 كه‌ در آيه: (وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِ ‏) و آيه: (‏ إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ ‏ نَذِيراً لِّلْبَشَرِ ‏) نيز مراد از «ذكري‌» و «نذير» ترجيحا قرآن ‌است‌.
 
سوره مدّثر آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَةٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گويي‌ آنان‌ خراني‌ رم‌كرده‌اند» يعني: مانند خراني‌ هستند سخت‌ رمان‌ و گريزان‌؛
 
	سوره مدّثر آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كه‌ از تيراندازان» كه‌ آنها را به‌ تير بسته‌اند «گريخته‌ باشند» به‌قولي: قسوره ‌شير است‌. ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «چون‌ خران‌ وحشي‌ شير را ببينند، مي‌گريزند همچنين‌اند اين‌ گروه‌ مشرك‌ كه‌ چون‌ حضرت‌ محمد ص را ببينند، از ايشان ‌مي‌گريزند». پس‌ اين‌ تشبيه‌ آنان‌ را به‌ سختي‌ تقبيح‌ و تحقير نموده‌ و اعلام‌ مي‌داردكه‌ آنان‌ قومي‌ سخت‌ ابله‌اند.
	سوره مدّثر آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُؤْتَى صُحُفاً مُّنَشَّرَةً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بلكه‌ هر كدام‌ از آنان‌ مي‌خواهد كه‌ به‌ او نامه‌اي‌ سرگشاده‌ داده‌ شود» و بر او كتاب ‌و صحيفه‌اي‌ نازل‌ شود چنان‌كه‌ بر محمد ص نازل‌ شد.
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ گفته‌اند: كفار قريش‌ به‌ حضرت‌ محمدص گفتند: بايد صبح‌ كه‌ از خواب‌ برمي‌خيزيم‌، بالاي‌ سر هر يك‌ از ما نامه‌ گشاده‌اي‌ ازجانب‌ خدا(ج) قرار داشته‌ باشد بر اين‌ مضمون‌ كه‌ تو رسول‌ وي‌ هستي‌.
 
	سوره مدّثر آيه  53
‏متن آيه : ‏
‏ كَلَّا بَل لَا يَخَافُونَ الْآخِرَةَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كلا و حاشا» نه‌! سنت‌ خداوند(ج) هرگز چنين‌ نيست‌ بلكه‌ «حق‌ اين‌ است‌ كه ‌آنان‌ از آخرت‌ نمي‌ترسند» زيرا اگر آنان‌ از دوزخ‌ مي‌ترسيدند، چنين‌ معجزاتي‌ را پيشنهاد نمي‌كردند.
 
	سوره مدّثر آيه  54
‏متن آيه : ‏
‏ كَلَّا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كلا و حاشا» چنان‌ نيست‌ كه‌ آنان‌ مي‌پندارند بلكه‌ «حق‌ اين‌ است‌ كه‌ قرآن ‌پندي‌ است» كامل‌ و روشن‌.
 
	آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَنكِحُواْ مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتاً وَسَاء سَبِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: در جاهليت‌ رايج‌ بود كه‌ چون‌ پدران‌ مي‌مردند، فرزنداني‌ كه‌ از غير زنانشان‌ بودند، زنان‌ پدرانشان‌ را به‌ نكاح‌ خويش ‌درمي‌آوردند، پس‌ نازل‌ شد: «و با زناني‌ كه‌ پدرانتان‌ آنان‌ را به‌ ازدواج‌ خود درآورده‌اند، ازدواج‌ نكنيد» به‌ جهت‌ رعايت‌ كرامت‌ و احترام‌ و بزرگداشت‌ پدرانتان‌. اين‌ جمله‌ مفيد نهي‌ از آن‌ عادت‌ زشت‌ جاهليت‌ است‌ «مگر آنچه‌ كه‌ در گذشته‌» قبل‌ از نزول‌ اين‌ آيه‌ «رخ‌ داده‌است‌» كه‌ خداوند(ج) شمارا بر آن‌ مؤاخذه‌ نمي‌كند «همانا اين‌ كار ناشايست‌ و منفور مي‌باشد و بدراهي‌ است‌».
در جاهليت‌، نكاح‌ پسر با زن‌ پدر را ـ چنانچه‌ پدر مي‌مرد يا زن‌ خود را طلاق ‌مي‌داد ـ نكاح‌ «مقت» يعني‌ نكاح‌ مبغوض‌ و منفور مي‌ناميدند زيرا اين‌ كار از نظرصاحبان‌ خرد، سخت‌ منفور و ناپسند و بدترين‌ رسم‌ و روش‌ است‌. تعبير(آباء: پدران)، به‌ اجماع‌ علما؛ اجداد (پدر بزرگ‌ها) را نيز در بر مي‌گيرد.
سوره مدّثر آيه  55
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَن شَاء ذَكَرَهُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ هر كه‌ خواهد، آن‌ را بخواند» و از آن‌ پند گيرد، اين‌ پند را از آن‌ مي‌گيرد و هر كه‌ آن‌ را نصب‌ العين‌ خويش‌ گرداند، منافع‌ اين‌ كار به‌ خودش‌ برمي‌گردد.
 
	سوره مدّثر آيه  56
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و پند نگيرند جز آن‌كه‌ خدا بخواهد» برايشان‌ هدايت‌ را؛ پس‌ كار موكول‌ به ‌مشيت‌ حق‌ تعالي‌ است‌ «اوست‌ اهل‌ تقوي» يعني: حق‌ تعالي‌ سزاوار آن‌ است‌ كه‌ متقيان‌ از او بپرهيزند؛ با ترك‌ معاصي‌ و عمل‌ به‌ طاعاتش‌ «و اوست‌ اهل‌ مغفرت» يعني: اوست‌ سزاوار آن‌كه‌ براي‌ مؤمنان‌ با تقوي‌ گناهانشان‌ را بيامرزد و نيز سزاوار آن‌ است‌ كه‌ توبه‌ توبه‌كاران‌ را بپذيرد و گناهانشان‌ را بيامرزد. شايان‌ ذكراست‌ كه‌ رسول‌ خدا ص در حديث‌ شريف‌ ذيل‌ كه‌ مالك‌بن‌انس‌(رض) آن‌ را روايت‌كرده‌ است‌، اين‌ آيه‌ را چنين‌ تفسير نموده‌اند: «يقول‌ لكم‌ ربكم‌ جلت‌ قدرته‌ وعظمته‌ ؛ أنا أهل‌ أن‌ أتقي‌ فلا يجعل‌ معي‌ إله‌ غيري‌، ومن ‌اتقي‌ أن‌ يجعل‌ معي‌ الها غيري‌ فأنا أغفر له: پروردگار شما كه‌ قدرت‌ و عظمت‌ وي‌ بس‌ سترگ‌ و باشكوه‌ است‌، مي‌فرمايد: من‌ سزاوار آن‌ هستم‌ كه‌ از من‌ پروا شود و لذا خدايي‌ غير از من‌ با من ‌معبود قرار داده‌ نشود. پس‌ هر كس‌ از اين‌ امر كه‌ با من‌ خدايي‌ غير از من‌ قرار دهد، پرهيز كرد من‌ قطعا بر او مي‌آمرزم‌».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:6143.xml">صفحة (577) (آیه 1)</a><a class="folder" href="w:html:6164.xml">صفحة (578) (آیه 20) </a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6144.txt">وجه‌ تسميه: ﴿ سوره‌ قیامت ﴾</a><a class="text" href="w:text:6145.txt"> آيه  1</a><a class="text" href="w:text:6146.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:6147.txt"> آيه  3</a><a class="text" href="w:text:6148.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:6149.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:6150.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:6151.txt"> آيه  7</a><a class="text" href="w:text:6152.txt"> آيه  8</a><a class="text" href="w:text:6153.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:6154.txt"> آيه  10</a><a class="text" href="w:text:6155.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:6156.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:6157.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:6158.txt"> آيه  14</a><a class="text" href="w:text:6159.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:6160.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:6161.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:6162.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:6163.txt">آيه  19</a></body></html>﴿ سوره‌ قیامت ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (40) آیه است.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ بدين‌ سبب‌ «قيامت‌» ناميده‌ شده‌ كه‌ با سوگند الهي‌ به‌قيامت‌ آغاز گرديده‌ است‌ تا شأن‌ آن‌ را بزرگ‌ نموده‌ و بر وقوع‌ حتمي‌ و رد بر منكران‌ آن‌ تأكيد گذاشته‌ باشد.
سوره قيامة آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سوگند مي‌خورم‌ به‌ روز قيامت» «لا» در ﴿‏ لَا أُقْسِمُ ﴾ هم‌ در اين‌ آيه‌ و هم‌ در آيه ‌بعد زايد است‌ و اعراب‌ كلمه‌ «لا» را براي‌ تأكيد قسم‌ اضافه‌ مي‌كنند زيرا اگر مقسم‌عليه‌ منتفي‌ باشد، آوردن‌ كلمه‌ «لا» قبل‌ از قسم‌ براي‌ تأكيد نفي‌ جايز است ‌پس‌ معني‌ اين‌ است: «به‌ تأكيد سوگند مي‌خورم‌». جواب‌ قسم‌ محذوف‌ است‌ كه ‌مابعد آن‌ بر آن‌ دلالت‌ مي‌كند، يعني: «يقينا برانگيخته‌ مي‌شويد». البته ‌قسم‌ خورد