نافق‌ مي‌گويد؛ چرا مرا در غنيمت‌ و فتح‌ خويش‌ شركت‌ نمي‌دهيد؟ گويي‌ من‌ اصلا شما را دوست‌ نداشته‌ و ياريتان‌ نكرده‌ام‌؟
 
	سوره تين آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و سوگند به‌ اين‌ شهر امين» كه‌ مراد از آن: مكه‌ مكرمه‌ است‌ و حق‌ تعالي‌ آن‌را امين‌ ناميد زيرا شهري‌ است‌ امن‌. علما گفته‌ اند: خداوند(ج) از آن‌ روي‌ به‌ اين ‌سه‌ جا، يعني: شام‌، بيت‌المقدس‌ و مكه‌ سوگند خورد كه‌ اين‌ سه‌ جا، فرودگاههاي‌ وحي‌ الهي‌ بر پيامبران‌ اولي‌العزم‌ وي‌ اند و از اين‌ سه‌ جاست‌ كه ‌مشعل‌هاي‌ هدايت‌ براي‌ بشر روشن‌ گردانيده‌ شده ‌است‌.
 
سوره تين آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏
جواب‌ سوگندهاي‌ قبل‌ اين‌ است: «به‌راستي‌ كه‌ انسان‌ را در نيكوترين‌ تقويم ‌آفريديم» يعني: به‌ آنچه‌ ذكر شد، سوگند كه‌ ما انسان‌ را در بهترين‌ و معتدلترين ‌شكل‌ و صورت‌ و در نيكوترين‌ قوام‌ و هيأت‌ آفريده‌ايم‌ و از جمله‌ مزيت‌هاي‌ انسان ‌اين‌ است‌ كه: خداوند(ج) هر ذي ‌روحي‌ را فروافتاده‌ بر روي‌ آن‌ آفريده ‌است‌، بجز انسان‌ كه‌ آن‌ را راست‌قامت‌ آفريده‌ به‌ طوري‌كه‌ خوردني‌ خويش‌ را با دست‌ خويش‌ مي‌گيرد. و از جمله‌ مزيت‌هاي‌ انسان‌ اين‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) تمام‌ خواص ‌كائنات‌ را در او جمع‌ كرده‌، او را دانا، سخنگو، مدبر و حكيم‌ آفريده‌ و بدين‌سان‌ به‌ او اين‌ امكان‌ را داده ‌است‌ كه‌ خليفه‌ وي‌ در زمين‌ به‌ همان‌ نحوي‌ باشد كه‌ اين ‌خلافت‌ را برايش‌ اراده‌ كرده‌ است‌.
قرطبي‌ داستاني‌ را نقل‌ كرده ‌است‌ كه‌ روشنگر ممتاز بودن‌ ساختار انسان ‌مي‌باشد، او مي‌گويد: عيسي ‌بن ‌موساي‌ هاشمي‌ زنش‌ را سخت‌ دوست‌ داشت‌، روزي‌ از باب‌ ملاطفه‌ به‌ زنش‌ گفت: اگر تو زيباتر از ماه‌ نباشي‌، سه‌ طلاق‌ هستي‌! زنش‌ بي‌درنگ‌ برخاست‌ و از وي‌ در حجاب‌ قرار گرفت‌ و از پشت‌ پرده‌ به‌ وي‌ گفت: تو طلاقم‌ داده‌اي‌! آن‌ شب‌ بر عيسي‌بن‌موسي‌ شب‌ بسيار سختي‌ گذشت‌. بامداد به‌ سراي‌ منصور خليفه‌ رفت‌ و او را از ماجرا آگاه‌ كرد و در پيش‌ وي‌ سخت ‌بي‌قراري‌ نمود. منصور فقها را جمع‌ كرد و از آنان‌ در اين‌ باره‌ فتوا خواست‌. پس ‌تمام‌ كساني‌ كه‌ آمده ‌بودند، گفتند كه: زن‌ وي‌ طلاق‌ شده‌ است‌؛ مگر مردي‌ از ياران‌ ابوحنيفه‌ كه‌ ساكت‌ بود. منصور رو به‌ او كرد و گفت: چرا تو سخني ‌نمي‌گويي‌؟ آن‌ مرد لب‌ به‌ سخن‌ گشود و گفت:‏
 بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
(‏ وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ ‏‏ وَطُورِ سِينِينَ ‏‏ وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ ‏ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ‏)
اي ‌اميرالمؤمنين‌! انسان‌ زيباترين‌ و نيكوترين‌ اشياء است‌ و هيچ‌ چيز از او زيباتر نيست‌. پس‌ منصور به‌ عيسي‌بن‌موسي‌ گفت: قضيه‌ چنان‌ است‌ كه‌ اين‌ مرد گفت‌ لذا به‌ زنت ‌بپيوند. و فردي‌ را نيز نزد زنش‌ فرستاد و به‌ او پيغام‌ داد كه: از همسرت‌ اطاعت‌ كن ‌و نافرماني‌اش‌ نكن‌ زيرا او تو را طلاق‌ نگفته‌ است‌. سپس‌ قرطبي‌ در تعليقي‌ بر اين ‌داستان‌ مي‌گويد: «آري‌! انسان‌ نيكوترين‌ و زيباترين‌ خلق‌ خدا(ج) در ظاهر و در باطن‌ است‌، زيبايي‌ و شگرفي‌ شكل‌ و هيأت‌ وي‌ در اين‌ است‌ كه‌ سرش‌ و آنچه‌ كه ‌در آن‌ از عجايب‌ آفرينش‌ آفريده‌ شده‌، در بالا قرار دارد و سپس‌ سينه‌ وي‌ با اعجوبه‌هاي‌ خلقتي‌ كه‌ در اندرون‌ آن‌ است‌ ـ مانند قلب‌، شش‌ها و كبد ـ بعد از سر در مرتبه‌ دوم‌ قرار گرفته‌، بعد از آن‌ دستها و تركيب‌ ساختاري‌ شگفت‌آساي‌ آنها، باز شكم‌ و محتواي‌ آن‌، سپس‌ آلت‌ تناسلي‌ و دستگاههاي‌ مربوط به‌ آن‌ و سرانجام‌ پاها و وظايف‌ آن‌. از اين‌ جهت‌ فلاسفه‌ گفته‌اند: انسان‌ عالم‌ اصغر است ‌زيرا هر چه‌ در ديگر مخلوقات‌ وجود دارد، به‌تنهايي‌ در او جمع‌ گرديده ‌است‌».
 
سوره تين آيه  5

‏متن آيه : ‏

‏ ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«سپس‌ او را به‌ پست‌ترين‌ مراتب‌ پستي‌ بازگردانيديم» يعني: ما انسان‌ را در بهترين‌ شكل‌ و صورت‌ و در نيكوترين‌ قوام‌ و هيأت‌ آفريديم‌ و سپس‌ او را به ‌پست‌ترين‌ عمر كه‌ ضعف‌ و پيري‌ و خرفتي‌ و انحطاط قواي‌ انساني‌ او بعد از جواني‌ و نيرومندي‌ اوست‌، باز گردانيديم‌ تا بدانجا كه‌ چون‌ كودك‌ بي‌تميزي‌ مي‌گردد وعقل‌ وي‌ كم‌ مي‌شود. «سافلين‌» ناتوانان‌ و فروماندگان‌، بيماران‌ زمين‌گير، كودكان‌ و ضعيف‌تر و فرومانده‌تر از همه‌ آنها پيرمردان‌ كهنسال‌اند. در حديث‌ شريف ‌آمده ‌است: «چون‌ بنده‌ بيمار شود يا به‌ سفر برود، خداوند(ج) براي‌ او همان‌ مزدي ‌را مي‌نويسد كه‌ در حال‌ صحت‌ و اقامت‌ خود عمل‌ مي‌كرد». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ قدسي‌ آمده‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) فرمود: «چون‌ بنده‌ مؤمني‌ از بندگانم‌ را مبتلا كردم‌ و او مرا در برابر آنچه‌ كه‌ بدان‌ مبتلايش‌ كرده‌ بودم سپاس‌ گفت‌، قطعا او از بستر بيماري‌اش‌ همانند روزي‌ برمي‌خيزد كه‌ مادرش‌ او را زاييده ‌است‌؛ پاك ‌از گناهان‌. پروردگار عزوجل‌ (به‌ فرشتگان‌ موكل) مي‌گويد: من‌ بودم‌ كه‌ اين‌ بنده‌ خويش‌ را مقيد گردانيده‌ و او را به‌ اين‌ بيماري‌ مبتلا كردم‌ پس‌ براي‌ او (از عمل) همان‌ چيزي‌ را جاري‌ گردانيد كه‌ قبل‌ از اين‌ جاري‌ مي‌كرديد».
به‌ قولي‌ معني‌ اين‌ است: انساني‌ كه‌ خداوند(ج) او را در نيكوترين‌ حال‌ و بهترين‌ شكل‌ و صورت‌ آفريده ‌است‌، به‌ بدتر و فروتر از حال‌ هرگونه‌ حيواني‌ بازگردانيده ‌مي‌شود زيرا او به‌ فرودين‌ فرود دوزخ‌ مي‌پيوندد. در اين‌ صورت‌ مراد از انسان‌، بعضي‌ از افراد آن‌ است‌ كه‌ كفارند. ابن‌كثير اين‌ قول‌ دوم‌ را برگزيده‌ و معني‌ اول‌ را كه‌ اختيار ابن‌جرير است‌، رد كرده‌ و مي‌گويد: «اگر مراد معناي‌ اول‌ بود، در اين ‌صورت‌ استثناي‌ مؤمنان‌ از آن‌ (در آيه‌ بعد) نيكو نبود زيرا بعضي‌ از مؤمنان‌ نيز پير و خرفت‌ مي‌شوند».
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ آمده ‌است: چند تن‌ در زمان‌ رسول‌ خدا ص بسيار پير وفرتوت‌ و فروتر از همه‌ فروماندگان‌ گرديده‌ بودند تا بدانجا كه‌ عقلهايشان‌ كاهش ‌يافته‌ بود پس‌ اصحاب‌ از آن‌ حضرت‌ ص سؤال‌ كردند كه‌ از نظر شرع‌ شريف‌ حكم‌ آنان‌ چيست‌؟ همان‌ بود كه‌ خداوند(ج) عذر آنان‌ را نازل‌ فرمود. يعني: حكم‌ اين‌است‌ كه‌ براي‌ ايشان‌ مزد همان‌ اعمالي‌ كه‌ قبل‌ از بين‌ رفتن‌ عقلهايشان‌ بدان‌ عمل ‌مي‌كرده‌اند، تعلق‌ مي‌گيرد.
 
	سوره تين آيه  6

‏متن آيه : ‏

‏ إِلَّا ا