 آب و تباه مي‌شود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَصْعَدُ » : بالا مي‌رود و پذيرفته مي‌شود . « يَبُورُ » : تباه مي‌گردد و نابود مي‌شود ( نگا : فرقان‌ / 18 ، ابراهيم‌ / 28 ) .‏
 
آيه  146
‏متن آيه : ‏
‏ وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلاَّ مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِبَغْيِهِمْ وِإِنَّا لَصَادِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ روشن‌ مي‌سازد كه‌ آنچه‌ را در تورات‌ بر يهوديان‌ حرام ‌كرده‌ بود، محرماتي‌ است‌ كه‌ در اين‌ آيه‌ ذكر مي‌شود پس‌ اهل‌ جاهليت‌ از كجا و با چه‌ استنادي‌ چيزهاي‌ خاصي‌ را بر خود تحريم‌ كردند درحالي‌ كه‌ تحريم‌ آنها نه‌ درتورات‌ آمده‌ است‌ و نه‌ در قرآن‌؟
«و بر يهود هر جانور ناخن‌داري‌ را حرام‌ ساختيم‌» از مجاهد روايت‌ شده ‌است ‌كه‌ گفت: «مراد از جانور ناخن‌دار: هر حيواني‌ است‌ كه‌ انگشتان‌ پاي‌ آن‌ از هم ‌شكافته‌ نباشد زيرا حيواناتي‌ كه‌ انگشتان‌ آنها از هم‌ شكافته‌ است‌، بر يهوديان‌ حلال ‌بود. او اضافه‌ مي‌كند: چون‌ انگشتان‌ پاي‌ مرغ‌ خانگي‌ و گنجشك‌ از هم‌ شكافته ‌است‌ پس‌ اين‌ پرندگان‌، بر يهوديان‌ حلال‌ بود و يهوديان‌ از گوشت‌ آنها مي‌خوردند اما چون‌ كف‌ پاي‌ شتر، شترمرغ‌ و غاز، داراي‌ انگشتان‌ شكافته‌شده‌ نيست‌، اينها و هر پرنده‌ يا حيوان‌ ديگري‌ كه‌ داراي‌ سپل‌ (سم‌) بوده‌ و انگشتان‌ از هم‌ شكافته‌شده‌اي‌ ندارند، بر آنان‌ حرام‌ بود». «و از گاو و گوسفند، پيه‌ آن‌ دو را بر آنان‌ حرام‌كرديم‌» كه‌ عبارت‌ از: پيه‌ كليه‌ها و پيه‌ رقيقي‌ است‌ كه‌ بر روي‌ شكمبه‌ آنها قراردارد. آن‌گاه‌ حق‌ تعالي پيه‌ پشت‌ و روده‌ها و استخوانها را از اين‌ تحريم‌ استثنا كرده‌ فرمود: «مگر آنچه‌ بر پشت‌ آن‌ دو، يا بر روده‌هاست‌، يا آنچه‌ به‌ استخوان‌ چسپيده ‌است‌» در تمام‌ مواضع‌ بدن‌ حيوان‌ و از آن‌ جمله‌ دنبه‌ وي‌ زيرا دنبه‌ به‌ استخوان‌ دم‌ حيوان‌ چسپيده‌ است‌ پس‌ اين‌ سه‌ نوع‌ پيه‌ و چربي‌، بر يهوديان‌ حرام‌ نيست ‌«اين‌» تحريم‌ «را به ‌سزاي‌ ستم‌كردنشان‌ به‌ آنان‌ كيفر داديم‌» يعني: اين‌ اشيائي‌ كه ‌بر يهوديان‌ حرام‌ گرديد و در قرآن‌ حرام‌ اعلام‌ نشده‌، اساسا از پاكيزه‌هاست‌ اما به‌ مثابه‌ كيفري‌ بر ظلم‌ و ستم‌ و تجاوز يهوديان‌، بر آنان‌ حرام‌ گردانيده‌ شد «و همانا ما راستگوييم‌» در خبري‌ كه‌ پيرامون‌ تحريم‌ اشياي‌ فوق‌ بر يهوديان‌، به‌ تو داديم ‌پس‌ اين‌ پندارشان‌ كه‌ يعقوب‌ (اسرائيل‌) آنها را بر خود حرام‌ كرده‌ بود، اصلا درست‌ نيست‌. يا معني‌ اين‌ است: ما در كيفري‌ كه‌ به‌ آنان‌ داديم‌، عادل‌ هستيم‌.
سوره فاطر آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ وَاللَّهُ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَاجاً وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَمَا يُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٍ وَلَا يُنقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِي كِتَابٍ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خداوند ( اصل ) شما ( آدم ) را از خاك بيافريد ، سپس شما ( ذرّيّه آدم ) را از نطفه خلق كرد ، و آن گاه شما را به صورت زوجهاي ( نر و ماده ) درآورد . هيچ زني باردار نمي‌شود و وضع حمل نمي‌كند مگر كه خدا مي‌داند ( جنين او پسر يا دختر است و در شكم مادر چه احوالي دارد و كي به دنيا مي‌آيد ) . هيچ شخص پيري عمر درازي بدو داده نمي‌شود ( و زنده نمي‌ماند و عمر زيادي نمي‌كند ) ، و هيچ شخصي از عمرش كاسته نمي‌شود ( و مرگ زودرس گريبانگيرش نمي‌گردد ) مگر اين كه در كتاب ( لوح محفوظ ) ثبت و ضبط است . اين براي خدا ساده و آسان است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« وَ اللهُ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ . . . » :  ( نگا : آل‌عمران‌ / 59 ، كهف‌ / 37 ، حجّ‌ / 5 ، روم‌ / 20 ) . « أَزْوَاجاً » : جمع زَوْج ، جنس نر و ماده ، يعني زن و مرد ( نگا : انعام‌ / 143 ) . « جَعَلَكُمْ أَزْوَاجاً » : شما را همسران يكديگر كرد و به صورت نر و ماده در آورد . دسته‌اي از شما را به صورت زن ، و گروهي از شما را به صورت مرد خلق كرد . برابري تقريبي زن و مرد در مسير زندگي ، يكي از مسائل مهمّ و قابل توجّه است و بيانگر اين واقعيّت است كه جهان به خود رها نشده ، و بلكه ناظم و ناظري دارد . « مَا يُعَمَّرُ » :  ( نگا : بقره‌ / 96 ) . « مُعَمَّرٍ » : سالخورده . پير . « كِتَابٍ » : لوح محفوظ ( نگا : انعام‌ / 59 ) . « مَا يُعَمَّرُ . . . وَ لا يُنقَصُ . . . » : دو معني دارد : يكي اين كه : خداوند مقدّر فرموده است كه برخيها در پيري بميرند و گروهي در كودكي و جواني . دوم اين كه : روزي يا شبي از عمر شخص سالخورده نمي‌گذرد ، مگر اين كه در لوح محفوظ ثبت و ضبط است . به عبارت ديگر : مدّت عمر شخص در لوح محفوظ تعيين شده است ، و پيوسته شبها و روزها از آن كاسته مي‌شود ، تا همه دقائق پايان مي‌پذيرد . « يَسِيرٌ » : ساده و آسان ( نگا : نساء / 30 و 169 ، حجّ‌ / 70 ) .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:11062.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:11063.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:11064.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:11065.txt"> آيه  15</a><a class="text" href="w:text:11066.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:11067.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:11068.txt">آيه  18</a></body></html>سوره فاطر آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِيّاً وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏دو دريا يكسان نيستند . اين يكي گوارا و شيرين و براي نوشيدن خوشگوار است ، و آن ديگر شور و تلخ .  ( با وجود اين تفاوت ) از هر دوي آنها گوشت تازه ( ماهيها و جانوران ديگر دريا را ) مي‌خوريد ، و از هر دوي آنها وسائل زينت ( مرواريد و صدف و درّ و مرجان و غيره ) براي پيرايش بيرون مي‌آوريد .  ( به علاوه از هر دو مي‌توانيد براي نقل و انتقالات استفاده كنيد . لذا ، شما انسانها ) مي‌بينيد كشتيها ( در پرتو قانون وزن مخصوص اشياء ، از هر طرف دل ) درياها را مي‌شكافند و پيش مي‌روند ، تا از فضل خدا بهره گيريد و شكرگزار ( اين همه نعمت و لطف خداوندگار ) باشيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْبَحْرَانِ » : مراد درياهاي شيرين و درياهاي شور است . « عَذْبٌ فُرَاتٌ » و « مِلْحٌ أُجَاجٌ » :  ( نگا : فرقان‌ / 53 ) . « سَآئِغٌ » :  ( نگا : نحل‌ / 66 ) . « لَحْماً طَرِيّاً » :  ( نگا : نحل‌ / 14 ) . « حِلْيَةً » :  ( نگا : رعد / 17 ، نحل‌ / 14 ) . « تَري الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ . . . » :  ( نگا : نحل‌ / 14 ) .‏
 
سوره فاطر آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ يُولِجُ اللَّيْ