ن‌ نعمت‌ها بر خود اين‌ بود كه‌ ديگران‌ هم‌ به‌ وي‌ اقتدا كنند، يا هدفش‌ اين‌ بود كه‌ شكر پروردگارش‌ را به‌ زبان‌ آشكار گرداند، اين‌ كار مستحب‌ نيز هست‌ اما چنانچه‌ بر خود از فتنه‌، عجب‌ و خودنگري‌ ايمن‌ نبود، در اين‌ صورت‌ بازگو نكردن‌ نعمت‌ به ‌ديگران‌ بهتر است‌.
 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6717.txt">وجه‌ تسميه:﴿ سوره‌ شرح یا انشراح ﴾</a><a class="text" href="w:text:6718.txt"> آيه  1</a><a class="text" href="w:text:6719.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:6720.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:6721.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:6722.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:6723.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:6724.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:6725.txt">آيه  8</a></body></html>﴿ سوره‌ شرح یا انشراح ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (8) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ بدان‌ جهت‌ «شرح‌» يا «انشراح‌» ناميده‌ شد كه‌ از شرح‌ صدر نبي‌اكرم‌ص يعني‌ روشن‌ كردن‌ و گشاده‌ داشتن‌ آن‌ با نور هدايت‌ و حكمت‌ و ايمان‌، خبر مي‌دهد.
اين‌ سوره‌ بعد از سوره‌ «ضحي‌» نازل‌ گرديد و گويي‌ تكمله‌اي‌ براي‌ آن‌ مي‌باشد زيرا سايه‌سار روحبخشي‌ از لطف‌ و عنايت‌ پروردگار را بر حبيبش‌ حضرت ‌محمد ص مي‌گستراند.
 
 سوره شرح آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«آيا براي‌ تو سينه‌ات‌ را نگشاديم‌؟» يعني: اي‌ محمد ص! ما سينه‌ات‌ را برايت‌ گشاديم‌ و آن‌ را وسيع‌ و نوراني‌ گردانيديم‌ تا امر نبوت‌ را پذيرا گرديده‌ و دعوت‌الهي‌ را برپا داري‌ و بر برداشت‌ دشواريهاي‌ نبوت‌ و حفظ وحي‌ قادر گردي‌. ابوحيان‌ مي‌گويد: «شرح‌ صدر؛ تنوير آن‌ است‌ با حكمت‌ و وسيع‌ كردن‌ آن‌ است ‌براي‌ دريافت‌ وحي‌ الهي‌». اين‌ قول‌ جمهور مفسران‌ است‌ اما رأي‌ اولي‌ اين‌ است ‌كه‌ معني‌ شرح‌ صدر عام‌ است‌ و شامل‌ امور فوق‌ و نيز وسيع‌ كردن‌ صدر براي ‌تحمل‌ غير آن‌ از دشواريها، مانند دشواريهاي‌ دعوت‌ و تحمل‌ آزار كفار وسختي‌ها و ناهمواريهاي‌ ديگر نيز مي‌شود. اكثريت‌ علما برآنند كه‌ شرح‌ صدر امري‌ معنوي‌ است‌ اما درباره‌ «شق‌الصدر» يعني‌ شكافتن‌ سينه‌ آن‌ حضرت‌ ص به‌وسيله‌ فرشتگان‌، نيز احاديثي‌ آمده ‌است‌. خلاصه‌ اين‌ احاديث‌ اين‌ است‌ كه: جبرئيل‌(ع) در دوران‌ كودكي‌ آن‌ حضرت‌ ص سينه‌ ايشان‌ را شكافت‌ و قلب‌ ايشا ن‌را بيرون‌ آورد و آن‌ را از ناخالصي‌ها شست‌ و پاك‌ ساخت‌ سپس‌ آن‌ را از علم‌ وايمان‌ پر گردانيد و مجددا در سينه‌ ايشان‌ نهاد. امام‌ فخرالدين‌ رازي‌ مي‌گويد: «شق‌الصدر از ارهاصات‌ نبوت‌، يعني‌ از مقدمات‌ و بشارتهاي‌ آن‌ است‌».
 
	سوره شرح آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و آيا بار گرانت‌ را از تو برنداشتيم‌؟» يعني: لغزشهايي‌ را كه‌ در دوران‌ جاهليت ‌از تو سر زده ‌است‌ دور ساختيم‌ و لغزشهاي‌ بعد از آن‌ را نيز از تو دور ساختيم‌.
 
	آيه  72
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّ مِنكُمْ لَمَن لَّيُبَطِّئَنَّ فَإِنْ أَصَابَتْكُم مُّصِيبَةٌ قَالَ قَدْ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُن مَّعَهُمْ شَهِيداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و قطعا از ميان‌ شما كسي‌ است‌ كه‌ درنگ‌ و سستي‌ مي‌كند» تبطئه‌: كندي‌، درنگ ‌و تأخير است‌. مراد منافقان‌اند كه‌ هم‌ خود از جهاد باز مي‌نشستند و هم‌ ديگران‌ را از اين‌ امر باز مي‌نشاندند. يعني‌: از جنس‌ شما و از آنان ‌كه‌ در حقيقت‌ از شما نيستند، ولي‌ خود را در جمع‌ شما درآورده‌ و به‌ شما منسوب‌ ساخته‌اند و از روي‌ نفاق‌ در برابر شما اظهار ايمان‌ مي‌كنند، كساني‌ هستند كه‌ مؤمنان‌ را از جهاد سست‌و كند مي‌سازند «پس‌ اگر مصيبتي‌ به‌ شما برسد» چون‌ قتل‌، يا هزيمت‌، يا نابودي‌ مال‌ و ثروت‌ «مي‌گويد» اين‌ منافق‌ «خدا بر من‌ نعمت‌ بخشيد كه‌ با آنان‌ حاضر نبودم‌» در غير آن‌ به‌ من‌ نيز همان‌ مي‌رسيد كه‌ بدانها رسيد! و بدين‌گونه‌ واپسگرايي‌ از جهاد را نعمت‌ خداوند(ج) بر خود مي‌پندارد، در حالي‌كه‌ از اين‌ حقيقت‌ غافل‌ است‌ كه‌ پاداش‌ عظيم‌ جهاد و شهادت‌ را از دست‌ داده‌ است‌. اين ‌است‌ منطق‌ و ديدگاه‌ منافقان‌ كه‌ به‌ امور از عينك‌ منافع‌ شخصي‌ خود نگاه ‌مي‌كنند، نه‌ از زاويه‌ تكليف‌ و واجب‌ الهي‌ و همه‌ امور را به‌ مقياس‌ و معيار سود و زيان‌ دنيوي‌شان‌ مي‌سنجند، نه‌ به‌ مقياس‌ طاعت‌ خدا(ج) و در عين ‌حال‌ شناختشان ‌از حق‌ تعالي‌ بسيار ناقص‌ و قاصر است‌ زيرا تصور مي‌كنند كه‌ تخلف‌ و سرپيجي‌ از دستور الهي‌ به‌ همراه‌ نجات‌ از مصايب‌، دليل‌ رضاي‌ الهي‌ است‌، در حالي‌ كه‌ چنين ‌نيست‌.
 
 سوره شرح آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«آن‌ باري‌ كه‌ پشت‌ تو را گران‌ كرده‌ بود» يعني: آن‌ بار چنان‌ سنگين‌ بود كه‌ اگر به‌شكل‌ محسوس‌ حمل ‌شدني‌ مي‌بود، قطعا صداي‌ شكستن‌ مهره‌ پشتت‌ از بر دوش كشيدن‌ آن‌ شنيده‌ مي‌شد. مراد از «وزرك‌» گناه‌ و معصيت‌ نيست‌ زيرا پيامبران(ع) از ارتكاب‌ گناه‌ معصوم‌اند بلكه‌ مراد اعمالي‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص اجتهادا برخلاف‌ اولي‌ انجام‌ داده‌اند، مانند اجازه ‌دادن‌ براي‌ منافقان‌ در تخلف‌ ازغزوه‌ تبوك‌، گرفتن‌ فديه‌ از اسيران‌ بدر، ترشرويي‌ در برابر آن‌ نابينا كه‌ داستان‌ آن‌ در سوره‌ «عبس‌» گذشت‌ و مانند اينها. به‌قولي: مراد از برداشتن‌ بار گران‌، آسان ‌كردن‌ دشواريها و تكاليف‌ نبوت‌ بر آن‌ حضرت‌ ص است‌ به‌ طوري‌كه‌ اين‌ كارسنگين‌ بر ايشان‌ آسان‌ گرديد.
	سوره شرح آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و نامت‌ را براي‌ تو بلند گردانيديم» يعني: نام‌ و آوازه‌ تو را در دنيا و آخرت ‌بلند گردانيديم‌، با اموري‌ مانند مكلف‌كردن‌ مؤمنان‌ به‌ بردن‌ نامت‌ در كلمه‌ شهادت‌، در اذان‌، خطبه‌ها، تشهد و در چندين‌ جا از قرآن‌ و از آن‌ جمله‌ است ‌دستور دادن‌ مؤمنان‌ به‌ درود و سلام‌ گفتن‌ بر آن‌ حضرت‌ ص و فرمان ‌بردن‌ از ايشان‌. قتاده‌ مي‌گويد: «خداوند(ج) نام‌ آن‌ حضرت‌ ص را در دنيا و آخرت‌ بلند گردانيد پس‌ هيچ‌ خطيب‌ و نمازخوان‌ و تشهدخواني‌ نيست‌ مگر اين‌كه‌ مي‌گويد: أشهد أن‌ لا إله‌ إلا الله و أن‌ محمدا رسول‌ الله». در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «جبرئيل‌ نزدم‌ آمد و گفت: پروردگارم‌ و پروردگارت‌ مي‌پرسد: چگونه ‌نامت‌ را بلند ساخته‌ام‌؟ رسول‌ خدا ص فرمودند: خداوند(ج) خود داناتر است‌. جبرئيل‌ گفت: حق‌ تعالي‌ مي‌فرمايد: من‌ نامت‌ را بدين‌سان‌ بلند ساخته‌ام‌ كه‌ چون ‌نام‌ من‌ ذكر شود، نام‌ تو نيز با نام‌ من‌ ذكر مي‌شود».
 
سوره شرح آيه  5

‏متن آيه