لِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ ‏)   افتتاح‌ شده‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ انس‌بن‌مالك‌(رض) آمده ‌است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص به‌ ابي‌بن‌كعب(رض) فرمودند: «خداوند(ج) به‌ من‌ دستور داده‌است‌كه‌ سوره‌ (‏ لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ) را بر تو بخوانم‌. ابي‌ گفت: خداوند (ج)از من‌ نام‌ برده ‌است‌؟ فرمودند: آري‌! پس‌ (از شوق) گريست‌».
 
آيه  75
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيّاً وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چرا شما در راه‌ خدا و در راه‌ نجات‌ مستضعفين‌ نمي‌جنگيد» كه‌ عبارتند از: «مردان‌ و زنان‌ و كودكان‌» گرفتار در دست‌ كفار «هم‌آنان‌ كه‌ مي‌گويند: پروردگارا! مارا از اين‌ شهري‌ كه‌ مردمش‌ ستم‌ پيشه‌اند، بيرون‌ آر» مراد از شهري‌ كه‌ مردمش‌ ستم‌ پيشه‌اند، شهر مكه‌ است‌ كه‌ در وقت‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ اين ‌چنين‌ بود، ولي‌ خداوند متعال‌ ستم‌ را صراحتا به‌ مكه‌ نسبت‌ نداد؛ به‌خاطر تشريف‌ و تكريم‌ آن‌. اما اين‌وصف‌، بر هر شهر و مكاني‌ كه‌ مردماني‌ ستم‌ پيشه‌ داشته‌ باشد، نيز مصداق‌ دارد «و» آن‌ مستضعفان‌ تحت‌ ستم‌ مي‌گويند: پروردگارا! «براي‌ ما از جانب‌ خويش‌ كارسازي‌ مقرر كن‌ و براي‌ ما از جانب‌ خويش‌ ياوري‌ تعيين‌ فرما» مراد از مستضعفان‌ دراينجا: مؤمناني‌ هستند كه‌ در مكه‌ زير فشار و شكنجه‌ كفار به‌سر برده‌ و از هجرت ‌به‌سوي‌ سرزميني‌ كه‌ در آن‌ زندگي‌ باعزتي‌ داشته‌باشند، عاجز و ناتوان‌ بودند و هم ‌آنانند كه‌ رسول‌ خداص براي‌ ايشان‌ چنين‌ دعا مي‌كردند: «خدايا! وليد بن ‌وليد، سلمه ‌بن‌ هشام‌، عياش‌بن‌ ربيعه‌ و همه‌ مستضعفان‌ از مؤمنان‌ را نجات‌ ده». عبدالله ابن‌ عباس‌(رض) مي‌گويد: «من‌ و مادرم‌ نيز از مستضعفان‌ بوديم».
از آيه‌ كريمه‌ چنين‌ بر مي‌آيد كه‌: نجات‌دادن‌ مستضعفان‌ از زير يوغ‌ ستم‌ و اسارت‌ مستكبران‌، از بزرگترين‌ و بارزترين‌ وجوه‌ جهاد در راه‌ خدا(ج) است‌ زيرا «راه‌ خدا» مفهوم‌ عام‌ و كلي‌اي‌ است‌ كه‌ شامل‌ هر امر خيري‌ مي‌شود. و بايد دانست‌ كه‌ هر عصري‌ مستضعفان‌ خويش‌ را دارد، چنان‌كه‌ مستضعفان‌ عصر ما بسيارند، در حالي‌كه‌ همت‌ و عزم‌ ما در جهاد براي‌ رهانيدنشان‌ از زير يوغ‌ ستم‌، بسي‌ اندك‌ و ناچيز است‌.
	 سوره بينة آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«كافران‌ از اهل‌ كتاب» يعني: از يهود و نصاري‌ «و مشركان» يعني: مشركان ‌عرب‌ پرستشگر بتان‌ و غير آنها از مشركان‌ «جدا شونده» و دست‌بردار از كفر خويش‌ «نبودند تا وقتي‌ كه‌ بر آنان‌ بينه‌ بيايد» بينه: هر چيزي‌ است‌ كه‌ حق‌ را روشن‌ و هويدا گرداند و مراد از آن‌ در اينجا قرآن‌، يا محمد ص است‌. يعني: كفار از هر رنگ‌ و قماشي‌ كه‌ باشند، هرگز از كفر و شرك‌ و اختلاف‌ خود در دين‌ دست‌بردار نيستند تا آن‌كه‌ به‌سويشان‌ حجتي‌ بفرستيم‌ كه‌ در امر عقايد و اديانشان‌ حق‌ را از باطل‌ متمايز گرداند و گمراهي‌شان‌ را برايشان‌ روشن‌ و مبرهن‌ سازد همان ‌گمراهي‌اي‌ كه‌ به‌سبب‌ وجود فاصله‌ زياد زماني‌ آنان‌ با عهد انبيا(ع) و به‌ سبب ‌تحريف‌ كتب‌ آسماني‌اي‌ كه‌ در اختيارشان‌ است‌، به‌ آن‌ درافتاده‌اند. اين‌ بينه‌ وحجت‌ آشكار همانا حضرت‌ محمد ص و نيز كتابي‌ است‌ كه‌ او به‌عنوان‌ معجزه‌ روشن‌ با خود آورده ‌است‌، كتابي‌ كه‌ گمراهي‌ و ناداني‌شان‌ را برآنان‌ آشكار گردانيده‌ و به‌سوي‌ ايمان‌ فرايشان‌ خوانده ‌است‌. خلاصه‌ اين‌كه: حال‌ اهل‌ كتاب‌ ومشركان‌، مقتضي‌ فرستادن‌ پيامبر و فرود آوردن‌ كتاب‌ بود، از اين‌ جهت‌ ما پيامبر خاتمص  را فرستاديم‌ و قرآن‌ را فرود آورديم‌.
	سوره بينة آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ رَسُولٌ مِّنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفاً مُّطَهَّرَةً ‏

 

‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ در تفسير بينه‌ مي‌فرمايد: «فرستاده‌اي‌ است‌ از جانب‌ خداوند كه‌ صحيفه‌هاي ‌پاك‌ را تلاوت‌ مي‌كند» يعني: محمد ص به‌عنوان‌ فرستاده‌ خداوند(ج)، آنچه‌ را كه‌ در صحيفه‌هاي‌ قرآن‌ است‌، از حافظه‌ ذهني‌ و قلبي‌ خود و نه‌ از روي‌ كتاب‌ بر آنان ‌مي‌خواند و اين‌ صحيفه‌ها از دروغ‌ و شبهه‌ و كفر پاك‌ بوده‌ و دربرگيرنده‌ حق‌ صريحي‌ است‌ كه‌ هر چه‌ را از امور دين‌ بر اهل‌ كتاب‌ و مشركان‌ مشتبه‌ مي‌شود، برايشان‌ روشن‌ مي‌كند پس‌ نه‌ در اين‌ صحيفه‌ها تحريفي‌ است‌ و نه‌ ابهام‌، غموض‌ و التباسي‌ بلكه‌ اين‌ صحيفه‌ها حقا كلام‌ خداوند(ج) است‌.
	 سوره بينة آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«در آنها نوشته‌هاي‌ استوار است» يعني: در آن‌ صحيفه‌ها آيات‌ و احكامي ‌است‌ كه‌ به‌ حق‌ و عدل‌ گوياست‌. قيمه: يعني‌ درست‌، راست‌، محكم‌ و استوار كه‌ در آنها هيچ‌ كجي‌ و انحرافي‌ از حق‌ وجود ندارد بلكه‌ هر چه‌ كه‌ در آنها هست‌، صواب‌ و رهنموني‌ و هدايت‌ و حكمت‌ است‌ چنان‌ كه‌ خداوند(ج) فرموده ‌است:(‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَل لَّهُ عِوَجَا ‏‏1 قَيِّماً لِّيُنذِرَ...): ( ستايش‌خدايي‌ را كه‌ اين‌ كتاب‌ را بر بنده‌ خود فروفرستاد و هيچ‌ گونه‌ كجي‌ در آن ‌قرار نداد، كتابي‌ است‌ راست‌ و درست‌ تا گناهكاران‌ را از جانب‌ خود به‌ عذابي ‌سخت‌ بيم‌ دهد...) «كهف‌ / 2 ـ 1». لذا هر كس‌ از قرآن‌ پيروي‌ كند، قطعا بر صراط مستقيم‌ خداوند(ج) قرار دارد.
 
سوره بينة آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَةُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و اهل‌ كتاب‌ متفرق‌ نشدند مگر پس‌ از آن‌كه‌ برهان‌ آشكار برايشان‌ آمد» يعني: انگيزه‌ تفرقه‌ و اختلاف‌ اهل‌ كتاب‌، پوشيده ‌ماندن‌ و ابهام‌ حقيقت‌ بر آنان‌ نبود بلكه‌ آنها پس‌ از روشن‌شدن‌ حق‌ و آشكار شدن‌ راه‌ صواب‌ ـ يعني‌ بعد از بعثت‌ رسول‌اكرم‌ ص ـ در كار دين‌ حق‌ تفرقه‌ و اختلاف‌ پيشه‌ كردند و برخي‌ به‌ آن‌ حضرت‌ ص ايمان‌ آورده‌ و برخي‌ هم‌ به‌ ايشان‌ كفر ورزيدند در حالي‌ كه‌ تكليف‌ آنها اين‌ بود كه‌ در پيروي‌ از دين‌ خدا(ج) و پيروي‌ از پيامبرش‌ ـ كه‌ تصديق‌ كننده‌ كتابهايشان‌ ن