‌ خود را بازخريد كند و در قبال‌ آزادي‌ وي‌ از اوفديه‌اي‌ مي‌گرفت‌ و رهايش‌ مي‌كرد». در روايت‌ بخاري‌ اضافه‌ شده‌است‌: «همان ‌بود كه‌ اين‌ آيه‌كريمه‌ نازل‌ شد». حاصل‌ مطلب‌ اين‌ كه‌: آنها مهر را همچون‌ ثمن‌ وبهايي‌ براي‌ زن‌ به‌حساب‌ مي‌آوردند.
آري‌! اين‌ كار را نكنيد «تا بخشي‌ از آنچه‌ را به‌ آنان‌ داده‌ايد، به‌دست‌ آريد» ومهر را از آنان‌ بازپس‌ گرفته‌ و از چنگشان‌ به‌ در بريد «مگر آن‌ كه‌ مرتكب‌ زشتكاري‌آشكاري‌ شوند» اين‌ استثنا مخصوص‌ شوهر است‌ نه‌ نزديكان‌ وي‌. يعني‌: فقط شوهر اين‌ امكان‌ را دارد كه‌ با زن‌ فسادپيشه‌ خود روشي‌ سختگيرانه‌ داشته‌ باشد. ابوقلابه‌ مي‌گويد: «هرگاه‌ زن‌ شخص‌ مرتكب‌ زنا شد، پس‌ باكي‌ نيست‌ كه‌ به‌ او زيان‌ رسانده‌ و در معاشرت‌ بر وي‌ سخت‌ بگيرد و او را زير فشار و آزار بگذارد تاآن‌ كه‌ از مهر خويش‌ براي‌ وي‌ درگذرد. يعني‌ اين‌ كه‌ از وي‌ فديه‌ بازستاند». جمعي‌ گفته‌اند: مراد از (فاحشه‌: زشتكاري) در آيه‌ كريمه‌، بدزباني‌ زن‌ وناسازگاري‌ وي‌ با شوهر است‌. اما ابن‌جرير ترجيحا برآن‌ است‌ كه‌ كلمه‌ (فاحشه) عام‌ است‌ و شامل‌ زنا، ناسازگاري‌، بدزباني‌ و اعمالي‌ از اين‌ دست‌ همه‌ مي‌شود «و با زنان‌ به‌ وجه‌ پسنديده‌ زندگاني‌ كنيد» يعني‌: به‌ آن‌ شيوه‌اي‌ كه‌ در شريعت‌ و درميان‌ خانواده‌ زن‌، پسنديده‌ شناخته‌ شده؛ چون‌ خوشرفتاري‌، انفاق‌ بر آنان‌ به‌ طوردرست‌ و دادن‌ حق‌ آنان‌ در شب‌ گذراني‌. البته‌ اين‌ معني‌ در كمربند همان‌ اموري‌است‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ حلال‌ گردانيده ‌است‌ بنابراين‌، خوشرفتاري‌ با زنان‌ به‌ معني ‌آزاد گذاشتن‌ آنان‌ در ارتكاب‌ محرمات‌ نيست‌.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌اكرم‌ص فرمودند: «خيركم‌ خيركم‌ لاهله‌ وانا خيركم‌ لاهلي‌: بهترين‌ شما، بهترين‌ شماست‌ براي‌ خانواده‌اش‌ و من‌ بهترين ‌شما هستم‌ براي‌ خانواده‌ام». «و اگر آنان‌ را» يعني‌: زنانتان‌ را «دوست‌ نداريد» به‌سببي‌ از اسباب‌، بي‌آن‌ كه‌ مرتكب‌ بدكاري‌، يا ناسازگاري‌ شده‌ باشند، پس‌ بايد صبر كنيد و شكيبايي‌ ورزيد و در امر جداشدن‌ از آنان‌ شتاب‌ نكنيد «زيرا چه‌بسا چيزي‌ را ناخوش‌ بداريد و خداوند در آن‌ خير بسياري‌ نهاده‌ باشد» از قبيل‌ استمرار ومداومت‌ صحبت‌ و به‌ دنيا آمدن‌ فرزندان‌ صالح‌ و شايسته‌ از آن‌ زني‌ كه‌ دوستش‌نداريد. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «مرد مؤمن‌ از زن‌ مؤمنه‌ نفرت‌ نورزد زيرا اگر از نظر شكل‌ و شمايل‌ و رفتار، او را نمي‌پسندد، چه‌ بسا از بعدي‌ ديگر ازوي‌ راضي‌ گردد».
 
سوره مدّثر آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلْتُ لَهُ مَالاً مَّمْدُوداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مالي‌ فراوان‌ به‌ او بخشيدم» زيرا وليدبن‌ مغيره‌ ثروتمند مشهوري‌ بود.
 
	سوره مدّثر آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ وَبَنِينَ شُهُوداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و فرزنداني‌ حاضرشده» يعني: فرزنداني‌ به‌ او بخشيدم‌ كه‌ همراهش‌ در مكه‌ حاضرند، نه‌ مسافرت‌ مي‌كنند و نه‌ نيازي‌ به‌ پراكنده ‌شدن‌ در سرزمينها براي ‌جست‌وجوي‌ رزق‌ و روزي‌ دارند، از آن‌ جهت‌ كه‌ مال‌ پدرشان‌ فراوان‌ بود پس ‌غلامان‌ و خادمانشان‌ عهده‌دار اين‌ مسافرتها بودند و وليد هميشه‌ از نعمت‌ و لذت ‌وجود و حضور پسرانش‌ برخوردار بود. نقل‌ است‌ كه: او جمعا سيزده‌ فرزند داشت‌ كه‌ همه‌ پسر بودند و سه‌ تن‌ از آنان‌ به‌ نامهاي‌ خالد، عمار و هاشم‌  ايمان ‌آوردند.
 
	سوره مدّثر آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و برايش‌ وسعت‌ دادم‌ وسعت‌دادني» يعني: به‌ او در زندگي‌ مادي‌، طول‌ عمر، رياست‌ در قريش‌ و نفوذ و اعتبار، عيشي‌ خوش‌ و امكان‌ و ميداني‌ بسيار عطا كردم‌؛ تا بدانجا كه‌ او را ريحانه‌ و دردانه‌ (وحيد) قريش‌ لقب‌ داده‌ بودند. يعني: او در استحقاق‌ رياست‌ و رهبري‌ و پيشوايي‌ آنان‌، يك‌ويكدانه‌ است‌.
 
	سوره مدّثر آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«باز هم‌ طمع‌ دارد كه‌ بيفزايم» بر مال‌ و جاه‌ و امكانات‌ او در حالي‌ كه‌ شكر اين ‌نعمت‌ها را كه‌ همانا پذيرش‌ اسلام‌ و انجام‌ دادن‌ تكاليف‌ آن‌ است‌، به‌جا نياورده‌ است‌.
	سوره مدّثر آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«حاشا و كلا» يعني: هرگز اين‌ نعمت‌ها را بر او نمي‌افزايم‌ «زيرا او به‌ آيات‌ ما ستيزنده‌ است» يعني: او دشمن‌ آيات‌ ما است‌ و به‌ اين‌ آيات‌ كه‌ بر پيامبر خويش‌ص فرود آورده‌ايم‌، كافر مي‌باشد.
 
	سوره مدّثر آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«زودا كه‌ مشقتي‌ سنگين‌ بر او تكليف‌ دهم» يعني: به‌زودي‌ او را درگير عذاب ‌سخت‌ و سنگيني‌ مي‌كنم‌ كه‌ هيچ‌ راحتي‌ در آن‌ نباشد. ارهاق: آن‌ است‌ كه‌ برانسان‌ چيز سنگيني‌ تحميل‌ شود كه‌ برداشت‌ آن‌ در توان‌ وي‌ نباشد. به‌قولي: «صعود» كوهي‌ در دوزخ‌ است‌ چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌است: «صعود كوهي‌ از آتش‌ در دوزخ‌ است‌ كه‌ او به‌ بالا رفتن‌ بر آن‌ مكلف‌ ساخته‌ مي‌شود پس‌چون‌ دست‌ خود را بر آن‌ مي‌گذارد، دستش‌ ذوب‌ مي‌شود و چون‌ دست‌ خود را برمي‌دارد، دستش‌ به‌ حال‌ خود برمي‌گردد و چون‌ پايش‌ را بر آن‌ مي‌گذارد، پايش ‌ذوب‌ مي‌شود اما وقتي‌ آن‌ را برمي‌دارد، به‌ حال‌ خود بازمي‌گردد».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6107.txt"> آيه  18</a><a class="text" href="w:text:6108.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:6109.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:6110.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:6111.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:6112.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:6113.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:6114.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:6115.txt"> آيه  26</a><a class="text" href="w:text:6116.txt">آيه  27-28-29</a><a class="text" href="w:text:6117.txt"> آيه  30</a><a class="text" href="w:text:6118.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:6119.txt"> آيه  32</a><a class="text" href="w:text:6120.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:6121.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:6122.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:6123.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:6124.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:6125.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:6126.txt">آيه  39</a><a class="text" href="w:text:6127.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:6128.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:6129.txt">آيه  42الي45</a><a class="text" href="w:text:6130.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:6131.txt">آيه  47</a></body></html>سوره مدّثر آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ او تأمل‌ كرد و بررسي‌ نمود» يعني: وليدبن‌مغيره‌ درباره‌ قرآن‌ و محمد ص انديشيد و نزد خود بررسي‌ و سنجش‌ كرد تا سرانجام‌ سخنش‌ درباره‌ آن ‌حضرت‌ ص را آماده‌ كرد كه