د كه‌ خداي‌ عزوجل‌ بر رسول ‌خويش‌ نازل‌ فرمود: (‏ قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ)[1].
البته‌ ظاهر قرآن‌ نيز مي‌رساند كه‌ رسول‌ خدا ص جن‌ را نديده‌اند. ولي ‌ابن ‌مسعود(رض) بر آن‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص مأمور گرديده‌ بودند تا به‌ منظور قرائت‌ قرآن‌ بر جنيان‌ و دعوتشان‌ به‌سوي‌ اسلام‌ نزد جنيان‌ بروند. پس‌ ايشان‌ جن‌ را ديده‌اند. قرطبي‌ مي‌گويد: «اين‌ رأي‌ محكمتر است‌؛ زيرا عامر شعبي‌ مي‌گويد: از علقمه‌ پرسيدم‌ كه‌ آيا ابن‌مسعود(رض) در شب‌ جن‌ با رسول‌ خدا ص حاضر بود؟ گفت: من‌ دراين‌باره‌ از ابن‌مسعود(رض) سؤال‌ كردم‌ و گفتم: آيا يكي‌ از شما اصحاب‌ در شب‌ جن‌ همراه‌ رسول‌ خدا ص حاضر بوده‌ايد؟ او گفت: خير! ولي‌ ما شبي‌ همراه‌ رسول‌ خدا ص بوديم‌، بناگاه‌ ايشان‌ را گم‌ كرديم‌ پس‌ در طلب‌ ايشان ‌واديها را جست‌وجو كرديم‌ اما ايشان‌ را نيافتيم‌ در اين‌ اثنا با خود گفتيم: يا رسول‌ خدا ص سردرگم‌ شده‌ و ما را گم‌ كرده‌اند، يا ـ خدا نخواسته‌ ـ ترور گرديده‌اند. پس‌ آن‌ شب‌ بدترين‌ شبي‌ بود كه‌ بر ما گذشت‌. و چون‌ صبح‌ شد، بناگاه‌ ديديم‌ كه‌ رسول‌ خدا ص از سمت‌ كوه‌ حرا مي‌آيند. گفتيم: يا رسول‌الله! ما شما را گم‌ كرديم‌ و هر چه‌ شما را جست‌وجو كرديم‌ نيافتيم‌ لذا بدترين‌ شبي‌ را سپري‌ كرديم‌ كه‌ گروهي‌ شب‌ را بر آن‌ مي‌گذرنند! رسول مبارك ص  فرمودند: «دعوتگر جن‌ به‌نزد من‌ آمده‌ بود پس‌ همراه‌ وي‌ رفتم‌ و بر آنان‌ قرآن‌ خواندم‌». آن‌گاه‌ ما را با خود بردند و آثار جن‌ و آتش‌هايي‌ را كه‌ برپا كرده ‌بودند، براي‌ ما نشان‌ دادند. وآن‌ گروه‌ كه‌ از جنيان‌ جزيره‌العرب‌ بودند از رسول‌ خدا ص خواهان‌ زاد و توشه‌ گرديدند. رسول‌ خدا ص به‌ آنان‌ فرمودند: «هر استخواني‌ كه‌ نام‌ خدا بر آن‌ برده‌ شده ‌است‌، از آن‌ شماست‌ و به‌گونه‌اي‌ كه‌ گوشتي‌ هر چه‌ وافرتر دارد در دست‌ شما مي‌افتد و هر پشكلي‌ علف‌ چهارپايان‌ شماست‌». و آن‌ حضرت‌ ص به‌ ما فرمودند: «با اين‌ دو چيز استنجا نزنيد زيرا اين‌ دو چيز غذاي‌ برادران‌ جني‌ شماست‌». ابن‌العربي‌ مي‌گويد: «ابن‌مسعود(رض) در اين‌ مورد از ابن‌عباس‌(رض) آگاهتر است‌ زيرا او شاهد رويداد بوده ‌است‌ در حالي‌ كه‌ ابن‌عباس‌(رض) آن‌ را شنيده ‌است‌ و شنيدن‌ كي ‌بود مانند ديدن‌».
 
[1] روايت‌ در اينجا با تلخيص‌ نقل‌ شد.سوره جن آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَلَن نُّشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌ گروه‌ از جن‌ به‌ قوم‌ خود گفتند: ما قرآن‌ شگرفي‌ را شنيديم‌ «كه‌ به‌سوي‌ رشد» يعني: به‌سوي‌ حق‌ و راستي‌ و شناخت‌ خداوند(ج) «راه‌ مي‌نمايد پس‌ به‌ آن ‌ايمان‌ آورديم» يعني: آن‌ را تصديق‌ كرديم‌ و باورمان‌ شد كه‌ از جانب‌ خداوند(ج) است‌ «و هرگز براي‌ پروردگارمان‌ كسي‌ را» از خلقش‌ «شريك‌ نمي‌آوريم» و با او خداي‌ ديگري‌ را به‌ پرستش‌ نمي‌خوانيم‌. بدين‌سان‌ بود كه‌ جنيان‌ با يك ‌بار گوش ‌فرا دادن‌ به‌ قرآن‌ به‌ آن‌ ايمان‌ آوردند و به‌وسيله‌ عقلهايشان‌ دريافتند كه‌ قرآن‌ كلام‌ خداي‌ تبارك‌وتعالي‌ است‌ اما كفار قريش‌ ـ به‌خصوص‌ رؤسايشان‌ ـ بارها و بارها همين‌ قرآن‌ را شنيدند اما از آن‌ هيچ‌ بهره‌اي‌ نبردند، با وجود آن‌كه‌ هم ‌پيامبر از خودشان‌ بود و هم‌ قرآن‌ را به‌ زبان‌ خودشان‌ بر آنان‌ مي‌خواند پس‌ دور از انتظار نبود كه‌ خداوند متعال‌ آنان‌ را مجازات‌ كند و به‌ قتل‌ و ذلتشان‌ بكشاند.
آيه‌ كريمه‌ دال‌ بر اين‌ است‌ كه‌ بزرگترين‌ پيام‌ دعوت‌ محمد ص، توحيد خداوند(ج) و بريدن‌ از شرك‌ و اهل‌ آن‌ مي‌باشد.
	سوره جن آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّهُ تَعَالَى جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌ جنيان‌ افزودند: «و حقا كه‌ بلند است‌ بزرگي» و شأن‌ و جلال‌ «پروردگار ما» از آنچه‌ كه‌ به‌ او از زن‌ و فرزند نسبت‌ مي‌دهند. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: قدرت ‌پروردگار ما بزرگ‌ است‌ زيرا «جد» قدرت‌ وي‌ است‌. قرائت‌ ديگر: «جد» به‌ كسر جيم‌ است‌. يعني‌ ربوبيت‌ پروردگار ما راست‌ و حق‌ است‌. گويي‌ جنيان‌ از قرآن‌ حقايقي‌ را دريافتند كه‌ آنها را بر خطاي‌ عقيده‌ شركي‌شان‌ آگاه‌ و بيدار ساخت‌. همچنين‌ احتمال‌ دارد كه‌ مراد از «جد» ملك‌ و فرمانروايي‌ يا توانگري ‌باشد چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌است: «لا ينفع‌ ذا الجد منك‌ الجد» كه‌ ابوعبيده‌(رض) در معناي‌ آن‌ گفته ‌است: «هيچ‌ توانگري‌ را توانگري‌ و ثروتش‌ در برابر تو سود نمي‌رساند». آن‌ جنيان‌ افزودند: «همسر و فرزندي‌ برنگرفته‌ است» يعني: برتر است‌ شأن‌ و جلال‌ و عظمت‌ پروردگار ما از اين‌كه‌ زن‌ يا فرزندي‌ برگيرد، آن‌گونه‌ كه‌ گروهي‌ از كفار اين‌ نسبت‌ ناروا را به‌ وي‌ مي‌دهند.
چنين‌ بود كه‌ جنيان‌ به‌ مجرد شنيدن‌ قرآن‌ بالبداهه‌ دريافتند كه‌ خداي‌ عزوجل ‌از برگرفتن‌ زن‌ و فرزند پاك‌ و منزه‌ است‌.
 
	سوره جن آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّهُ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّهِ شَطَطاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌ جنيان‌ افزودند: «و اين‌ كه‌ جاهل‌ ما بر خداوند دروغ‌ را افترا مي‌بست» به‌ اين‌ ترتيب‌، جنيان‌ سخن‌ مشركان‌ و جاهلانشان‌ را در بربستن‌ دروغ‌ بر خداي‌ سبحان‌ در رابطه‌ با گرفتن‌ زن‌ و فرزند و غير اين‌ از مزخرفات‌، رد و انكار نموده‌ و آنان‌ را به‌ سفاهت‌ و كودني‌ محكوم‌ نمودند. سفيه: سبك‌ مغز و كودني‌ است‌ كه‌ اين ‌سبك‌مغزي‌ وي‌ ناشي‌ از حماقت‌ و جهالتش‌ مي‌باشد. شطط: غلو و افراط در كفر، دوري‌ از حق‌ و راستي‌ و گذشتن‌ از حد است‌.
 
	سوره جن آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن تَقُولَ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌ جنيان‌ افزودند: «و اين‌كه‌ ما چنين‌ پنداشتيم‌ كه‌ انس‌ و جن‌ هرگز بر خداوند دروغ‌ نمي‌بندند» آن‌گاه‌ كه‌ گفتند: خداوند داراي‌ شريك‌ و زن‌ و فرزند است‌ پس ‌از اين‌ روي‌ آنها را در سخنانشان‌ تصديق‌ كرديم‌ و هرگز اين‌ امر به‌ فكر ما خطور نمي‌كرد كه‌ كسي‌ جرأت‌ كند تا بر خداي‌ عزوجل‌ دروغ‌ بربندد لذا بر اساس‌ اين‌ باور بود كه‌ سخن‌ دعوتگران‌ به‌سوي‌ شرك‌ و متوليان‌ خدايان‌ دروغين‌ را باور كرديم‌ و چون‌ سرانجام‌ قرآن‌ را شنيديم‌، سر انجام‌ به‌ بطلان‌ سخن‌ اين‌ مدعيان‌ پريشان‌گوي‌ پي‌ برديم‌. و چنان‌كه‌ رازي‌ گفته‌است: اين‌ اقراري‌ است‌ از سوي‌ جنيان‌ بر اين‌ امر كه‌ آنها فقط به‌سبب‌ تقليد در اين‌ جهالتها درافتاده‌ بودند.
 
آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَ