ت‌ ص هيچ‌ نمازي‌ را نمي‌خواندند مگر اين‌كه‌ در آن‌ مي‌گفتند: سبحانك‌ ربنا و بحمدك‌، اللهم‌ اغفرلي: پروردگارا! پاكي‌ تو راست ‌همراه‌ با ستايشت‌. بارالها! بر من‌ بيامرز». همچنين‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها مي‌گويد: «رسول‌ خدا ص در ركوع‌ و سجده‌ خويش‌ بسيار مي‌گفتند: سبحانك‌ اللهم‌ وبحمدك ‌اللهم‌ اغفر لي‌». در حقيقت‌، اين‌ شيوه‌ رسول‌ اكرم‌ ص تفسير عملي‌ اين‌ آيه‌ از قرآن ‌كريم‌ است‌.
بخاري‌ و ديگران‌ از ابن‌عباس‌ رضي‌الله عنهما در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ سوره‌ روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: عمر(رض) مرا با بزرگان‌ بدر به‌ مجلس‌ خويش ‌فرا مي‌خواند اما گويي‌ كه‌ برخي‌ از آنان‌ از اين‌ امر در اندرون‌ خويش‌ دغدغه‌اي ‌مي‌يافتند (يعني‌ ناراحت‌ بودند). روزي‌ عمر(رض) بزرگان‌ بدر را به‌ مجلس‌ خويش ‌فراخواند و مرا نيز با آنان‌ به‌ آن‌ مجلس‌ وارد كرد. من‌ از اين‌ فراخواني‌ وي‌ دريافتم ‌كه‌ عمر(رض) امروز ديگر مرا با ايشان‌ فرانخوانده ‌است‌ مگر به‌ اين‌ هدف‌ كه‌ (فضل) مرا به‌ آنان‌ نشان‌ دهد. پس‌ رو به‌ آنان‌ نمود و گفت: در تفسير اين‌ فرموده ‌خداي‌ عزوجل: (‏ إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ‏)  چه‌ مي‌گوييد؟ برخي‌ از ايشان‌ گفتند: خداي‌ عزوجل‌ در اين‌ سوره‌ به‌ ما دستور داده ‌است‌ تا بعد از آن‌كه‌ ما را پيروز كردو فتح‌ را نصيب‌مان‌ گردانيد، او را ستايش‌ گفته‌ و از او آمرزش‌ بخواهيم‌. برخي‌ هم‌ سكوت‌ نموده‌ و چيزي‌ نگفتند. آن‌گاه‌ عمر(رض) رو به‌ من‌ كرد و فرمود: اي ‌ابن‌عباس‌! آيا تو نيز چنين‌ مي‌گويي‌؟ گفتم: خير! بلكه‌ نظر من‌ اين‌ است‌ كه‌ اين ‌آيه‌ به‌ فرارسيدن‌ اجل‌ رسول‌ خدا ص اشاره‌ دارد. يعني‌ خداوند(ج) با نزول‌ (‏ إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ‏) ايشان‌ را از نزديك‌ شدن‌ وقت‌ رحلتشان‌ آگاه‌ كرد و فرمود: آمدن‌ نصرت‌ و فتح‌، علامت‌ فرارسيدن‌ اجل‌ توست‌؛ (‏ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ...): آن‌گاه‌ تسبيح‌ بگوي‌ همراه‌ با ستايش‌ پروردگار خويش‌ و از او آمرزش‌ بخواه‌ زيرا او بسي ‌توبه‌پذير است). عمر(رض) فرمود: من‌ نيز بجز آنچه‌ كه‌ تو گفتي‌، وجه‌ ديگري‌ براي‌ نزول‌ آن‌ نمي‌دانم‌».
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6867.txt">وجه‌ تسميه: ﴿ سوره‌ مسد ﴾</a><a class="text" href="w:text:6868.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:6869.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:6870.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:6871.txt"> آيه  4</a><a class="text" href="w:text:6872.txt"> آيه  5</a></body></html>﴿ سوره‌ مسد ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (5) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ بدان‌ سبب‌ «مسد» نام‌ گرفت‌ كه‌ خداوند(ج) در آخرآن‌ مي‌فرمايد:(‏ فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ ‏)  كه‌ تفسير آن‌ خواهد آمد. همچنين‌ اين ‌سوره‌ «تبت‌» نيز ناميده‌ مي‌شود زيرا خداوند(ج) در مطلع‌ آن‌ مي‌فرمايد: ‏(تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ ‏) چنان‌ كه‌ به‌ همين‌ مناسبت‌، اين‌ سوره‌ (ابولهب) يا سوره‌ (لهب) نيز ناميده ‌شده‌ است‌.
محدثان‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ سوره‌ از ابن‌عباس‌ رضي‌الله عنهما روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود؛ چون‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد:(‏ وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ)  : (اي‌ پيامبر! بستگان‌ نزديكت‌ را هشدار ده) «شعراء/214»؛ رسول‌ خدا ص از خانه‌ خود خارج ‌شده‌ و به‌ كوه‌ صفا بالا رفتند سپس‌ به‌ فرياد بلند چنين‌ ندا در دادند: يا صباحاه‌! چون‌ قريش‌ اين‌ ندا را شنيدند، از يك‌ديگر پرسيدند كه‌ اين‌ فريادگر كيست‌؟ پاسخ ‌داده‌ شد كه: محمد است‌. پس‌ ندا را اجابت‌ گفتند و پيرامون‌ آن‌ حضرت‌ ص گرد آمدند. آن‌گاه‌ رسول‌اكرم‌ ص خطاب‌ به‌ آنان‌ فرمودند: هان‌ اي‌ بني‌فلان‌! هان‌ اي ‌بني‌فلان‌! هان‌ اي‌ بني‌فلان‌! هان‌ اي‌ بني‌عبدمناف‌! هان‌ اي‌ بني‌عبدالمطلب‌! (و به‌اين‌ ترتيب‌، تيره‌هاي‌ قبيله‌ قريش‌ را يكي‌يكي‌ نام‌ بردند) پس‌ همه‌ آنان‌ سراپا گوش ‌گرديدند تا بشنوند كه‌ محمد ص چه‌ سخني‌ به‌ اين‌ پايه‌ از اهميت‌ دارد كه‌ فريادكنان ‌همه‌ را براي‌ آن‌ فراخوانده ‌است‌. سپس‌ خطاب‌ به‌ آنان‌ فرمودند: آيا اگر به‌ شما خبر بدهم‌ كه‌ سپاهي‌ از سواران‌ از كناره‌ اين‌ كوه‌ بيرون‌ مي‌آيند و بر شما مي‌تازند، آيا مرا تصديق‌ خواهيد كرد؟ همه‌ يكصدا گفتند: ما تاكنون‌ از تو دروغي‌ را تجربه ‌نكرده‌ايم‌ (بلكه‌ تو را به‌ راستگويي‌ مي‌شناسيم). فرمودند: پس‌ اينك‌ من‌ پيشاپيش‌ عذابي‌ سخت‌ شما را از افتادن‌ در آن‌ هشدار مي‌دهم‌. در اين‌ اثنا ابولهب‌ گفت: هلاكت‌ باد بر تو! آيا براي‌ اين‌ كار ما را گردآورده‌اي‌؟! سپس‌ راه‌ خود كشيد و رفت‌. همان‌ بود كه‌ اين‌ سوره‌ نازل‌ شد.
طارق‌ محاربي‌ مي‌گويد: «در بازار ذوالمجاز بودم‌ كه‌ بناگاه‌ با جواني‌ تازه‌ سال ‌روبرو شدم‌ كه‌ مي‌گفت: هاي‌ اي‌ مردم‌! لا اله‌ الا الله بگوييد تا رستگار شويد. در اين‌ اثنا ديدم‌ كه‌ مردي‌ از پشت‌ سرش‌ او را به‌ سنگ‌ مي‌زند به‌ طوري‌ كه‌ هر دو ساق‌ و هر دو پاشنه‌ پايش‌ را خون‌آلود كرده‌ است‌ و مي‌گويد: هاي‌ مردم‌! او دروغگوست‌ پس‌ او را باور نكنيد. پرسيدم: اين‌ شخص‌ دعوتگر كيست‌؟ گفتند: محمد است‌؛ مي‌پندارد كه‌ پيامبر مي‌باشد و اين‌ ديگر هم‌ عمويش‌ ابولهب‌ است‌ كه ‌مي‌پندارد او در اين‌ ادعا دروغگوست‌».
 
 سوره مسد آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«هلاك‌ باد دو دست‌ ابولهب» علماي‌ بلاغت‌ مي‌گويند: در (يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ ‏)مجاز مرسل‌ به‌كار گرفته‌ شده‌؛ يعني‌ جزء اطلاق‌ گرديده‌ اما از آن‌ كل‌ مورد نظر مي‌باشد لذا معني‌ اين‌ است: هلاك‌ باد خود ابولهب‌ با تمام‌ وجود خويش‌. اين‌ جمله‌ نفريني‌ است‌ عليه‌ وي‌. ابولهب‌ يكي‌ از عموهاي‌ پيامبرص، نامش ‌عبدالعزي ‌بن ‌عبدالمطلب‌ و كنيه‌اش‌ ابوعتيبه‌ بود و او را ابولهب‌ مي‌گفتند زيرا چهره‌ سرخ‌ فام‌ و برافروخته‌اي‌ داشت‌. چنان‌كه‌ بيان‌ شد، او با رسول‌ خدا ص بسيار دشمني‌ مي‌ورزيد و ايشان‌ را سخت‌ مي‌آزرد.
«و هلاك‌ شد» اين‌ جمله‌، خبري‌ است‌ از بارگاه‌ خداي‌ سبحان‌ بعد از نفرين‌ عليه‌ وي‌. گفتني‌ است‌ كه‌ تعبير از هلاكت‌ ابولهب‌ به‌ صيغه‌ ماضي‌، مفيد حتمي‌ بودن ‌وقوع‌ هلاكت‌ و زيانكاري‌ وي‌ مي‌باشد و چنان‌ هم‌ شد زيرا ابولهب‌ دنيا و آخرت‌ را باخت‌.
 
سوره مسد آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«هيچ‌ دفع‌ نكرد از او مال‌ او و آنچه‌ اندوخت» يعني: مالي‌ را كه‌ ابولهب‌ گردآورده‌ بود و منفعت‌ و جاه‌ و موقعيتي‌ كه‌ به‌ دست‌ آورده‌ بود، فرمان‌ خداوند(ج) بر نزول‌ هلاكت‌ 