ايي‌ از آن‌ به‌ زير آخور مي‌افتد. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: همچون‌ برگي‌ گرديدند كه‌ چهارپايان‌ آن‌ راخورده‌اند و فقط كاه‌ آن‌ باقي‌ مانده ‌است‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ بخاري‌ و مسلم ‌آمده ‌است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص در روز فتح‌ مكه‌ فرمودند: «خداوند(ج) فيل‌ را از مكه‌ باز داشت‌ و پيامبر خود و مؤمنان‌ را بر آن‌ مسلط گردانيد اما بدانيد كه‌ امروز حرمت‌ آن‌ بدان‌ بازگشته‌ است‌ همچون‌ حرمت‌ آن‌ در ديروز، هان‌! آن‌ كس‌ كه‌ حاضر است‌ به‌ غايب‌ ابلاغ‌ كند».
 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6836.txt">وجه‌ تسميه:﴿ سوره‌ قریش ﴾</a><a class="text" href="w:text:6837.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:6838.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:6839.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:6840.txt"> آيه  4</a></body></html>﴿ سوره‌ قریش ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (4) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ بدان‌ سبب‌ «قريش‌» ناميده‌ شد كه‌ خداوند(ج) در آن ‌از نعمت‌هاي‌ خود بر قريش‌ يادآوري‌ كرده ‌است‌. و سوره‌ «ايلاف‌» نيز ناميده ‌مي‌شود.
 
 سوره قريش آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ ‏
‏ترجمه : ‏
«براي‌ الفت‌ دادن‌ قريش» الفت‌ دادن‌ قريش‌ قبيله‌ پيامبر ص اين‌ بود كه‌ چون‌ در دوران‌ جاهليت‌ به‌ سفرهاي‌ تجارتي‌ مي‌رفتند، در راه‌ مورد غارت‌ و هجوم‌ قبايل ‌ديگر قرار نمي‌گرفتند زيرا اعراب‌ مي‌گفتند: قريش‌ اهل‌ خانه‌ خداي‌ عزوجل‌ هستند و بايد حرمت‌ آنها را نگاه‌ داشت‌. لذا خداي‌ عزوجل‌ به‌ قريش‌ دستور داد تا به‌سبب‌ الفت‌ و ايمني‌اي‌ كه‌ در دو سفر تجارتي‌ زمستاني‌ و تابستاني‌ خود از آن ‌برخوردارند، خداوند(ج) را شكر بگزارند زيرا او هر دو سفر را مورد الفت‌ آنان‌ قرار داد و برايشان‌ آسان‌ گردانيد.
قريش‌، نام‌ مجموعه‌ قبايلي‌ از نسل‌ نضربن‌كنانه‌ است‌ كه‌ از صيغه‌ تصغير «قرش‌» برگرفته‌ شده‌ زيرا قرش‌ حيوان‌ بزرگ‌ جثه‌اي‌ از آبزيان‌ است‌ كه‌ به‌ كشتي‌ها حمله‌ور مي‌شود. قبيله‌ قريش‌ را از آن‌ روي‌ به‌ حيوان‌ قرش‌ تشبيه‌ كردند كه‌ آن‌ حيوان‌، جانداران‌ آبزي‌ ديگر را مي‌خورد در حالي‌ كه‌ خود از دريده‌ شدن‌ مصون‌ و برديگران‌ چيره‌ است‌ و كسي‌ بر آن‌ غالب‌ شده‌ نمي‌تواند. ولي‌ ابوحيان‌ مي‌گويد: «وجه‌ نامگذاري‌ قريش‌ به‌ اين‌ نام‌ اين‌ است‌ كه‌ تقريش‌ به‌ معناي‌ تجمع‌ است‌ و قريش‌ بعد از آن‌كه‌ پراكنده‌ بودند، جمع‌ شدند و قصي‌بن‌كلاب‌ آنان‌ را در حرم ‌جمع‌ كرد».
 
	سوره قريش آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاء وَالصَّيْفِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«الفتشان‌ هنگام‌ سفر زمستان‌ و تابستان» سفر زمستاني‌ قريش‌ به‌ سوي‌ يمن‌ بود زيرا سرزمين‌ يمن‌ گرمسير است‌ و سفر تابستاني‌ آنان‌ به‌ سوي‌ شام‌؛ زيرا شام‌ سرزميني‌ است‌ سردسير. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ قريش‌ در مكه‌ به‌ وسيله‌ تجارت‌ زندگي‌ مي‌گذراندند پس‌ اگر اين‌ دو كوچ‌ تجارتي‌ نمي‌بود، امكان‌ اقامت‌ در مكه ‌برايشان‌ وجود نداشت‌ و اگر مجاورتشان‌ در كنار خانه‌ كعبه‌ وسيله‌ تأمين‌ امنيت‌شان ‌نمي‌شد، آنان‌ قادر به‌ انجام‌ هيچ‌گونه‌ كار و فعاليتي‌ نبودند.
محمدبن‌اسحاق‌ تصريح‌ مي‌كند كه‌ اين‌ سوره‌ به‌ ماقبل‌ خود متعلق‌ است‌ زيرا معني‌ در نزد وي‌ اين‌ است: ما براي‌ الفت‌ دادن‌ قريش‌ و حفظ اجتماع‌ ايمن‌ و مطمئنشان‌ در شهر مكه‌ و الفتشان‌ در سفرهايشان‌، فيل‌ را از مكه‌ بازداشته‌ و اصحاب‌ فيل‌ را نابود كرديم‌.
 
	سوره قريش آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«پس‌ بايد پروردگار اين‌ خانه‌ را عبادت‌ كنند» يعني: اگر قريش‌ حق‌ تعالي‌ را به‌خاطر ساير نعمتهايش‌ به‌يگانگي‌ پرستش‌ نكردند، بايد او را به‌ خاطر اين‌ نعمت‌ مخصوص‌ كه‌ ذكر شد، پرستش‌ كنند. اعلام‌ اين‌ حقيقت‌ به‌ قريش‌ از سوي‌ خداي‌ سبحان‌ كه‌ او پروردگار خانه‌ كعبه‌ است‌، در واقع‌ اعلام‌ بيزاري‌ وي‌ از بتان‌ است ‌زيرا قريش‌ بتان‌ را پرستش‌ مي‌كردند لذا حق‌ تعالي‌ آنان‌ را متوجه‌ اين‌ حقيقت‌ گردانيد كه‌ به‌ وسيله‌ اين‌ خانه‌ كه‌ پروردگار آن‌ لاشريك‌ است‌، بر ساير اعراب ‌شرف‌ و برتري‌ پيدا كرده‌اند پس‌ بايد از كفران‌ نعمت‌ بپرهيزند و شرك‌ نياورند. امام‌رازي: مي‌گويد: «بدان‌كه‌ نعمت‌ دادن‌ بر دو قسم‌ است‌؛ يكي: با دفع ‌نمودن ‌ضرر و ديگري‌ با جلب ‌نمودن‌ منفعت‌؛ و از آنجا كه‌ دفع‌ ضرر از جلب‌ منفعت‌ مهمتر و مقدم‌تر است‌، بدين‌ جهت‌ خداوند(ج) نعمت‌ دفع‌ ضرر را در سوره‌ فيل‌ و نعمت‌ جلب‌ منفعت‌ به‌سويشان‌ را در اين‌ سوره‌ ذكر كرد و با توجه‌ دادنشان‌ به‌ اين‌دو نعمت‌ عظيم‌، آنان‌ را به‌ عبادت‌ خويش‌ فرمان‌ داد تا اين‌ عبوديت‌، شكري‌ در برابر اين‌ نعمت‌ها باشد.
 
	آيه  81
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَآئِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏

آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ از حال‌ منافقاني‌ خبر مي‌دهد كه‌ در ظاهر امر از خود موافقت‌ و طاعت‌ بروز مي‌دهند، اما در باطن‌، خلاف‌ آن‌ را پنهان‌ مي‌دارند: «ومي‌گويند؛ فرمانبرداريم‌» يعني‌: وقتي‌ نزد تو باشند، مي‌گويند: «سمعا و طاعتا»، كارما فرمانبرداري‌ است‌ «ولي‌ چون‌ از نزد تو بيرون‌ مي‌روند، گروهي‌ از آنان‌ شبانه‌ جز آنچه‌ تو مي‌گويي‌ تدبير مي‌كنند» يعني‌: سخنت‌ را تغيير داده‌ و سخني‌ديگر مي‌انديشند و بر زبان‌ مي‌آورند. يا معني‌ اين‌ است‌: سخنت‌ را در مورد مأموريتي‌كه‌ به‌ آنان‌ سپرده‌اي‌ و ايشان‌ را بر آن‌ گمارده‌اي‌، تحريف‌ و تغيير مي‌دهند «و الله مي‌نويسد» در نامه‌هاي‌ اعمالشان‌ «آنچه‌ را كه‌ شبانه‌ مي‌گويند» تا در برابر آن ‌مجازاتشان‌ كند «پس‌ از آنان‌ روي‌ برتاب‌» يعني‌: آنان‌ را به‌ حال‌ و كار و كردارشان‌ واگذار «و بر خدا توكل‌ كن‌» در كار آنان‌ تا فرصت‌ و مجال‌ انتقام‌ از آنان‌ را فراهم ‌گرداند «و خداوند كارسازي‌ را كافي‌ است‌» براي‌ كساني‌ كه‌ بر وي‌ توكل‌ كنند. بدين‌سان‌ حق‌ تعالي‌ به‌ پيامبرش‌ فرمان‌ مي‌دهد كه‌ در مقابله‌ با اين‌ عمل‌ منافقان‌، توكل‌ را با روي‌ برتافتن‌ از آنان‌ يكجا سازد.
آن‌گاه‌ حق‌ تعالي‌ عامل‌ اين‌ بيماري‌شان‌ را كه‌ همانا عدم‌ تدبر در كتاب‌ خدا(ج) است‌، بيان‌ داشته‌ مي‌فرمايد:
 
	سوره قريش آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ الَّذِي أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«همان‌ كه‌ در گرسنگي‌ غذ