ه‌ مردي‌ از انصار رفتند. از قضا كه‌ آن‌ مرد در خانه‌اش‌ نبود وچون‌ زنش‌ رسول‌ خدا ص را ديد، گفت: خوش‌ آمديد! رسول‌ خدا ص از وي ‌پرسيدند: فلان‌ (شوهرت‌) كجاست‌؟ زن‌ گفت: رفته‌ است‌ كه‌ براي‌ ما آب‌ شيرين ‌بياورد. در اين‌ اثنا مرد انصاري‌ از راه‌ رسيد و به‌ رسول‌ خدا ص و دو يارشان ‌نگاهي‌ افگند و گفت: سپاس‌ و ثنا خداي‌ عزوجل‌ را، امروز هيچ‌ كس‌ ميهماناني‌ گرامي‌تر از من‌ ندارد. آن‌گاه‌ رسول‌ خدا ص و يارانشان‌ را به‌ گرمي‌ پذيرفت‌ و خود رفت‌ و خوشه‌اي‌ خرما از نخلستان‌ آورد كه‌ در آن‌ خرماي‌ غوره‌ و رسيده‌ هر دو موجود بود و ايشان‌ را به‌ خوردن‌ از آن‌ دعوت‌ كرد. سپس‌ كارد را گرفت‌. رسول‌ خدا ص به‌ وي‌ فرمودند: مبادا حيوان‌ شيردهي‌ را ذبح‌ كني‌! پس‌ گوسفندي ‌را برايشان‌ ذبح‌ كرد و از آن‌ گوسفند و خرما خوردند و از آب‌ شيرين‌ هم‌ نوشيدند و چون‌ سير و سيراب‌ شدند، رسول خدا ص خطاب‌ به‌ ابوبكر و عمر رضي‌الله عنهما فرمودند: سوگند به‌ ذاتي‌ كه‌ جانم‌ در دست‌‌ اوست‌، يقينا در روز قيامت‌ از اين‌ نعمت‌ها مورد پرسش‌ قرار مي‌گيريد».
خواجه‌ عبدالله انصاري: در «كشف‌الاسرار» پيرامون‌ تفسير آيات: (‏ كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ .... ‏‏ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ ‏) مي‌گويد: «يقين‌ را سه‌ ركن‌ است‌؛ علم‌اليقين‌، عين‌اليقين‌ و حق‌اليقين‌، علم‌ اليقين‌ به‌ سينه‌ فرود آيد، عين‌ اليقين‌ به‌ سر فرود آيد و حق‌اليقين‌ به‌ جان‌ فرود آيد». جرجاني‌ مي‌نويسد: «علم‌ هر عاقلي‌ به ‌مرگ‌ عبارت‌ از علم ‌اليقين‌ است‌ و چون‌ فرشتگان‌ را ببيند، آن‌ عين ‌اليقين‌ است‌ و چون‌ طعم‌ مرگ‌ را بچشد، آن‌ حق‌ اليقين‌ است‌».
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6813.txt">وجه‌ تسميه: ﴿ سوره‌ عصر ﴾</a><a class="text" href="w:text:6814.txt">آيه 1‏‏ </a><a class="text" href="w:text:6815.txt">آيه 2‏‏</a><a class="text" href="w:text:6816.txt">آيه 3</a></body></html>﴿ سوره‌ عصر ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (3) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ بدان‌ جهت‌ «عصر» ناميده‌ شد كه‌ خداوند(ج) در مطلع‌ آن‌ به‌ عصر يعني‌ روزگار سوگند خورده ‌است‌ به‌ سبب‌ آن‌كه‌ روزگار دربرگيرنده‌ اعجوبه‌هايي‌ است‌؛ مانند شادي‌ و غم‌، سلامتي‌ و بيماري‌، غنا و فقر، عزت‌ و ذلت‌... و نيز به‌ سبب‌ آن‌كه‌ عصر به‌ اجزايي‌ چون‌ سال‌، ماه‌، روز، ساعت‌، دقيقه‌ و ثانيه‌ منقسم‌ مي‌شود.
فضيلت‌ آن: راويان‌ در بيان‌ فضيلت‌ اين‌ سوره‌ مباركه‌ نقل‌ كرده‌اند: عمرو بن‌ عاص‌ قبل‌ از آن‌كه‌ مسلمان‌ شود، به‌ نمايندگي‌ از مشركان‌ قريش‌ نزد مسليمه‌ كذاب‌ رفت‌. مسليمه‌ از وي‌ پرسيد: در اين‌ مدت‌ ديگر بر رفيق‌ شما چه‌چيزي‌ نازل‌ شده ‌است‌؟! عمروبن‌عاص‌(رض) گفت: بر او سوره‌اي‌ كوتاه‌ اما بسيار بليغ‌ نازل‌ شده‌ است‌. مسليمه‌ گفت: آن‌ سوره‌ چيست‌؟ عمرو خواند: (وَالْعَصْرِ ‏ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ ‏‏ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ‏)مسليمه‌ سخت‌ در فكر فرورفت‌ آن‌گاه‌ سر برداشت‌ و گفت: بر من ‌نيز مانند آن‌ نازل‌ شده ‌است‌. عمرو به‌ وي‌ گفت: ممكن‌ است‌ آن‌ را برايم‌ بخواني‌؟ مسليمه‌ شروع‌ به‌ خواندن‌ كرد و گفت: «يا وبر، يا وبر، و انما انت‌ اذنان‌ و صدر وسائرك‌ حفر نقر ـ اي‌ وبر، اي‌ وبر! تو جز دو گوش‌ و يك‌ سينه چيزي‌ ديگرنيستي‌ زيرا ساير اندامهاي‌ تو گودي‌ و فرورفتگي‌ است‌». سپس‌ رو به‌ عمرو كرد و پرسيد: اي‌ عمرو! اين‌ سوره‌ نازل‌ شده‌ بر من‌ را چگونه‌ مي‌بيني‌؟ عمرو گفت: سوگند به‌ خدا تو خوب‌ مي‌داني‌ كه‌ من‌ خوب‌ مي‌دانم‌ كه‌ تو دروغگو هستي‌. ابن‌كثير مي‌گويد: «مسليمه‌ كذاب‌ خواست‌ تا به‌ وسيله‌ اين‌ هذيان‌ با قرآن‌ معارضه‌ كند اما حتي‌ پرستشگر بتي‌ را نيز متقاعد و قانع‌ ساخته‌ نتوانست‌». از عبيدالله بن‌حفص‌(رض) روايت‌ شده ‌است‌ كه‌ فرمود: «هرگاه‌ دو تن‌ از اصحاب ‌رسول‌ خدا ص با هم‌ ديدار مي‌كردند، از يك‌ديگر جدا نمي‌شدند تا آن‌كه‌ يكي‌ از آنها بر ديگري‌ سوره‌ عصر را تا آخر نمي‌خواند، سپس‌ بر يك‌ديگر سلام‌ مي‌گفتند و از همديگر جدا مي‌شدند». امام‌ شافعي‌(ره) مي‌گويد: «اگر همه‌ مردم‌ در اين ‌سوره‌ تدبر كنند، اين‌ سوره‌ همه‌ آنان‌ را مي‌گنجد». هم‌ او مي‌گويد: «اگر جز اين‌ سوره‌ هيچ‌ سوره‌ ديگري‌ نازل‌ نمي‌شد، يقينا براي‌ مردم‌ كافي‌ و بسنده‌ بود؛ زيرا اين‌ سوره‌ دربرگير تمام‌ علوم‌ قرآني‌ است‌».
 
 سوره عصر
 
آيه 1‏‏
 وَالْعَصْرِ ‏

‏ترجمه : ‏
«سوگند به‌ عصر» خداي‌ سبحان‌ از آن‌ روي‌ به‌ روزگار سوگند مي‌خورد كه‌ روزگار محمل‌ گذر شب‌ و روز و پياپي‌ آمدن‌ تاريكي‌ها و نور و ظرف‌ رخدادها و اموري‌ در امر قوام‌ يافتن‌ زندگي‌ و مصالح‌ و منافع‌ زندگان‌ است‌ كه‌ روزگار آنها را در بستر خود مي‌پروراند و شكي‌ نيست‌ كه‌ اين‌ امور بر وجود صانع‌ عزوجل‌ و بريگانگي‌ وي‌ دلالت‌ روشني‌ دارند. بنابراين‌، سوگند خوردن‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌روزگار، دليل‌ شرف‌ و اهميت‌ آن‌ است‌، از اين‌ جهت‌ در حديث‌ شريف‌ آمده ‌است: «لاتسبو الدهر، فإن‌ الله‌ هو الدهر: روزگار را دشنام‌ ندهيد زيرا خداي‌ عزوجل ‌خود (آفريننده) روزگار است‌». اما به‌ قول‌ مقاتل: مراد از «عصر» نماز عصر است‌ از اين‌ جهت‌ بسياري‌ از علما «صلاه‌ وسطي‌» را به‌ نماز عصر تفسير كرده‌اند. بنابراين‌ وجه‌ تفسيري‌، اين‌ سوگند اشاره‌ به‌ آن‌ دارد كه‌ عمر باقي‌ مانده‌ دنيا نسبت ‌به‌ آنچه‌ كه‌ از آن‌ گذشته‌ است‌، مانند وقت‌ باقي‌ مانده‌ در ميان‌ نماز عصر و مغرب ‌است‌ پس‌ بر انسان‌ لازم‌ است‌ تا به‌ تجارتي‌ بي‌زيان‌ مشغول‌ شود زيرا وقت‌ به‌ آخر نزديك‌ شده‌ و جبران‌ مافات‌ ممكن‌ نيست‌. اما ابن‌كثير معني‌ اول‌ را ترجيح ‌داده ‌است‌.
	آيه 2‏‏
 إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ ‏

 
‏ترجمه : ‏
جواب‌ سوگند آيه‌ قبل‌ اين‌ است: «كه‌ بي‌گمان‌ انسان‌ در خسر است‌» خسر وخسران: زيانكاري‌، نقصان‌ و از بين‌ رفتن‌ سرمايه‌ است‌. يعني: هر انساني‌ كه‌ به‌تجارت‌ و كار و تلاش‌ مادي‌ و صرف‌ عمر در كارهاي‌ دنيا مشغول‌ است‌، در زيان‌و گمراهي‌ از حق‌ و در معرض‌ نابودي‌ قرار دارد و از اين‌ قاعده‌ هيچ‌ كس‌ مستثني ‌نيست‌، بجز كساني‌ كه‌ در آيه‌ ذيل‌ مورد استثنا قرار گرفته‌اند:
		آيه 3

‏ ‏
‏ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ‏

‏ترجمه : ‏
«مگر كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌اند و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌اند» يعني: مردان‌ و زنان ‌مؤمني