‌ دو روايت‌ نقل‌ شده‌است‌؛ بنا بر روايت‌ اول: اين ‌آيات‌ درباره‌ حضرت‌ حمزه‌(رض) نازل‌ شد آن‌گاه‌ كه‌ در احد به‌شهادت‌ رسيد. بنا بر روايت‌ دوم: اين‌ آيات‌ درباره‌ حضرت‌ عثمان‌(رض) نازل‌ شد بعد از آن‌كه‌ چاه‌ رومه‌ را خريد و آن‌ را براي‌ آب‌ آشاميدني‌ مردم‌ وقف‌ كرد.
 
سوره فجر آيه  29

‏متن آيه : ‏

‏ فَادْخُلِي فِي عِبَادِي ‏

 

‏ترجمه : ‏
«پس‌ در زمره‌ بندگان» خاص‌ و صالح‌ «من‌ درآي» و ازجمله‌ آنان‌ باش‌.
 
	آيه  65
‏متن آيه : ‏
‏ فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجاً مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«چنين‌ نيست‌» كه‌ پندار منافقان‌ در مورد ايمان‌ به‌ پيام‌هاي‌ نازل‌ شده‌ بر تو و پيشينيانت‌ راست‌ باشد، بلكه‌ «به‌ پروردگارت‌ سوگند كه‌ ايمان‌ نمي‌آورند تا آن‌ كه‌ تو را در آنچه‌ ميانشان‌ مايه‌ اختلاف‌ است‌» و در آن‌ باهم‌ كشمكش‌ و مشاجره‌ دارند «داور گردانند» يعني‌: تو را در تمام‌ امورشان‌ ميان‌ خود حاكم‌ و داور گردانيده‌ و احدي‌جز تو را به‌ داوري‌ برنگزينند و «آن‌گاه‌ در آنچه‌ داوري‌ كردي‌، هيچ‌ دلتنگي‌ در خودنيابند» پس‌ صرف‌ پذيرش‌ و تن‌ دادن‌ به‌ داوري‌ رسول‌ خداص كافي‌ نيست‌ تا آن‌گاه‌ كه‌ اين‌ اذعان‌ و پذيرش‌، از صميم‌ قلب‌ نبوده‌ و از رضايت‌ و اطمينان‌ و طيب‌خاطر برنخاسته‌ باشد «و تسليم‌ شوند» يعني‌: در ظاهر و باطن‌ اذعان‌ و انقيادكنند «به‌ تسليم‌شدني‌» كامل‌ كه‌ هيچ‌ ترديدي‌ در آن‌ آميخته‌ نباشد و شائبه‌ هيچ ‌مخالفتي‌ آن‌ را نيالايد. بدين‌سان‌ ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ ايمان‌ را كه‌ سرمايه‌ حقيقي‌ بندگان‌ صالح‌ خدا(ج) است‌، از منافقان‌ نفي‌ كرد تا آن‌گاه‌ كه‌ مقصد ومرامشان‌ داور قرار دادن‌ رسول‌ خداص نباشد. چنان‌ كه‌ در حديث‌ شريف‌ نيز آمده‌است‌: «سوگند به‌ ذاتي‌ كه‌ جانم‌ در دست اوست‌، يكي‌ از شما ايمان‌نمي‌آورد تا آن‌ كه‌ هوس‌ و خواسته‌اش‌ پيرو آن‌ چيزي‌ باشد كه‌ من‌ آورده‌ام».
در يكي‌ از روايات‌ وارده‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ آمده‌ است‌: دو مرد نزد رسول‌ خداص به‌ مرافعه‌ (داوري) رفتند و رسول‌ خداص به‌ نفع‌ شخص‌ ذي‌حق‌ عليه‌ طرف‌ ناحق‌ حكم‌ كردند، اما آن‌ شخص‌ محكوم‌ گفت‌: من‌ به‌ اين‌ داوري‌ راضي‌ نيستم‌! طرف‌ از وي‌ پرسيد: پس‌ من‌ چه‌ بايد بكنم‌؟ گفت‌: اين‌ كه‌ نزد ابوبكر(رض) به‌ مرافعه‌ برويم‌! و نزد ابوبكر(رض) رفتند، او گفت‌: حكم‌ همان‌ است‌ كه‌رسول‌ خداص فرموده‌ اند. اما رفيق‌ وي‌ به‌ فيصله‌ ابوبكر(رض) هم‌ راضي‌ نشد وگفت‌: نزد عمر(رض) مي‌رويم‌! نزد عمر(رض) رفتند و صاحب‌ حق‌ ماجرا را به‌ عمر(رض) باز گفت‌، عمر(رض) از شخص‌ محكوم‌ پرسيد: آيا موضوع‌ چنين‌ است‌ كه‌ اين‌ مرد مي‌گويد؟ محكوم‌ پاسخ‌ داد: آري‌! آن‌گاه‌ عمر(رض) به‌ خانه‌اش‌ رفت‌ و با شمشيري ‌برهنه‌ بيرون‌ آمده‌ سر آن‌ محكوم‌ را از تنش‌ جدا كرد. همان‌ بود كه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد.
 
سوره فجر آيه  30

‏متن آيه : ‏

‏ وَادْخُلِي جَنَّتِي ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و در بهشت‌ من‌ داخل‌ شو» همراه‌ با صالحان‌ و خاصان‌. يعني‌ اين‌ گراميداشتي ‌است‌ كه‌ فوق‌ آن‌ هيچ‌ گراميداشتي‌ وجود ندارد. چنان‌كه‌ مفسران‌ بيان‌ كرده‌اند، اين‌ خطاب‌ و ندا هم‌ در هنگام‌ احتضار و هم‌ در روز قيامت‌ به‌ اين‌ انسان‌ وارسته‌ گفته‌ مي‌شود. 
 
 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6642.txt">وجه‌ تسميه: ﴿ سوره‌ بلد ﴾</a><a class="text" href="w:text:6643.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:6644.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:6645.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:6646.txt"> آيه  4</a><a class="text" href="w:text:6647.txt"> آيه  5</a><a class="text" href="w:text:6648.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:6649.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:6650.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:6651.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:6652.txt"> آيه  10 </a><a class="text" href="w:text:6653.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:6654.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:6655.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:6656.txt"> آيه  14</a><a class="text" href="w:text:6657.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:6658.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:6659.txt"> آيه  17</a><a class="text" href="w:text:6660.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:6661.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:6662.txt">آيه  20</a></body></html>﴿ سوره‌ بلد ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (20) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ به‌ سبب‌ آن‌ «بلد» نام‌ گرفت‌ كه‌ خداوند(ج) در آغازآن‌ به‌ بلد حرام‌ (مكه‌ مكرمه) سوگند ياد كرده ‌است‌.
 سوره بلد آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«سوگند به‌ اين‌ شهر» يعني: به‌ شهر حرام‌ كه‌ مكه‌ مكرمه‌ است‌. اين‌ سوگند براي‌ آن‌ است‌ تا حق‌ تعالي‌ به‌ بزرگي‌ و شرف‌ ام‌القري‌ در نزد خود توجه‌ دهد از آن‌روي‌ كه‌ بيت‌الحرام‌ وي‌ در اين‌ شهر واقع‌ شده ‌است‌ و همچنين‌ اين‌ شهر، شهر اسماعيل‌ و محمد عليهما الصلاه‌ والسلام‌ است‌ چنان‌كه‌ مناسك‌ حج‌ نيز در آن ‌انجام‌ مي‌شود.
 
	سوره بلد آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ وَأَنتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و تو در اين‌ شهر حلال‌ خواهي‌ شد» يعني: اي‌ محمد! مشركان‌ مكه‌ آزار دادنت‌ را در اين‌ شهر حرام‌، حلال‌ مي‌شمرند. يا معني‌ اين‌ است: سوگند به‌ اين‌ شهري‌ كه ‌تو در آن‌ اقامت‌ گزيده‌اي‌. يعني‌ اي‌ محمد! قدر و شرف‌ و منزلتت‌ تا بدانجاست ‌كه‌ اين‌ شهر با اقامتت‌ در آن‌ شرف‌ عظيمي‌ كسب‌ كرده ‌است‌ چرا كه‌ يك‌ مكان‌، شرف‌ خود را از ساكنانش‌ مي‌گيرد.
 
	سوره بلد آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و سوگند به‌ پدر و به‌ هر چه‌ زاده ‌است» خداوند(ج)  به‌ پدر و فرزندانش‌ ـ مانند آدم‌(ع) و نسل‌ وي‌ ـ و نيز به‌ هر پدر و فرزندي‌ از تمام‌ جانداران‌ سوگند مي‌خورد. سوگند الهي‌ بر اين‌ امر، تنبيهي‌ است‌ بر بزرگي‌ آيت‌ كوني‌ تناسل‌ و توالد و دلالت‌ اين‌ نشانه‌ بزرگ‌ بر قدرت‌ حق‌ تعالي‌ و علم‌ و حكمت‌ وي‌.
 
	سوره بلد آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«به‌راستي‌ كه‌ انسان‌ را در رنج‌ و محنت‌ آفريديم» اين‌ آيه‌ مقسم‌ عليه‌ است‌. يعني: سوگند به‌ چيزهاي‌ ياد شده‌، كه‌ انسان‌ پيوسته‌ در رنج‌ و تعب‌ دنيا و تحمل‌ سختي‌هاي‌ آن‌ است‌، از آغازين‌ نقطه‌ پيدايش‌ خود كه‌ تاريكستان‌ و تنگناي‌ رحم ‌مي‌باشد تا مرحله‌ پاياني‌ حياتش‌ در دنيا كه‌ مرگ‌ است‌ و باز چون‌ بميرد، فصل‌ جديد ديگري‌ از رنج‌ و مشقت‌ او ـ مانند سختي‌ها و هول‌ و هراسهاي‌ قبر و برزخ‌ ـ آغاز مي‌شود و باز در مرحله‌ ديگري‌، سختي‌ه