ويباران‌ از فرودست‌ آنها جاري‌است‌، جاودانه‌ در آن‌ هستند و اين‌ همان‌ كاميابي‌ بزرگ‌ است‌» كه‌ هيچ‌ رستگاري‌ وكاميابي‌اي‌ در دنيا با آن‌ نمي‌تواند برابري‌ كند.
 
سوره نوح آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِراً كَفَّاراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌ گاه‌ نوح‌(ع) در دعاي‌ خود افزود: «همانا اگر تو آنان‌ را بگذاري» و نابودشان‌ نكني‌ «بندگانت‌ را گمراه‌ مي‌سازند» از راه‌ حق‌ «و جز بدكار كفران‌پيشه‌اي‌ را نزايند» يعني: به‌ دنيا نياورند جز بدكاري‌ را؛ با ترك‌ طاعتت‌ و جز بسيار ناسپاسي ‌را؛ براي‌ نعمتت‌. ابن‌ كثير مي‌گويد: «نوح‌(ع) اين‌ سخن‌ را بدان‌ جهت‌ گفت‌ كه‌ در ميانشان‌ نهصد و پنجاه‌ سال‌ زندگي‌ كرده‌ بود و از آنان‌ شناخت‌ درستي‌ داشت‌». اما نسفي‌ مي‌گويد: «نوح‌(ع) اين‌ سخن‌ را بدان‌ جهت‌ گفت‌ كه‌ خداوند(ج) به‌ وي‌ خبر داده‌ بود كه‌ ديگر كسي‌ از قومش‌ به‌ وي‌ ايمان‌ نمي‌آورد. چنان‌كه‌ در آيه ‌(36) سوره‌ هود آمده‌ است‌».
 
	سوره نوح آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَاراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ پروردگار من‌! مرا و پدر و مادرم‌ را بيامرز» شايان‌ ذكر است‌ كه‌ پدر و مادر نوح(ع) هر دو مؤمن‌ بودند «و هر كس‌ را كه‌ به‌ خانه‌ من‌ درآيد» در حالي‌كه‌ «ايمان ‌آورده» باشد نيز بيامرز. يعني: هر كس‌ را كه‌ به‌ منزلي‌ در آيد كه‌ من‌ ساكن‌ آن‌ هستم‌، يا در كشتي‌، يا مسجدم‌ درآيد. پس‌ كساني‌ كه‌ به‌ اين‌ وصف‌ متصف ‌نبودند، مانند زن‌ نوح‌(ع) و فرزند وي‌ كه‌ گفت: «در كوهي‌ كه‌ مرا از آب‌ پناه ‌دهد، جاي‌ مي‌گيرم‌»، از تحت‌ اين‌ دعا خارج‌اند. «و نيز بيامرز تمام‌ مؤمنين‌ و مؤمنات‌ را» يعني: بر همه‌ مردان‌ و زناني‌ كه‌ به‌ وصف‌ ايمان‌ موصوف‌اند تا روز قيامت‌ بيامرز. پس‌ با اقتدا به‌ نوح‌(ع) دعا كردن‌ در حق‌ تمام‌ مؤمنين‌ و مؤمنات ‌مستحب‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابي‌سعيد خدري‌(رض) آمده‌است‌ كه‌رسول‌ خدا ص فرمودند: «لا تصحب‌ إلا مؤمنا ولا يأكل طعامك‌ إلا تقي: همراه‌ ومصاحب‌ نشو؛ جز با مؤمني‌ و غذاي‌ تو را نخورد؛ جز پرهيزگاري‌». «و ستمكاران ‌را جز تباهي‌ نيفزاي» يعني: بر كافران‌ ستمگر، جز نابودي‌ و زيان‌ و خرابي‌ نيفزاي‌. اين‌ دعاي‌ نوح‌(ع) نيز هر ستمگري‌ را تا روز قيامت‌ شامل‌ گرديده ‌است‌.

  
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:6033.xml">صفحة (572) (آیه 1)</a><a class="folder" href="w:html:6048.xml">صفحة (573) (آیه 14) </a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6034.txt">وجه‌ تسميه:﴿ سوره‌ جن ﴾</a><a class="text" href="w:text:6035.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:6036.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:6037.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:6038.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:6039.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:6040.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:6041.txt"> آيه  7</a><a class="text" href="w:text:6042.txt"> آيه  8</a><a class="text" href="w:text:6043.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:6044.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:6045.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:6046.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:6047.txt"> آيه  13</a></body></html>﴿ سوره‌ جن ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (28) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ به‌سبب‌ آن‌كه‌ به‌ احوال‌ جنيان‌ و بيم‌دهي‌ آنان‌ پرداخته ‌است‌، «جن‌» ناميده‌ شد.
 
	سوره جن آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآناً عَجَباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ محمد صبه‌ امتت‌ «به‌سوي‌ من» از جانب‌ خداوند(ج) بر زبان ‌جبرئيل‌(ع) «وحي‌ فرستاده‌ شد كه‌ گروهي‌ از جن‌ گوش‌ نهادند» به‌ قرائت‌ من‌ آن‌گاه‌ كه‌ قرآن‌ مي‌خواندم‌. نفر: از سه‌ تا ده‌ كس‌ است‌ «پس‌ گفتند: هرآينه‌ ما قرآني‌ شگرف‌ را شنيديم» يعني: چون‌ آن‌ گروه‌ از جن‌ به‌سوي‌ قوم‌ خود بازگشتند، به‌ آنان ‌گفتند: ما سخني‌ قرائت ‌شده‌ را شنيديم‌ كه‌ در فصاحت‌ و بلاغت‌، يا در موعظه‌ها واندرزها، يا در بركت‌ خود عجيب‌ بود. يادآور مي‌شويم‌؛ سوره‌اي‌ كه‌ رسول‌ خدا ص در هنگام‌ گوش ‌سپردن‌ جن‌ مي‌خواندند، سوره:(‏ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ‏)بود. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ خداوند(ج) فرستادگاني‌ را از ميان‌ خود جن ‌به‌سوي‌ آنان‌ نفرستاد بلكه‌ رسولان‌ تماما از فرزندان‌ آدم‌(ع) اند.
علما گفته‌ اند: جنيان‌ اجسامي‌ عاقل‌ و پنهان‌ از ديدگان‌ هستند كه‌ از آتش ‌آفريده‌ شده‌اند و تنها عالم‌ غيبي‌اي‌ هستند كه‌ مختار و مكلف‌ گردانيده‌ شده‌اند زيرا خداي‌ عزوجل‌ انسان‌ را از عالم‌ مشاهده‌ شده‌ و جن‌ را از عالم‌ غيبي‌ مكلف‌ مختار گردانيد. اصل‌ جن‌ ـ چنان‌كه‌ حسن‌ بصري‌: گفته‌ است‌ ـ نسل‌ و تبار ابليس‌اند چنان‌كه‌ انس‌ فرزندان‌ آدم‌ هستند و از هر دو گروه‌ هم‌ مؤمن‌ وجود دارد، هم‌ كافر و هر دو گروه‌ در ثواب‌ و عقاب‌ شريك‌اند پس‌ هر كس‌ از اين‌ يا آن‌ گروه‌ مؤمن ‌بود، او ولي‌ خدا(ج) است‌ و هر كس‌ از اين‌ يا آن‌ گروه‌ كافر بود، او شيطان‌ است‌. مراد از جن‌ در اينجا: جنيان‌ نصيبين‌اند و در سوره‌ «احقاف‌» نيز از همين‌ گروه‌ سخن‌ رفته‌است: (وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَراً مِّنَ الْجِنِّ ....) «احقاف‌/ 29». در روايات‌ آمده‌است‌ كه‌ گوش ‌سپردن‌ جنيان‌ به‌ قرآن‌ در نماز صبح‌ و در محل‌ «بطن‌ نخله‌» كه‌ جايي‌ در ميان‌ مكه‌ و طائف‌ است‌، بود.
بخاري‌، مسلم‌، ترمذي‌ و غير ايشان‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از عبدالله بن‌عباس(رض) روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: رسول‌ خدا ص نه‌ بر جن‌ قرآن ‌خواندند و نه‌ آنها را ديدند بلكه‌ در زمان‌ آن‌ حضرت‌ ص ميان‌ شياطين‌ و دريافت ‌اخبار آسمان‌ مانع‌ ايجاد گرديد و بر آنان‌ شهابها فرستاده‌ مي‌شد پس‌ جنيان‌ گفتند: اين‌ پديده‌ جز به‌ سبب‌ اتفاقي‌ كه‌ رخ‌ داده‌، به‌ وجود نيامده‌ است‌ لذا به‌ مشارق‌ و مغارب‌ زمين‌ رفتند تا عامل‌ اين‌ تحول‌ را بيابند و بنگرند كه‌ چه‌ رخدادي‌ اتفاق ‌افتاده‌ است‌. در اين‌ ميان‌ گروهي‌ از جنيان‌ كه‌ به‌ همين‌ منظور به‌سوي‌ سرزمين‌ تهامه ‌رهسپار شده ‌بودند بر رسول‌ خدا ص درحالي‌ گذر كردند كه‌ آن‌ حضرت‌ ص در نخله‌ با اصحاب‌ خويش‌ نماز بامداد را مي‌گزاردند پس‌ چون‌ قرآن‌ را شنيدند، به ‌آن‌ گوش‌ فرادادند و بعد از آن‌ با خود گفتند: سوگند به‌ خدا كه‌ عامل‌ ايجاد حايل ‌ميان‌ ما و شنيدن‌ اخبار آسمان‌ همين‌ است‌. سپس‌ نزد قوم‌ خويش‌ بازگشته‌ و گفتند: اي‌ قوم‌ ما! ما قرآن‌ عجيبي‌ را شنيديم‌... همان‌ بو