تأويل‌ حقيقي‌ آن ‌تأويل‌ مي‌كنند «و مي‌گويند: شنيديم‌» سخن‌ تو را «و نپذيرفتيم‌» امر تو را. محتمل‌ است‌ كه‌ اين‌ سخن‌ را آهسته‌ گفته‌ باشند «و بشنو» كه‌ «ناشنوا گردي‌» اين ‌نفريني‌ از سوي‌ آنان‌ عليه‌ پيامبراكرم‌ص است‌ ـ مرگشان‌ باد كه‌ اين‌گونه‌ از حق‌برمي‌گردند! يا معناي‌: ﴿وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ﴾ اين‌ است‌: سخن‌ ما را بشنو و نشنيده ‌بگير. كه‌ اين‌ سخن‌، ظاهرا احتمال‌ مدح‌ و ذم‌ هر دو را دارد، مدح‌ به‌ اين‌ معني‌كه‌: گوش‌ تو سخن‌ ناخوش‌ را نشنود و ذم‌ به‌ اين‌ معني‌ كه‌: اي‌ كاش‌ ناشنوا گردي‌! ﴿رَاعِنَا﴾: يعني‌: به‌ ما التفات‌ كن‌.[5] و اين‌ سخن‌ را «با پيچانيدن‌ زبان‌ خود» مي‌گويند. يعني‌ دشنام‌ خويش‌ را طوري‌ در لفافه‌ سخن‌ در هم‌ مي‌آميزند كه‌ كسي‌ به‌حقيقت‌ مرادشان‌ پي‌ نبرد. آري‌! با زبان‌بازي‌ از گفتن‌ حق‌ طفره ‌رفته‌ و از خبث‌ وپليدي‌اي‌ كه‌ دارند زبان‌هايشان‌ را با تعريض‌ و كنايه‌ به‌سوي‌ چيزهايي‌ برمي‌گردانند و كج‌ مي‌سازند كه‌ در دلهايشان‌ پنهان‌ داشته‌اند «و به ‌قصد طعنه ‌زدن‌ در دين‌» اين‌ سخن‌ را مي‌گويند زيرا چنين‌ استدلال‌ مي‌كنند كه‌: اگر او پيامبر بود، قطعا مي‌دانست‌ كه‌ ما با گفتن‌ (راعنا) او را دشنام‌ مي‌دهيم‌! كه‌ خداي‌ سبحان‌ با آگاه‌ ساختن‌ پيامبر خويشص از اين‌ امر، اين‌ استدلالشان‌ را بي‌اثر گردانيد «و اگر آنان ‌مي‌گفتند: شنيديم‌» سخنت‌ را «و فرمان‌ برديم‌» از دستورت‌ «و بشنو» آنچه‌ راكه‌ ما مي‌گوييم‌ «وبه‌ ما بنگر» يعني‌: اگر آنان‌ به‌جاي‌ (اسمع‌ غير مسمع‌: بشنو ونشنيده‌ بگير)، مي‌گفتند: (اسمع‌: بشنو)، و اگر به‌جاي‌ (راعنا) كه‌ در زبان‌ عبري‌ دشنام‌ است‌، مي‌گفتند: (انظرنا: در كار ما بنگر)؛ «قطعا براي‌ آنان‌ بهتر» بود از آنچه‌ گفتند «و درست‌تر بود» يعني‌: اين‌ در نزد خداوند(ج) درست‌تر و استوارتر و بهتر از سخن‌ اولشان‌، يعني‌ جمله‌: ﴿سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا﴾ بود، «ولي‌» آنان‌ راه‌ و روش‌ درستي‌ را در پيش‌ نگرفتند و از همين‌ رو «خدا آنان‌ را به‌ سبب‌ كفرشان‌ لعنت‌ كرده‌ است‌» يعني‌: از رحمت‌ خويش‌ طردشان‌ نموده‌ است‌ «و درنتيجه‌ ايمان‌ نمي‌آورند مگر اندكي‌» و آن‌ عبارت‌ است‌ از: ايمانشان‌ به‌ بعضي‌ از كتابهاي‌ آسماني‌ و به‌ بعضي‌ از پيامبران‌ الهي‌، نه‌ به‌ كتب‌ و پيامبران‌ ديگر. يا معني‌ اين‌ است‌: فقط اندكي‌ از آنان‌ ايماني‌ راستين‌ مي‌آورند.
[5] سخن‌ در باب‌ (راعنا) در سوره‌ بقره‌ «آيه‌/140» گذشت‌. (راعنا) در زبان‌ عبري‌ از ريشه‌ «رع‌» به‌ معناي‌ شر و برابر با واژه‌ «بد» در زبان‌ انگليسي‌ است‌.
سوره تكوير آيه  23

‏متن آيه : ‏

‏ وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و به‌ راستي‌ او را در افق‌ آشكار ديده‌است» يعني: هم‌صحبت‌ شما محمدص جبرئيل‌(ع) را در وقت‌ طلوع‌ خورشيد بر كرانه‌ آشكار سمت‌ مشرق‌ آسمان‌ به‌همان‌ شكل‌ و صورت‌ حقيقي‌ وي‌ كه‌ داراي‌ ششصد بال‌ بود، ديده ‌است‌ به‌ نحوي‌كه‌ براي‌ محمد ص علم‌ بديهي‌ حاصل‌ شده‌ است‌ كه‌ جبرئيل‌(ع) فرشته‌اي‌ است ‌مقرب‌ كه‌ به‌ فرود آوردن‌ وحي‌ از سوي‌ وي‌ مي‌توان‌ كاملا مطمئن‌ بود و او شيطان ‌مطرود نيست‌. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ اين‌ دومين‌ رؤيت‌ جبرئيل‌(ع) توسط آن ‌حضرت‌ ص بعد از ديدن‌ اول‌ ايشان‌ در هنگام‌ آغاز وحي‌ در غار حرا بود. مجاهد مي‌گويد: «آن‌ حضرت‌ ص در رؤيت‌ دوم‌ جبرئيل‌ را در ناحيه‌ وادي‌ اجياد كه‌ در شرق‌ مكه‌ است‌، ديدند».
 
	سوره تكوير آيه  24

‏متن آيه : ‏

‏ وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و او» يعني: يار و هم‌صحبت‌ شما محمد ص «در امر غيب» يعني: در امر وحي‌ و اخبار آسمان‌ «بخيل‌ نيست» پس‌ در رساندن‌ وحي‌ غيبي‌ بخل‌ نمي‌ورزد و در تبليغ‌ آن‌ كوتاهي‌ نمي‌كند بلكه‌ كلام‌ و احكام‌ خداي‌ عزوجل‌ را با همه‌ سخاوت ‌و بخشندگي‌ به‌ خلق‌ تعليم‌ مي‌دهد.
 
سوره تكوير آيه  25

‏متن آيه : ‏

‏ وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و قرآن‌ سخن‌ شيطاني‌ مطرود نيست» يعني: قرآن‌ سخن‌ و گفتار شيطاني‌ از شياطين‌ استراق‌كننده‌ شنود كه‌ با شهابهاي‌ آسماني‌ طرد مي‌شوند، نيست‌ زيرا برخلاف‌ آنچه‌ كه‌ قريش‌ مي‌گويند، قرآن‌ نه‌ شعر است‌ و نه‌ كهانت‌.
 
	سوره تكوير آيه  26

‏متن آيه : ‏

‏ فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ ‏
‏ترجمه : ‏
«پس‌ به‌ كجا مي‌رويد» يعني: بعد از انكار قرآن‌ و برنتابيدن‌ آن‌ به‌ كدامين‌ راه‌ مي‌رويد در حالي‌ كه‌ حجت‌ بر شما تمام‌ شده‌ است‌؟ عقل‌هايتان‌ در تكذيب‌ اين ‌قرآن‌ با وجود روشني‌ و حقانيت‌ آن‌ به‌ كجا مي‌رود؟ به‌ كدام‌ راه‌ مي‌رويد كه‌ از اين‌ راهي‌ كه‌ براي‌ شما بيان‌ كرده‌ام‌، روشن‌تر باشد؟.
 
	سوره تكوير آيه  27

‏متن آيه : ‏

‏ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
«قرآن‌ جز پندي‌ براي‌ عالميان‌ نيست» كه‌ آنان‌ را پند و اندرز داده‌ و به‌ بيان ‌حقيقت‌ برايشان‌ مي‌پردازد؛
 
	سوره تكوير آيه  28

‏متن آيه : ‏

‏ لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ ‏
‏ترجمه : ‏
«براي‌ هر يك‌ از شما كه‌ بخواهد راست‌ و مستقيم‌ باشد» بر راه‌ حق‌ و ايمان‌ و طاعت‌. آري‌! قرآن‌ فقط براي‌ آنان‌ پندي‌ است‌ و آنانند كه‌ از آن‌ بهره‌مند مي‌گردند.
 
 سوره تكوير آيه  29

‏متن آيه : ‏

‏ وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و تا الله پروردگار عالميان‌ نخواهد شما نيز نخواهيد خواست» 
يعني: شما راستي‌ و درستي‌ و استفامت‌ را نمي‌خواهيد و بر اين‌ خواست‌ قادر هم‌ نمي‌باشيد مگر به‌ مشيت‌ و توفيق‌ خداوند متعال‌. استقامت: رفتن‌ به‌ راه‌ راست‌، يعني‌ راه‌ خداوند فرمانرواي‌ آسمانها و زمين‌ است‌.
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ كرده‌اند: چون‌ آيه‌ (‏ لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ ‏) نازل‌ شد، ابوجهل‌ گفت: اين‌ امر مربوط به‌ ماست‌؛ اگر بخواهيم‌، با استقامت ‌مي‌شويم‌ و اگر نخواهيم‌، نمي‌شويم‌! پس‌ خداوند(ج)  نازل‌ كرد: «شما نمي‌خواهيد مگر آن‌كه‌ خداوند پروردگار عالميان‌ بخواهد». پس‌، از تعمق‌ در سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ به‌ يك‌ نكته‌ مهم‌ مي‌رسيم‌ و آن‌ موقوف‌ بودن‌ مشيت‌ بشري‌ به‌مشيت‌ الهي‌ است‌. البته‌ اين‌ به‌ معناي‌ مجبور بودن‌ انسان‌ نيست‌ زيرا حق‌ تعالي‌ به ‌علم‌ ازلي‌ خود دانسته‌، سپس‌ اراده‌ كرده‌ و قدرتش‌ را بر آن‌ امر نمايان‌ ساخته‌ است ‌پس‌ علم‌ وي‌ كشف‌ كننده‌ است‌ نه‌ اجبار آور. يعني‌ خداوند متعال‌ به‌ عل