ُهُ إِلَّا خَسَاراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«نوح‌ گفت: پروردگارا! هرآينه‌ اينان‌ از من‌ نافرماني‌ كردند» يعني: بر نافرماني‌ من ‌اصرار و استمرار ورزيدند و دعوتم‌ به‌ سوي‌ عبادت‌ و تقوي‌ و اطاعت‌ را اجابت ‌نگفتند «و از كسي‌ پيروي‌ كردند كه‌ مال‌ و فرزندش‌ جز زيان‌ در حق‌ وي‌ نيفزوده‌ است» يعني: اشخاص‌ فقير و نيز اراذل‌ و اوباش‌ از رؤساي‌ گمراه‌ و ثروتمند خود پيروي‌ كردند، از همان‌ كساني‌ كه‌ بسياري‌ مال‌ و فرزند جز بر گمراهي‌شان‌ در دنيا و عذابشان‌ در آخرت‌ نيفزوده ‌است‌. به‌ اين‌ ترتيب‌، نوح‌(ع) از آنان‌ به‌سوي ‌خداي‌ عزوجل‌ درد دل‌ كرد در حالي‌ كه‌ مي‌دانست‌ او خود به‌ حالشان‌ داناتر است‌؛ و افزود:
 
	سوره نوح آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَكَرُوا مَكْراً كُبَّاراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نيرنگي‌ بزرگ‌ در كار آوردند» يعني: رؤسا نيرنگ‌ بس‌ بزرگي‌ سگاليدند؛ كه ‌عبارت‌ از تهييج‌ و برانگيختن‌ سفله‌گان‌ و اراذلشان‌ بر آزار دادن‌ و كشتن‌ نوح‌(ع) بود.
	سوره نوح آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدّاً وَلَا سُوَاعاً وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
نوح‌(ع) افزود: «و گفتند» رؤسا به‌ پيروان‌ خود براي‌ برانگيختنشان‌ بر نافرماني ‌نوح‌(ع): «هرگز خدايان‌ خود را ترك‌ نكنيد» يعني: هرگز پرستش‌ خدايان‌ خود را فرو نگذاريد؛ و آن‌ خدايان‌ عبارت‌ از بتان‌ و تصاوير و تمثالهايي‌ بود كه‌ آنها براي ‌خود ساخته‌ بودند و سپس‌ اعراب‌ نيز آنها را پرستش‌ كردند «و» همچنين‌ رؤسا به‌پيروان‌ خود گفتند: «هرگز ود و سواع‌ و يغوث‌ و يعوق‌ و نسر را ترك‌ نكنيد» يعني: پرستش‌ آنها را فرونگذاريد. محمدبن‌كعب‌ مي‌گويد: «ود و سواع‌ و يغوث‌ ويعوق‌ و نسر، نام‌ اشخاص‌ صالحي‌ بود كه‌ در فاصله‌ زماني‌ ميان‌ آدم‌ و نوح‌ علیهماالسلام مي‌زيستند و نحوه‌ پرستششان‌ اين‌گونه‌ بود كه‌ بعد از درگذشت‌ آنان‌، گروهي‌ به‌ميان‌ آمدند كه‌ در عبادت‌ حق‌ تعالي‌ به‌ آنان‌ اقتدا كردند پس‌ ابليس‌ به‌ آنان‌ گفت: اگر تمثال‌ آنها را به‌تصوير بكشيد، عبادت‌ به‌ شيوه‌ ايشان‌ براي‌ شما نشاط آورتر و شوق‌انگيزتر است‌. پس‌ آنها چنين‌ كردند. سپس‌ بعد از آنان‌ گروهي‌ ديگر آمدند و ابليس‌ به‌ آنان‌ گفت: كساني‌ كه‌ قبل‌ از شما بودند، اين‌ تصاوير را مي‌پرستيدند لذا شما نيز چنين‌ كنيد. لذا پرستش‌ بتان‌ از همان‌ وقت‌ آغاز شد و اعراب‌ نيز بعدا آن ‌بتان‌ را به‌ پرستش‌ گرفتند چنان‌كه‌ «ود» بت‌ قبيله‌ كلب‌ بود، «سواع‌» بت‌ قبيله ‌هذيل‌، «يغوث‌» بت‌ قبيله‌ قطيف‌ يا مذحج‌، «يعوق‌» بت‌ قبيله‌ همدان‌ و «نسر» بت ‌قبيله‌ حمير. البته‌ اعراب‌ بتان‌ ديگري‌ نيز داشتند كه‌ مهمترين‌ آنها عبارت‌ بود از لات: بت‌ قبيله‌ ثقيف‌ در طائف‌، عزي: بت‌ قبيله‌هاي‌ سليم‌ و غطفان‌ و جشم‌، منات: بت‌ قبيله‌ خزاعه‌، اساف‌ و نائله‌ و هبل: بت‌ مردم‌ مكه‌. و چون‌ هبل‌ در نزد آنان‌ بزرگترين‌ بتان‌ بود پس‌ آن‌ را بر فراز كعبه‌ نهادند.
 
	سوره نوح آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَدْ أَضَلُّوا كَثِيراً وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلَالاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
نوح‌(ع) افزود: «و هرآينه‌ بسياري‌ را گمراه‌ كردند» يعني: رؤسا و بزرگانشان‌، يا اين‌ بتان‌ بسياري‌ از مردم‌ را گمراه‌ كردند «و» پروردگارا! «بر ستمكاران‌ جز گمراهي‌ نيفزاي» يعني: جز زيان‌، يا جز گمراهي‌ در نيرنگشان‌.
 
	سوره نوح آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ مِمَّا خَطِيئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نَاراً فَلَمْ يَجِدُوا لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ أَنصَاراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌سبب‌ گناهانشان‌ بود كه‌ به‌ غرق‌ كشيده‌ شدند» يعني: قوم‌ نوح‌(ع) بر اثر گناهانشان‌ با طوفان‌ غرق‌ شدند «سپس» به‌دنبال‌ اين‌ غرق‌ «به‌ آتشي‌ درآورده ‌شدند» كه‌ آتش‌ دوزخ‌ در آخرت‌ است‌. به‌قولي: مراد از آتش‌، عذاب‌ قبر است ‌و معني‌ چنين‌ مي‌شود: پس‌ مستحق‌ ورود به‌ آتش‌ گرديدند. اما تعبير به‌ «ادخلوا: درآورده‌ شدند»، تعبير از مستقبل‌ به‌ لفظ ماضي‌ است‌ تا حتمي ‌بودن‌ ورودشان ‌به‌ آتش‌ و صحت‌ وجود آن‌ را افاده‌ نمايد؛ و امام‌ رازي‌ و قشيري‌ بر اين‌ معني ‌متفق‌القول‌اند و قشيري‌ اين‌ آيه‌ را دليل‌ اثبات‌ عذاب‌ قبر مي‌داند. «پس‌ براي‌ خود در برابر خداوند هيچ‌ ياوري‌ نيافتند» يعني: كسي‌ را نيافتند كه‌ آنان‌ را از عذاب ‌خداوند(ج) بازدارد و آن‌ را از آنان‌ دفع‌ كند.
 
سوره نوح آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ نُوحٌ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّاراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نوح‌ گفت: اي‌ پروردگار من‌! بر روي‌ زمين‌ از كافران‌ هيچ‌ دياري‌ باقي ‌مگذار» ديار: يعني‌ كسي‌ كه‌ ساكن‌ ديار است‌. آري‌! چون‌ نوح‌(ع) از ايمانشان ‌مأيوس‌ گرديد، عليه‌ آنان‌ دعا كرد. البته‌ اين‌ دعاي‌ وي‌ بعد از آن‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ او وحي‌ فرستاد كه: «هرگز از قوم‌ تو (بعد از اين) جز كساني‌ كه‌ (تاكنون) ايمان‌ آورده‌اند، ايمان‌ نمي‌آورند» «هود/26». پس‌ خداوند(ج) دعاي ‌نوح‌(ع) را اجابت‌ كرد و آنان‌ را غرق‌ نمود. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ اين‌ دعاي‌ نوح‌(ع) مانند دعاي‌ رسول‌ اكرم‌ ص عليه‌ قوم‌ مشرك‌شان‌ است: «اللهم‌ منزل‌ الكتاب‌، سريع ‌الحساب‌ وهازم‌ الأحزاب‌، اهزمهم‌ وزلزلهم:  بار خدايا! اي‌ فرود آورنده‌ كتاب‌، اي‌ سريع‌ الحساب‌ و اي‌ شكننده‌ احزاب‌! آنان‌ را بشكن‌ و متزلزل‌ گردان‌». ابن‌العربي‌ مي‌گويد: «فرق‌ دعاي‌ نوح(ع) و رسول‌اكرمص اين‌ بود كه‌ نوح‌ عليه‌ همه‌ كفار دعا كرد اما رسول‌اكرم‌ ص عليه‌ كساني‌ كه‌ بر ضد مسلمانان‌ دست‌ به ‌گروه‌بندي‌ و تحريك‌ زده‌ بودند؛ و اصل‌ در دعا عليه‌ كفار همين‌ روش‌ پيامبر ص است‌».
 
	آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اينها» كه‌ گذشت‌ از احكام‌ «حدود مقرره‌ الله است‌» يعني‌: مرزهاي‌ تعيين‌ شده‌ اوست‌ كه‌ تجاوز از آن‌ ها روا نيست‌. حدود: جمع‌ حد، عبارت‌ است‌ از: قوانين‌ و احكامي‌ كه‌ خداوند(ج) آنها را براي‌ بندگانش‌ وضع‌ كرده‌ است‌ تا به‌ آن ‌عمل‌ كنند و از آن‌ تجاوز ننمايند. گاه‌ حدود بر محرماتي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ خداوند(ج) آنها را منع‌ كرده‌ است‌، به‌ همين‌ جهت‌، مجازاتهاي‌ معين‌ در شريعت‌، «حدود» ناميده‌ شده‌اند. «و هركه‌ از خدا و پيامبرش‌ اطاعت‌ كند» در تقسيم‌ ميراث‌ وغير آن‌ از احكام‌ «او را به‌ بهشت‌هايي‌ در آورد كه‌ ج