‌ «بس‌ است‌» و او ميان‌ تو و ميان‌ آنان‌ بر اين‌ حقيقت‌ گواه‌ مي‌باشد.
 
سوره قارعة آيه  10

‏متن آيه : ‏

‏ وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و تو چه‌ داني‌ كه‌ هاويه‌ چيست‌؟» اين‌ استفهام‌ براي‌ برانگيختن‌ هراس‌ و افگندن ‌هول‌ و وحشت‌ با ايجاد اين‌ تصور است‌ كه‌ دوزخ‌ از حد معهود و متعارف‌ خارج‌ مي‌باشد به‌گونه‌اي‌ كه‌ بشر كنه‌ و حقيقت‌ آن‌ را در نمي‌يابد.
سپس‌ حق‌ تعالي‌ خود در تفسير آن‌ مي‌فرمايد:
 
	سوره قارعة آيه  11

‏متن آيه : ‏

‏ نَارٌ حَامِيَةٌ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«آتشي‌ است‌ بس‌سوزان» در نهايت‌ سوزندگي‌ و داغي‌ كه‌ گرما و سوزشي‌ فراتر از آن‌ حد قابل ‌تصور نيست‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «نار بني‌ آدم‌ التي‌ توقدون‌ جزء من‌ سبعين‌ جزءا من‌ نار جهنم‌...: آتش‌ فرزندان‌ آدم‌ كه‌ آن‌ را برمي‌افروزيد، جزئي‌ از هفتاد جزء از آتش‌ جهنم‌ است‌...». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده ‌است: «إن‌ أهون‌ أهل‌ النار عذابا: من‌ له‌ نعلان‌، يغلي‌ منها دماغه: بي‌گمان‌ آسانترين‌ اهل‌دوزخ‌ از نظر عذاب‌، كسي‌ است‌ كه‌ داراي‌ دو كفش‌ از آتش‌ است‌، «و سوزش‌آن‌ به‌ حدي‌ است» كه‌ دماغش‌ براثر آن‌ مي‌جوشد».
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6803.txt">وجه‌ تسميه:﴿ سوره‌ تکاثر ﴾</a><a class="text" href="w:text:6804.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:6805.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:6806.txt"> آيه  3</a><a class="text" href="w:text:6807.txt"> آيه  4</a><a class="text" href="w:text:6808.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:6809.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:6810.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:6811.txt"> آيه  8</a></body></html>﴿ سوره‌ تکاثر ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (8) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ بدان‌ جهت‌ «تكاثر» ناميده‌ شد كه‌ خداوند(ج) در آغاز آن‌ مي‌فرمايد:(‏ أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ ‏)  يعني: فخر نمودن‌ به‌ كثرت‌ اموال‌ و اولاد و ياران‌ و خدمتكاران‌، شما را غافل‌ داشت‌.
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ گفته‌اند: اين‌ سوره‌ درباره‌ دو قبيله‌ از قبايل‌ انصار، يعني‌ قبايل‌ بني‌حارثه‌ و بني‌الحارث‌ نازل‌ گرديد كه‌ به‌ بسياري‌ كسان‌ خود بر يك‌ديگر فخرفروشي‌ كردند... پس‌ در آغاز زندگان‌ را برشمردند سپس‌ گفتند: بياييد به‌سوي‌ گورستان‌ برويم‌ تا ببينيم‌ كه‌ چه‌ كسي‌ از ما دو گروه‌ در شمار بيشتر است‌؟ لذا به‌ گورستان‌ رفته‌ و به‌ شمردن‌ قبرهاي‌ يك‌ديگر پرداختند. همان‌ بود كه‌ خداوند(ج) اين‌ سوره‌ را نازل‌ فرمود.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ مسلم‌، ترمذي‌ و نسائي‌ از عبدالله بن‌شخير(رض) آمده‌است‌ كه‌ فرمود: «نزد رسول‌ خدا ص رفتم‌ در حالي‌كه‌ ايشان‌ سوره‌ (‏ أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ ‏)  را مي‌خواندند ـ و به‌ روايتي: سوره‌ (‏ أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ ‏) بر ايشان‌ نازل‌ شده ‌بود ـ پس‌ فرمودند: فرزند آدم‌ مي‌گويد: مال‌ من‌! مال‌ من‌! و مگر برايت‌ از مالت ‌جز آن‌ چيزي‌ است‌ كه‌ خورده‌اي‌ و نابودش‌ كرده‌اي‌، يا پوشيده‌اي‌ و كهنه‌اش ‌ساخته‌اي‌، يا صدقه‌ داده‌اي‌ و آن‌ را مصرف‌ كرده‌اي‌؟». در روايت‌ ديگري‌ اضافه ‌شده ‌است: «بدان‌ كه‌ ماسواي‌ اين‌ هر چه‌ كه‌ داري‌، بر باد رفته ‌است‌ و آن‌ را براي ‌مردم‌ باقي‌ گذاشته‌اي‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ انس‌بن‌مالك‌(رض) آمده است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «يتبع‌ الميت‌ ثلاثة:‌ فيرجع‌ اثنان‌ ويبقي‌ معه ‌واحد: يتبعه‌ أهله‌ وماله‌ وعمله‌، فيرجع‌ أهله‌ وماله‌ ويبقي‌ عمله: سه‌ چيز مرده‌ را دنبال‌ مي‌كند پس‌ دو چيز برمي‌گردد و يك‌ چيز همراه‌ او باقي‌ مي‌ماند: دنبال‌ مي‌كنند او را خانواده‌، مال‌ و عملش‌ پس‌ خانواده‌ و مالش‌ برمي‌گردند و عملش‌ باقي‌ مي‌ماند».
 
 سوره تكاثر آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«تفاخر به‌ بيشتر داشتن‌ شما را غافل‌ داشت» يعني: فزون‌طلبي‌ در اموال‌ و فرزندان‌، فخرورزي‌ به‌ بسياري‌ آنها و چشم‌وهم‌چشمي‌ با يك‌ديگر در آنها، شما را از طاعت‌ خداوند متعال‌ و عمل‌ براي‌ آخرت‌ غافل‌ داشت‌ و به‌ خود گرفتار كرد.
	سوره تكاثر آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«تا كارتان‌ به‌ گورستان‌ رسيد» يعني: به‌ فزون‌طلبي‌ و فخرورزي‌ تا بدانجا ادامه‌ داديد كه‌ به‌ شما مرگ‌ در رسيد و بر اين‌ حال‌ و منوال‌ در گورها دفن‌ شديد. يا تا بدانجا به‌ فزون‌طلبي ‌ادامه‌ داديد كه‌ براي‌ نشان ‌دادن‌ كثرت‌ خود به‌ گورستان‌ رفتيد وبه‌ شمردن‌ قبرها پرداختيد. در حديث‌ شريف‌ آمده ‌است: «يهرم‌ ابن‌ آدم‌، و يبقي‌ معه ‌اثنتان: الحرص‌ والأمل: فرزند آدم‌ پير مي‌شود اما دو چيز همراه‌ وي‌ باقي ‌مي‌ماند: حرص‌ و آرزوهاي‌ دورودراز». بايد دانست‌ كه‌ زيارت‌ قبور از بهترين ‌داروهاي‌ شفابخش‌ براي‌ سنگدلان‌ مي‌باشد زيرا اين‌ كار به‌يادآورنده‌ مرگ‌ و آخرت‌ است‌ از اين‌ رو علما بر جواز زيارت‌ قبور براي‌ مردان‌ اتفاق‌ نظر دارند امادر جواز آن‌ براي‌ زنان‌ اختلاف‌ است‌؛ رفتن‌ زنان‌ جوان‌ به‌ آن‌ حرام‌ و رفتن‌ زنان ‌مسن‌ مباح‌ مي‌باشد و اگر زنان‌ جدا از مردان به‌ زيارت‌ قبور بروند، اين‌ كار براي‌ همه‌ آنها جايز است‌ اما در صورتي‌ كه‌ از آميزش‌ مردان‌ و زنان‌ فتنه‌اي‌ روي ‌مي‌داد، زيارت‌ آن‌ براي‌ زنان‌ جواز ندارد.
البته‌ بايد در زيارت‌ گورستان‌ آداب‌ شرعي‌ رعايت‌ شود؛ آداب‌ زيارت‌ اين‌ است‌ كه‌ زاير بالاي‌ سر صاحب‌ قبر رفته‌ و بر وي‌ سلام‌ كند، سپس‌ رو به‌سوي‌ قبله ‌نموده‌ و براي‌ او، براي‌ خودش‌ و براي‌ تمام‌ مسلمانان‌ رحمت‌ و مغفرت‌ طلب‌ نمايد. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌مسعود(رض) آمده ‌است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «من‌ قبلا (نظر به‌ مصلحتي) شما را از زيارت‌ قبرها نهي‌ كرده ‌بودم‌ اما اينك‌ به‌ شما اعلام‌ مي‌كنم‌ كه‌ قبرها را زيارت‌ كنيد زيرا زيارت‌ قبرها قلب‌ را نرم‌ وچشم‌ را اشك‌بار گردانيده‌ و آخرت‌ را به‌ياد مي‌آورد و در هنگام‌ زيارت‌ قبور سخنان‌ پرت‌ و پلا نگوييد». اين‌ حديث‌ شريف‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ چنانچه‌ زيارت ‌قبور با ارتكاب‌ منكراتي‌ ـ چون‌ آميزش‌ زن‌ و مرد، سر دادن‌ نوحه‌ و واويلا و امثال ‌آن‌ ـ همراه‌ باشد، ممنوع‌ است‌.
علما گفته‌اند؛ سه‌ چيز درمانگر قلب‌ است:
1 ـ طاعت‌ خداوند(ج).
2 ـ بسيار ياد كردن‌ مرگ‌ كه‌ برهم‌زننده‌ لذتهاست‌.
3 ـ زيارت‌ قبور مردگان‌ مسلمانان‌.
 
	سوره تكاثر آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«نه‌ چنين‌ است‌، به‌زودي‌ خواهيد دانست» اين‌ تنبيه‌ و هشداري‌ براي‌ انسانها در مورد فزون‌طلبي‌ آنها