ي‌» از امور؛ «آن‌ را به ‌سوي‌ خدا و پيامبر عرضه‌ بداريد» عرضه‌ داشتن‌ به‌سوي‌ خدا؛ همانا ارجاع‌ دادن‌ امر مورد اختلاف‌ به‌ كتاب‌ حكيم‌ وي‌ است‌ و عرضه‌ داشتن‌ به‌سوي‌ پيامبر؛ ارجاع‌ دادن‌ آن‌ امر به‌سوي‌ ايشان ‌است‌ در حياتشان‌ با سؤال‌ نمودن‌ از ايشان‌ و عرضه‌ داشتن‌ آن‌ است‌ بر سنت‌ مطهره ‌ايشان‌ بعد از وفاتشان‌. آري‌! بايد اين‌چنين‌ كنيد «اگر به‌ خداوند و روز بازپسين‌ ايمان ‌داريد» پس‌ اين‌ عرضه ‌داشتن‌ و بازگشت ‌دادن‌ امور مورد اختلاف‌ به‌ كتاب‌ و سنت‌، بر اختلاف‌كنندگان‌ امري‌ حتمي‌ و الزامي‌ بوده‌ و از شأن‌ كساني‌ است‌ كه‌ به‌ خدا(ج) و روز آخرت‌ ايمان‌ دارند زيرا بازگشت‌ به‌ كتاب‌ و سنت‌ در حالت‌ نزاع‌ وكشمكش‌، مقتضاي‌ طاعت‌ است‌ «اين‌» بازگشت‌ دادن‌ امر اختلافي‌ به‌ مراجع ‌ياد شده‌ «بهتر» است‌ براي‌ شما در كوتاه‌ مدت‌ «و نيكوتر است‌ به‌ اعتبار تأويل‌» يعني‌: اين‌ امر به‌ اعتبار عاقبت‌ و انجام‌ كار نيز براي‌ شما بهتر از تأويلي‌ است‌ كه‌خود در هنگام‌ اختلاف‌ و نزاع‌ به‌ آن‌ دست‌ مي‌يابيد ـ چنانچه‌ امر مورد اختلاف‌ را به‌ غير خدا و رسول‌ وي‌ برگردانيد.
در اينجا علما سؤالي‌ را مطرح‌ كرده‌اند و آن‌ اين‌ است‌: اگر انسان‌ در شرايطي‌ قرار گرفت‌ كه‌ نظام‌ حاكم‌ بر جامعه‌، كافر يا غير مشروع‌ بود، او از چه‌ كسي‌ بايد اطاعت‌ كند؟ شيخ‌ سعيدحوي‌ در تفسير خويش‌ «الأساس‌ في‌التفسير» به‌ اين‌ سؤال ‌اين‌گونه‌ پاسخ‌ داده‌ است‌: «در اينجا دو نوع‌ طاعت‌ است؛ يكي‌ طاعت‌ اجباري‌ از نظام‌ و قانون‌ كه‌ انسان‌ در قبال‌ آن‌ اختياري‌ نداشته‌ باشد و خواه‌نخواه‌ بايد به‌ آن ‌گردن‌ نهد و ديگري‌ طاعت‌ اختياري‌ است‌. بايد گفت‌ كه‌: طاعت‌ اختياري‌ در همچو حالتي‌، نه‌ از آن‌حكام‌، بلكه‌ از آن‌ علماي‌ رباني‌ است‌ زيرا ايشان‌ ميراث‌بران‌ نبوت‌ هستند». در فتاواي‌ ابن‌عابدين‌ آمده‌ است‌: «فقهاي‌ احناف‌ در اين‌باره‌ كه‌ اگر زمامدار حكمي‌ صادر كرد كه‌ اكثريت‌ تنفيذ حكم‌ وي‌ را زيانبار مي‌دانستند، گفته‌اند: در همچو حالي‌ بايد از رأي‌ اكثريت‌ پيروي‌ كرد».
سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌: مناقشه‌ خالدبن‌ وليد و عماربن‌ ياسر در يكي‌ از سريه‌ها (گروه‌هاي‌ اعزامي‌ براي‌ جنگ) بود زيرا عمار به‌ فردي‌ از مشركان‌ امان‌ داد، ولي‌خالد كه‌ امير گروه‌ بود، امان‌ دادن‌ وي‌ را نمي‌پذيرفت‌ و وقتي‌ آنها نزد رسول‌ خداص آمدند؛ رسول‌ خداص در عين‌ حالي‌كه‌ امان‌ دادن‌ عمار را نافذ ساختند، ولي‌ او را از اين‌ كه‌ در آينده‌ به‌ رغم‌ خواسته‌ امير به‌ كسي‌ امان‌ بدهد، نهي‌ كردند، آن‌گاه‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد. بنابراين‌، از سبب‌ نزول‌ نيز بر مي‌آيد كه ‌اطاعت‌ امرا واجب‌ است‌.
 
 سوره أعلى آيه  7

‏متن آيه : ‏

‏ إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى ‏

 

‏ترجمه : ‏
«جز آنچه‌ كه‌ خدا خواسته‌است» تا تو آن‌ را فراموش‌ كني‌، يا جز آنچه‌ كه‌ خواسته‌ است‌ تا تلاوت‌ آن‌ را منسوخ‌ گرداند كه‌ در آن‌ صورت‌، آيه‌ منسوخ‌ شده ‌از يادت‌ مي‌رود «هر آينه‌ خدا مي‌داند آشكارا را» يعني: هر چيزي‌ را كه‌ انسان ‌آشكارا آن‌ را انجام‌ مي‌دهد، يا آشكارا مي‌گويد «و پنهان‌ را» يعني: هر چيزي‌ را كه‌ انسان‌ در نزد خود پنهان‌ نگاه‌ مي‌دارد كه‌ جز خداوند(ج) كسي‌ ديگر بر آن‌ آگاه ‌نيست‌.
 
	سوره أعلى آيه  8

‏متن آيه : ‏

‏ وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و در كار تو آساني‌ پديد مي‌آوريم» يعني: بر تو عمل‌ بهشت‌ را آسان‌ مي‌گردانيم ‌و بر تو وحي‌ را آسان‌ مي‌گردانيم‌ به‌ طوري‌كه‌ آن‌ را به‌سادگي‌ حفظ كني‌ و به‌ آن‌ عمل‌ نمايي‌. يا تو را در دين‌ و دنيايت‌ به‌ آسانترين‌ روش‌ توفيق‌ مي‌دهيم‌؛ در همه‌ امور ديني‌ و دنيوي‌اي‌ كه‌ به‌ تو رو مي‌نمايد.
 
	سوره أعلى آيه  9

‏متن آيه : ‏

‏ فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى ‏

 

‏ترجمه : ‏
«پس‌ اندرز ده‌ اگر اندرز سود بخشد» يعني: اي‌ محمد ص! به‌ وسيله‌ آنچه‌ كه‌ برتو وحي‌ فرستاده‌ايم‌، مردم‌ را پند و اندرز ده‌ و آنان‌ را به‌سوي‌ راه‌ خير و احكام‌ و قوانين‌ دين‌ ارشاد و راهنمايي‌ كن‌ و اين‌ پند و اندرزت‌ بايد در جايي‌ باشد كه‌ پند و اندرز سود مي‌بخشد اما كساني‌ كه‌ پند داده‌ شده‌اند و راه‌ حق‌ برايشان‌ به ‌روشني‌ تبيين‌ گرديده‌ است‌ ولي‌ از هوي‌ و هوس‌ خويش‌ پيروي‌ كرده‌ و بر عصيان‌ و سركشي ‌پاي‌ فشرده‌اند پس‌ به‌ پنددادنشان‌ نيازي‌ نيست‌. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ دست‌ برداشتن ‌از پند دهي‌، در امر تكرار دعوت‌ است‌ اما در دعوت‌ اوليه‌ همه‌ مردم‌ بايد به‌طور عام‌ و يكسان‌ به‌سوي‌ دين‌ خداي‌ عزوجل‌ فراخوانده‌ شوند، چه‌ كساني‌ كه‌ دعوت‌ حق‌ را مي‌پذيرند و چه‌ كساني‌ كه‌ آن‌ را برنمي‌تابند. ابن‌كثير مي‌گويد: «ادب‌ نشر علم‌ از همينجا برگرفته‌ مي‌شود لذا علم‌ را نبايد در نزد غير اهل‌ آن‌ گذاشت‌». در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عبدالله بن ‌مسعود(رض) آمده‌است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «حدثوا الناس‌ بما يعرفون‌، أتريدون‌ أن‌ يكذب‌ الله‌ ورسوله: با مردم‌ در حد معرفتشان ‌سخن‌ بگوييد، آيا مي‌خواهيد كه‌ خدا و رسولش‌ مورد تكذيب‌ قرار گيرند؟». در اينجا وجه‌ ديگري‌ نيز در تفسير آيه‌ ذكر شده‌ است‌ و آن‌ اين‌ است‌ كه: پند دادن ‌مطلوب‌ است‌ هرچند سودي‌ نبخشد بنابراين‌ وجه‌، در  (إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى ‏) : «اگر اندرز سود دهد» تعليق‌ به‌ شرط مراد نيست‌ بلكه‌ اين‌ قيد براي‌ بيان‌ واقعيت‌ قضيه ‌است‌. لذا اندرز دادن‌ همه‌ گروههاي‌ مردم‌؛ اعم‌ از پندپذير و پندگريزشان‌ تكليفي‌ است‌ عام‌ و استثنا ناپذير.
 
سوره أعلى آيه  10

‏متن آيه : ‏

‏ سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى ‏

 

‏ترجمه : ‏
«آن‌ كس‌ كه‌ مي‌ترسد، به‌ زودي‌ پند خواهد گرفت» يعني: هر كس‌ ازخداي‌ عزوجل‌ بترسد، زودا كه‌ از اندرزهايت‌ پند بگيرد و پنددهي‌ات‌ بر ترس‌ و صلاح‌ وي‌ بيفزايد.
	سوره أعلى آيه  11

‏متن آيه : ‏

‏ وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و شقاوت‌پيشه‌ترين‌ از آن‌ دوري‌ كند» يعني: كافران‌، يا شقاوت‌پيشه‌ترين‌ آنان‌ از پند و اندرزت‌ دوري‌ مي‌كنند، از آن‌رو كه‌ بر كفر به‌ خداي‌ سبحان‌ و فروروي ‌در گناهان‌ و نافرماني‌هاي‌ خويش‌ پاي‌ مي‌فشرند.
	سوره أعلى آيه  12

‏متن آيه : ‏

‏ الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى ‏

 

‏ترجمه : ‏
«همان‌ كس‌ كه‌ در آتش‌ كبري‌ درآيد» يعني: در آتش‌ وحشتناك‌ و بسيار دردناك‌ كه‌ آتش‌ جهنم‌ است‌. و آتش‌ دنيا آتش‌ صغري‌ است‌.
	 سوره أعلى آيه