ود و قيام‌ شب‌ بعد از فرضيت‌ ـ در حق‌ امت‌ ـ به‌ نافله‌ تبديل‌ گرديد». يادآور مي‌شويم‌ كه‌ اين‌ فرضيت‌ در مورد رسول‌ اكرم‌ ص به‌ حال‌ خود باقي‌ ماند.
«و قرآن‌ را به‌ ترتيل‌ و شيوايي‌ بخوان» يعني: آن‌ را با تأني‌اي‌ همراه‌ با تدبر، شمرده‌ شمرده‌ و حرف ‌به ‌حرف‌ بخوان‌. ترتيل‌ آن‌ است‌ كه‌ تمام‌ حروف‌ به‌شيوايي ‌بيان‌ گرديده‌ و حق‌ اشباع‌ به‌ آن‌ داده‌ شود بي‌آن‌كه‌ در نطق‌ آن‌ تكلف‌ و زحمتي ‌روي‌ دهد. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص نمازها را بدين‌ صورت ‌مي‌خواندند. عائشه‌ رضي‌الله عنها مي‌گويد: «رسول‌ خدا ص چون‌ سوره‌اي‌ از قرآن‌ را مي‌خواندند، آن‌ را چنان‌ به‌ ترتيل‌ و شمرده‌شمرده‌ تلاوت‌ مي‌كردند كه‌ ازآنچه‌ بود هم‌ طولاني‌تر مي‌نمود». در صحيح‌ بخاري‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ از انس‌(رض) راجع‌ به‌ قرائت‌ رسول‌ خدا ص پرسيدند، گفت: قرائت‌ ايشان‌ مد بود، سپس‌ خواند: (بسم‌ الله‌ الرحمن‌ الرحيم) به‌طوري‌ كه‌ در الله، رحمن‌ و رحيم‌ هر سه ‌مد كشيد. يادآور مي‌شويم‌؛ احاديث‌ بسياري‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ بر استحباب‌ ترتيل‌ و خوش‌ساختن‌ صوت‌ در قرائت‌ دلالت‌ مي‌كند و از آن‌ جمله‌ اين ‌حديث‌ شريف‌ است: «زينوا القرآن‌ بأصواتكم:  قرآن‌ را با صداهاي‌ خويش‌ مزين ‌گردانيد». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «ليس‌ منا من‌ لم‌ يتغن‌ بالقرآن: كسي‌ كه‌ قرآن‌ را به‌ آواز نخواند، از ما نيست‌». بغوي‌ از ابن‌مسعود(رض) روايت‌كرده ‌است‌ كه‌ فرمود: «قرآن‌ را پراكنده‌ ـ مانند سنگريزه‌ ـ نخوانيد و آن‌ را به‌شتاب‌ ـ مانند به‌ شتاب ‌خواندن‌ شعر ـ نيز نخوانيد بلكه‌ در برابر شگفتيهاي‌ آن‌ بايستيد و دلها را به‌وسيله‌ آن‌ به‌طرب‌ درآوريد پس‌ تمام‌ هم‌ و غم‌ شما رسيدن‌ به‌آخر سوره‌ نباشد».
قابل‌ ذكر است‌ كه‌ در وجوب‌ ترتيل‌ قرآن‌ خلافي‌ نيست‌ بلكه‌ خلافي‌ كه‌ هست ‌در تلحين‌ و تغني‌ به‌ آن‌ است‌ كه‌ گروهي‌ ـ از آن‌ جمله‌ امام‌ مالك‌ و امام‌ احمد ـ به‌ كراهت‌ آن‌ نظر داده‌اند و گروهي‌ ديگر ـ از آن‌جمله‌ امام‌ ابوحنيفه‌ و امام‌ شافعي ‌ـ به‌ جايز بودن‌ آن‌ نظر دارند و هر دو گروه‌ هم‌ احاديثي‌ را بر تأييد نظرشان ‌آورده‌اند. ولي‌ حق‌ اين‌ است‌ كه‌ بايد دراين‌ باره‌ روش‌ ميانه‌اي‌ را برگزيد پس‌ اگر چنان‌ بود كه‌ لحن‌ و خوش‌ صدايي‌، الفاظ قرآن‌ را تغيير مي‌داد و به‌ شيوه‌هاي‌ اداي ‌كلمات‌ خلل‌ وارد مي‌كرد، يا تكلف‌ و تصنعي‌ پديد مي‌آورد كه‌ به‌ آهنگهاي ‌موسيقي‌ شباهت‌ داشت‌، چنين‌ تلحين‌ و خوش‌صدايي‌اي‌ در خواندن‌ قرآن‌ حرام ‌است‌ و ممنوع‌ اما چنانچه‌ تلحين‌ و خوش‌صدايي‌ براي‌ ايجاد رقت‌ و تعميق‌ انديشه‌ در قرآن‌ و بر سر حزن‌آوردن‌ خواننده‌ بود و به‌ اندرز گرفتن‌ و متأثر شدن‌ وي‌ از معاني‌ قرآن‌ مي‌انجاميد، در اين‌ صورت‌ دليلي‌ بر منع‌ آن‌ وجود ندارد بلكه‌ ادله‌ مفيد جايز بودن‌ آن‌ است‌.
مخصوص‌ بودن‌ خطاب‌ در اين‌ آيه‌ براي‌ رسول‌ خدا ص در مورد دستور دادنشان‌ به‌ قيام‌ شب‌، ظاهرا اين‌ معني‌ را مي‌رساند كه‌ تهجد مخصوصا برايشان‌ فرض‌ بوده‌ است‌. كه‌ رأي‌ اكثر علما نيز همين‌ است‌. پس‌ معني‌ نافله‌ در آيه:(وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ ) «اسراء/79» نيز، نفل‌ بودن‌ تهجد بر آن ‌حضرت‌ ص نيست‌ بلكه‌ معني‌ آيه‌ اين‌ است‌ كه‌ تهجد در حق‌ ايشان‌ امري‌ است‌ افزون‌ بر فرايض‌ ديگري‌ كه‌ امتشان‌ نيز در آنها مشاركت‌ دارند و قول‌ راجح‌ هم‌ اين ‌است‌ كه‌ فرضيت‌ تهجد فقط در مورد امت‌ منسوخ‌ گرديده‌ و اين‌ فرضيت‌ براي‌ رسول‌اكرم‌ ص به‌ حال‌ خود باقي‌ بوده ‌است‌.
 
آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ وَاللَّذَانَ يَأْتِيَانِهَا مِنكُمْ فَآذُوهُمَا فَإِن تَابَا وَأَصْلَحَا فَأَعْرِضُواْ عَنْهُمَا إِنَّ اللّهَ كَانَ تَوَّاباً رَّحِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آن‌ دوكس‌ از شما كه‌ زنا مي‌كنند» يعني‌: آن‌ مرد و زني‌ كه‌ از ميان‌ مردان‌ و زنان‌ شما مرتكب‌ عمل‌ زشت‌ زنا مي‌گردند «پس‌ آنان‌ را آزار دهيد» وبرنجانيدشان؛ با زدن‌ و توبيخ‌ و تشر و سرزنش‌. خطاب‌ در اينجا متوجه‌ حكام‌ و «اولي‌الامر» جامعه‌ اسلامي‌ است‌. آري‌! در آغاز، حكم‌ زن‌ زناكار، زنداني‌ساختنش‌ در خانه‌ و آزار رساندن‌ به‌ وي‌ ـ هر دو ـ بود و حكم‌ مرد زناكار آزار رساندن‌ او بود بدون‌ زندان‌. «پس‌ اگر توبه‌ كردند» از فعل‌ زنا «و به‌ صلاح ‌آمدند» و نيكوكاري‌ پيش‌ گرفتند «از» تعذيب‌ و آزار «آنان‌ دست‌ برداريد، زيرا خداوند توبه‌پذير مهربان‌ است‌» اين‌ حكم‌ چنان‌كه‌ گفتيم‌، قبل‌ از نزول‌ آيه‌ حد بود و با نزول‌ آن‌ منسوخ‌ گرديد.
 
	سوره مزّمِّل آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ ما سخني‌ سنگين‌ را بر تو نازل‌ خواهيم‌ كرد» يعني: ما به‌ زودي‌ قرآن‌ را بر تو وحي‌ خواهيم ‌كرد و بدان‌كه‌ قرآن‌ كلامي‌ است‌ كه‌ فرايض‌ و حدود و حلال‌ وحرام‌ آن‌ سنگين‌ است‌ و آن‌ را جز قلب‌ مؤيد به‌ توفيق‌ و نفس‌ مزين‌ به‌ توحيد، كسي‌ ديگر تحمل‌ نتواند كرد. گاهي‌ مراد از «قول‌ ثقيل‌» اين‌ است‌ كه‌ وحي‌ قرآن ‌سنگين‌ است‌ چنان‌كه‌ در احاديث‌ شريف‌ آمده‌است‌. عائشه‌ رضي‌الله عنها مي‌گويد: «من‌ مي‌ديدم‌ كه‌ وحي‌ در روز بسيار سردي‌ بر رسول‌ خدا ص نازل ‌مي‌شد و درحالي‌ از ايشان‌ قطع‌ مي‌گرديد كه‌ از پيشاني‌ مبارك‌ عرق‌ سرازير بود».
 
	سوره مزّمِّل آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءاً وَأَقْوَمُ قِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان‌ ناشئه‌ شب» براي‌ قيام‌ شب‌ چنانچه‌ بعد از خواب‌ باشد، «ناشئه‌» گفته‌ مي‌شود زيرا خوابيدن‌ در اول‌ شب‌ و آن‌گاه‌ برخاستن‌ براي‌ نماز و نياز، كاري ‌است‌ كه‌ تجديد و انشاء مي‌شود و در واقع‌ نوعي‌ نشأه‌ است‌. آري‌! اين‌ گونه‌ شب‌خيزي‌ «سخت‌تر است‌ در فشار» و سنگين‌تر است‌ بر نمازگزار نسبت‌ به‌ اداي ‌نماز روز زيرا شب‌ براي‌ خواب‌ است‌. يا معني‌ اين‌ است: شب‌خيزي‌ موافقت‌ دل‌ و زبان‌ را با همديگر بيشتر در بر دارد و به‌ فهم‌ قرآن‌ و حضور دل‌ بيشتر كمك‌ مي‌كند «و از لحاظ تلفظ استوارتر است» يعني: خواندن‌ قرآن‌ در شب‌ استوارتر و تلفظ آن‌ درست‌تر است‌ از آن‌ جهت‌ كه‌ حضور قلب‌ در آن‌ فراهم‌، سروصداها در آن ‌خاموش‌ و دنيا در آن‌ آرام‌ و ساكت‌ مي‌باشد.
 
	سوره مزّمِّل آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ لَكَ فِي اَلنَّهَارِ سَبْحاً طَوِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ تو را در روز شغلي‌ است‌ بسيار» يعني: اي‌ پيامبر ص! تو روز بسيا