ext:5976.txt"> آيه  17</a><a class="text" href="w:text:5977.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:5978.txt"> آيه  19</a><a class="text" href="w:text:5979.txt">آيه  20-21</a><a class="text" href="w:text:5980.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:5981.txt"> آيه  23</a><a class="text" href="w:text:5982.txt"> آيه  24</a><a class="text" href="w:text:5983.txt"> آيه  25</a><a class="text" href="w:text:5984.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:5985.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:5986.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:5987.txt">آيه  29-30-31</a><a class="text" href="w:text:5988.txt"> آيه  32</a><a class="text" href="w:text:5989.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:5990.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:5991.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:5992.txt">آيه  36-37</a><a class="text" href="w:text:5993.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:5994.txt">آيه  39</a></body></html>آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُوْلُواْ الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينُ فَارْزُقُوهُم مِّنْهُ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلاً مَّعْرُوفاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ خويشاوندان‌» غير ارث‌بر «و يتيمان‌ و مستمندان‌ بر سر تقسيم‌ تركه‌ حضور يابند، پس‌ به‌ آنها چيزي‌ از آن‌ بدهيد» هر مقداري‌ كه‌ ورثه‌ به‌ طيب ‌خاطر مي‌دهند «و با آنان‌ سخني‌ پسنديده‌ بگوييد» سخن‌ پسنديده‌، سخني‌ است‌ كه‌ از منت‌ و آزار بدور باشد، چون‌ عذرخواهي‌ از آنان‌ بدين‌ مضمون‌: ببخشيد، ما مالك‌ اين‌ اموال‌ نيستيم‌، بلكه‌ اين‌ اموال‌ از آن‌ يتيمان‌ است‌.
ابن‌عباس‌ك مي‌گويد: «آيه‌ ميراث‌ (آيه‌ 11) حكم‌ اين‌ آيه‌ را منسوخ‌گردانيد». اين‌ قول‌ ابن‌عباس‌ك، مذهب‌ جمهور فقها و ائمه‌ اربعه‌ نيز هست‌. اما از ابن‌عباس‌(رض) در روايتي‌ ديگر نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: آيه‌ كريمه‌ محكم‌ است‌ ومنسوخ‌ نيست‌، لذا امر به‌ دادن‌ چيزي‌ از ارثيه‌ به‌ نزديكاني‌ كه‌ ارث‌بر نيستند، مفيد وجوب‌ است‌، هر چند كه‌ مردم‌ عمل‌ به‌ آن‌ را ترك‌ كرده‌اند. ولي‌ به‌نظر فقهاي‌ مذاهب‌، دادن‌ چيزي‌ از تركه‌ متوفي‌ به‌ نزديكان‌ غير ارث‌ بر، مستحب‌ است‌ نه ‌واجب‌.
 
	سوره معارج آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ يُبَصَّرُونَهُمْ يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذَابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ همديگر نشان‌ داده‌ شوند» يعني: هر نزديك‌ و خويشاوندي‌ به‌ نزديك‌ و خويشاوند خويش‌ نشان‌ داده‌ مي‌شود و كسي‌ از آنان‌ بر ديگري‌ پنهان‌ نيست‌ اما درعين‌حال‌ هرگز از همديگر حال‌پرسي‌ نمي‌كنند و با همديگر سخن‌ نمي‌گويند «مجرم» يعني: هر گنه‌كاري‌ كه‌ مرتكب‌ گناهي‌ گرديده‌ كه‌ به‌خاطر آن‌ مستحق‌ دوزخ‌ است‌؛ «آرزو مي‌كند كه‌ از عذاب‌ آن‌ روز» يعني: از عذاب‌ روز قيامت‌ «فرزندان‌ خود را عوض‌ دهد» يعني: فرزندان‌ خود را فدا كرده‌ و عذاب‌ را بازخرد.
 
سوره معارج آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَصَاحِبَتِهِ وَأَخِيهِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نيز» مجرم‌ آرزو مي‌كند كه‌ عوض‌ دهد «زن‌ خود را و برادر خود را» هر چند كه‌ اينان‌ عزيزترين‌ مردم‌ و گرامي‌ترينشان‌ نزد وي‌ هستند اما با اين‌ وجود اگر از مجرم‌ فديه‌ پذيرفته‌ شود، يقينا او آنها را فديه‌ خويش‌ گردانيده‌ و خود را از آن ‌عذاب‌ رهايي‌ مي‌بخشد.
 
	سوره معارج آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ وَفَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْويهِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نيز» مجرم‌ آرزو مي‌كند كه‌ عوض‌ دهد در آن‌ روز «قبيله‌اي‌ را كه‌ او را جاي ‌مي‌دهد» يعني: خاندان‌ و قبيله‌ نزديك‌ خود را كه‌ در نسب‌ به‌ آنان‌ وابسته‌ است‌ و در هنگام‌ سختي‌ها به‌ او ياري‌ و پناه‌ مي‌دهند و نزدشان‌ جاي‌ مي‌گيرد و سروسامان ‌مي‌يابد.
 
	سوره معارج آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ يُنجِيهِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نيز» مجرم‌ آرزو مي‌كند كه‌ در آن‌ روز عوض‌ دهد «هر كه‌ را در زمين‌ است ‌همه‌ يكجا» يعني: مجرم‌ دوست‌ دارد كه‌ كاش‌ تمام‌ كساني‌ را كه‌ در روي‌ زمين‌ از جن‌ و انس‌ و غيرشان‌ از خلايق‌ هستند، همگي‌ را فداي‌ خود كند «سپس‌ اين ‌عوض‌ دادن‌ او را برهاند» از عذاب‌ جهنم‌.
	سوره معارج آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ كَلَّا إِنَّهَا لَظَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كلا» اين‌ كلمه‌ مفيد هشدار و بازداشتن‌ است‌ يعني: حاشا كه‌ دستيابي‌ به‌ اين‌ آرزوي‌ خام‌، ممتنع‌ و امكان‌ناپذير براي‌ مجرم‌ ميسر باشد، هرگز ميسر نيست‌ «آن‌ آتشي‌ زبانه‌زن‌ است» لظي: نامي‌ از نامهاي‌ جهنم‌ است‌. «تلظي‌ في‌ النار» يعني‌ در آتش‌ شعله‌ و زبانه‌ كشيد.
 
	سوره معارج آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ نَزَّاعَةً لِّلشَّوَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پوست‌ سر را بركننده» يعني: آن‌ آتش‌ گوشت‌ و پوست‌ را از استخوان ‌برمي‌كند تا بدانجا كه‌ در آن‌ چيزي‌ را بر جاي‌ نمي‌گذارد سپس‌ به‌ همان‌ حال‌ اول ‌برمي‌گردد. «شواه‌» پوست‌ سر، يا پوست‌ اعضاي‌ انسان‌ است‌. قتاده‌ در جمع‌ ميان ‌هر دو قول‌ مي‌گويد: «آن‌ آتش‌ پوست‌ سر، چهره‌ و اعضاي‌ دوزخي‌ را برمي‌كند».
	سوره معارج آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ تَدْعُو مَنْ أَدْبَرَ وَتَوَلَّى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هركه‌ را اعراض‌ كرد و رويگردان‌ شد مي‌خواند» يعني: جهنم‌ هر كس‌ را كه‌ در دنيا به‌ حق‌ پشت‌ كرده‌ و از آن‌ رويگردان‌ شده‌، به‌سوي‌ خود فرامي‌خواند.
 
	سوره معارج آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَمَعَ فَأَوْعَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» مي‌خواند هر كس‌ را كه‌ «مال‌ اندوخت‌ و جابجا كرد» يعني: هر كس‌ كه‌ مال ‌را جمع‌ كرده‌ و آن‌ را در ظرفي‌ جابجا نموده‌ است‌ و چيزي‌ از آن‌ را در راه‌ خير انفاق‌ نكرده‌ و حق‌ خداي‌ عزوجل‌ را در آن‌ ادا نكرده‌ است‌.
 
	سوره معارج آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان‌ انسان‌ ناشكيب‌ آفريده‌ شده‌است» هلع: سخت‌ترين‌ حرص‌ و آز و بدترين‌ و زشت‌ترين‌ اضطراب‌ و بي‌قراري‌ است‌. زمخشري‌ مي‌گويد: «هلع: سرعت‌ بي‌قراري‌ در هنگام‌ رسيدن‌ امري‌ ناخوش‌آيند به‌ انسان‌ و سرعت‌ بازداشتن‌ خير در هنگام‌ رسيدن‌ خير به‌ اوست‌». در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «شر ما في ‌رجل: شح‌ هالع‌ و جبن‌ خالع:  بدترين‌ خصلتي‌ كه‌ در مردي‌ هست: بخلي‌ است ‌سركش‌ و شديد و جبني‌ است‌ تهي‌كننده‌» يعني: تهي‌كننده‌ درون‌ شخص‌ از روحيه‌، اراده‌، معنويت‌ و مقاومت‌.
 
سوره معارج آيه  20‏متن آيه : ‏‏ إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً ‏
آيه  21‏متن آيه : ‏‏ وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً ‏ 
‏ترجمه : ‏
«چون‌ شر به‌ او برسد، بي‌تاب‌ است‌ و چون‌ خير به‌ او برسد، بازدارنده‌ است» يعني: چون‌ فقر و نيازمندي‌، يا بيماري‌، يا مانند اين‌ از مصيبتها به‌ چنين‌ انساني‌ برسد، او بسيار بي‌قرار و مضطرب‌ است‌ و چون‌ خيري‌ مانند توانگري‌ و رفاه‌ و گشايش‌ و امثال‌ اينها به‌ او برسد، او بسيار بازدارنده‌ و بخيل‌ و بي‌خير است‌. جزع: اندوهي ‌است