لسَّمَاء عَلَيْكُم مِّدْرَاراً ‏)» . روايت ‌شده‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ به‌مدت‌ چهل‌ سال‌ باران‌ را از قوم نوح‌(ع) بازداشت‌ و رحم‌هاي‌ زنانشان‌ را عقيم‌ گردانيد پس‌ نوح‌(ع) به‌ آنان‌ وعده‌ داد كه‌ استغفار تنها راه‌ نجات‌ از اين‌ مصيبت‌ و تنها دريچه‌ حصول‌ گشايش‌ در ارزاق‌ و اولاد است‌.
 
[1] لفظ سخن‌ عمر(رض) اين‌ است: (طلبت‌ بمجاديح‌ السماء) مجاديح‌ جمع‌ مجدح‌، ستاره‌اي‌ از ستاره‌هاست‌ كه‌ در نزد اعراب‌ نشانه‌اي‌ بر نزول‌ باران‌ بود. به‌ اين‌ ترتيب‌، عمر(رض) استغفار را به‌ ستارگان ‌باران‌ تشبيه‌ كرد تا خطابش‌ براي‌ اعراب‌ مفهوم‌ باشد، نه‌ اين‌كه‌ او به‌ آن‌ ستارگان‌ عقيده‌اي‌ داشته‌ باشد.سوره نوح آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَل لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَاراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» استغفار كنيد تا «به‌ شما اموال‌ و فرزندان‌ را پي‌درپي‌ دهد و براي‌ شما باغها و جويبارها پديد آورد» يعني: اگر استغفار كنيد، حق‌ تعالي‌ اموال‌ و فرزندانتان‌ را بسيار مي‌گرداند زيرا ايمانتان‌ به‌ خداوند(ج) علاوه‌ بر بهره‌ وافر آخرت‌، فراواني‌ و توانگري‌ دنيا را نيز برايتان‌ ارمغان‌ مي‌آورد. روايت‌ شده ‌است‌ كه‌ مردي‌ نزد حسن‌بصري: از قحطي‌ و تنگسالي‌ شكايت‌ كرد، حسن‌ بصري‌ به‌ او گفت: از خداي ‌عزوجل‌ آمرزش‌ بخواه‌! فرد ديگري‌ نزد وي‌ از فقر شكايت‌ كرد، فرد ديگري‌ از قلت‌ نسل‌ و فرد ديگري‌ از قلت‌ محصول‌ زمين‌ خويش‌ پس‌ او همه‌ آنان‌ را به‌ استغفار امر كرد. در اين‌ ميان‌ يكي‌ از حاضران‌ به‌ وي‌ گفت: مرداني‌ چند نزد تو آمدند كه‌ هر يك‌ نوعي‌ از نياز را مطرح‌ كرده‌ و از آن‌ شكوه‌ كردند ولي‌ تو همه‌ آنان‌ را به‌ استغفار دستور دادي‌! حسن‌ بصري‌: اين‌ آيه‌ را بر وي‌ تلاوت‌ كرد:(‏ فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ..) :  پس‌ گفتم: از پروردگار خود طلب‌ آمرزش‌ كنيد... تا برشما باران‌ را ريزان‌ بفرستد و به‌ شما اموال‌ و فرزندان‌ را پي‌درپي‌ دهد و براي‌ شما بوستانها و جويبارها پديد آورد).
 
سوره نوح آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ مَّا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَاراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
نوح‌(ع) خطاب‌ به‌ قومش‌ افزود: «شما را چه‌ شده‌ است‌ كه‌ از عظمت‌ الله نمي‌ترسيد؟» يعني: شما را چه‌ شده ‌است‌ كه‌ از عذاب‌ خداي‌ عزوجل‌ نمي‌ترسيد تا او را به‌ يگانگي‌ بخوانيد و از او اطاعت‌ كنيد؟ وقار: عظمت‌ و بزرگي‌ و حرمت ‌است‌. يا معني‌ اين‌ است: شما را چه‌ شده ‌است‌ كه‌ به‌ توقير و تعظيم‌ پروردگار نمي‌پردازيد؟ و اين‌ معني‌ برگزيده‌ زمخشري‌ است‌ كه‌ رازي‌ نيز آن‌ را ترجيح‌ داده‌ است‌.
 
	سوره نوح آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَاراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و حال‌ آن‌كه‌ شما را بر طورهاي‌ مختلف‌ آفريده‌است» ابتدا به‌ هيأت‌ نطفه‌، سپس ‌به‌ هيأت‌ پاره‌ گوشت‌، سپس‌ به‌ هيأت‌ خون‌ بسته‌ تا تمام ‌شدن‌ و به‌ تكامل ‌پيوستن‌ خلقتتان‌ ـ چنان‌كه‌ بيان‌ اين‌ امر در سوره‌ «مؤمنين‌» گذشت‌ ـ سپس‌ از مرحله‌ جنيني‌ به‌ دوران‌ كودكي‌ قدم‌ مي‌گذاريد، باز به‌ دوره‌ جواني‌ و آن‌گاه‌ به‌ دوره ‌پيري‌. پس‌ چرا در تعظيم‌ و توقير كسي‌ كه‌ شما را بر اين‌ اطوار بديع‌ آفريده‌ است‌، كوتاهي‌ مي‌كنيد درحالي‌كه‌ تأمل‌ در اين‌ امور موجب‌ گرايش‌ به‌ ايمان‌ است‌؟.
 
	سوره نوح آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا نديده‌ايد كه‌ خداوند چگونه‌ هفت‌ آسمان‌ را تو بر تو» يعني: بعضي‌ را بر فراز بعضي‌ ديگر، طبقه‌ در طبقه‌ «آفريده‌ است‌؟» .
 
	سوره نوح آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در آنها» يعني: در آسمانها «ماه‌ را قرار داده ‌است» يادآور مي‌شويم‌ كه‌ ماه ‌در آسمان‌ دنياست‌ «فروزنده» يعني: در حالي‌ كه‌ ماه‌ روشني‌بخش‌ روي‌ زمين‌ با نوري‌ است‌ كه‌ در آن‌ گرمايي‌ نيست‌ «و خورشيد را چراغي‌ قرار داده ‌است» پرتوافشان‌ براي‌ اهل‌ زمين‌ تا به‌وسيله‌ نور و گرماي‌ آن‌ به‌ تصرف‌ در امور معيشتي‌ مورد نياز خويش‌ دسترسي‌ يابند، خورشيدي‌ كه‌ هم‌ در آن‌ روشني‌، هم‌ گرما و هم‌ انرژي‌ وجود دارد؟.
 
	آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ إِن لَّمْ يَكُن لَّهُنَّ وَلَدٌ فَإِن كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِن لَّمْ يَكُن لَّكُمْ وَلَدٌ فَإِن كَانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُم مِّن بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَإِن كَانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلاَلَةً أَو امْرَأَةٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ فَإِن كَانُوَاْ أَكْثَرَ مِن ذَلِكَ فَهُمْ شُرَكَاء فِي الثُّلُثِ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَى بِهَا أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَآرٍّ وَصِيَّةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نيمي‌ از ميراث‌ زنان‌ شما از آن‌ شماست‌، اگر فرزندي‌ نداشته‌ باشند» خطاب‌ در اينجا متوجه‌ شوهران‌ است‌. مراد از فرزند: پسر، يا دختر، يا فرزندان‌ پسرمي‌باشند، چه‌ از شوهر آن‌ ميراث‌بر باشند چه‌ نباشند «پس‌ اگر ايشان‌ را فرزندي‌باشد، شما را از آنچه‌ بگذاشته‌اند يك‌ چهارم‌ سهم‌ است‌» يعني‌: در صورتي‌ كه‌ زن‌ فرزندي‌ نداشته‌ باشد، نصف‌ ارثيه‌ زن‌ از آن‌ شوهر است‌، اما با وجود فرزند ـ هرچند در رده‌هاي‌ پايين‌ هم‌ باشد (يعني‌ نوه‌ و نتيجه‌ زن‌ باشد) ـ سهم‌ شوهر يك‌چهارم‌ ارثيه‌ زنش‌ هست‌، البته‌ اين‌ سهام‌ «پس‌ از انجام‌ وصيتي‌» است‌ «كه‌ به‌ آن ‌سفارش‌ كرده‌ باشند، يا» پرداخت‌ «وامي‌ كه‌ دارند».
اما حكم‌ ميراث‌ بردن‌ زنان‌ از شوهرانشان‌ چنين‌ بيان‌ شده‌ است‌: «و براي‌ زنان ‌است‌ يك‌ چهارم‌ سهم‌ از آنچه‌ شما بگذاشته‌ايد، اگر فرزندي‌ نداشته‌ باشيد» چه‌ اين‌فرزند از زنتان‌ ارث‌بر باشد، چه‌ نباشد «پس‌ اگر شما را فرزندي‌ باشد، در اين‌ صورت‌براي‌ زنان‌ يك‌ هشتم‌ سهم‌ است‌ از آنچه‌ بگذاشته‌ايد، بعد از اداي‌ وصيتي‌ كه‌ به‌ آن ‌سفارش‌ كرده‌ باشيد، يا پرداخت‌ بدهي‌اي‌» و بايد دانست‌: زن‌ در سهمي‌ كه‌ ـ با وجود فرزند و بدون‌ وجود آن‌ ـ دارد، با زنان‌ ديگر شوهرش‌ مشاركت‌ دارد. يعني‌: اگر زن‌ موجود در عقد نكاح‌ شوهر يكي‌ باشد، اين‌ سهم‌ از آن‌ وي‌ است‌، اما اگر شوهر بجز وي‌، زن‌ يا 