لَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و نه‌ شما مي‌پرستيد آنچه‌ من‌ مي‌پرستم» يعني: شما نيز تا آن‌گاه‌ كه‌ بر شرك‌ و كفرتان‌ قرار داشته ‌باشيد، پرستنده‌ خدايي‌ كه‌ من‌ مي‌پرستم‌ نيستيد.
 
	 سوره كافرون آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و نه‌ آنچه‌ را شما مي‌پرستيد من‌ پرستش‌ خواهم‌ كرد» يعني: من‌ هرگز در آينده ‌عمر خود نيز خداياني‌ را كه‌ شما مي‌پرستيد، نمي‌پرستم‌.
 
	سوره كافرون آيه  5

‏متن آيه : ‏

‏ وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و نه‌ شما پرستش‌ خواهيد كرد آنچه‌ را من‌ مي‌پرستم» يعني: همچنين‌ شما در بقيه‌ عمر خود هرگز خدا(ج) را پرستش‌ نخواهيد كرد تا آن‌گاه‌ كه‌ بر كفر و انكار وپرستش‌ بتان‌ قرار داشته‌ باشيد زيرا پرستش‌ خداوند(ج) همراه‌ با شريك‌ آوردن‌ به‌ وي‌، مردود و غير قابل‌ اعتبار مي‌باشد.
يك‌ وجه‌ ديگر در تفسير آيه‌ كريمه‌ كه‌ از نظر بعضي‌ دقيق‌تر مي‌باشد، اين‌ است ‌كه‌ گفته‌ شود: آيات‌ (3 ـ 2) بر اختلاف‌ در معبودي‌ كه‌ مورد پرستش‌ قرار مي‌گيرد، دلالت‌ مي‌كند زيرا معبود رسول‌ خدا ص خداي‌ يگانه‌ است‌ و معبود مشركان‌ بتان‌ و خدايان‌ باطل‌ اما دو آيه‌ (5 ـ 4) بر اختلاف‌ در خود عبادت‌ و پرستش‌ دلالت‌ مي‌كند زيرا عبادت‌ رسول‌ خدا ص عبادتي‌ است‌ خالص‌ براي‌ خداوند(ج) كه‌ هيچ‌ شائبه‌ شركي‌ در آن‌ وجود ندارد و هيچ‌ غفلتي‌ از معبود در آن ‌سراغ‌ نمي‌شود درحالي‌كه‌ عبادت‌ مشركان‌ همه‌ به‌ شرك‌ آلوده ‌است‌ پس‌ اين‌ دو نوع‌ عبادت‌ هرگز با هم‌ جمع‌ نمي‌شود. به‌قولي‌ ديگر: در اين‌ آيات‌ تكرار است‌، مراد از تكرار تأكيد مي‌باشد و فايده‌ تأكيد اين‌ است‌ كه‌ طمع‌ كفار از اين‌ امر كه‌ رسول‌ خدا ص خواسته‌شان‌ را در عبادت‌ خدايانشان‌ بپذيرند، به‌ كلي‌ قطع‌ گردد.
 
	آيه  83
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا جَاءهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُوْلِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلاَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلاَّ قَلِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ خبري‌» حاكي‌ از «ايمني‌، يا وحشت‌ به‌ آنان‌ برسد، انتشارش‌ مي‌دهند» گروهي‌ از سست‌ ايمانان‌ بودند كه‌ وقتي‌ خبري‌ را كه‌ مايه‌ آرامش‌ بود  ـ چون‌ خبر پيروزي‌ مسلمين‌ و نابودي‌ دشمنانشان‌ ـ يا خبري‌ را كه‌ مايه‌ نگراني‌ و وحشت ‌بود ـ چون‌ خبر شكست‌ مسلمين‌ ـ مي‌شنيدند، آن‌ خبر را فاش‌ مي‌كردند. به‌ قولي‌: آنان‌ خبرهاي‌ فتنه‌انگيز و روحيه‌برانداز منافقان‌ را به‌گوش‌ مسلمانان ‌مي‌رساندند و شايعه‌هاي‌ دروغين‌ را پخش‌ مي‌كردند، كه‌ از اين‌ امر فسادي‌ آشكار و خللي‌ دامنه‌دار پديد مي‌آمد «حال‌ آن‌ كه‌ اگر آن‌ را به ‌سوي‌ پيامبر و به ‌سوي‌ اولي‌الامرخويش‌ ارجاع‌ مي‌كردند» اولي‌الامر: اهل‌ علم‌ و انديشه‌، يا فرمانروايان‌ اند كه‌ مردم‌در امور خويش‌ به‌ آنها رجوع‌ مي‌كنند «آن‌گاه‌ اهل‌ استنباط ايشان‌ به‌ آن‌ پي ‌مي‌بردند» يعني‌: اگر چنان‌ مي‌كردند، اهل‌ درك‌ و استنباط، با تدبير و انديشه‌ سالم‌خويش‌، درستي‌ يا نادرستي‌ آن‌ خبر را استخراج‌ و از همديگر تفكيك‌ مي‌كردند، لذا شيوه‌ درست‌ و صحيح‌ برخورد با اخبار و رويدادها اين‌ بود كه‌ آنها از پخش ‌اخبار پرهيز كنند تا رسول‌ خداص خود آن‌ را پخش‌ نمايند، يا اولي‌الامرشان ‌عهده‌دار اين‌ مهم‌ گردند؛ زيرا ايشان‌ به‌خوبي‌ مي‌دانند كه‌ چه‌ چيزي‌ بايد افشا گردد و چه‌ چيزي‌ در پرده‌ كتمان‌ باقي‌ بماند «و اگر فضل‌ خدا بر شما نبود» با پاكسازي‌شما از اين‌ شائبه‌ها «و رحمت‌ وي‌» بر شما نبود، با فرستادن‌ پيامبر و فرودآوردن ‌كتاب‌ خويش‌ بر شما و نگهداشت‌تان‌ از فروافتادن‌ در راه‌ باطل‌ «يقينا از شيطان ‌پيروي‌ مي‌كرديد» در وسوسه ‌افگني ‌هاي‌ وي‌ «جز اندكي‌» از شما و ايشان‌ كساني‌اند كه‌ از فطرتي‌ صاف‌ و پاك‌ برخوردارند.
اگر اين‌ حقيقت‌ را مورد لحاظ قرار دهيم‌ كه‌ (اولي‌الامر) بنابر يكي‌ از وجوه ‌تفسيري‌، علما مي‌باشند؛ وجاهت‌ رأي‌ كساني‌ را در مي‌يابيم‌ كه‌ قضيه‌ اجتهاد را ـ كه‌ عبارت‌ از استنباط احكام‌ است‌ ـ و قضيه‌ مجتهديني‌ را كه‌ علم‌ و تقوي‌ و ملكات‌ باطني‌شان‌ آنان‌ را شايسته‌ استنباط احكام‌ گردانيده؛ شامل‌ مضمون‌ اين‌ آيه ‌گردانيده‌اند.
در روايت‌ مورد اتفاق‌ بخاري‌ و مسلم‌ راجع‌ به‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: چون‌ اين ‌خبر به‌ عمر(رض) رسيد كه‌ رسول‌ خداص زنان‌ خويش‌ را طلاق‌ داده‌اند، به‌ مسجدالنبي‌ رفت‌ و از مردم‌ شنيد كه‌ اين‌ سخن‌ را در ميانشان‌ ردوبدل‌ مي‌كنند، پس‌نتوانست‌ شكيبايي‌ كند و يك‌راست‌ به‌ خانه‌ پيامبرص رفت‌ و اجازه‌ ورود خواست‌، آن‌گاه‌ از رسول‌ خداص پرسيد كه‌ آيا زنان‌ خويش‌ را طلاق‌ داده‌اند؟رسول‌ خداص فرمودند: خير! گفت‌: الله اكبر! آن‌گاه‌ بر سر در مسجد ايستاد و باصداي‌ بلند گفت‌: آگاه‌ باشيد، رسول‌ خداص زنان‌ خويش‌ را طلاق‌ نداده‌اند. سپس‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد.
 
	سوره كافرون آيه  6

‏متن آيه : ‏

‏ لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ ‏

‏ترجمه : ‏
«دين‌ شما براي‌ خودتان‌ و دين‌ من‌ براي‌ خودم» يعني: اگر شما به‌ دين‌ خويش ‌راضي‌ هستيد، بدانيد كه‌ من‌ نيز به‌ دين‌ خويش‌ راضي‌ هستم‌ پس‌ قطعا بدانيد كه‌ دين‌ شرك‌ آلود شما از آن‌ خود شماست‌ و از شما به‌ من‌ تجاوز نمي‌كند و دين ‌توحيدي‌ من‌ نيز محدود به‌ خودم‌ مي‌باشد و شما را با اين‌ باورهاي‌ شرك‌آلودتان ‌بدان‌ راهي‌ نيست‌. بيضاوي‌ مي‌گويد: «بنابراين‌، در آيه‌ كريمه‌ معني‌ اجازه‌ دادن ‌كفر، يا منع‌ از جهاد وجود ندارد تا اين‌ آيه‌ به‌ آيه‌ قتال‌ منسوخ‌ باشد». زمخشري ‌مي‌گويد: «حاصل‌ معني‌ آيه‌ اين‌ است: من‌ پيامبري‌ هستم‌ كه‌ به‌ سوي‌ شما فرستاده‌ شده‌ام‌ تا شما را به‌ سوي‌ حق‌ و راه‌ نجات‌ فراخوانم‌ پس‌ اكنون‌ كه‌ اين‌ دعوت‌ را از من‌ نپذيرفتيد و مرا درآن‌ پيروي‌ نكرديد، حد اقل‌ مرا به‌ حال‌ خودم‌ واگذاشته‌ و مرا به‌ سوي‌ شرك‌ فرانخوانيد».
امام‌ شافعي(ره) و برخي‌ ديگر از علما با اين‌ آيه‌ كريمه‌ بر يكي ‌بودن‌ ملت‌ كفر استدلال‌ كرده‌ و گفته‌اند: كفار همه‌ يك‌ ملت‌اند بنابراين‌، اگر در ميان‌ آنها پيوند نسبي‌ يا سببي‌اي‌ وجود داشت‌، از همديگر ميراث‌ مي‌برند، مثلا يهودي‌ از نصراني ‌و نصراني‌ از يهودي‌ ميراث‌ مي‌برد. اما امام‌ احدبن‌حنبل‌(ره) و موافقان‌ وي