حمد ص در تورات‌ گرفته‌ام‌. بعضي‌ گفته‌اند: مراد از عهد، اداي‌ فرايض‌ است‌ «تا به‌پيمانتان‌ وفا كنم‌» يعني: تا به‌ آنچه‌ كه‌ به‌ شما از پاداش‌ و مزد و جاي‌ دادنتان‌ دربيت‌ المقدس‌ تضمين‌ نموده‌ام‌، وفا كنم‌ «و تنها از من‌ بترسيد» رهبه: شدت‌ ترس‌است‌. يعني: فقط بيم‌ از من‌ را در دلهايتان‌ جاي‌ دهيد و از احدي‌ جز من‌ نهراسيد.
آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُواْ حَكَماً مِّنْ أَهْلِهِ وَحَكَماً مِّنْ أَهْلِهَا إِن يُرِيدَا إِصْلاَحاً يُوَفِّقِ اللّهُ بَيْنَهُمَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً خَبِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
اين‌ حالت‌ اول‌ بود كه‌ نشوز و نفور و ناسازگاري‌ در آن‌ از سوي‌ زن‌ است‌. اينك‌ حالت‌ دوم‌ را در اين‌ آيه‌ بيان‌ مي‌كند: «و» اي‌ اولياي‌ امور و اي‌ قضات‌ و حكام‌ شرع‌! «اگر از بالا گرفتن‌ اختلاف‌ ميان‌ آنان‌» يعني‌: ميان‌ زن‌ و شوهر «بيمناك ‌بوديد، پس‌ بفرستيد» به‌سوي‌ زن‌ و شوهر «داوري‌ از خانواده‌ مرد و داوري‌ از خانواده ‌زن‌ را» چنان‌ داوراني‌ را كه‌ از نظر عقل‌ و دين‌ و انصاف‌، به‌ حكميت‌ و داوري ‌ميان‌ آن‌ دو شايستگي‌ داشته‌ باشند. در اينجا خداوند متعال‌ مشخص‌ مي‌سازد كه‌ داوران‌ بايد از خانواده‌ و خويشان‌ مرد و زن‌ باشند، چرا كه‌ خانواده‌ مرد و زن‌، به ‌احوال‌ آنان‌ آشناتر، رازهاي‌ خصوصي‌ و محرم‌ آنان‌ را نگه‌دارنده‌تر و بر ايجاد فضاي‌ صلح‌ و سازگاري‌ ميان‌ آن‌ دو و سامان‌يافتن‌ مجدد كار و بار زندگي‌مشتركشان‌ مشتاق‌ترند. البته‌ تعيين‌ داوران‌ فقط در زماني‌ است‌ كه‌ روابط ميان‌ زن‌ وشوهر، به‌گونه‌اي‌ پيچيده‌ و نابسامان‌ باشد كه‌ طرف‌ ناحق‌ در ميان‌ آنها مشخص‌نگردد، اما اگر طرف‌ ناحق‌ شناخته‌ شده‌ بود، در اين‌ حالت‌، حق‌ طرف‌ ديگر قطعا از وي‌ گرفته‌ مي‌شود.
آري‌! بر داوران‌ است‌ كه‌ كوشش‌ مقدورشان‌ را در اصلاح‌ ميان‌ زن‌ و شوهر به ‌خرج‌ دهند، پس‌ اگر بر اين‌ اصلاح‌ قادر بودند، به‌ مقتضاي‌ آن‌ حكم‌ مي‌كنند، به ‌اين‌ ترتيب‌ كه‌ در صورت‌ مقصر بودن‌ مرد؛ وي‌ را از آزار زنش‌ بازداشته‌ و در عين‌حال‌ وي‌ را به‌ پرداخت‌ نفقه‌ ملزم‌ مي‌كنند. و اگر زن‌ مقصر بود؛ مانع‌ انفاق‌ بر وي ‌مي‌شوند. يا مانند اين‌ از فيصله‌هايي‌ كه‌ بعد از بررسي‌ مشكلات‌ ميان‌ آن‌دو، دركار داوري‌ خويش‌ اعمال‌ مي‌نمايند. ولي‌ اگر اصلاح‌ ميان‌ زن‌ و شوهر از توان ‌داوران‌ خارج‌ بود و آنها در نتيجه‌گيري‌شان‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ رسيدند كه‌ ديگر ادامه ‌اين‌ زندگي‌ مشترك‌ به‌طور سالم‌ و طبيعي‌ آن‌ ممكن‌ نيست‌ و بايد آن‌دو از هم‌ جدا شوند، در اين‌ صورت‌، مي‌توانند ميان‌ آنها دوري‌ و جدايي‌ افگنند.
علما اجماع‌ دارند بر اين‌ كه‌ فيصله‌ داوران‌ در امر جمع‌نمودن‌ ميان‌ زن‌ و شوهر نافذ است‌. ولي‌ فيصله‌ آنها در تفريق‌ و جدايي‌افگندن‌، به‌ نزد جمهور علما نافذ، اما از نظر احناف‌ نافذ نيست‌ زيرا احناف‌ برآنند كه‌ داوران‌ صلاحيت‌ جمع‌كردن‌ را دارند، نه‌ صلاحيت‌ جدايي‌افگندن‌ را و در صورتي‌ كه‌ قادر به‌ جمع‌كردن‌ و ايجاد سازش‌ و تفاهم‌ ميان‌ آن‌ دو نبودند، قضيه‌ را به‌ قاضي‌ ارجاع‌ دهند، لذا تفريق‌ ميان ‌آن‌دو، جز به‌ حكم‌ قاضي‌ انجام‌ نمي‌گيرد. «اگر داوران‌ اصلاح‌» ميان‌ زن‌ و شوهر «را بخواهند» و نيت‌ آنها در اين‌ مورد، نيتي‌ صادقانه‌ و دلسوزانه‌ باشد «خداوند ميان‌ آن‌دو» يعني‌: ميان‌ زن‌ و شوهر «سازگاري‌ مي‌دهد» تا به‌ الفت‌ و حسن‌معاشرت‌ بازگشته‌ و به‌ زندگي‌ مشتركشان‌ سروساماني‌ دوباره‌ بدهند. اما اگر داوران‌ در كار داوريشان‌ با يك‌ديگر اختلاف‌ كردند، حكم‌ آنها ـ به‌ اجماع‌ علما ـ نافذ نيست‌ «هرآينه‌ خداوند دانا و آگاه‌ است‌» داناست‌ به‌ اراده‌ داوران‌ و آگاه‌ است‌ به‌كسي‌ ـ از زن‌ يا شوهر ـ كه‌ ستمگر مي‌باشد.
 
سوره نبأ آيه  23

‏متن آيه : ‏

‏ لَابِثِينَ فِيهَا أَحْقَاباً ‏

 

‏ترجمه : ‏
«كه‌ روزگاري‌ دراز در آن‌ درنگ‌ مي‌كنند» يعني: سركشان‌ تا آن‌گاه‌ كه‌ روزگاران ‌باقي‌ است‌ در دوزخ‌ درنگ‌ مي‌كنند. حقب: برهه‌اي‌ دراز و ديرپا از زمان‌ است‌ كه‌ چون‌ بگذرد، برهه‌اي‌ديگر به‌ دنبال‌ آن‌ مي‌آيد، سپس‌ برهه‌اي‌ ديگر و همين‌گونه ‌قطعات‌ به‌هم ‌پيوسته‌ زمان‌ تا ابد به‌ هم‌ مي‌پيوندند. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ «حقب‌» و«حقبه‌» در سخن‌ به‌ كار گرفته‌ نمي‌شود مگر اين‌كه‌ گوينده‌ پياپي‌ آمدن‌ زمانها را مد نظر داشته‌ باشد.
 
	سوره نبأ آيه  24

‏متن آيه : ‏

‏ لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْداً وَلَا شَرَاباً ‏

 

‏ترجمه : ‏
«در آنجا نه‌ خنكي‌اي‌ مي‌چشند و نه‌ شربتي» يعني: سركشان‌ در جهنم‌، يا در آن ‌روزگاران‌ دراز هيچ‌ خنكي‌اي‌ را كه‌ با آن‌ از گرماي‌ سوزان‌ جهنم‌ لختي‌ بياسايند نمي‌چشند و نه‌ نوشيدني‌اي‌ را كه‌ به‌ آنان‌ در رفع‌ تشنگي‌شان‌ نفعي‌ برساند. برد: بر خواب‌ نيز اطلاق‌ مي‌شود.
 
	سوره نبأ آيه  25

‏متن آيه : ‏

‏ إِلَّا حَمِيماً وَغَسَّاقاً ‏

 

‏ترجمه : ‏
«جز آب‌ جوشان» حميم: آب‌ جوش‌ است‌ «و چركابه‌اي» كه‌ زردآب‌ و چرك ‌و خونابه‌ دوزخيان‌ مي‌باشد.
 
سوره نبأ آيه  26

‏متن آيه : ‏

‏ جَزَاء وِفَاقاً ‏

 

‏ترجمه : ‏
«جزايي‌ است‌ مناسب» يعني: اين‌ عذابشان‌ موافق‌ و مناسب‌ با اعمال‌ و گناهانشان‌ مي‌باشد؛ پس‌ گناهي‌ بزرگتر از شرك‌ و عذابي‌ بزرگتر از آتش‌ دوزخ ‌وجود ندارد و چنان‌كه‌ اعمالشان‌ بد است‌، خداوند(ج) به‌ آنان‌ جزايي‌ موافق‌ با آن ‌مي‌چشاند.
 
	سوره نبأ آيه  27

‏متن آيه : ‏

‏ إِنَّهُمْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ حِسَاباً ‏

 

‏ترجمه : ‏
«آنان‌ بودند كه‌ حساب‌وكتابي‌ را توقع‌ نمي‌داشتند» يعني: نه‌ آنان‌ به‌ ثوابي‌ طمع ‌داشتند و نه‌ از حسابي‌ بيمناك‌ بودند زيرا به‌ رستاخيز ايمان‌ نداشتند.
 
	 سوره نبأ آيه  28

‏متن آيه : ‏

‏ وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كِذَّاباً ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و آيات‌ ما را سخت‌ تكذيب‌ مي‌كردند» يعني: آنها آيات‌ قرآني‌ و حجت‌ها و دلايلي‌ را كه‌ خداوند متعال‌ به‌ وسيله‌ پيامبران(ع) بر خلقش‌ فرود آورده‌ بود، سخت‌ تكذيب‌ مي‌كردند.
	سوره نبأ آيه  29

‏متن آيه : ‏

‏ وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ كِتَاباً ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و هر چيزي‌ را به‌ صورت‌ كتابي‌ ضبط كرده‌ايم» يعني: هر چيز را در لوح‌ محفوظ نوشته‌ و به‌شمار آورده‌ايم‌ تا فرشتگان‌ آن‌ را بشناسند. يا مراد اعمال‌ بندگان‌ است‌كه‌ فرشتگان‌ نگهبان‌ آنها را نوشته‌اند.
	سوره نبأ آيه  30

‏متن آيه : ‏

‏ فَذُوقُوا فَلَن نَّزِيدَكُمْ إِلَّا عَذَاباً ‏

 

‏ترجمه : 