 كه‌ چون‌ جنيان‌ آن‌ را شنيدند، بي‌درنگ‌ گفتند: (ما قرآن‌ عجيبي‌ را شنيديم‌ كه‌ به‌سوي‌ رشد راه‌ مي‌نمايد) «جن‌/2 ـ 1». هر كس‌ به‌ علم‌ قرآن ‌مجهز گشت‌، پيش‌ تاخت‌ و هر كس‌ به‌ قرآن‌ سخن‌ گفت‌، راست‌ گفت‌ و هر كس ‌به‌سوي‌ قرآن‌ دعوت‌ كرد، به‌سوي‌ راه‌ راست‌ هدايت‌ شد».
 
‏‏سوره طارق آيه  15

‏متن آيه : ‏

‏ إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً ‏

 

‏ترجمه : ‏
«آنان‌ نيرنگي‌ مي‌سگالند» يعني: كافران‌ با هدف‌ بي‌اثر كردن‌ دين‌ حقي‌ كه‌ رسول‌ خدا ص آورده‌است‌، مكر و نيرنگي‌ سازمان‌ مي‌دهند؛
	آيه  58
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ سَمِيعاً بَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خداوند به‌ شما فرمان‌ مي‌دهد كه‌ امانت‌ها را به‌ اهل‌ آنها بسپاريد» خطاب‌ الهي‌ در اين‌ آيه‌ شامل‌ تمام‌ مردم‌ در تمام‌ امانتها مي‌شود، پس‌ اين‌ خطاب‌، هم‌ اداي ‌فرايض‌ و تكاليف‌ را كه‌ امانت‌ حق‌ تعالي‌ بر دوش‌ انسان‌ است‌ و هم‌ امانت‌هاي ‌عادي‌ در ميان‌ مردم‌ را دربر مي‌گيرد. اما زمامداران‌ از نخستين‌ مخاطبان‌ آيه‌ كريمه‌ و در پيشاپيش‌ آنان‌ قراردارند، پس‌ ادا كردن‌ امانت‌، رد مظالم‌ و جستن‌ عدل‌ در احكام‌ و فرامين‌ صادره‌ از سوي‌ آنان‌، جزء اولين‌ واجبات‌ و تكاليفشان‌ در مسند زمامداري‌ است‌. و چنان‌ كه‌ گفتيم؛ غيرآنان‌ از مردم‌ نيز در اين‌ خطاب‌ داخلند بنابراين‌، بر همه‌ مردم‌ واجب‌ است‌ تا امانت‌ها را بازگردانده‌، در گواهي‌ها و اخبار تحقيق‌ و بررسي‌ نموده‌ و در همه‌ امور، داوري‌ صحيح‌ نمايند. در حديث‌ شريف‌آمده‌ است‌: «به‌ كسي‌كه‌ تو را امين‌ گردانيده‌، امانت‌ را بسپار و بر آن‌ كس‌ كه‌ به‌ توخيانت‌ كرده‌، خيانت‌ نكن». «و به‌ شما فرمان‌ مي‌دهد كه‌ چون‌ ميان‌ مردم‌ حاكم ‌شويد، به‌ عدالت‌ حكم‌ كنيد» مراد از عدالت‌ در اينجا اين‌ است‌ كه‌: حاكم‌ يا قاضي‌، به‌سوي‌ يكي‌ از طرفين‌ دعوي‌ گرايش‌ نيابد و بنابراين‌، هيچ‌ كس‌ را به‌خاطر قرابت ‌وي‌، يا جاه‌ و مقام‌، يا مصلحت‌ و منفعتي‌ كه‌ از او تمنا دارد، يا هر غرض ‌هوس‌آلود ديگري‌ بر خصمش‌ برتري‌ ندهد، بلكه‌ بايد مطابق‌ آنچه‌ كه‌ قرآن‌ عظيم‌و سنت‌ نبوي‌ كريم‌ براي‌ وي‌ روشن‌ ساخته‌ است‌، فقط به‌ نفع‌ همان‌ كسي‌ حكم‌ كند كه‌ حق‌ از آن‌ وي‌ است‌. آري‌! حاكم‌ بايد در ميان‌ مردم‌ براساس‌ مساوات‌ حكم‌ كند، بي‌آن‌ كه‌ يكي‌ را بر ديگري‌ برتري‌ دهد، مگر اين‌ كه‌ كسي‌ واقعا صاحب‌ اين ‌فضل‌ و برتري‌ باشد، مثلا در عمل‌ صالح‌ سخت‌كوش‌ بوده‌، يا از اهل‌ خبره‌، ياعلم‌، يا نيرومندي‌ در جهاد، يا نظاير اينها باشد «در حقيقت‌ نيكو چيزي‌ است‌ آنچه ‌خدا شما را به‌ آن‌ پند مي‌دهد، در حقيقت‌ خدا شنوا» است‌ به‌ آنچه‌ حكم‌ مي‌كنيد «بيناست‌» به‌ حاكم‌، هنگامي‌كه‌ حكمش‌ را صادر مي‌كند، پس‌ او مي‌داند كه‌ آياحاكم‌ در حكم‌ خويش‌ جوياي‌ عدالت‌ است‌، يا اين‌ كه‌ مطابق‌ هواي‌ نفس‌ خويش‌حكم‌ كرده‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «خداي‌ عزوجل‌ همراه‌ حاكم‌ است ‌تا آن‌گاه‌ كه‌ ستم‌ نكند، پس‌ چون‌ ستم‌ كرد، او را به‌ خودش‌ وامي‌گذارد».
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: رسول‌ خداص در روز فتح‌ مكه‌، كليد خانه‌ كعبه ‌را از عثمان‌بن‌ طلحه‌ گرفتند و وارد خانه‌ شدند و هنگامي‌ كه‌ از خانه‌ خارج‌ شدند اين‌ آيه‌ را تلاوت‌ مي‌كردند، آن‌گاه‌ عثمان‌بن‌ طلحه‌ را فراخوانده‌ و كليد را به‌ او بازپس‌ دادند.
به‌ هر حال‌، بيشتر مفسران‌ برآنند كه‌: حكم‌ اين‌ آيه‌ عام‌ است‌ و شامل‌ همه‌ مردم ‌مي‌باشد. بعضي‌ هم‌ گفته‌اند: اين‌ آيه‌ فقط در مورد حكام‌ و زمامداران‌ جامعه ‌اسلامي‌ نازل‌ شده‌ است‌.
	سوره طارق آيه  16

‏متن آيه : ‏

‏ وَأَكِيدُ كَيْداً ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و من‌ نيز تدبيري‌ مي‌كنم» يعني: من‌ نيز آنان‌ را از آنجا كه‌ نمي‌دانند، به ‌استدراج‌ مي‌كشانم‌ و آنان‌ را در برابر نيرنگشان‌ جزا مي‌دهم‌.
 
	سوره طارق آيه  17

‏متن آيه : ‏

‏ فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً ‏

 

‏ترجمه : ‏
«پس‌ كافران‌ را مهلت‌ ده» يعني: نابودي‌ عاجل‌ آنان‌ را از خداي‌ سبحان‌ نخواه ‌و به‌ آنچه‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ در كارشان‌ تدبير مي‌كند، راضي‌ باش‌ «واگذار آنان‌ را» امهال: واگذاشتن‌ و به‌تأخير افگندن‌ است‌ «اندك‌ زماني» يعني: مهلتشان‌ ده‌ به ‌مهلتي‌ نزديك‌، يا مهلتي‌ اندك‌ و به‌ زودي‌ خواهي‌ ديد كه‌ چه‌ عذاب‌ خفت‌باري‌ بر آنان‌ فرود خواهد آمد. تكرار فعل‌ و تغيير بنيه‌ ساختاري‌ آن‌ از «مهل‌» به‌ «امهل‌»، براي‌ مبالغه‌ در تهديد كافران‌ است‌ و چون‌ اين‌ مهلت‌ به‌سر آمد، خداوند(ج) آنان‌ را در بدر گرفتار كرد و در فتح‌ مكه‌ جزيره‌العرب‌ را از پليدي ‌شرك‌ و بت‌پرستي‌ پاك‌ گردانيد.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6563.txt">وجه‌ تسميه:﴿ سوره‌ اعلی ﴾</a><a class="text" href="w:text:6564.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:6565.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:6566.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:6567.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:6568.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:6569.txt"> آيه  6</a><a class="text" href="w:text:6570.txt"> آيه  7 </a><a class="text" href="w:text:6571.txt"> آيه  8</a><a class="text" href="w:text:6572.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:6573.txt"> آيه  10</a><a class="text" href="w:text:6574.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:6575.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:6576.txt"> آيه  13</a><a class="text" href="w:text:6577.txt"> آيه  14</a><a class="text" href="w:text:6578.txt"> آيه  15</a><a class="text" href="w:text:6579.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:6580.txt"> آيه  17</a><a class="text" href="w:text:6581.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:6582.txt">آيه  19</a></body></html>﴿ سوره‌ اعلی ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (19) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ به‌سبب‌ افتتاح‌ با اين‌ فرموده‌ خداوند(ج): (‏ سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى ‏)سوره‌ «اعلي‌» نام‌ گرفت‌ و «سبح‌» نيز ناميده‌ مي‌شود.
فضيلت‌ آن:  در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ نعمان‌بن‌بشير(رض) آمده ‌است‌ كه: «رسول‌ خدا ص در نمازهاي‌ عيد و روز جمعه‌، سوره‌هاي: (‏ سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى ‏)(‏‏ هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ ‏)  را مي‌خواندند و چه‌بسا كه‌ عيد و جمعه‌ در يك‌روز جمع‌ مي‌شد اما همين‌ دو سوره‌ را مي‌خواندند». همچنين‌ در حديث‌ شريف ‌آمده ‌است: «رسول‌ خدا ص در نماز وتر، سوره‌هاي:(‏ سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى ‏)،(‏‏ قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ ‏)و(‏ ‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ‏‏) را مي‌خواندند». علي‌(رض) ر