‌ نمي‌شمردند. پس‌، خداي‌ سبحان‌ بدين‌گونه‌ از به‌ نكاح‌ گرفتن‌ و به‌ نكاح دادن ‌كنيزي‌ كه‌ به‌ طور آشكار، يا پنهاني‌ به‌ عمل‌ زنا آلوده‌ باشد، نهي‌ كرد «آن‌گاه‌ چون ‌ازدواج‌ كردند، اگر مرتكب‌ فاحشه‌ شدند» فاحشه‌: در اينجا عبارت‌ از عمل‌ زنا است ‌«پس‌ بر آنان‌ نيمي‌ از عقوبت‌ زنان‌ آزاد است‌» يعني‌: چنان‌ عقوبتي‌ كه‌ تجزيه‌ آن‌ ممكن‌ باشد و آن‌ عبارت‌ از: جلد (زدن‌ تازيانه) است‌، نه‌ رجم‌ زيرا رجم ‌(سنگسار) نصف‌ نمي‌شود. بنابراين‌، مجازات‌ كنيزان‌ زناكار پنجاه‌ تازيانه‌ است ‌زيرا حد زناي‌ زن‌ آزاد غير محصنه‌ (شوهرنكرده) صد تازيانه‌ مي‌باشد.
امام‌ شافعي‌ مي‌گويد: «مسلمانان‌ اتفاق‌ نظر دارند بر اين‌ كه‌ اگر برده‌ مرتكب‌ زناشد، بر وي‌ رجمي‌ نيست‌، به‌ دليل‌ همين‌ آيه‌ كه‌ مجازاتشان‌ را نصف‌ مجازات‌ زنان‌آزاد گردانيده‌ است». از قيد (اذا احصن‌: درصورتي ‌كه‌ ازدواج‌ كرده‌ باشند) دانسته‌ مي‌شود كه‌: اگر كنيزي‌ زنا كرد كه‌ ازدواج‌ نكرده‌ بود، حدي‌ بر وي‌ نيست ‌بنابراين‌، ابن‌عباس‌ك بر آن‌ است‌ كه‌ بر چنين‌ كنيزي‌ حد جاري‌ نمي‌شود، بلكه ‌فقط به‌ منظور تأديب‌ مورد لت‌ وكوب‌ قرارمي‌گيرد. اما جمهور علما بر آنند كه‌ حد بر كنيز ازدواج‌ نكرده‌اي‌ نيز كه‌ مرتكب‌ زنا گردد، جاري‌ مي‌شود. «اين‌» ازدواج‌ با كنيزكان‌ مملوك‌ «براي‌ كسي‌ از شما» رخصت‌ است‌ «كه‌ از آلايش‌ گناه ‌بيم‌ دارد» به‌دليل‌ اين‌ كه‌ تمكني‌ ندارد تا با ازدواج‌ با زن‌ آزاد، عطش‌ شهوت‌ خويش‌ را فرو نشاند. عنت‌: مشقت‌ و زيان‌ و ترس‌ از درافتادن‌ در گناه‌ است‌. اما امام‌ ابوحنيفه‌ و يارانشان‌ ـ برخلاف‌ رأي‌ جمهور ـ در جايز بودن‌ نكاح‌ كنيزان‌، ترس‌ از آلوده‌شدن‌ به‌ گناه‌ و عدم‌ توان‌ مالي‌ بر ازدواج‌ با زنان‌ آزاد را شرط نكرده‌اند، بلكه‌ گفته‌اند: هر گاه‌ مرد با زن‌ آزادي‌ در حال‌ ازدواج‌ نبود، نكاح‌ كنيز مؤمن‌ و كتابي‌ برايش‌ جواز دارد، چه‌ قدرت‌ مالي‌ ازدواج‌ با زن‌ آزادي‌ را داشته‌ باشد، چه‌ نداشته‌ باشد و چه‌ از آلايش‌ به‌ گناه‌ بيم‌ داشته‌ باشد، چه‌ نداشته‌باشد زيرا مراد از آيه‌: ﴿وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ﴾  «مائده/‌5» زنان‌ پاكدامن‌اند و اين‌ معني‌ عام‌ است‌ در زنان‌ آزاد و غيرآزاد. «و صبر كردن‌» از نكاح‌ كنيزان ‌«براي‌ شما بهتر است‌» از نكاح‌ با آنان‌ زيرا نكاح‌ با آنان‌ به‌ برده ‌ساختن‌ فرزند، خوارساختن‌ نفس‌ و كاستي‌ مقام‌ و منزلت‌ شخص‌ مي‌انجامد «و خداوند آمرزنده ‌مهربان‌ است‌» لغزش‌هاي‌ شما را مي‌آمرزد و آنچه‌ را كه‌ سبب‌ مشقت‌ است‌، به‌ رحمت‌ خويش‌ از شما دور مي‌گرداند.
 
سوره قيامة آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن يُتْرَكَ سُدًى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا انسان‌ مي‌پندارد كه‌ به‌ امان‌ خود رها خواهد شد؟» يعني: مهمل‌ و عبث ‌فروگذاشته‌ خواهد شد؟ پس‌ نه‌ مورد امرونهي‌ قرار خواهد گرفت‌ و نه‌ مورد محاسبه‌ و مجازات‌ و مؤاخذه‌؟ هرگز چنين‌ نيست‌. پس‌ اين‌ آيه‌ دليل‌ تحقق‌ حتمي‌ رستاخيز است‌ زيرا جزا دادن‌ بر اعمال‌، امري‌ است‌ اجتناب‌ ناپذير؛ تا فرمانبر و نافرمان‌ با هم‌ برابر نباشند.
 
	سوره قيامة آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا نطفه‌اي‌ از مني‌ نبود كه‌ در رحم‌ ريخته‌ مي‌شد» يعني: آيا اين‌ انسان‌، قطره‌اي ‌از مني‌اي‌ كه‌ در رحم‌ ريخته‌ مي‌شود، نبود؟.
 
	سوره قيامة آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سپس‌ خون‌ بسته‌اي‌ بود» يعني: او بعد از نطفه‌، خون‌ بسته‌اي‌ بود زيرا مني‌ در نخستين‌ مرحله‌ از مراحل‌ تطور جنيني‌ خود، به‌ خون‌ بسته‌ تبديل‌ مي‌شود «پس‌ خداوند او را آفريد» يعني: خداوند متعال‌ بنا بر حساب ‌و كتاب‌ دقيقي‌ او را به‌ گوشت‌پاره‌اي‌ آفريده‌ شده‌ متطور ساخت‌ «پس‌ او را موزون‌ ساخت» يعني: آن‌گاه ‌اندامهاي‌ او را درست‌ و برابر كرد و آفرينش‌ او را كامل‌ گردانيد و در او روح ‌دميد.
 
	سوره قيامة آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس» بعد از قرار دادن‌ مني‌ در كوران‌ تطور جنيني‌ در رحم‌ «از آن» يعني: از مني‌ «دو قسم‌ را» يعني: دو صنف‌ از نوع‌ انسان‌ را «پديد آورد؛ نرينه‌ و مادينه ‌را» يعني: مرد و زن‌ را.
 
سوره قيامة آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَيْسَ ذَلِكَ بِقَادِرٍ عَلَى أَن يُحْيِيَ الْمَوْتَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا چنين‌ كسي» كه‌ اين‌ آفرينش‌ بديع‌ را انشا كرد و بر آفرينش‌ انسان‌ توانا گرديد «قادر نيست‌ كه‌ مردگان‌ را زنده‌ كند» يعني: اجسام‌ را با رستاخيز به‌ همان ‌حالي‌ كه‌ در دنيا بوده‌اند، برگرداند؟ قطعا بر اين‌ كار تواناست‌ زيرا اعاده‌ و بازگردانيدن‌ آفرينش‌ از ايجاد نخستين‌ آن‌ آسانتر است‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت ‌ابوهريره‌(رض) آمده‌است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «هر كس‌ از شما سوره‌ (‏ لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ ‏)  را مي‌خواند و به‌ فرموده‌ حق‌ تعالي:  (‏ أَلَيْسَ ذَلِكَ بِقَادِرٍ عَلَى أَن يُحْيِيَ الْمَوْتَى ‏)مي‌رسد، بايد بگويد: بلي‌! نه‌ چنان‌ است‌ كه‌ پروردگار ما بر زنده‌ كردن ‌مردگان‌ توانا نباشد بلكه‌ او بر آن‌ تواناست‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ چون‌ آن‌ حضرت‌ ص اين‌ آيه‌ را مي‌خواندند، مي‌فرمودند: «سبحانك‌ وبلي: پاك‌ و منزه‌ هستي‌ پروردگارا! نه‌ چنان‌ است‌ كه‌ توانا نباشي‌ بلكه‌ تو توانا هستي‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «هر كس‌ از شما سوره‌ (‏ وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ ‏) را مي‌خواند و به‌ آخر آن‌، يعني:(‏ أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ ‏) مي‌رسد، بايد بگويد: نه‌ چنان‌ است‌ كه‌ پروردگار ما احكم‌ الحاكمين‌ نباشد بلكه‌ من‌ بر اين‌ امر از گواهانم: (بلي‌ و أنا علي‌ ذلكم‌ من‌ الشاهدين)... و هر كس‌ سوره‌ (مرسلات) را مي‌خواند و به ‌آيه: (‏ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ ‏)مي‌رسد، بايد بگويد: (آمنا بالله) به‌ خداوند(ج) ايمان‌ آورديم‌».
 

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:6186.xml">صفحة (578) (آیه 1) </a><a class="folder" href="w:html:6193.xml">صفحة (579) (آیه 6) </a><a class="folder" href="w:html:6214.xml">صفحة (580) (آیه 26) </a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6187.txt">وجه‌ تسميه: ﴿ سوره‌ انسان ﴾</a><a class="text" href="w:text:6188.txt"> آيه  1</a><a class="text" href="w:text:6189.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:6190.txt"> آيه  3</a><a class="text" href="w:text:6191.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:6192.txt">آيه  5</a></body></