وره‌ به‌سبب‌ افتتاح‌ با ذكر «عبوست‌» كه‌ از اوصاف‌ عادتي ‌و جبلي‌ بشر است‌ و بر انسان‌ در هنگام‌ اشتغال‌ آن‌ به‌ كاري‌ مهم‌ چيره‌ مي‌شود، «عبس‌» ناميده‌ شد. مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ سوره‌ كريمه‌ گفته‌اند: اين‌ سوره‌ در شأن‌ عبدالله بن‌ام‌مكتوم‌(رض) پسر دايي‌ (خالو) خديجه‌ رضي‌الله عنها نازل‌ شد. جريان‌ اين‌گونه‌ بود كه‌ عبدالله بن‌ام‌مكتوم‌(رض) نابينا درحالي‌ نزد رسول‌ خدا ص آمد كه‌ جمعي‌ از سران‌ قريش‌ ـ عتبه‌ و شيبه‌ دو فرزند ربيعه‌، ابوجهل‌بن‌ هشام‌، عباس‌بن‌عبدالمطلب‌، اميه‌بن‌خلف‌ و وليدبن‌ مغيره‌ ـ نزد ايشان‌ بودند و آن‌ حضرت‌ ص به‌سوي‌ اسلام‌ دعوتشان‌ مي‌كردند، بدان‌ اميد كه‌ با مسلمان ‌شدنشان ‌ديگران‌ نيز مسلمان‌ شوند. در اين‌ اثنا عبدالله بن‌ام‌مكتوم‌(رض) گفت: يا رسول‌الله! بر من‌ بخوانيد و مرا از آنچه‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ شما تعليم‌ داده‌ است‌، تعليم‌ دهيد واين‌ سخن‌ خويش‌ را در حالي‌ تكرار مي‌كرد كه‌ نمي‌دانست‌ رسول‌ خدا ص به‌دعوت‌ سران‌ قريش‌ مشغول‌اند. پس‌ آن‌ حضرت‌ ص اين‌ امر را كه‌ او سخنشان‌ را قطع‌ مي‌كند، ناخوش‌ داشته‌ چهره‌ در هم‌ كشيدند و از وي‌ رو برگردانيدند. همان ‌بود كه‌ اين‌ سوره‌ نازل‌ شد. بعد از آن‌ رسول‌ خدا ص ابن‌ام‌مكتوم‌ را گرامي ‌مي‌داشتند و چون‌ او را مي‌ديدند، مي‌گفتند: «مرحبا بمن‌ عاتبني‌ فيه‌ ربي:  خوش ‌آمد كسي‌ كه‌ پروردگارم‌ مرا به‌خاطر وي‌ عتاب‌ كرد». آن‌گاه‌ به‌ او مي‌گفتند: «آيا هيچ‌ كار و نيازي‌ داري‌؟» يعني‌ من‌ آماده‌ هستم‌ كه‌ به‌ كار و نياز تو بپردازم‌. و آن‌ حضرت‌ ص دو بار او را به‌عنوان‌ والي‌ (استاندار) مدينه‌ جانشين‌ خويش‌ ساختند، هنگامي‌ كه‌ به‌ غزوات‌ مي‌رفتند.
روايت‌ شده ‌است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص بعد از نزول‌ اين‌ سوره‌، نه‌ هرگز بر روي‌ فقيري‌ چهره‌ در هم‌ كشيدند و نه‌ خود را به‌ پرداختن‌ به‌ امور توانگري‌ مشغول‌ ساختند.
 
 سوره عبس آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ عَبَسَ وَتَوَلَّى ‏

 

‏ترجمه : ‏
«چهره‌ درهم‌ كشيد و روي‌ برتافت» يعني: رسول‌ خدا ص خشمگينانه‌ چهره‌ درهم‌ كشيد و روي‌ برگردانيد؛
	سوره عبس آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ أَن جَاءهُ الْأَعْمَى ‏

 

‏ترجمه : ‏
«از اين‌كه‌ آن‌ مرد نابينا» كه‌ عبدالله بن‌ام‌مكتوم‌(رض) بود «پيش‌ او آمد» به‌ اين ‌ترتيب‌، خداي‌ عزوجل‌ پيامبرش‌ را بر ترشرويي‌ ايشان‌ در برابر ابن‌ام‌مكتوم‌ سرزنش‌ كرد تا اين‌ حقيقت‌ را روشن‌ گرداند كه‌ مؤمن‌ فقير بهتر از توانگر كافر است‌ و اين‌كه نگريستن‌ به‌سوي‌ مؤمن‌ فقير، از نگريستن‌ به‌سوي‌ توانگر كافر ـ به‌ سبب‌ طمع ‌بستن‌ در ايمانش‌ ـ اولي‌ و اصلح‌ مي‌باشد هرچند كه‌ در اين‌ امر نيز نوعي‌ از مصلحت ‌نهفته‌ است‌.
	آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاء شَهِيداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ حالشان‌ چگونه‌ باشد آن‌گاه‌ كه‌ از هر امتي‌ گواهي‌ آوريم‌؟» يعني‌: حال‌ و روز اين‌ كافران‌ چگونه‌ خواهد بود آن‌گاه‌ كه‌ از هر امتي‌ عليه‌ آنان‌ گواهي‌ به‌ ميدان‌آوريم‌؟ البته‌ اين‌ گواهان‌ از كساني‌ هستند كه‌ آنها را به‌سوي‌ خداي‌ عزوجل‌فراخوانده‌ و عهد الهي‌ را به‌ آنان‌ يادآوري‌ كرده‌اند، اما آنان‌ در پاسخ‌، راه‌ انكار واعراض‌ را در پيش‌ گرفته‌اند. پس‌ گواهان‌، انبياي‌ عظام‌: اند كه‌ در روز قيامت‌ برامتهايشان‌ گواهي‌ مي‌دهند «و تو را بر آنان‌ گواه‌ آوريم‌» يعني‌: اي‌ محمدص! تو رابر كساني‌ كه‌ پيام‌ الهي‌ را به‌ آنان‌ ابلاغ‌ كرده‌اي‌، گواه‌ مي‌آوريم‌ تا بر مؤمنان‌ به‌ايمانشان‌، بر كافران‌ به‌ كفرشان‌ و بر منافقان‌ به‌ نفاقشان‌ گواهي‌ دهي‌. در حديث‌ شريف ‌به‌ روايت‌ ابن‌مسعود(رض) آمده‌ است‌ كه‌ گفت‌: رسول‌ خداص به‌ من‌ فرمودند: «برمن‌ قرآن بخوان‌! گفتم‌: يا رسول‌ ا ، من‌ بر شما قرآن‌ بخوانم‌ درحالي‌كه‌ قرآن‌ برشما نازل‌ شده‌ است‌؟ فرمودند: آري‌! من‌ دوست‌ دارم‌ كه‌ قرآن‌ را از ديگران‌بشنوم‌. پس‌ سوره‌ «نساء» را خواندم‌ تا چون‌ به‌ اين‌ آيه‌ رسيدم‌: ﴿‏ فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاء شَهِيداً ‏﴾ فرمودند: ديگر كافي‌ است‌. در اين‌ اثنا متوجه‌ شدم‌ كه‌ چشمان‌ آن‌ حضرت‌ص از اشك‌ لبريز شده‌ است».
 
	سوره عبس آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و تو چه‌ داني» اي‌ محمد ص «چه‌بسا او به‌ پاكي‌ گرايد» يعني: شايد آن‌ مرد نابينا به‌ سبب‌ آنچه‌ كه‌ از تو مي‌آموزد و در نتيجه‌، با انجام‌ دادن‌ عمل‌ صالح‌ از گناهان‌ پاك‌ گردد. اين‌ آيه‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ اشاره‌ دارد كه‌ روگردانيدن‌ پيامبر ص از آن‌ مرد نابينا، به‌خاطر تزكيه‌ و پاكسازي‌ غير وي‌ بود.
 
	سوره عبس آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى ‏

 

‏ترجمه : ‏
«يا پند مي‌شنيد» و از اندرزهايي‌ كه‌ آموخته‌ بود، پند مي‌گرفت‌ «و آن‌ پند او را سود مي‌بخشيد» شايان‌ ذكر است‌ كه‌ اين‌ گونه‌ رفتار از جانب‌ رسول ‌اكرم‌ ص به‌مثابه‌ ترك‌ افضل‌ بود لذا نه‌ اين‌ كارشان‌ گناه‌ بود و نه‌ در تصادم‌ با اصل‌ عصمت ‌انبيا(ع) زيرا اين‌ كار ايشان‌ بر اثر انگيزه‌اي‌ سر زد كه‌ تابع‌ سرشت‌ انساني‌ است‌ مانند خشم‌، رضا، خنده‌ و گريه‌، يعني‌ اموري‌ كه‌ در شريعت‌ اسلام‌ تكليف‌ از آنها مرفوع‌ گرديده‌ است‌. عذر ابن‌ ام‌مكتوم‌ نيز اين‌ بود كه‌ نمي‌دانست‌ رسول‌ خدا ص به‌ ديگران‌ مشغول‌اند و بدين‌ اميد با آنان‌ سخن‌ مي‌گويند كه‌ به‌ اسلام‌ مشرف‌ شوند.
	سوره عبس آيه  5

‏متن آيه : ‏

‏ أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى ‏

 

‏ترجمه : ‏
«اما كسي‌ كه‌ بي‌نيازي‌ نشان‌ مي‌دهد» از ايمان‌ و از آنچه‌ كه‌ نزد توست‌ از علم‌، يا كسي‌ كه‌ داراي‌ ثروت‌ و توانگري‌ مادي‌ است‌؛
 
	سوره عبس آيه  6

‏متن آيه : ‏

‏ فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّى ‏

 

‏ترجمه : ‏
«پس‌ تو بدو مي‌پردازي» يعني: به‌ او روي‌ مي‌آوري‌ و با او سخن‌ مي‌گويي‌ در حالي‌ كه‌ او تحت‌ تأثير ثروت‌ و توانگري‌ خويش‌ از تو اظهار بي‌نيازي‌ مي‌كند و از آنچه‌ كه‌ آورده‌اي‌، روي‌ برمي‌گرداند.
 
	 سوره عبس آيه  7

‏متن آيه : ‏

‏ وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى ‏

 

‏ترجمه : ‏
«با آن‌ كه‌ اگر پاكدلي‌ پيشه‌ نكند، ايرادي‌ بر تو نيست» يعني: بر تو در اين‌ امر كه ‌آن‌ توانگر، مسلمان‌ نشود و به‌راه‌ نيايد، هيچ‌ ايراد و سرزنشي‌ نيست‌ زيرا مأموريت ‌تو فقط ابلاغ‌ پيام‌ الهي‌ است‌ و بس‌ پس‌ ديگر به‌كار كس