ن‌ توضيح‌ كه‌ جنس‌ و طبيعت‌ انسان‌ بر ناسپاسگزاري‌ سرشته‌ شده ‌است‌ مگر كسي‌كه‌ خداوند(ج) او را به‌ لطف‌ و توفيق ‌خود از اين‌ آفات‌ حفظ كند.
 
 سوره عاديات آيه  7

‏متن آيه : ‏

‏ وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيدٌ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و هرآينه‌ او بر اين‌ امر نيك‌ گواه‌ است» يعني: انسان‌ بر ناسپاسي‌ خود گواه ‌است‌ وبه‌ زبان‌ حال‌ يا قال‌ اين‌ گواهي‌ را عليه‌ خود مي‌دهد، از آن‌ رو كه‌ اثر اين‌ ناسپاسي‌ بر وي‌ آشكار و هويداست‌. اما قتاده‌ و سفيان‌ ثوري‌ مي‌گويند: «معني‌ اين‌ است‌ كه: خداي‌ عزوجل‌ بر اين‌ ناسپاسي‌ گواه‌ مي‌باشد».
	سوره عاديات آيه  8

‏متن آيه : ‏

‏ وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و همانا انسان‌ سخت‌ شيفته‌ مال‌ است» مفسران‌ در معني‌ اين‌ آيه‌ دو رأي‌ ذكر كرده‌اند: اول‌ اين‌كه‌ انسان‌ بسيار مال‌دوست‌ است‌، دوم‌ اين‌كه‌ او به‌ سبب‌ مال‌دوستي‌ حريص‌ و بخيل‌ مي‌باشد. ابن‌كثير مي‌گويد: «هر دو معني‌ صحيح ‌است‌». بنابراين‌، معناي‌ جمع‌ كننده‌ هر دو وجه‌ اين‌ است: انسان‌ در مال‌دوستي ‌زياده‌رو و در طلب‌ آن‌ به‌ گونه‌اي‌ سخت‌كوش‌ و در تك‌ و دو مي‌باشد كه‌ در پي ‌اندوختن‌ آن‌ دست‌ از پا نمي‌شناسد.
 
سوره عاديات آيه  9‏متن آيه : ‏‏ أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ ‏
 آيه  10‏متن آيه : ‏‏ وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ ‏
 آيه  11‏متن آيه : ‏‏ إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّخَبِيرٌ ‏ 

‏ترجمه : ‏
«مگر نمي‌داند كه‌ چون‌ آنچه‌ در گورهاست‌، زيروزبر شود» يعني: آيا نمي‌داند كه‌ وقتي‌ مردگاني‌ كه‌ در گورهايند، برانگيخته‌ شوند و خاك‌ از رويشان‌ برافگنده‌ شود و آنان‌ بيرون‌ آورده‌ شوند؛ «و آنچه‌ در سينه‌هاست‌ فاش‌ شود» يعني: وقتي‌ كه‌ خيرو شر دلها از همديگر متمايز و آشكار شود؛ «بي‌گمان‌ آن‌ روز پروردگارشان‌ به‌احوالشان‌ آگاه ‌است‌؟» يعني: قطعا پروردگار برانگيخته‌شدگان‌ در آن‌ روز و در غيرآن‌ از اوقات‌ به‌ احوالشان‌ آگاه ‌است‌ و هيچ‌ چيز از احوالشان‌ در هيچ‌وقت‌ بر او پنهان‌ نمي‌ماند ولي‌ جزاي‌ تام‌ و كاملشان‌ را در آن‌ روز مي‌دهد. پس‌ دليل‌ اين‌كه‌ حق‌ تعالي‌ فرمود: «آن‌ روز پروردگارشان‌ به‌ احوالشان‌ آگاه ‌است‌»؛ همانا تأكيد برفراگيري‌ و احاطه‌ علم‌ وي‌ به‌ گذشته‌، حال‌ و آينده‌ مي‌باشد و نيز از آن‌ روي‌ كه‌ جزا منوط به‌ اعمال‌ سابق‌ است‌ لذا مخصوصا يادآوري‌ از روز قيامت‌، دال‌ بر عدم ‌فراموشي‌ احوال‌ آنان‌ و به‌ياد داشتن‌ آن‌ از سوي‌ حق‌ تعالي‌ است‌. بنابراين‌، علم‌ الهي‌ در وقت‌ جزادهي‌ اعمال‌ و اقوال‌ و احوال‌ بندگان‌، با علم‌ ازلي‌اش‌ هيچ ‌اختلافي‌ ندارد. پس‌ وقتي‌ بندگان‌ اين‌ حقيقت‌ را دانستند، برايشان‌ سزاوار نيست‌ كه حب‌ مال‌ آنان‌ را از شكر و عبادت‌ پروردگار و عمل‌ براي‌ روز حشر، به‌ خود مشغول‌ گرداند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6790.txt">وجه‌ تسميه: ﴿ سوره‌ قارعه ﴾</a><a class="text" href="w:text:6791.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:6792.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:6793.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:6794.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:6795.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:6796.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:6797.txt"> آيه  7</a><a class="text" href="w:text:6798.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:6799.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:6800.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:6801.txt">آيه  11</a></body></html>آيه  78
‏متن آيه : ‏
‏ أَيْنَمَا تَكُونُواْ يُدْرِككُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنتُمْ فِي بُرُوجٍ مُّشَيَّدَةٍ وَإِن تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِ اللّهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِكَ قُلْ كُلًّ مِّنْ عِندِ اللّهِ فَمَا لِهَؤُلاء الْقَوْمِ لاَ يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ در جهت‌ تشويق‌ و برانگيختن‌ آن‌ عده‌ از مسلماناني‌ كه‌ از بيم‌ مرگ‌ دست‌ از جهاد كشيده‌اند و در بيان‌ فساد جبن‌ و ترسي‌ كه‌ درون‌ آنها را پركرده‌ و در روان‌ آنها درآميخته‌ است‌، مي‌فرمايد: «هركجا باشيد، مرگ‌ شما را درمي‌يابد» و «حذر»، نمي‌تواند شما را از «قدر» نجات‌ دهد، پس‌ مرگ ‌خواه‌ناخواه‌ آمدني‌ است‌ و هركه‌ با شمشير نميرد، به‌غيرآن‌ از اسباب‌ ديگر مي‌ميرد و اين‌ امري‌ قطعي‌ است‌ «هرچند در بروج‌ مشيده‌ باشيد» بروج‌ مشيده‌: برجهاي ‌بسيار محكم‌، بلند و سر به ‌فلك ‌كشيده‌ است‌. يعني‌: چون‌ اجل‌ انسان‌ در رسد، برجهاي‌ بسيار محكم‌ و سر به‌ فلك ‌كشيده‌ هم‌ نمي‌توانند مرگ‌ را از وي‌ دفع‌ كنند. پس‌ حق‌ تعالي‌ نفرت‌ از جنگ‌ را با دو نسخه‌ درمان‌ مي‌كند: يكي‌ شناساندن ‌حقيقت‌ دنيا نسبت‌ به‌ آخرت‌. و ديگري‌ فهماندن‌ اين‌ حقيقت‌ كه‌ مرگ پس‌ و پيش ‌نمي‌شود و براي‌ آن‌ ميعادي‌ است‌ معين‌.
بعد از آن‌، حق‌ تعالي‌ به‌ بيان‌ بيماري‌ ديگري‌ مي‌پردازد كه‌ خواستاران‌ تأخير فريضه‌ جهاد به‌ آن‌ دچار شده‌اند، اين‌ بيماري‌ نيز همچون‌ بيماري‌ اول‌، بيماري‌اي‌ است‌ كه‌ ممكن‌ است‌ مسلمانان‌ در هر زمان‌ و مكاني‌ به‌ آن‌ مبتلا شوند: «و چون‌ به‌آنان‌ خيري‌ برسد» يعني‌: نعمتي‌ چون‌ فراواني‌ و آسوده‌ حالي‌ «مي‌گويند: اين‌ ازسوي‌ خداوند است‌» تا اينجاي‌ كار سخنشان‌ درست‌ است‌ و هيچ‌ اعتراضي‌ هم‌ برآن‌ نيست‌، اما آنچه‌ مورد اعتراض‌ است‌ اين‌ سخن‌ است‌: «و اگر شري‌ به‌ آنان ‌برسد، مي‌گويند: اين‌ از سوي‌ توست‌» يعني‌: اگر به‌ منافقان‌ نعمتي‌ برسد، آن‌ را به‌خداوند متعال‌ نسبت‌ مي‌دهند، ولي‌ اگر به‌ آنان‌ نقمت‌ و بلايي‌ چون‌ قحطي‌ وسختي‌ رسيد، آن‌ را ـ در عصر نزول‌ آيه‌ ـ به‌ رسول‌ خداص نسبت‌ مي‌دادند و ممكن‌ است‌ امثال‌ آنان‌ در هر عصري‌، اين‌ نسبت‌ را به‌ ميراث‌بران‌ پيامبرص بدهند. «بگو» موضوع‌ چنان‌ نيست‌ كه‌ شما مي‌پنداريد، بلكه‌ «همه‌ از سوي‌ خداونداست‌» چه‌ خير و چه‌ شر «پس‌ چه‌ حال‌ است‌ اين‌ قوم‌ را، نزديك‌ نيستند كه‌ سخني‌ را بفهمند» تا بدانند كه‌ گيرنده‌ و دهنده‌ همانا خداوند متعال‌ است‌ و همه‌ اينها از حكم ‌او صادر مي‌شود ؟!.
 
	﴿ سوره‌ قارعه ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (11) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ به‌سبب‌ افتتاح‌ با كلمه‌ «قارعه‌» كه‌ ايجادگر هول‌ و هراس‌ است‌، «قارعه‌» نام‌ گرفت‌. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ قارعه‌ يكي‌ از نامهاي‌ روز قيامت‌ است‌، مانند «الحاقه‌»، «الصافه‌»، «الغاشيه‌» و مانند اينها.
 سوره قارعة آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ الْقَارِعَةُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«قارعه» يعني: درهم‌كوب‌ دلها با هول‌ و هراس‌ و بي‌قراري‌ خوي