 پرمشغله‌اي‌ داري‌ زيرا سخت‌ به‌ كار دعوت‌ مشغول‌ هستي‌ و در كنار آن‌ به‌ حوايج‌ و ضروريات‌ شخصي‌ خود نيز مي‌پردازي‌ پس‌ در روز بسيار گشت‌وگذار و تحرك ‌داري‌، از اين‌ جهت‌ تهجد را به‌ شب‌ موكول‌ كن‌ چرا كه‌ مناجات‌ با ما ايجاب ‌فراغت‌ را مي‌كند و در اثناي‌ روز تماما براي‌ انجام‌ عبادت‌ و تلاوت‌ فارغ نمي‌شوي‌.
 
	سوره مزّمِّل آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نام‌ پروردگار خود را ياد كن» در شب‌ و روز به‌ بسياري‌ «و از همه‌ چيز بگسل‌ و به‌ او پيوسته‌ شو» يعني: با گسستي‌ محكم‌ از همه‌چيز بگسل‌ و به‌سوي‌ خداوند(ج) متوجه‌ شو؛ با مشغول ‌شدن‌ به‌ عبادت‌ وي‌ و درخواست‌ راحت‌ و رحمت‌ و فضل ‌عظيمي‌ كه‌ نزد وي‌ است‌. البته‌ مراد گسستن‌ از مشاغل‌ زندگي‌ و دست‌ برداشتن‌ ازكسب‌ معاش‌ از راههاي‌ شرافتمندانه‌ نيست‌ زيرا رسول‌ خدا ص از انقطاع‌ و گسستن ‌از جامعه‌ و مردم‌ نهي‌ كرده‌اند پس‌ معني‌ آيه: گسستن‌ به‌سوي‌ خداي‌ عزوجل‌ با اخلاص‌ در عبادت‌ است‌ لذا پيمودن‌ راه‌ نصاري‌ در فروگذاشتن‌ ازدواج‌ و گوشه‌نشيني‌ در صومعه‌ها و ديرها، انقطاعي‌ است‌ كه‌ در شريعت‌ ما از آن‌ نهي‌ به‌ عمل‌ آمده‌ است‌.
 
	سوره مزّمِّل آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پروردگار مشرق‌ و مغرب‌ است‌، خدايي‌ جز او نيست‌ پس‌ او را كارساز خود گير» يعني: چون‌ شناختي‌ كه‌ فقط او مختص‌ پروردگاري‌ است‌ پس‌ فقط او را كارساز خود گير و در تمام‌ امور خود فقط به‌ او تكيه‌ كن‌ و بدان‌كه‌ او ضامن‌ وعده ‌خويش‌ به‌ پيروزي‌ توست‌. وكيل: كارساز و پردازنده‌ امور است‌.
 
	سوره مزّمِّل آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بر آنچه‌ مي‌گويند» كفار از سخنان‌ آزاردهنده‌ و دشنامها و تمسخرها «صبر كن» و از اين‌ امور، ناشكيب‌ و بي‌قرار نشو «و آنان‌ را به‌ ترك‌كردني‌ نيكو ترك ‌كن» يعني: متعرض‌ كافران‌ نشو و خود را به‌ عمل‌ متقابل‌ عليه‌ آنان‌ مشغول‌ نكن‌. به‌قولي‌ديگر: هجر جميل‌؛ دوري‌ گزيدن‌ و ترك‌ كردني‌ است‌ كه‌ سرزنشي‌ در آن ‌نباشد. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ اين‌ حكم‌ به‌ قبل‌ از صدور فرمان‌ قتال‌ مربوط بود و آيه‌ قتال‌ آن‌ را منسوخ‌ كرد. صاحب‌ تفسير «المنير» مي‌گويد: «اما به‌نظر من‌ اين‌ روش‌ هميشگي‌ و سياست‌ ثابت‌ دعوت‌ اسلامي‌ است‌ كه‌ دعوتگران‌ راه‌ خدا(ج) هميشه‌ و در هر عصري‌ به‌ آن‌ نياز دارند». چنان‌كه‌ ابوالدرداء(رض) مي‌گويد: «ما بر روي ‌گروههايي‌ از مردم‌ مي‌خنديم‌ در حالي‌ كه‌ دلهاي‌ ما آنان‌ را لعنت‌ مي‌كند».
 
سوره مزّمِّل آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مرا با تكذيب‌ كنندگان‌ صاحب‌ نعمت‌ واگذار» يعني: مرا با منكران‌ متنعم‌ و صاحبان‌ ثروت‌ و رفاه‌ و لذت‌ دنيوي‌ واگذار همانان‌ كه‌ بر انجام‌ طاعت‌ از ديگران ‌تواناترند و وجايب‌ و حقوقي‌ بر ذمه‌ آنان‌ است‌ كه‌ بر ذمه‌ ديگران‌ نيست‌ پس‌ هم‌وغم‌ خويش‌ را صرف‌ آنان‌ نكن‌ زيرا من‌ از جاي‌ تو كار آنان‌ را بسنده‌ام‌ و براي ‌تو از آنان‌ انتقام‌ مي‌گيرم‌ «و به‌ آنان‌ اندكي‌ مهلت‌ ده» يعني: تا به‌ سررسيدن ‌اجلهايشان‌، يا تا فرودآمدن‌ عذاب‌ دنيا بر آنان‌. نعمت: به‌ فتح‌ نون‌ عبارت‌ از تنعم‌ و رفاه‌ و به‌ كسر نون: انعام‌ دادن‌ يا نام‌ چيزي‌ است‌ كه‌ انسان‌ به‌وسيله‌ آن‌ از نعمت ‌برخوردار مي‌گردد.
سبب‌ نزول: اين‌ آيه‌ درباره‌ سران‌ قريش‌ و رؤساي‌ مكه‌ ـ يعني‌ كساني‌ كه‌ عليه ‌دعوت‌ كمر بسته‌ بودند ـ نازل‌ گرديد.
 
	سوره مزّمِّل آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ لَدَيْنَا أَنكَالاً وَجَحِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان‌ نزد ما بندهاي‌ گراني‌ است» انكال: بندها و زنجيرهاي‌ گران‌ و سنگين‌ يا انواع‌ عذاب‌ سهمگين‌ براي‌ كافران‌ در آخرت‌ است‌ «و» نزد ما «جحيمي ‌است» يعني: آتش‌ شعله‌ور افروخته‌ بسيار سوزاني‌ است‌.
 
	سوره مزّمِّل آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ وَطَعَاماً ذَا غُصَّةٍ وَعَذَاباً أَلِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» نزد ما «طعام‌ گلوگيري‌ است» كه‌ در گلو گير مي‌كند پس‌ نه‌ فرو مي‌رود و نه‌ بيرون‌ مي‌آيد؛ مانند خار تازه‌، خون‌، و چرك‌ و زردآب‌ و غيره‌ «و» نزد ما «عذاب‌ دردناكي‌ است» يعني: نوع‌ ديگري‌ از عذاب‌ است‌؛ غير از آنچه‌ كه‌ ذكرشد.
 
	سوره مزّمِّل آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ وَكَانَتِ الْجِبَالُ كَثِيباً مَّهِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«روزي‌ كه‌ زمين‌ و كوهها بلرزد» و همه‌ كساني‌ را كه‌ در آن‌ قرار دارد، به ‌اضطراب‌ آورد. رجفه: زلزله‌ شديد است‌ «و كوهها چون‌ تل‌ ريگ‌ از هم ‌پاشيده‌اي ‌گردند» كثيب: توده‌ ريگ‌ گردآورده‌ است‌. مهيل: ريگ‌ رواني‌ است‌ كه‌ زير پا گير نكند. يعني: كوه‌ها بعد از آن‌ كه‌ صخره‌ سنگهايي‌ سخت‌ بوده‌اند، به‌ ريگهايي ‌تبديل‌ مي‌شوند كه‌ از شدت‌ تكان‌ و زلزله‌، پاشان‌ و روان‌ گرديده‌اند به‌طوري‌كه ‌انسان‌ و حيوان‌ در آن‌ مي‌لغزد.
بعد از آن‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ مردم‌ مكه‌ و امثالشان‌ را از هول‌ و هراسهاي‌ روز قيامت‌ بيم‌ داد، اينك‌ آنان‌ را از هول‌ و هراسهاي‌ دنيا كه‌ امتهاي‌ دروغ‌انگار گذشته ‌با آن‌ روبرو شده‌اند، بيم‌ مي‌دهد:
 
	آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوَءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ فَأُوْلَئِكَ يَتُوبُ اللّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللّهُ عَلِيماً حَكِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«جز اين‌ نيست‌ كه‌ وعده‌ قبول‌ توبه‌ بر الله لازم‌ است‌» يعني‌: حق‌ تعالي‌ خود بر خويشتن‌ واجب‌ گردانيده‌ كه‌ توبه‌ توبه‌كاران‌ را ـ چنانچه‌ به‌سويش‌ توبه‌كارشوند ـ بپذيرد و از آنها درگذرد، اما اعتقاد ما بر اين‌ است‌ كه‌ پذيرفتن‌ توبه‌، عقلا بر خداي‌ متعال‌ واجب‌ نيست‌. البته‌ پذيرش‌ توبه‌ «تنها براي‌ كساني‌ است‌ كه‌ از روي ‌جهالت‌ مرتكب‌ ناشايستي‌» يعني‌: گناهان‌ «مي‌شوند» مراد از جهالت‌ در اينجا: عدم‌ شناختن‌ گناه‌ نيست‌، بلكه‌ سبكسري‌ و بي‌شرمي‌ در ارتكاب‌ عمل‌ گناه‌ آلودي ‌است‌ كه‌ ارتكاب‌ آن‌ سزاوار شأن‌ شخص‌ خردمند نمي‌باشد. البته‌ اين‌ حالت‌سبكسري‌، در هنگام‌ فوران‌ شهوت‌، يا فوران‌ خشم‌ بر انسان‌ پديد مي‌آيد. ولي‌ابن‌عباس‌ك مي‌گويد: «هركس‌ كه‌ مرتكب‌ عمل‌ ناشايستي‌ 