ز گروهي‌ و دسته‌اي‌ پس‌ از دسته‌اي‌. اين‌ فرمان؛ شامل‌ دستور جنگ‌ به‌ شيوه ‌چريكي‌ نيز مي‌شود «يا بيرون‌ رويد به‌طور دسته ‌جمعي‌» يعني‌: در تركيب‌ يك‌ سپاه‌ واحد تا اين‌ خروج‌ دسته‌جمعي‌ و انبوه‌ شما، از جهتي‌ بر دشمنتان‌ سخت‌تر وسنگين‌تر باشد و از سوي‌ ديگر، از اين‌ خطر كه‌ دشمن‌ در صورت‌ خروج‌ انفرادي ‌شما را بربايد و از پاي‌ در آورد، ايمن‌ گرديد، پس‌ در حالتي‌ كه‌ به‌خروج ‌دسته‌جمعي‌ براي‌ جهاد احساس‌ نياز مي‌شود، بايد به‌ طور دسته‌ جمعي‌ به‌ جنگ‌دشمن‌ رهسپار شويد، اما اگر به‌ بيرون‌ آمدن‌ به‌طور دسته‌جمعي‌ (نفير عام) نيازي ‌نيست‌ و به‌ ميدان‌ رفتن‌ برخي‌ از شما مي‌تواند پاسخگوي‌ دشمن‌ باشد، اين‌ نيز كافي ‌است‌. ولي‌ به‌ هر حال؛ حقيقتي‌ كه‌ نبايد هيچ‌گاه‌ از آن‌ غفلت‌ كنيد اين‌ است‌ كه‌: خطر كفر جز با جهاد دفع‌ نمي‌شود. چنان‌كه‌ از وقتي‌ مسلمانان‌ فريضه‌ جهاد را فراموش‌ كردند، دشمن‌ بر سرزمين‌هايشان‌ مسلط شد و هر طماعي‌ به‌ داشته‌هايشان ‌چشم‌ طمع‌ دوخت‌ بنابراين‌، ميزان‌ بازگشت‌ به‌ اسلام؛ جهاد در راه‌ خدا(ج) است‌.
 
	سوره ضحى آيه  6

‏متن آيه : ‏

‏ أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوَى ‏

 

‏ترجمه : ‏
«مگر تو را يتيم‌ نيافت‌ پس‌ جايت‌ داد؟» يعني: پرودگارت‌ تو را يتيم‌ بدون‌ پدر يافت‌ آن‌گاه‌ برايت‌ مأوايي‌ قرار داد كه‌ به‌ آن‌ جاي‌ گيري‌ و سروسامان‌ يابي‌، آن ‌مأوي‌ خانه‌ جدت‌ عبدالمطلب‌ و عمويت‌ ابوطالب‌ بود زيرا رسول‌ خدا ص هنگامي‌كه‌ در شكم‌ مادرشان‌ بودند يا بعد از تولد، پدر خود را از دست‌ دادند، سپس‌ مادرشان‌ آمنه‌ دختر وهب‌ نيز در شش‌سالگي‌ ايشان‌ وفات‌ يافت‌ و ايشان‌ تا هشت‌سالگي‌ تحت‌ سرپرستي‌ جد خود عبدالمطلب‌ قرار داشتند و بعد از آن‌ كه‌ او درگذشت‌، ابوطالب‌ عمويشان‌ سرپرستي‌ ايشان‌ را بر عهده‌ گرفت‌ و تا چند سال‌ بعد از بعثتشان‌ به‌ پيامبري‌ كه‌ ابوطالب‌ درگذشت‌، او پيوسته‌ حامي‌ و پشتيبانشان‌ بود.
حكمت‌ در اين‌كه‌ خداوند(ج)  آن‌ حضرت‌ ص را يتيم‌ برگزيد اين‌ بود تا ايشان ‌قدر يتيمان‌ را بشناسند و به‌ حق‌ آنان‌ و سروسامان‌ دادن‌ به‌ اوضاعشان‌ بپردازند چنان‌كه‌ وقتي‌ رسول‌ خدا ص با وصف‌ يتيمي‌ به‌ نبوت‌ و رسالت‌ برانگيخته‌ شدند، اين‌ خود نشانه‌ عظيمي‌ از نشانه‌هاي‌ صدق‌ و صحت‌ رسالت‌ ايشان‌ گرديد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌است‌ كه‌ چون‌ مردي‌ نزد رسول‌ خدا ص از قسوت‌ قلبش‌ شكايت ‌كرد، آن‌ حضرت‌ ص به‌ وي‌ فرمودند: «اگر مي‌خواهي‌ دلت‌ نرم‌ شود، بر سر يتيم ‌دست‌ عطوفت‌ بكش‌ و مسكين‌ را غذا ده‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌است: «من‌ و سرپرست‌ يتيم‌ (در بهشت) مانند اين‌ دو انگشت‌ به‌هم‌ نزديك‌ هستيم‌» و به ‌دو انگشت‌ سبابه‌ و وسطاي‌ خود اشاره‌ كردند.
 
	سوره ضحى آيه  7

‏متن آيه : ‏

‏ وَوَجَدَكَ ضَالّاً فَهَدَى ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و تو را سرگشته‌ يافت‌ پس‌ هدايت‌ كرد» يعني: اي‌ پيامبر! حق‌ تعالي‌ تو را از چگونگي‌ ايمان‌ غافل‌ يافت‌ به‌ طوري‌ كه‌ نمي‌دانستي‌ ايمان‌ چيست‌ و تو را از آنچه ‌كه‌ برايت‌ از كار نبوت‌ اراده‌ كرده‌ بود، غافل‌ يافت‌ و تو نمي‌دانستي‌ كه‌ قرآن ‌چيست‌ و نه‌ از شرايع‌ و احكام‌ الهي‌ آگاه‌ بودي‌ پس‌ تو را بدينها راه‌ نمود. گفتني ‌است‌ كه‌ در اينجا نمي‌توان‌ «ضلال‌» را بر آنچه‌ كه‌ در مقابل‌ «هدي‌» است‌، حمل‌كرد زيرا انبيا(ع) از گمراهي‌ معصوم‌ و مصونند بلكه‌ «ضلال‌» در اينجا به‌معني‌ ندانستن‌ احكام‌ شرعي‌ و عدم‌ آگاهي‌ از امر نبوت‌ است‌ ـ چنان‌كه‌ بيان‌ شد.
 
	‏‏سوره ضحى آيه  8

‏متن آيه : ‏

‏ وَوَجَدَكَ عَائِلاً فَأَغْنَى ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و تو را تنگدست‌ يافت‌ پس‌ توانگر گردانيد» يعني: اي‌ پيامبر! حق‌ تعالي‌ تو را فقير و عايله‌مند و بي‌مال‌ و منال‌ يافت‌ پس‌ بي‌نيازت‌ كرد؛ با رزق‌ و روزي‌اي‌ كه‌ به‌تو از طريق‌ فتوحات‌ سرزمينها و اماكن‌ كفار بخشيد. يا معني‌ اين‌ است: تو را قبل‌ از رسالت‌ نخست‌ با تجارت‌ در مال‌ خديجه‌ دختر خويلد اولين‌ همسرت‌، توانگر ساخت‌ سپس‌ با مال‌ ابوبكر(رض) آن‌گاه‌ با مال‌ انصار و سپس‌ با نيل‌ به‌ غنيمت‌ بعد از رسالت‌ و بعد از هجرت‌ و نيز تو را توانگر ساخت‌؛ با قانع‌ ساختنت‌ به‌ روزي‌ اندك ‌چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده ‌است: «ليس‌ الغني‌ عن‌ كثرة‌ العرض‌ ولكن‌ الغني‌ غني ‌النفس: توانگري‌ از بسياري‌ مال‌ و ثروت‌ نيست‌ بلكه‌ توانگري‌، توانگري‌ و بي‌نيازي‌ نفس‌ است‌».
 
	سوره ضحى آيه  9

‏متن آيه : ‏

‏ فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و اما يتيم‌ را ميازار» يعني: اي‌ پيامبر! تو نيز به‌ پاس‌ اين‌ همه‌ نعمت‌، به‌سبب‌ ضعف‌ و ناتواني‌ يتيم‌ بر مال‌ و حقش‌ مسلط نشو بلكه‌ حقش‌ را به‌ او بده‌ و يتيمي ‌خودت‌ را به‌ياد آور. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص با يتيمان‌ به‌ نيكي‌ وشفقتي‌ بسيار رفتار كرده‌ و در حق‌ آنان‌ به‌ نيكي‌ سفارش‌ مي‌كردند چنان‌ كه‌ در حديث‌ شريف‌ گذشت‌. پس‌ مراد از دستور به‌ ايشان‌، دستور به‌ امتشان‌ است‌.
 
سوره ضحى آيه  10

‏متن آيه : ‏

‏ وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و اما بر سائل‌ بانگ‌ نزن» يعني: چون‌ كسي‌ از تو چيزي‌ به‌ رسم‌ كمك ‌درخواست‌ كرد، بر او بانگ‌ نزن‌ و او را از خود مران‌ زيرا تو خود نيز فقير بوده‌اي ‌پس‌ يا به‌ او غذا و خوراكي‌ بده‌ و يا هم‌ او را به‌ نرمي‌ و ملايمت‌ برگردان‌. درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «ردوا السائل‌ ببذل‌ يسير، أو رد جميل‌، فانه‌ يأتيكم‌ من‌ ليس‌ من ‌الإنس‌ ولا من‌ الجن‌، ينظر كيف‌ صنيعكم‌ فيما خولكم‌ الله: سائل‌ را با بخششي‌ هرچند اندك‌، يا با برخوردي‌ نرم‌ و نيكو برگردانيد زيرا نزد شما كسي‌ (در هيأت‌ سائل) مي‌آيد كه‌ نه‌ از انس‌ است‌ و نه‌ از جن‌ پس‌ مي‌نگرد كه‌ عملتان‌ در آنچه‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ شما از نعمتها بخشيده ‌است‌، چگونه‌ است‌».
 
	سوره ضحى آيه  11

‏متن آيه : ‏

‏ وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و از نعمت‌ پروردگار خويش» با مردم‌ «سخن‌ بگوي» و نعمتهايي‌ را كه‌ به‌ تو ارزاني‌ كرده‌ است‌، براي‌ مردم‌ اظهار كن‌ و در ميانشان‌ مشهور گردان‌. بنابراين‌، سخن‌گفتن‌ از نعمت‌ خداوند(ج) خود نوعي‌ شكر است‌. به‌ قولي: مراد از نعمت‌ در اينجا، نبوت‌ و قرآن‌ است‌ لذا خداوند(ج) به‌ پيامبرش‌ دستور مي‌دهد تا قرآن ‌بخواند و به‌ آن‌ سخن‌ بگويد. علماي‌ محقق‌ گفته‌اند: سخن‌ گفتن‌ با مردم‌ از نعمتهاي‌ خداوند(ج) مطلقا جايز است‌ و حتي‌ اگر هدف‌ انسان‌ از برشمرد