ا جَلَّاهَا ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و سوگند به‌ روز، چون‌ خورشيد را نمايان‌ كند» زيرا در هنگام‌ گسترده‌ شدن‌ روز، خورشيد با تمام‌ وسعت‌ درخشش‌ خود بر بينندگان‌ نمايان‌ مي‌شود.
در اين‌ آيه‌ معجزه‌ كوني‌ ديگري‌ نهفته‌ است‌ زيرا ظاهرا چنين‌ پنداشته‌ مي‌شود كه ‌خورشيد روز را نمايان‌ و آشكار مي‌گرداند در حالي‌ كه‌ اين‌ پنداشت‌ زماني‌ درست ‌است‌ كه‌ زمين‌ ثابت‌ باشد اما اكنون‌ كه‌ ثابت‌ شده ‌است‌ زمين‌ بر مدار خود مي‌چرخد پس‌ اين‌ روز است‌ كه‌ خورشيد را آشكار و نمايان‌ مي‌كند نه‌ عكس‌ آن‌، كه‌ آيه ‌مباركه‌ اين‌ معني‌ را در كمال‌ اعجاز درخشش‌ بخشيده ‌است‌.
 
	سوره شمس آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و سوگند به‌ شب‌، چون‌ خورشيد را بپوشاند» و نور آن‌ را از نظرها غايب‌ گرداند به‌طوري‌ كه‌ تاريكي‌ آن‌ همه‌ آفاق‌ را فروپوشاند. اين‌ آيه‌ نيز دربرگيرنده‌ همان ‌معني‌ و همان‌ معجزه ‌است‌.
 
	سوره شمس آيه  5

‏متن آيه : ‏

‏ وَالسَّمَاء وَمَا بَنَاهَا ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و سوگند به‌ آسمان‌ و بناكردن‌ الله  آن‌ را» يا سوگند به‌ آسمان‌ و كسي‌ كه‌ آن‌ را بنا كرد و هر ستاره‌اي‌ از آن‌ را به ‌منزله‌ خشتي‌ از بناي‌ يك‌ سقف‌ قرار داد.
	آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذاً لَّآتَيْنَاهُم مِّن لَّدُنَّا أَجْراً عَظِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
درصورتي‌ كه‌ در قبال‌ اوامر ما چنين‌ گوش‌ به‌فرمان‌ مي‌بودند، ما هم‌ «يقينا پاداشي‌ بزرگ‌» و مستمر «از نزد خويش‌ به‌ آنان‌مي‌داديم‌» كه‌ هرگز قطع‌ نمي‌شد «و قطعا آنان‌ را به‌ راهي‌ راست‌ هدايت‌ مي‌كرديم‌» ودلهايشان‌ را به‌سوي‌ آن‌ راهياب‌ مي‌ساختيم‌.
 
سوره شمس آيه  6

‏متن آيه : ‏

‏ وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و سوگند به‌ زمين‌ و آن‌ كس‌ كه‌ آن‌ را گسترد» از هر جانبي‌. يا سوگند به‌ زمين‌ و گستردن‌ خداوند(ج) آن‌ را.
 
	سوره شمس آيه  7

‏متن آيه : ‏

‏ وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و سوگند به‌ نفس‌ و آن‌ كس‌ كه‌ آن‌ را درست‌ كرد» يعني: آن‌ را پديد آورد، اعضا و اندامهايش‌ را برابر ساخت‌، روح‌ را سوار تنش‌ كرد و در او نيروهاي‌ رواني‌ و معنوي‌ عظيم‌ و ادراكات‌ عجيبي‌ قرار داد و او را برمبناي‌ فطرت‌ استوار گردانيد. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده ‌است: «كل‌ مولود يولد علي‌ الفطرة‌، فأبواه‌ يهودانه‌ أو ينصرانه: هر نوزادي‌ بر فطرت‌ متولد مي‌شود، سپس‌ پدر و مادرش‌ هستند كه‌ او را يهودي‌ يا نصراني‌ مي‌گردانند». حرف‌ «ما» در هر سه‌ آيه‌ فوق‌، يا مصدري ‌مي‌باشد و يا موصوله‌ به‌ معني‌ «الذي‌»، كه‌ معني‌ آن‌ بنا بر هر دو صورت‌ بيان‌ شد.
 
	‏‏سوره شمس آيه  8

‏متن آيه : ‏

‏ فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ‏

 

‏ترجمه : ‏
«سپس‌ فجور و پرهيزكاري‌اش‌ را به‌ آن‌ الهام‌ كرد» يعني: حق‌ تعالي‌ حال‌ تقوي‌ و بي‌تقوايي‌ و طاعت‌ و معصيت‌ نفس‌ آدمي‌ را به‌ او شناساند و به‌ او فهماند كه‌ فجور زشت‌ و تقوي‌ زيباست‌. و اين‌ خود دليل‌ بر اصل‌ مختار بودن‌ انسان‌ است‌. فجور: فسق‌، شر و هر چيزي‌ است‌ كه‌ به‌ زيان‌ و هلاكت‌ مي‌انجامد. تقوي: پايبندي‌ به‌ جاده‌ استقامت‌ و انجام ‌دادن‌ اموري‌ است‌ كه‌ انسان‌ را از بدفرجامي‌ حفظ مي‌كند.
 
	سوره شمس آيه  9

‏متن آيه : ‏

‏ قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا ‏

 

‏ترجمه : ‏
جواب‌ سوگندهاي‌ يادشده‌ اين‌ است: «هر كس‌ آن‌ را پاك‌ گردانيد، قطعا رستگار شد» يعني: هر كس‌ نفس‌ خود را پاك‌ گردانيد و آن‌ را به‌وسيله‌ تقوي‌ رشد و ارتقا و اعتلا داد، يقينا به‌ هر مطلوبي‌ دست‌ يافت‌ و به‌ هر امر محبوبي‌ نايل‌ گرديد. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها آمده ‌است‌ كه‌ فرمود: شبي ‌رسول‌ خدا ص را در خوابگاهشان‌ نيافتم‌ پس‌ در تاريكي‌ شروع‌ به‌ پاييدن‌ ايشان‌ با دست‌ خود كردم‌، بناگاه‌ به‌ ايشان‌ درحالي‌ برخوردم‌ كه‌ به‌ سجده‌ رفته ‌بودند ومي‌گفتند: «رب‌ أعط نفسي‌ تقواها وزكها أنت‌ خير من‌ زكاها أنت‌ وليها ومولاها: پروردگارا! به‌ نفسم‌ تقواي‌ آن‌ را بده‌ و آن‌ را پاك‌ گردان‌ زيرا تو بهترين‌ پاك‌كننده‌ آن‌ هستي‌، تو كارساز و مولاي‌ آن‌ هستي‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف ‌آمده ‌است‌ كه‌ آن‌ حضرت‌ ص در دعاي‌ خويش‌ مي‌گفتند: «اللهم‌ إني‌ أعوذ بك‌ من ‌قلب‌ لا يخشع‌ ومن‌ نفس‌ لا تشبع‌ ومن‌ علم‌ لا ينفع‌ ومن‌ دعوة‌ لا يستجاب‌ لها: بارخدايا! من‌ به‌ تو پناه‌ مي‌برم‌ از قلبي‌ بي‌خشوع‌ و از نفسي‌ سيري ‌ناپذير و ازعلمي‌ بي‌سود و از دعايي‌ كه‌ اجابت‌ نشود».
 
سوره شمس آيه  10

‏متن آيه : ‏

‏ وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و هر كس‌ آن‌ را آلوده‌ داشت‌، قطعا زيانكار شد» يعني: هر كس‌ نفس‌ خود را گمراه‌ و پست‌ و فرومايه‌ داشت‌ و آن‌ را به‌ طاعت‌ و عمل‌ صالح‌ عادت‌ نداد و به ‌شهرت‌ نرسانيد، قطعا زيانكار شد و درباخت‌.
	سوره شمس آيه  11

‏متن آيه : ‏

‏ كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا ‏

 

‏ترجمه : ‏
بعد از سوگندهاي‌ ياد شده‌ الهي‌ بر رستگاري‌ كسي‌ كه‌ نفسش‌ را تزكيه‌ و تهذيب ‌مي‌كند و بر خسران‌ كسي‌ كه‌ آن‌ را به‌ آلودگي‌ مي‌كشاند، اينك‌ خداوند(ج) اعراب ‌را به‌ داستان‌ ثمود كه‌ به‌ ديارشان‌ نزديك‌ بودند، اندرز مي‌دهد تا از اين‌ اندرز عبرت‌ بگيرند و دست‌ از ستيز با پيامبرش‌ ص بردارند. پس‌ مي‌فرمايد: «قوم‌ ثمود به‌ سبب‌ طغيان‌ خود به‌ تكذيب‌ پرداختند» و انكار پيشه‌ كردند زيرا اين‌ طغيان‌ بود كه آنان‌ را به‌ تكذيب‌ وا داشت‌. طغيان: گذشتن‌ از حد در ارتكاب‌ گناهان‌ است‌.
 
	سوره شمس آيه  12

‏متن آيه : ‏

‏ إِذِ انبَعَثَ أَشْقَاهَا ‏

 

‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ كه‌ شقي‌ترينشان‌ برپا خاست» يا معني‌ اين‌ است: شقاوت‌پيشه‌ترين‌ خلق ‌كه‌ شخصي‌ از قوم‌ ثمود به ‌نام‌ قداربن‌سالف‌ بود، برپا خاست‌ و شتر صالح‌(ع) را پي‌كرد. انبعث: يعني‌ او داوطلب‌ اين‌ كار شد و براي‌ اجراي‌ آن‌ به‌پا خاست‌.
	سوره شمس آيه  13

‏متن آيه : ‏

‏ فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَةَ اللَّهِ وَسُقْيَاهَا ‏

 

‏ترجمه : ‏
«پس‌ پيامبر خدا» يعني: صالح‌(ع) «به‌ آنان‌ گفت: زنهار؛ شتر خداوند» يعني: زنهار؛ شتر خداوند(ج) را فرو گذاريد. به‌ اين‌ ترتيب‌، آنان‌ را از متعرض ‌شدن‌ به ‌شتر هشدار داد «و» فروگذاريد «بهره‌ آبش‌ را» يعني: متعرض‌ بهره‌ آب‌ آن‌ از چشمه‌ در روز نوبتش‌ نيز نشويد.
 
	سوره شمس آيه  14

‏متن آيه : ‏

‏ فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُم بِذَنبِهِمْ فَسَوَّاهَا ‏

 

‏ترجمه : ‏
«ولي‌ دروغزنش‌ خواندند» در اين‌ هشدارش