد» سأل‌ سائل: سؤال‌ متضمن‌ معناي‌ دعا و درخواست‌ نيز هست‌، از اين‌ جهت‌ به ‌«باء» (بعذاب) متعدي‌ گرديد. اين‌ طلب‌كننده‌ عذاب‌ ـ چنان‌كه‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده ‌است‌ ـ نضربن‌ حارث‌ بود كه‌ از روي‌ عناد و استهزا خطاب‌ به‌ پروردگار گفت: (إِن كَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِندِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً ) : (اگر اين‌ پيام‌ واقعا از جانب‌ توست‌ پس‌ بر ما سنگ‌ بباران) «انفال‌/32».
 
آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ لِّلرِّجَالِ نَصيِبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاء نَصِيبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيباً مَّفْرُوضاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
سبب‌ نزول‌: در دوران‌ جاهليت‌ رسم‌ آن‌ بود كه‌ به‌ زنان‌ و پسربچه‌هايي‌ كه‌ قدرت ‌جنگيدن‌ نداشتند، ميراث‌ نمي‌دادند؛ پ