 مطففين» يعني: زيان‌ و نابودي‌ بر كساني‌ باد كه‌ از حقوق‌ مردم‌ در وزن ‌و پيمانه‌ مي‌كاهند. تطفيف: از طفيف‌ يعني‌ «اندك‌» و از طف‌، يعني‌ «كناره‌ يك ‌چيز» برگرفته‌ شده ‌است‌. پس‌ تطفيف‌، كاستن‌ چيز اندكي‌ از پيمانه‌ يا وزن‌ است‌ و مطفف‌ كسي‌ است‌ كه‌ از حق‌ طرف‌ معامله‌ خويش‌ با كم ‌كردن‌ از اجناس‌ پيمودني‌ (كيلي) يا كشيدني‌ (وزني) مي‌كاهد. بعيد نيست‌ كه‌ برخي‌ از اين‌ كم‌فروشان‌ دوترازو، يا دو پيمانه‌ داشته‌اند كه‌ با يكي‌ از آنها براي‌ مردم‌ وزن‌، يا پيمانه ‌مي‌كرده‌اند و با ديگري‌ براي‌ خود. يعني: چون‌ مي‌ستاندند، افزونتر مي‌سنجيدند وچون‌ مي‌دادند، كم‌ مي‌سنجيدند چنان‌ كه‌ مي‌فرمايد:
 
	سوره مطففين آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُواْ عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ چون‌ از مردمان‌ پيمانه‌ مي‌ستانند، تمام‌ مي‌ستانند» يعني: كساني‌ كه‌ چون‌ براي‌ خود بپيمايند، با سخت‌گيري‌ در پيمانه‌ و وزن‌، تمام‌ مي‌گيرند؛
 
	سوره مطففين آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و چون‌ براي‌ آنان‌ پيمانه‌ دهند يا وزن‌ كنند، به‌ آنان‌ زيان‌ مي‌رسانند» يعني: چون‌ براي‌ ديگران‌ پيمانه‌ دهند يا وزن‌ كنند، وزن‌ و پيمانه‌ را كم‌ مي‌دهند. شيخ ‌ابوالقاسم‌ قشيري‌: مي‌گويد: «لفظ مطفف‌ شامل‌ كم‌ كردن‌ در وزن‌ و پيمانه‌، آشكار كردن‌ عيب‌ كالا يا پنهان‌ كردن‌ آن‌ و طلب‌ انصاف‌ براي‌ خود و ترك ‌انصاف‌ دادن‌ براي‌ ديگران‌، همه‌ مي‌شود پس‌ هر كس‌ كه‌ آنچه‌ را براي‌ خود مي‌پسندد، براي‌ برادر مسلمان‌ خويش‌ نپسندد، او منصف‌ و دادگر نيست‌ و هر كس‌كه‌ عيب‌ مردم‌ را مي‌بيند اما عيب‌ خود را نمي‌بيند، او نيز مطفف‌ است‌ و هر كس‌ كه ‌حق‌ خود را از مردم‌ مي‌طلبد اما حقوق‌ آنان‌ را نمي‌دهد، او نيز از اين‌ جمله‌ است‌. پس‌ جوانمرد كسي‌ است‌ كه‌ حقوق‌ مردم‌ را مي‌پردازد و براي‌ خود از كسي‌ حقي ‌نمي‌طلبد». شايان‌ ذكر است‌ كه‌ خداوند(ج) قوم‌ شعيب‌(ع) را به‌ جهت‌ آن‌ نابود كرد كه‌ در وزن‌ و پيمانه‌ زيان‌ مي‌رسانيدند بعد از آن‌كه‌ شعيب‌(ع) مكررا آنان‌ را نصيحت‌ كرد:(‏ وَيَا قَوْمِ أَوْفُواْ الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ ...) «هود / 85» كه‌ تفسير و بيان‌ آن‌ گذشت‌.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص اين‌ سوره‌ را بر مردم‌ مدينه‌ تلاوت ‌كردند و سپس‌ فرمودند: «خمس‌ بخمس‌، ما نقض‌ قوم‌ العهد إلا سلط عليهم‌ عدوهم‌ وما حكموا بغير ما أنزل‌ الله‌ إلا فشا فيهم‌ الفقر ولا ظهرت‌ فيهم ‌الفاحشه‌ إلا فشا فيهم‌ الموت‌ ولا طففوا المكيال‌ إلا منعوا النبات‌ وأخذوا بالسنين‌ ولا منعوا الزكاة إلا حبس‌ عنهم‌ المطر: پنج‌ چيز در برابر پنج‌ چيز قرار دارد:
1 ـ هيچ‌ قومي‌ عهد خويش‌ را نشكستند مگر اين‌كه‌ دشمنشان‌ بر آنان‌ مسلط گردانيده‌ شد.
2 ـ هيچ‌ قومي‌ به‌غير آنچه‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ نازل‌ نموده‌ حكم‌ نكردند مگر اين‌كه ‌فقر در ميانشان‌ شيوع‌ و گسترش‌ يافت‌.
3 ـ فحشا در ميان‌ هيچ‌ قومي‌ شيوع‌ نيافت‌ مگر اين‌ كه‌ مرگ‌ومير در ميانشان‌ گسترش‌ پيدا كرد.
4 ـ هيچ‌ قومي‌ در پيمانه‌ كم‌ ندادند مگر اين‌كه‌ از رويش‌ نباتات‌ و رستني‌ها باز داشته‌ شدند و قحطي‌ بر آنان‌ مسلط گردانيده‌ شد.
5 ـ هيچ‌ قومي‌ زكات‌ را بازنداشتند مگر اين‌كه‌ باران‌ از آنان‌ باز داشته ‌شد».
 
آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُمْ بَلِ اللّهُ يُزَكِّي مَن يَشَاءُ وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا به‌سوي‌ كساني‌ كه‌ خود را پاك‌ مي‌شمارند» با ادعاي‌ فضايل‌ و برتري ‌هايي‌ كه‌مربوط به‌ آنان‌ نيست‌ «ننگريسته‌اي‌؟» چنان‌كه‌ يهود و نصاري‌ گفتند: ما فرزندان‌ ودوستان‌ خداييم‌! يا مانند اين‌ سخن‌ برخي‌ از مردم‌ كه‌ مي‌گويند: ما هيچ‌ گناهي ‌نداريم‌ و همچون‌ كودكان‌ از گناه‌ پاكيم‌! بعضي‌ گفته‌اند: مراد آيه ‌كريمه‌، ستايش‌ بعضي‌ مردم‌ از بعضي‌ديگر است‌. البته‌ اين‌ هشداري‌ است‌ عام‌ براي‌ هر كسي‌ كه‌خود را تزكيه‌ مي‌كند، مي‌ستايد و پاكيزه‌ و بي‌ عيب‌ مي‌شناسد. حق‌ تعالي‌مي‌فرمايد: چنين‌ نيست‌ «بلكه‌ خداست‌ كه‌ هركه‌ را بخواهد پاك‌ مي‌گرداند» زيرا فقط او به‌ كساني‌ از بندگانش‌ كه‌ سزاوار اين‌ تزكيه‌ هستند و كساني‌ از آنان‌ كه‌ سزاوار آن‌ نيستند، داناست‌، پس‌ بندگان‌ بايد تزكيه‌ خود را ـ با هدف‌ برتري‌طلبي‌ و تفاخر برهمديگر ـ فروگذاشته‌ و يك‌ديگر را مورد مدح‌ و ستايش‌ قرار ندهند. درحديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ مقدادبن‌اسود(رض) آمده‌ است: «رسول‌ خداص به‌ ما دستوردادند كه‌ بر روي‌ مداحان‌ خاك‌ بپاشيم». در روايت‌ ابي‌بكره‌(رض) آمده‌است‌: «... اگر يكي‌ از شما خواسته‌ يا نخواسته‌، رفيقش‌ را مدح‌ كرد، بايد بگويد: احسبه ‌كذلك‌ ولا ازكي‌ علي‌ الله احدا: او را چنين‌... مي‌پندارم‌ و كسي‌ را بر خدا تزكيه ‌نمي‌كنم». «و به ‌قدر فتيلي‌ بر آنان‌ ستم‌ نمي‌رود» فتيل‌: نخ‌ رشته‌مانند روي‌ هسته‌خرماست‌. معني‌ اين‌ است‌: اين‌ گروهي‌ كه‌ خود را تزكيه‌ مي‌كنند، به‌اندازه‌ گناه ‌تزكيه‌ خويش‌ عذاب‌ مي‌شوند و افزون‌ برآن‌ ـ ولو به ‌اندازه‌ رشته‌ روي‌ هسته‌خرمايي‌ ـ موردستم‌ قرار نمي‌گيرند و از ثوابي‌ نيز كه‌ مستحق‌ آن‌ باشند، به‌ مقدار رشته‌ روي‌ هسته‌ خرمايي‌ كم‌ نمي‌شود.
 
	سوره مطففين آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
«مگر آنان‌ نمي‌دانند كه‌ برانگيخته‌ خواهند شد؟» يعني: آيا كساني‌ كه‌ مرتكب‌ چنين‌ كارهايي‌ مي‌شوند، اين‌ انديشه‌ در خاطرشان‌ خطور نمي‌كند كه‌ برانگيختني ‌هستند و آن‌گاه‌ از آنچه‌ مي‌كنند، مورد پرسش‌ قرار خواهندگرفت‌؟ چرا در اين‌ امر تدبر و انديشه‌ نكردند تا سرانجام‌ با رسيدن‌ به‌ يقين‌ در اين‌ امر، آنچه‌ را كه‌ بايد از عاقبت‌ آن‌ بيمناك‌ بود، فروگذارند؟ پس‌ ﴿‏ أَلَا يَظُنُّ﴾ سؤالي‌ است‌ از سر توبيخ‌ و انكار و به‌ تعجب‌ افگندن‌ از حال‌ آنان‌. از يقين‌ به‌ «ظن‌» تعبير شد تا اشاره‌اي‌ باشد به‌ اين‌ امر كه‌ اگر كسي‌ حتي‌ به‌ گمان‌ برپايي‌ قيامت‌ باشد، بر ارتكاب‌ همچو كارهاي ‌زشتي‌ جسارت‌ نمي‌كند، چه‌ رسد به‌ كسي‌ كه‌ به‌ آن‌ يقين‌ دارد.
 
سوره مطففين آيه  5

‏متن آيه : ‏

‏ لِيَوْمٍ عَظِيمٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏
آري‌! آيا يقين‌ نداشته‌اند كه‌ برانگيخته‌ خواهندشد؛ «در روزي‌ بزرگ» كه‌ روز قيام